ویژگیهای شخصیتی مالکان بر شیوه تمرین و انتخاب لگام اثر میگذارد
یک مطالعه نشان میدهد تأمل درباره ویژگیهای شخصیتی و گرایشهای رفتاری خودمان میتواند «گامی ارزشمند بهسوی تصمیمگیری آگاهانهتر و اسبمحورتر» باشد.
این پژوهش که در تیلور اند فرانسیس منتشر شده، بررسی کرده است که سبک دلبستگی و ویژگیهای شخصیتی مالکان چه ارتباطی با انتخابهای آنان در تمرین و رابطهشان با اسبهایشان دارد؛ از جمله دفعات سوارکاری، تمرینات زمینی و گذراندن «زمان باکیفیت» با اسب، همچنین انتخاب آنها در نوع افسار و تجهیزات سر اسب.
این مطالعه سبک دلبستگی مالکان، یعنی شیوه ارتباط عاطفی آنها با دیگران، را در رابطه با اسبهایشان بررسی کرده است.
افرادی که دلبستگی اجتنابی بالاتری دارند، معمولاً از نظر عاطفی فاصله بیشتری میگیرند و کمتر به دیگران تکیه میکنند؛ در مقابل، کسانی که دلبستگی اضطرابی بالاتری دارند، بیشتر بهدنبال نزدیکی هستند و از طرد شدن هراس دارند.
اوکئان لیهرمان (Océane Liehrmann)، نویسنده اصلی این پژوهش از دانشگاه تورکو در فنلاند، گفت: «برای ما جالب بود بدانیم آیا این گرایشهای روانشناختی که در روابط انسانی بهخوبی مطالعه شدهاند، در نحوه تعامل افراد با اسبهایشان هم بروز پیدا میکنند یا نه؛ و واقعاً هم همینطور است.»
نتایج این مطالعه نشان داد دلبستگی اجتنابی بیشتر با تعامل کمتر با اسبها ارتباط دارد؛ چه در سوارکاری، چه در تمرینات زمینی و چه در گذراندن زمان باکیفیت با آنها.
دلبستگی اضطرابی بیشتر نیز با صرف زمان باکیفیت بیشتر همراه بود.
همچنین مالکان دارای ویژگیهایی مانند وظیفهشناسی و برونگرایی، احتمال بیشتری داشت که بیشتر سوارکاری کنند و باز بودن بیشتر نسبت به تجربههای تازه نیز با تمرینات زمینی پرتکرارتر مرتبط بود.
سخنگوی دانشگاه تورکو گفت: «نتایج یک الگوی روشن را نشان داد: مالکانی که زمان بیشتری را با اسبهایشان میگذرانند، چه در سوارکاری، چه در تمرین و چه صرفاً در کنار آنها بودن، معمولاً از نظر عاطفی پیوند بیشتری با اسبهایشان دارند.»
او افزود: «در مقابل، مالکانی که از نظر عاطفی فاصله بیشتری با اسب خود حفظ میکنند، معمولاً تعامل کمتری هم با آن دارند و زمان کمتری را صرف سوارکاری و فعالیتهای عملی میکنند.»
دهنه، بدون دهنه یا بدون لگام؟
این مطالعه با دیگر ویژگیهای شخصیتی نیز ارتباطهایی را نشان داد؛ بهطوریکه مالکانی که بیشتر سوارکاری میکردند، معمولاً اندکی سازمانیافتهتر، معاشرتیتر و از نظر عاطفی باثباتتر بودند.
کسانی که بیشتر تمرینات زمینی انجام میدادند نیز معمولاً در شاخص پذیرش تجربههای جدید امتیاز بالاتری میگرفتند؛ موضوعی که «میتواند نشاندهنده کنجکاوی بیشتر و تمایل بالاتر برای آزمودن روشهای تمرینی غیرسنتی و اسبمحور باشد».
این مطالعه همچنین نشان داد مالکانی که از لگام بدون دهنه، یا هم از دهنه و هم از تجهیزات بدون دهنه استفاده میکردند، در مقایسه با افرادی که فقط با دهنه سوار میشدند، معمولاً اندکی امتیاز کمتری در فاصلهگذاری عاطفی داشتند؛ و کسانی که به استفاده از هر دو روش تمایل داشتند، معمولاً در شاخص پذیرش تجربههای جدید نیز امتیاز بالاتری کسب میکردند.
دکتر لیهرمان به هورس اند هاوند گفت: «فکر میکنم این نکته جالبی بود.»
او افزود: «این موضوع را وارد پژوهش کردم، چون میدانم دهنهدار یا بدون دهنه بودن، در دنیای ورزش سوارکاری مسئله بسیار مهمی است.
مردم فکر میکنند این دو نقطه مقابل هم هستند و همین باعث بحثهای زیادی میشود.
برای همین جالب بود ببینیم آیا این موضوع با روانشناسی انسان ارتباطی دارد و معمولاً چه کسانی کدام انتخاب را انجام میدهند.»
«اما بزرگترین تفاوت این نبود که افراد فقط بدون دهنه سوار میشوند یا با دهنه؛ بلکه کسانی که هر دو روش را به کار میبرند، ذهن بازتری دارند و این نشان میدهد آمادگی بیشتری برای آزمودن رویکردهای متفاوت در سوارکاری دارند.»
دکتر لیرمان گفت سوارکاران میتوانند به این فکر کنند که ویژگیهای شخصیتیشان چگونه ممکن است بر نگاهشان به اسبهایشان اثر بگذارد و این موضوع میتواند به رفاه اسب کمک کند.
برای مثال، مالکی که متوجه میشود اضطراب بیشتری دارد، میتواند در نظر بگیرد که این مسئله چگونه بر برداشت او از رفتار یک اسب اثر میگذارد.
او گفت: «فکر میکنم این گام بسیار خوبی برای رسیدن به یک رابطه واقعی با اسب است.
این اسب است و واکنش او به ما، اما بخش زیادی از ماجرا از سمت خود ما هم میآید.
به نظرم ما این بخش را در صنعت اسب نادیده گرفتهایم.»
وقت باکیفیت
او گفت جنبه وقت باکیفیت در این میان کلیدی است؛ تعامل با اسبها فقط برای تمرین و سوارکاری، یک نوع دیدگاه به فرد میدهد؛ اما وقتگذرانی با آنها بدون فشار، در چراگاه یا صرفاً «کنارشان بودن»، دیدگاهی کاملاً متفاوت ایجاد میکند.
او گفت: «فکر میکنم اگر روی این موضوع کار کنیم، این مسئله میتواند تغییر کند؛ شاید در آینده بتوانیم ابزارهایی طراحی کنیم که به مردم کمک کند شیوه دلبستگیشان به اسب، الگوهای شخصیتیشان و تأثیر اینها بر رابطه را بهتر درک کنند.»
او گفت: «بعد اگر احساس کنند لازم است چیزی را در رابطهشان با اسب اصلاح کنند، میتوانند بهجای تمرکز صرف بر رفتار اسب، روی خودشان هم کار کنند.
مردم همیشه آرزوی داشتن رابطهای فوقالعاده با اسبهایشان را دارند، اما این هم مثل هر رابطه دیگری نیازمند تلاش است.»
لیلا کنزفیلد، کارشناس هورسمنشیپ که در نهایت درباره مجاز بودن یا نبودن جفتهای اسب و سوارکار برای شرکت در نخستین رقابت بدون لگام بریتانیا در ماه مه تصمیمگیری کرد، به هورس اند هاوند گفت اکنون در مقایسه با گذشته، آمادگی بیشتری برای در نظر گرفتن شیوهای متفاوت در انجام کارها میبیند.
او گفت: «آنچه در این مطالعه واقعاً جالب است، این است که کسانی که هم از دهنه و هم از سرافزار بدون دهنه استفاده میکنند، در شاخص ذهنبازی حدود ۴ درصد امتیاز بالاتری گرفتهاند.
در برخی از بحثهایی که بعد از این رقابت شکل گرفت، روشن است که هم افراد تردیدآمیز حضور داشتند و هم علاقهمندان؛ و چیزی که برای من جذاب است این است که برای بعضیها این تصور وجود دارد که ماجرا باید حتماً یکی از این دو باشد؛ این پیشفرض که صرفاً چون بدون دهنه و/یا بدون لگام سوار میشوید، یعنی با استفاده از دهنه مخالف هستید.»
خانم کنزفیلد افزود که دیده است سوارکاران از مسیرهای گوناگونی به سوارکاری بدون لگام روی آوردهاند.
او گفت: «همه این سوارکاران نسبت به این امکان گشوده بودند، فارغ از پیشینهشان برای امتحان کردن چیزی متفاوت آمادگی داشتند.»
او گفت: «شاید درس واقعی اصلاً درباره دهنه یا لگام نباشد.
بلکه درباره این است که آیا حاضریم کنجکاو بمانیم، بپذیریم که هیچ روش واحدی همه پاسخها را در اختیار ندارد و آنچه را واقعاً مناسب اسب و سوارکار روبهروی ماست انتخاب کنیم.
اگر بتوانیم این ذهنبازی را حفظ کنیم، رفاه اسب دقیقاً همانجایی میماند که باید باشد؛ در مرکز همه کارهایی که انجام میدهیم.»
● نظر شما درباره این یافتهها چیست؟
نظر شما را در hhletters@futurenet.com دریافت میکنیم. نام، نزدیکترین شهر و شهرستان محل سکونت خود را نیز بنویسید تا این شانس را داشته باشید که دیدگاهتان در یکی از شمارههای آینده مجله هورس اند هاوند منتشر شود.