آخن ۲۰۲۶؛ گفتوگوی کاتارینا همر و هوبرتوس اشمیت
از شاگردی تا سکوی قهرمانی جهان: کاتارینا همر و هوبرتوس اشمیت در پادکست فدراسیون سوارکاری آلمان
کاتارینا همر: «بعضیها حتی میگویند من برده دنوآ هستم»
کاتارینا همر و هوبرتوس اشمیت در پادکست فدراسیون سوارکاری آلمان از مسیر مشترکشان و نقطه اوج ۲۰ سال پیاپی قهرمان جهان شدن سخن میگویند.
طلای تیمی و برنز انفرادی در یک قهرمانی جهان در خاک کشور خودی؛ برای کاتارینا همر (Katharina Hemmer) و دنوآ پیسیاچ (Denoix PCH)، آخن ۲۰۲۶ صحنه بزرگترین موفقیت دوران حرفهایشان تا امروز بود. همر و مربی قدیمیاش هوبرتوس اشمیت (Hubertus Schmidt) در قسمت تازه پادکست فدراسیون سوارکاری آلمان، از مسیر مشترکشان، لحظههای ویژه قهرمانی جهان و افرادی که پشت این مدالها قرار داشتند، میگویند.
زمانی که کاتارینا همر بیش از ۱۳ سال پیش دوره آموزش خود برای تبدیل شدن به متخصص حرفهای اسب را نزد هوبرتوس اشمیت آغاز کرد، هیچکدام تصور نمیکردند این مسیر روزی به کجا خواهد رسید. امروز او در جمع برترینهای درساژ جهان قرار دارد و در آخن توانست به طلای تیمی و برنز انفرادی در گرند پری اسپشیال برسد.
این موفقیت اتفاقی به دست نیامده است. آنها در این پادکست از شراکتی میگویند که طی سالها شکل گرفته و بر پایه اعتماد متقابل استوار شده است. برای همر از همان ابتدا روشن بود که مربیاش تا چه اندازه برای پیشرفت او اهمیت خواهد داشت. او با نگاهی به گذشته میگوید: «اگر هوبرتوس چیزی را به من قول میداد، همیشه همانطور میشد.»
اشمیت هم درباره عملکرد شاگردش با صراحت حرف میزند. او همر را «سوارکاری فوقالعاده» با «اعصابی باورنکردنی» توصیف میکند و تأکید دارد که توانایی او در رقابت تا چه اندازه استثنایی است.
در حالی که همر در میدان درساژ آرامش کامل از خود نشان میدهد، مربیاش مسابقات را بسیار احساسیتر دنبال میکند. بهویژه دقایق درست پیش از اجرای برنامه و هنگام سواری برای او چالشبرانگیز است. اشمیت با خنده میگوید: «وقتی او دارد میراند، برای من فاجعه است. اینطرف و آنطرف دستوپا میزنم که سکته نکنم.» او صادقانه اذعان میکند که امروز تماشای اجرای همر از بسیاری از قهرمانیهایی که خودش در آنها حضور داشته، بیشتر مضطربش میکند.
البته دنوآ پیسیاچ که در اصطبل با محبت «پورزل» صدایش میکنند نیز نقش اصلی را در این روایت دارد. همر از رابطه ویژهاش با شریک ورزشی خود میگوید؛ اسبی که از یک اسب جوان بسیار بااستعداد به مدالآور قهرمانی جهان تبدیل شده است. او درباره کار با این اسب استثنایی میگوید: «هر روز، بزرگترین شادی من این است که او را سواری کنم.»
توصیفهای او از لحظهای که مدال برنز قطعی شد، بهویژه تأثیرگذار است. همر در آن لحظه، پیش از آنکه به جایگاهش فکر کند، به آدمهای زیادی فکر میکرد که پشت این موفقیت قرار داشتند.
او میگوید: «فقط یک حس شگفتانگیز از قدردانی بود.»
چون از مهتر، دامپزشک و نعلبند گرفته تا مالک، نانسی گودینگ، این مدال حاصل یک کار گروهی واقعی بوده است.
این قسمت، نگاهی شخصی به داستان پشت مدالهای قهرمانی جهان دارد، به رابطه ویژه میان مربی و شاگرد میپردازد و نشان میدهد چرا موفقیتهای بزرگ در ورزش سوارکاری هرگز بهتنهایی به دست نمیآیند.