کرهاسب نجاتیافته با موسیقی آرام شد و همنواز شد
ویدئو در آغاز کاملا عادی به نظر میرسد، اما جایی حوالی اوج ترانه، غافلگیری از راه میرسد.
میکایلا خراموف در اینستاگرام، سیمهای گیتار را مینوازد و ترانه معروف «۹ تا ۵» از دالی پارتن را میخواند. اما لحظهای بعد، یک اسب وارد صحنه میشود و با گازهای آرام به سیمهای گیتار، آکوردها را تغییر میدهد.
در دنیای میکایلا، همه اینها بخشی از برنامه است. نگاه او به موسیقی، ترکیبی از درمان، تجربهورزی و بیان احساس است؛ اما همه این بخشها در هماهنگی کنار هم قرار میگیرند.
او به یواسای تودی گفت: «موسیقی باید درباره همین باشد. و حالا دیگر نمیخواهم هیچ کاری را بدون اسبم انجام بدهم. او همهچیز را لذتبخشتر میکند.»
میکایلا که از کودکی در کنار اسبها بزرگ شده بود، در سال ۲۰۲۳ تصمیم گرفت دوباره به سوارکاری برگردد. این خواننده و ترانهسرای ساکن لسآنجلس، کار داوطلبانه را با یک گروه نجات اسب در مورپارکِ کالیفرنیا آغاز کرد؛ جایی که در ازای کارش، آموزش رایگان سوارکاری میگیرد.
او در همانجا با اسبی ۷ ساله به نام یوپیا آشنا شد؛ اسبی که در کنتاکی پرورش یافته بود، آموزش درستی ندیده بود و به نظر میرسید آمادگی گاز گرفتن آدمها را دارد.
این اسب به هیچکس اعتماد نداشت، اما طولی نکشید که میکایلا دلباختهاش شد.
ماهها زمان لازم بود تا آشنایی و اعتماد در رابطه آنها شکل بگیرد، اما پس از ۹ ماه، نقطه عطفی رقم خورد.
روزی میکایلا سازهایش را به اصطبل برد و در مرتع شروع به نواختن گیتار کرد. یوپیا نزدیکتر آمد و دهان و پوزهاش را روی سیمها گذاشت. خیلی زود، اجرای تکنفره میکایلا به دونوازی تبدیل شد.
میکایلا در یک ویدئوی یوتیوب به د دودو گفت: «موسیقی ابزاری بود که به شکلگیری اعتماد کمک کرد.»
او گفت: «نه به او تشویقی دادم و نه چیز دیگری. اتفاقی که افتاد، تا حدی شبیه معجزه بود. انگار از طریق موسیقی با من ارتباط برقرار میکرد یا مرا میفهمید.»
میکایلا چنگ هم مینوازد، برای همین آن ساز را هم به اصطبل برد و یوپیا باز خودش را کنار او میرساند و بینیاش را به سیمها میمالید.
صدا همیشه هم عالی از کار درنمیآمد، اما میکایلا احساس میکرد یوپیا با هر زخمه گیتار با او گفتوگو میکند و این همکاریها، عشق او به موسیقی را دوباره زنده کرده و سرشار از الهامش کرده است.
موسیقی همیشه در خون او بوده است، اما همه آن اجراها و همه آن گروهها، در میان تلاش همیشگی برای کسب درآمد، میتواند به کاری فرساینده تبدیل شود.
شاید فقط به یک اسب نیاز داشت تا دوباره لذت موسیقی را به مرکز توجه زندگیاش برگرداند.
میکایلا گفت: «یوپیا به من الهام داده تا دوباره عاشق موسیقی شوم و با آن مثل یک شغل یا فقط راهی برای پول درآوردن برخورد نکنم.»
او گفت: «میروم و با او موسیقی مینویسم و بودن در اصطبل ــ که جای بسیار الهامبخشی برای نوشتن است ــ و بعد اینکه او هم پیشم میآید و در این روند با من همراه میشود، همهاش لذتبخش است.»
این حس خوشی، میکایلا را به سمت ساخت نخستین آلبومش سوق داده؛ آلبومی که قرار است از برخی صداهای یوپیا هم در قطعهها استفاده کند. این اثر قرار است تجربهای گسترده و تلفیقی باشد که موسیقیدانان پرتغالی را با صداهای فولک و الکترونیک، ترانهسرایی، زخمههای گیتار و البته یک اسب در هم میآمیزد.
او امیدوار است همهچیز تا سپتامبر آماده شود.