پمی هاتن: سطح اول ورزش سوارکاری برای بسیاری دستنیافتنی شده است
با این همه تأکید بر بردن و فشار خفهکننده برای ماندن در اوج، آیا سیستم سوارکاران جوان ما ایراد دارد؟ این مسیر قرار است سکوی پرتابی به رده بزرگسالان باشد، اما بسیاری هرگز موفق نمیشوند این گذار را با موفقیت انجام دهند، چون هیچوقت یاد نگرفتهاند چگونه اسبهای خودشان را آماده و به میدان بیاورند. در واقع، خیلیها تا وقتی مجبور نشوند از رقابت با بزرگسالان پرهیز میکنند؛ و بعد ناگهان با واقعیت روبهرو میشوند.
از سوی دیگر، خطر همیشگیِ نداشتن یک اسب مناسب هم وجود دارد؛ حذف از برنامه ورلد کلاس و از دست رفتن امیدی که با آن همراه است. سطح اسبها آنقدر بالاست که صرفاً شایستگیِ سوارکاری برای نگه داشتن یک سوارکار جوان در آن فهرست برتر کافی نیست.
با این حال، فرصتهای آموزشی فوقالعادهای وجود دارد و مدیریت فعلی تیم نیز عالی است.
در رقابت بینالمللی اخیر ولینگتون، ستارههای تازهای که به میدان آمدند واقعاً در حد همین عنوان بودند.
اما هزینههای مسابقه دادن، در فضایی که خرج کردن بیحدوحصر عادیسازی شده، سرسامآور است.
در دنیای واقعی، چند نفر از جوانان ۱۶ تا ۲۱ ساله میتوانند برای هر بار خریدِ کلاه ایمنی، کت و چکمه سوارکاری، ۱٬۰۰۰ پوند بپردازند؟ یا مثل حرفی که همین اواخر به من زده شد، گلایه کنند که «فقط ۲۵۰٬۰۰۰ پوند برای خرید یک اسب بودجه دارم»؟
وقتی با تحسین به یک سوارکار جوان روی اسبی خیرهکننده نگاه میکردم که زیر نظر مربی خارجیای کار میکرد که فقط برای همان روز با پرواز آورده شده بود، فهمیدم چه تعداد از آرزوها پشت سدِ توان مالی، در خانه محبوس میمانند.
یک روز بالاخره اسبی اختراع میکنیم که بین گوشهایش جای سکه داشته باشد. ۵۰ پنس داخلش میاندازید و گوشش را تا سطحی که میخواهید میچرخانید. آن وقت هر کسی میتواند برنده شود!
البته نشانههایی از امید هم دیده میشود. یکی از سوارکاران جوان محبوبی که میشناسم، از رنگ کردن رویه براقِ چکمههای دستدوم دنیرویش بیشتر لذت میبرد تا خریدن یک جفت نو و درخشان. حتی اسبهای او هم از همان گزینههای ارزان و کنار گذاشتهشدهاند؛ یکی با ۲۰۰ پوند هزینه سیلمی و دیگری که در معاینه دامپزشکی رد شده بود.
اما واقعیت تلخ این است که بدون دسترسی به میلیونها، رقابت در بالاترین سطح برای یک سوارکار معمولی دستنیافتنی است. مگر اینکه گریسی کتلینگ باشید؛ سوارکاری که توانایی و موفقیتش الهامبخش است. مته دال هم فوقالعاده است، هرچند تیمی بسیار باتجربه و برخوردار از امکانات گسترده پشت سر او قرار دارد.
تعداد اندکی خلاف این جریان حرکت میکنند. اما حتی با استعدادی استثنایی هم سوارکاران جوان برای موفق شدن بدون پول، به معجزهای از خوششانسی نیاز دارند. شاید لازم باشد به مسئله توان مالی بیشتر پرداخته شود، اما در نهایت این اسبدانی است که باید تعیینکننده باشد.
تحسین میشوند، اما حمایت نه
در نوشتهها و گفتهها، از مدارس سوارکاری بسیار تمجید میشود و به آنها اعتبار داده میشود که آینده ورزش سوارکاری را پرورش میدهند و ریشه شکلگیری بسیاری از سوارکاران بینالمللی را میسازند.
با این حال، آنها با سرعتی حتی بیشتر از میخانههای روستایی تعطیل میشوند، چون عقل سلیم میگوید اداره چنین مجموعهای از نظر مالی دیوانگی است.
برخلاف برخی کشورهای دیگر، مدارس سوارکاری بریتانیا هیچ حمایتی از سوی دولت دریافت نمیکنند؛ نه مالی و نه از هیچ نوع دیگر. برای نمونه، هیچ جریان حامی و اثرگذاری وجود ندارد که برای دفاع از مجموعههای قانونی و دارای مجوز، با «درس دادن غیرقانونی با اسبهای شخصی» برخورد کند.
گرفتاری کسبوکارهای سوارکاری هم نزد افکار عمومی هیچ بازتاب و همراهیای پیدا نمیکند. این حوزه بهسادگی بیش از حد اشرافی تلقی میشود.
انجمن اسب بریتانیا، از بازاریابی تا مدیریت، درباره نحوه اداره یک کسبوکار، مشاوره و پشتیبانی فراوانی ارائه میکند.
این نهاد ارزیابیهایی در سطح جهانی و مدارکی با اعتبار بینالمللی برگزار میکند.
با این حال، ما که در این ساختار فعالیت میکنیم، ناچاریم فقط برای حفظ حداقل امکانات لازم برای برگزاری اینها، بیشتر از گذشته تلاش کنیم؛ چه برسد به ایجاد فرصتهای شغلی برای افرادی که تازه صلاحیت حرفهای گرفتهاند.
با وجود همه کارهایی که انجام میدهد، انجمن اسب بریتانیا از نفوذ سیاسی کافی برخوردار نیست.
شورای اسب بریتانیا را داریم که در تعامل با دولت عملکرد قابل قبولی دارد، و همچنین وزارت محیط زیست، غذا و امور روستایی را در حوزه سلامت و رفاه اسب که با مسائل ورزشی نیز همپوشانی پیدا میکند.
اما بهروشنی انگیزه چندانی برای دفاع جدی از کسبوکارهای سوارکاری که زیر فشار هستند، دیده نمیشود.
کشاورزان اتحادیه ملی کشاورزان و جرمی کلارکسون را دارند که از منافعشان دفاع میکنند.
اما با وجود تعدد سازمانها، نبود یک «اتحادیه ملی سوارکاری» عملا ما را بیصدا گذاشته است.
مثل کشاورزان، حیوانات ما فقط بخشی از حسابوکتاب هزینه و زمان نیستند، بلکه شیوه زندگی ما هستند.
اما خوب بود اگر میشد اندکی هم درآمد داشت؛ حتی اگر فقط برای این باشد که بتوانیم ادامه بدهیم و به نسلهای آینده هم فرصت تجربه لذت اسب و سوارکاری را بدهیم.
● ورزش سوارکاری چگونه میتواند کاری کند که رقابت در بالاترین سطح دوباره مقرونبهصرفه شود؟
دیدگاههای خود را همراه با نام، نزدیکترین شهر و شهرستان محل سکونتتان به نشانی hhletters@futurenet.com بفرستید تا این شانس را داشته باشید که نظرتان در یکی از شمارههای آینده مجله هورس اند هاوند منتشر شود.