اپیزود هفتادم رادیو چهارنعل گفتگو با رامین ابریشمی

چهار نعل: اپیزود هفتادم رادیو چهارنعل گفتگو با رامین ابریشمی

خلاصه

در اپیزود هفتادم رادیو چهارنعل، مجری با رامین ابریشمی، مسئول برگزاری مسابقات قهرمانی کشور بزرگسالان در سال ۱۴۰۴، به گفت‌وگو نشسته است. ابریشمی به شرایط مطلوب برگزاری و امکانات برای سوارکاران و تماشاچیان اشاره می‌کند و از چالش‌های جذب تماشاچیان و نیاز به بهبود زیرساخت‌ها سخن می‌گوید. او بر اهمیت هماهنگی با مالکین اسب‌ها، نظارت دقیق بر مسابقات و کاهش حاشیه‌ها با استفاده از دوربین‌های نظارتی تأکید دارد. همچنین، به بومی‌سازی قوانین سوارکاری، مشکلات دوپینگ و نیاز به فرهنگ‌سازی در این حوزه پرداخته می‌شود. ابریشمی نگران وضعیت مالی و کمبود اسپانسرهاست و خواستار حمایت قوی‌تری از بخش خصوصی برای ارتقاء ورزش سوارکاری است. در نهایت، او به تلاش‌های پشت‌صحنه و اهمیت همکاری در این صنعت اشاره کرده و از شنوندگان می‌خواهد که با نظرات خود به بهبود شرایط کمک کنند.

موضوعات کلیدی

متن کامل گفتگو

به نام خدا، سلام و ارادت خدمت همه شما شنوندگان عزیز رادیو چارلز. با اپیزود هفتادم رادیو چهار نعل دوباره مهمان شما عزیزان هستم. به شخصه برایم افتخار بزرگی است که توانستم ۷۰ اپیزود را با افراد متفاوت و بزرگ این ورزش برای شما عزیزان تولید کنم. اگر حمایت‌ها و لطف شما عزیزان نبود، قطعاً ادامه مسیر برای من شخصاً خیلی راحت نبود. امیدوارم که با نظرات و پیشنهادات و حتی انتقاداتتان کمک کنید که مسیر بهتر و به‌روزتر و در نهایت منجر به پیشرفت همه اقشار جامعه اسب و سوارکاری شود. مهمان من در این اپیزود رامین ابریشمی عزیز است که مسئول برگزاری رویداد قهرمان کشور بزرگسالان در سال ۱۴۰۴ بود. طبق قولی که داده بودم، قرار بود درباره این رویداد مفصلاً بحث و گفتگو کنیم و به تمام زوایا و حواشی آن بپردازیم. یک اپیزود دیگر ما از بخش قهرمان کشور ۱۴۰۴ خواهیم داشت در حوزه دامپزشکی که آن هم ان‌شاءالله به زودی برایتان تهیه و پخش می‌کنم. امیدوارم که با نظراتتان کمک کنید که مدل محتوا بهتر شود. همکاران من در این اپیزود فرشید جهانبازی عزیز، طراح کاور اینستاگرام و پوستر همین اپیزود، نگینی گودرزی عزیز و عرفان مقدم دوست‌داشتنی، آهنگسازان موزیک اول و انتهای اپیزودهای رادیو چهار نعل هستند.

خوب، دعوتتان می‌کنم که این اپیزود کاملاً جنجالی را بشنوید.

سلام و ممنون از اینکه این وقت را در اختیار بار دوم هستی و خوشحالم از اینکه این گفتگو را پذیرفتی. قبلش یادت باشد گفتم که می‌خواهیم روی یک خورده با هم یک چالشی داشته باشیم دوتایی. امیدوارم که خودت را آماده کرده باشی. اگر سلام و علیکی داری شروع کن که برویم سراغ مبحث اصلی. سلام، وقت همگی بخیر. بله، بار دوم است که در خدمت شما هستیم. امیدوارم که بحث خوبی داشته باشیم و به خوبی پیش برود. اصلاً مهم‌تر اینکه نتیجه هم داشته باشد که در واقع بیننده‌ها و شنوندگان عزیز لذت ببرند و یا به نوعی کاربردی باشد. نه، من خوشحالم واقعاً که به هر حال تو خیلی خوش‌صحبت و واقفی به مسائل. امروز در مورد رویداد قهرمان کشور سال ۱۴۰۴ با هم صحبت کنیم. من یک نظرسنجی در پیج گذاشتم و تو خیلی خوشحالم از این قضیه که تمام خواندی و حتی در مورد بحث کوچک هم کردیم و به یک نقطه نظراتی رسیدیم که منجر شد به ضبط این برنامه. رامین، می‌خواهم به عنوان کسی که سال‌هاست حالا فارغ از اینکه تو مسئول برگزاری، مسئول رسمی برگزاری مسابقه بودی، به عنوان مالک اسب‌سواری که سال‌ها در میادین حضور داشتی، ببینم سوال آخر می‌خواهم اول بپرسم. رویداد ۱۴۰۴ از نظر رامین ابریشمی به عنوان یک مالک اسب در چه سطحی بود نسبت به بقیه قهرمان کشوری؟ ببینید، ما کلی که نمی‌شود بگوییم. در واقع اگر به جزئیات بپردازیم، با دیتیل جز بگویم از سوارکار تا تماشاچی، ما امسال شرایط خیلی خوبی داشتیم. یعنی نسبت به سال‌های قبل اگر شرایطمون بهتر بوده، بدتر نبوده. مثل سال قبل، مثل سال قبلش، استبلامون یک اندازه بود، راهروهای خوب، باکس‌ها سایز بسیار خوب، دسترسی سوارکارها به مانژها خیلی خوب، ابعاد مانژهایمان خوب، بسترشان هم آماده شد. یک هفته کار برد، زمان گذاشت باشگاه با متخصصینی که آمدند و رفتند. آن هم به خوبی انجام شد و دسترسی تماشاچی به سکوی تماشاچی‌ها و به امکاناتی که برایشان فراهم شده بود. خوب، ما این مسابقه در کنار کافه رئیس کنار ما بود. تمهیداتی را اندیشیدند برای اوقاتی که تماشاچی حضور دارد. غرفه غذا بود، غرفه کافه بود، یک شخصی که موزیک را پلی می‌کرد که به خوبی این کار را انجام داد و همه این شرایط را آماده کرده برای مسابقه. خیلی خوب از نظر من مسابقه مسابقه خوبی بود. شرایط استانداردی که ما نیاز داریم برای برگزاری مسابقات قهرمانی کشور از باب یک مالک اسب بود که مسئول برگزاری.

خب، مالک اصل منظور چه کسی که از کجا مسابقه ۳۰ ساله داری تو اسب داری دیگه؟ اگر اشتباه نکنم، ۷۰ خدا پدرت را بیامرزد، الان می‌شود سی و خورده‌ای سال، ۳۴ ساله. به عنوان یک تماشاچی مسابقات سوارکاری دارم می‌پرسم. حالا در مورد آن دیتیل‌ها با هم مفصل صحبت می‌کنیم. ببینید، شما خود فوتبالی هستی دیگه. بله، ما استادیوم آزادی یک زمانی صندلی نداشت، ۱۲۰ هزار تا جا داشت، بعد صندلی شد ۸۰ و خورده‌ای، سالن ۱۲ هزار نفری ۱۲ هزار تاست. با باشگاه ما همه فضایی را دارند که این فضا محدوده. ما برای یک مسابقه در جواب برسم، اتفاقاً می‌خواهم بگویم که ما نمی‌توانیم برای یک راند مسابقه که ممکن است به جای ۱۵۰۰ نفر ۱۷۰۰ نفر ۸۰۰ نفر بیایند، یک فکر عجیبی بکنیم. ما یک پتانسیلی داریم و آن پتانسیل در اختیار تماشاچی است. اما وظیفه داریم یک امکاناتی را برایش فراهم کنیم. ما در این مسابقه آمدیم یک ویدیو وال گذاشتیم، صندلی‌ها گذاشتیم که اگر یک وقتی سکویی جا نداد، فضایی جا نداد، تماشاچی بایستد ببیند از نزدیک، حداقل توی آن مانیتور بتواند ببیند. برای همین به عنوان تماشاچی فارغ از آن پست رسمی در مورد برگزار کننده مسابقه، مسابقه قابل قبول.

ببین، آخه من نمی‌توانم جای تماشاچی عامی فکر کنم. من جای تماشاچی می‌توانم فکر کنم که اصلی اینی که تو آن مجموعه حضور دارم برایم جذاب است. من از یک گوشه‌ای هم که مسابقه را ببینم برایم جذاب است چون آمده‌ام بزرگترین مسابقه سال را ببینم. من نیامده‌ام آنجا پیکنیک، من نیامده‌ام شهربازی، من نیامده‌ام کنسرت بنشینم صندلی. من آمده‌ام مسابقه پرش با اسب، بزرگترین رویداد کشور ببینم با همه هیجان که دارد. ضمن اینکه من یک آدم اصلی هستم پس می‌دانم شرایط چگونه است. درسته، خب حالا بگذار برویم توی قسمت‌های مختلف. یکی از چالش‌های امسال که خیلی‌ها هم تو رادیو هم آنجا خوب من به عنوان کسی که به عنوان علاقمند در اصل بودم و هر سال تقریباً توی ۲۴ پنج سال اخیر همه قهرمان کشورها را دیدم، بحث فضای نشستن تماشاچی نسبت به حجم تماشاچی بود. شما فکر کنم سال سوم که تو قهرمان کشوری برگزار کننده برگزار می‌کنی، درسته؟ مستقیم سال سوم کمیته برگزاری، آره. به عنوان نفری که عملاً مسئولیت برگزاری رویداد داشتی، می‌دانی که روز فینال یک حجم زیادی و ما تو پنج سال اخیر افزایش چشمگیر تماشاچی غیر اصلی داشتیم.

برویم ببینیم این تجربه را داشتید. چرا از قبل اینکه برگزار کنید فکر جایگاه تماشاچی نکردید؟ پس برمی‌گردیم به آن صحبت اولی که عرض کردم. ببینید، ما باشگاهمان یک فضای محدودی دارد. ما حتی نوروز آباد که در واقع شاید فضای حومش بیشتر از نیمکت‌هایش باشد، آنجا هم فضایش محدوده. ما که می‌گویم منظورم الان من دارم از زبان همه باشگاه‌های سواری صحبت می‌کنم. ما نمی‌توانیم برای یک مسابقه و برای یک راند پایانی شاید باشد یا شاید اصلاً روز فینال باشد، بیاییم ظرفیت صندلی باشگاه را یهو مثلاً ۲۰۰۰ صندلی ۳۰۰۰ صندلی. پارسال تو آزمون این کار را کردیم، خب ریسکش را هم پذیرفتیم. زدن داربست خودش ریسک بزرگی است. این ریسک را پذیرفتیم، این کار را کردیم ولی باز هم یک عده ناراضی بودند. سال قبلش هم این کار را کردیم، باز یک سری ناراضی بودند. ببینید، من یک شعاری دارم از یک دوست عزیزی که سال‌هاست از دوستان بسیار خوب سن و سال دارم هم هستند. می‌گفت نه جامعه ایده‌آل تو، نه تو ایده‌آل جامعه. ما هیچ زمانی نمی‌توانیم صد در صد جامعه را در واقع موافق و هم‌نظر خودمان...

تمهیداتی را بیندیشیم. من آن روز هم با شما تلفنی صحبت کردم. ببینید، بحث ما این است که ابتدا باید به ریشه فرهنگی‌مان بپردازیم و کارهای فرهنگی انجام دهیم. این‌که مثلاً من پیشنهاد کنم که صندلی‌ها را شماره‌گذاری و بفروشیم، فکر خوبی است. آیا شماره‌گذاری کردیم و فروختیم، شما به پشت در بیایید و بگوییم آقا شماره صندلی را نمی‌دهیم، قبول. اصلاً برای من مهم نیست، من می‌خواهم بیایم ببینم.

راهکارهایی وجود دارد که باید ابتدا زیرساخت آن را فراهم کنیم. ببینید، این فراهم کردن زیرساخت نیاز به یک سری عوامل متعدد دارد و نیاز به برنامه‌ریزی‌هایی دارد که باید از ۶ ماه قبل شاید انجام شود. یعنی اینکه مثلاً یک باشگاه ما الان برای سال ۴۰۵ بداند که آقای باشگاه ایکس، شما باشگاه ایگرگ، شما برگزارکننده قهرمانی کشور هستید. از حالا بدانید می‌خواهید چه کار کنید. وقتی این فرق می‌کند، حتی تازه آن را هم که بدانید دچار محدودیت می‌شوید. شما می‌گویید ما بلیط نفروشیم، باشد بلیط نمی‌فروشیم، اما ما چگونه بتوانیم قانع کنیم آن.

کسی که می‌آید پشت در، نمی‌توانیم بگوییم که بلیط بر. اگر مثلاً باشگاه ۱۲۰۰ تا صندلی دارد، بگوییم آقا ۱۲۰۰ تا صندلی دارد فروختیم. خب فضاهای مشرف را چه کار کنیم؟ باریکلا، ما می‌گوییم ۱۵۰۰ تا ۱۷۰۰ تا فروختیم. درست به عنوان مثال، حالا چند تا، حالا ما از کجا بدانیم چند تا صندلی، یعنی چند نفر آدم اضافه، آدم اضافه را راه ندهیم. آن آدم اضافه همه از اساتید این رشته هستند. من نگفتم راه ندهیم. ببین پارسال ساعت ۱۱ در باشگاه آزمون بسته شد. من هشت صبح آنجا بودم. دیگر یارو تکلیفش معلوم بود تا ساعت ۱۲ و نیم، یک هر جا می‌خواست برود، برود برسد که حالا پخش زنده ببیند، وقتش داشت.

تیر برق رفتم مسابقه پتانسیل دارد که هجومش زیاد است. یعنی علاوه بر صندلی‌هایی که شما اجازه دارید که صندلی پر می‌شود، خود آن در واقع سکوی چمنی طبیعی که دارد، آنجا طیف زیادی دور تا دور تعداد زیادی می‌ایستند. ضمن اینکه در واقع اسپانسر مسابقه آمد، چیزی بالغ بر فکر می‌کنم ۲۰۰ تا صندلی همچین چیزی میز صندلی گذاشت. بزرگاره بود گذاشتند. ما این امکانات فراهم کردیم اما خوب قطعاً نمی‌توانیم همه را راضی کنیم. یعنی ببینید.

حرفه‌ای چه به عنوان سوارکار، چه به عنوان برگزارکننده، چه به عنوان کلانتر، چه عنوان داور می‌دانست که این چالش را دارید. خب این با حتی اطلاع‌رسانی هم نمی‌شد که آقا چه می‌دانم مثلاً می‌گویم چرا چون تو این تجربه را داشتی. اگر دفعه اول بنده خدا دفعه اولش است، حرفه‌ای هستی توی حوزه و می‌شد ببین من بحث شن یک سری از.

بغل ورودی خودش چالش است. آقا یک دست تکان می‌خورد پرت می‌شود. بستیم دیگر یعنی قبل ولی ما شأن این ورزش و شأن تماشاچی از آن که اسب و عاشق اسب است. اسبی و عاشق اسب چون یک بار می‌آید خاطره خوب انجام دهد.

یکی از مباحث خیلی مهم که من کاملاً موافقم که ما آن فضا را نداریم، نمی‌توانیم این تمهید برای یک روز داشته باشیم که حداقل اگر آن شماره‌گذاری باشد، یک قیمت بلیط متفاوت همه بلیط‌فروشی با چیز است. چون پارسال یادت باشد ما یک چالش داشتیم دم در باشگاه. خب دو نفر آدم با دو تا کارت خون صف عریض و طویل. یعنی پارسال نه ۴۱.

پارسال هم همچین چیزی در حالا پارکینگ بیرون بود ولی آدم‌ها تو صف پرداخت می‌گویم ببین اول از همه زیرساخت آی‌تی‌اش مهم است. این یک، دوم اینکه بحث فرهنگی‌اش مهم است. ما الان باید ببینیم که این ریسک باید به جان بخریم که این دعوا این اعتراض داشته باشیم که پشت در که آقا فلان علاقه‌مند رشته فلان پیشکسوتمان فلان.

عزیزی که از شهرستان آمده دسترسی نداشته نتوانسته بگیرد و حالا آمده پشت در الان ما چه کارش کنیم باید آن را هم بدهیم. ما همین الان خیلی از اوقات سوارکارانمان یهو مثلاً گیر می‌کنند تو ثبت‌نام می‌گوید نمی‌دانم این کد را زدم نخوانده. می‌گوییم بابا این را مثلاً وی را باید وا بزنی این را باید اینجوری بزنی. ببینید آن خیلی کار یعنی یک پروسه زمان‌بر و با یک برنامه‌ریزی دقیقی می‌خواهد به این راحتی‌ها هم نیست. ضمن اینکه شما وقتی که شما قطعاً کنسرت رفت قطعاً استادیوم رفته قطعاً استادیوم رفتی تو می‌گیرند یک مقداری ببین محسن من در این سال‌هایی که تو برگزار من پنج ساله یعنی سال ۹۹ که وارد یک سال تو مشهد برگزار.

تو این ۵ سالی که مسابقات فدراسیون و آزمون صدرا برگزار الان هم که در خدمت باشگاه بام هستم بالغ بر ۶۰ تا مسابقه برگزار من با مرتضی ذاکری کار کردم و با عباس مهاجر کار کردم تشکر می‌کنم چون خیلی چیز یاد گرفتم حالا در واقع روحیات من با عباس خیلی نزدیک‌تر بود به هر حال یک خورده شاید بیشتر بود دست خط ما نمی‌توانیم همه را راضی کنیم یعنی ما خیلی زحمت می‌کشیم و خیلی تلاش می‌کنیم اما متأسفانه اصلاً تلاش دیده نمی‌شود. درسته یعنی روی چیزهای عزیزان تماشاچی دوستانمان در واقع فوکوس می‌کنند که اصلاً شاید جز.

طرح مسئله کالباسی که کلی ضرر دارد با یک نوشابه که دنیا ضرر دارد می‌خرید ۳۴۰ ۵۰ مسابقه قهرمانی کشور ببینید قبل این مصاحبه با هم گپ زدیم دیگر الان استادیوم آزادی چقدر می‌گیرد برای صندلی‌اش. من دیدم ۴۳ تو یکی از این سایت‌ها زدم که قیمت زده روبرو جاده ۲۵۰ تومان تازه یارو می‌آید از سه ساعت قبل می‌آید می‌رود می‌نشیند. ببینید مسابقه است به هر حال صف دارد باید بلیط بخرید بیایید خوب اینکه اجتناب‌ناپذیر اما در آن قسمتی که باید یک فکری بکنیم برای تماشاچی من با تو موافق گذشت.

باز کردنش کمک کن حالا که الان فدراسیون هنوز به آن شرایط استیبل نرسیده متأسفانه تا ۵ آذر هم که انتخابات شود برسد و این کشتی به گل نشسته که از گل در می‌آید دوباره می‌رود تو آب گل در بیاید تو دریا ولی برای سال آینده برای مسابقات بعدی باید یک فکری بکنیم قطعاً این حالا قبل صحبت کردم این دوتا جرقه تو ذهنم زده شد قطعاً برای سال دیگر اگر ان‌شاءالله عمری باشد باشم قرار من برگزار کنم اولین کاری که خواهیم کرد قطعاً صندلی خواهیم فروخت یعنی من فکر می‌کنم یکی از.

استارت‌هایش این است که ما شروع کنیم صندلی را می‌فروشیم فضا را باید تعریف کنیم حالا قطعاً اتفاقات بهتری در سال آینده خواهد افتاد حالا ان‌شاءالله که تا اینجا برویم ببینیم چه می‌شود تکلیف معلوم می‌شود خب رامین یکی حالا ما اینجا بحث تماشاچی بحث اصلی من همیشه توی این حوزه آن علاقه و است.

اولی که برگزار شد حساب‌های پایین باشگاه بام انتخاب شد برای و آن به هر حال باشگاه با همه ظرفیت و حسن که دارد به هر حال آن شیوه مسئله خودش را دارد و من به کرات دیدم برای محوطه دست گردون و تو این شیوه راه می‌رفتند پایین انتخاب نکردیم ببینید خب من اول اینجا تشکر کنم از امید خالقی و همچنین مالکین باشگاه بام شما خودت می‌دانی دیگر وقتی که شما مالک اسب هستید و وارد باشگاهی می‌شوی داری پانسیون با اصطبل اجاره شماست مثل خانه می‌ماند خون خانه اسب خب یک همکاری شایانی با ما کردند.

جابجایی اسب‌ها، یعنی می‌خواهم بگویم که خیلی دلم می‌خواهد درباره این موضوعات کمی جلوتر توضیح بدهم. این مسابقه‌ای که ما می‌بینیم و دوستان می‌بینند، نیست. قطعاً عزیزانی که در حوزه اسب فعالیت می‌کنند و دوستانی که برگزار کرده‌اند، می‌دانند که هماهنگ کردن با مالکین، جابجا کردن اسب‌ها و خالی کردن باکس‌ها یک پروسه زمان‌بر و بسیار طولانی است. امسال اتفاقی که افتاد این بود که با توجه به تعداد باکس‌هایی که در واقع اصطبل بالا خالی داشتند، ترجیح بر این بود که ما در اصطبل بالا باشیم، به دلیل اینکه همه چیز در دسترس بود و ما دو مانژ بالا داشتیم.

و ضمن اینکه دسترسی سوارکاران راحت‌تر بود و کمی خلوت‌تر بود، حتی این پیش‌بینی را هم کردیم که اگر امکانش باشد و زمانی خواستیم به پایین برویم، در پایین را باز کنیم که آن در را هم آقای خالقی زحمت کشید و دستورش را داد و در واقع تیم تاسیسات نگهداری این کار را انجام دادند. در پایین را هم ساختند و رمپ هم زدند و باز کردند که از آنجا برویم، ولی خب در نهایت به اصطبل‌های بالا رسیدیم. به نظرم شرایط خیلی خوب بود. نه به خاطر آن شیوه می‌گویم که حالا به نظر من با توجه به اینکه حالا از نظر قیمتی هم آن بحث قیمتی یک طرف و بحث مراقبت، یکی دو تا خوب سرعت خوردن و ممکن بود که حتی مجبور بشوم، ولی حالا خدا را شکر به خیر گذشت. ولی از لحاظ اصلی، آن اصطبل‌های پایین به نظر منی که اسب یعنی کار اسب منطقی‌تر بود. خب باید شرایط مهیا باشد، ولی واقعاً درک می‌کنم اینکه بخواهد این همه ساعت تلاش کند و خواهش کند و از آن‌ها راضی‌شان کند. بچه نگاه می‌کنم و شاید راضی نشوم، الان می‌رود جایش عوض می‌شود و ته می‌افتد. این را هم قبول دارم، ولی می‌گویم کاش اصطبل پایین بود، حداقل برای رفت و آمد اسب‌ها.

شیب تند باشد، به کرات اسب خود باشگاه می‌آیند و می‌روند. اسب‌های بقیه اما یک سری اتفاقات ممکن است بیفتد که اصلاً در واقع ربطی هم به آن شیوه شاید نداشته باشد. شاید حالت روتین. کی فکر می‌کرد که اسب رضا حاجی کندی تنگ بیفتد؟ مقصر باشگاه اسب صبح خوراک خورده، خوابیده، تنگ افتاده. خوب این اتفاق افتاده. می‌خواهم بگویم ببین.

این‌ها اتفاقاتی هستند که ما نمی‌توانیم بگوییم در واقع منجر می‌شود به حوادث کلی. نه، یک چیزی که ممکن است در هر جایی سر بخورد. تو خودت سوار اسب می‌شوی، می‌روی گشت، یهو پایش را می‌گذارد. آره درست است، ولی می‌گویم ما به عنوان کسی که کار اسب می‌کند، بحث ایمنی را در حقیقت بیشتر نگه‌داریم. فارسی حرف بزنم خب رامین، یک مبحثی که چندین سال است با آن درگیر هستید و امسال کمی حاشیه‌اش هم بیشتر از بقیه بود، بحث نظارت کلان‌ها بود و چرا حالا یک تعداد دوربین مثلاً اجاره شود یا مانیتورینگ صد درصدی که اینقدر این حاشیه.

به قول معروف قطور نشود و منجر نشود به تولید و التهاب روانی بین سوارکار و نمی‌دانم کمیته انضباطی و این داستان‌ها. مثلاً ما دو تا سالن داریم، مثلاً حالا این دو تا سالن مثلاً ۱۰ تا دوربین می‌خواهد اجاره کنیم، همه باکس‌ها یک جوری دوربین مشخص شود، یک نفر آنجا مانیتورینگ کند، نه کلانتر برود و بیاید، یک مراقبت‌های این‌چنینی که این حاشیه کمتر شود. حالا بهش فکر کرده بودیم. آره، من بهش زیاد فکر کردم، اما وقتی با دوستانم که در مسابقات مرزی فعالیت می‌کنند، سینا اجدری از سینال بهت می‌گویم چرا محسن ذاکری و حالا استاد همه‌مان آقای علی مهاجری در هیچ جای دنیا مانیتورینگ نمی‌کنند.

چیزی تحت عنوان اینکه دوربین بگذاریم که آی کسی نرود تو باکس آمپول نزند، همچین چیزی نداریم. ما تست دوپینگ داریم، به هر حال دامپزشکان تارگت می‌گیرند، رندوم می‌گیرند، از مقام‌ها می‌گیرند، اگر که دوپینگ کرده باشد، تستش در می‌آید. ما چیزی تحت عنوان نداریم. خود سوارها می‌آیند دوربین می‌گذارند، مجاز هم هستند دوربین بگذارند، فقط اسب خودشان برای اینکه حادثه.

برگزارکننده بخواهد برای مسابقه بیاید مثلاً چه می‌دانم ۱۰۰ تا دوربین، ۱۰۰ تا باکس دوربین بگذارد، بالاخره یک چیزی که بحث زدن دارو را بگیریم، حتماً لازم نیست این کار را کرد. دیگر مثلاً می‌خواهیم چه چیزی را ثابت کنیم؟ خب حاشیه همیشه هست. مگر الان مثلاً یک عده می‌گویند که آقا مثلاً اسبش دوپینگ بوده این حرف‌ها. البته حالا اسمش را نبریم. حالا یکی از اسبش مثلاً دوپینگ در از سر گرفتن خوب، ولی من خودم بارها دیدم خیلی‌ها می‌زنند.

راه می‌روند. دیگر شما در هیچ مسابقه‌ای نمی‌توانید حالا بعداً مطلب من را تایید کنید. شاید کلانتری که در واقع برون مرزی هم رفتند، شرکت کردند، کار کردند، بپرسید. شما هیچ مسابقه‌ای کلانتر را سر اسب اصلاً که خلاف. یعنی سوارکار می‌تواند شما را توبیخ کند، بکشد. کمی تو آمدی جلو نظم ذهنی من به هم ریخت. چی می‌خواهی جلو اسبم تو دور تو می‌زنی می‌روی. دیگر ولی من خیلی وقت دیدم کلانترها.

خیلی از بچه‌های کلانتر که بودند، آمدند مثلاً یک حالتی وایسادن که می‌خواهی یک کاری بکنی، ما اینجاییم. قبوله، این هم فرهنگ. ۲۰ تا اسب داریم، آدم کلانتر لازم نیست این کار بکنیم. این بحث دنیا، ما همه چیزمان شبیه هیچ جای دنیاست.

هیچ جای دنیا با همه مسائل دیگر، وقتی ما می‌رویم اسب گران حرفه‌ای می‌خریم، وقتی ما زین بهترین زین دنیا را می‌خریم، وقتی ما بهترین مکمل‌ها و داروها، وقتی مربیان ما با علم روز دارند پیش می‌روند و به هر حال خودشان را حرفه‌ای این کار رشته می‌دانند که قطعاً هم هستند، پس چطور اینجا همه چیز مثل دنیاست، قوانین مثل اف بی آی است، پرش اسب‌هایمان همین‌طوری، فواصل مانژهایمان، طراحی مسیرمان، ما همه‌چیزمان مثل دنیا دنیاست. چرا آنجاهایی که در واقع به نفعمان نیست، آنجا که می‌خواهیم حاشیه درست کنیم و نمی‌توانیم درست کنیم، خب نمی‌شود دیگر. ما یا باید بگوییم کلاً از دنیا جداییم.

قوانین ملی داریم، باریکلا قوانین ملی، قوانین ملی آن باز یک بحث دیگر است، یک مبحث دیگر است که یک سری قوانین با توجه به شرایطی که شما دارید در کشورت بومی‌سازی می‌کنید. مثلاً من این را نمی‌دانم، دارم شنیده نقل قول می‌کنم. آلمان به عنوان مثال دو کپ ندارد، سه کپ دارد. تا یک ارتفاعی تا سه کپ اجازه می‌دهد ادامه بده. ببین آن بومی‌سازی یک سری قوانین در جهت بهتر شدن روند پرش با اسب کشورش، آن یک بحث دیگر است. اما این بحثی که الان ما مثلاً می‌گوییم خب چرا دوربین نمی‌گذاریم.

لازم نیست. ما تست دوپینگ داریم. حالا خیلی آمپول می‌زنند، دکتر تو رنکینگ نمی‌آید. من دیدم سوارکار آمپول زده بپرد، دامپزشک یقه همسر دوپینگ دور زده. یعنی خیلی قشنگ ببین الان دیگر دام اکتفا نمی‌کند، مخصوصاً در مسابقات قهرمانی، مسابقات بزرگ اکتفا نمی‌کند به مقام‌های برتر مسابقه. فکر می‌کنم چند گرفتیم مسابقه. فکر می‌کنم پنج تا شش تا گرفت. شش تا پنج تا شش جواب منفی آمده شنیدم.

ولی خب هم تارگت گرفتند، هم رندوم گرفتند. ببین الان یک چیز صادقانه بگویم. الان گذشت آن زمانی که من و تو حالا من خودم سواری می‌کردم، سواری می‌کردیم، یک چیزی می‌زدی در تازه آن موقع هم می‌زدی شاید در نمی‌آمد. اینقدر علم پیشرفت کرده، اینقدر داروها به روز شده که از و اینقدر دامپزشکان و سوارکارانمان علمشان رفته بالا که می‌دانند چه دارویی را با چه دوزی مصرف کنند. این اگر می‌بینی یک چیزی در می‌آید، نه به خاطر دارو بوده، به خاطر شاید آن طول درمان بوده که در آمده.

مثلاً اگر قرار بوده سه روز بعد از بدنش خارج شود، بنا به یک سری فعل و انفعالات شیمیایی، مثلاً چهار روز در بدنش بوده که خارج شده است. حداقل من این را در مورد یکی از دوستان نزدیکم دیدم که گفتند این تا هفت روز در بدن بوده و روز نهم به مسابقه رفته بود و تستش مثبت شد. یعنی می‌خواهم بگویم علم اینقدر پیشرفت کرده و الان خیلی ساده‌انگاری است که دنبال این باشیم که آمپول زدی بگیریمت. اگر کسی بخواهد بزند، هیچ‌کس نمی‌تواند بگیردش.

یعنی تو خودت می‌دانی ما همه‌مان اتفاقی می‌افتد، یک آمپولی گرفته می‌شود یا چیزی پیش می‌آید. آن در واقع برمی‌گردد به آن عدم سرعت که انقدر همه حرفه‌ای‌اند. ضمن اینکه الان خیلی کم دیده می‌شود تزریق انجام شود، به دلیل اینکه نه دنبال آن استرس هستند. حالا این بحث.

آمپول زدن شخص را کنار بگذاریم، خود آن سوزن به اسب استرس می‌دهد. وقتی کسی اسبی دارد که قیمتش بالاست، به جای اینکه خمیر را بخرد، آمپول را بخرد، حاشیه‌ها زیاد می‌شود و یک سری صحبت‌ها و حرف و حدیث‌ها راجع به یک سری مسائلی که با هم و این تیم آن بوده و این با آن بوده و این داستان‌ها. به هر حال پیشنهادی که به ذهن من رسید این است که مانیتورینگ ساده با ده دوربین یک هفته رقمی می‌شود و می‌توان جلویش را گرفت. از نظر من، حالا تو می‌گویی نیازی نیست ولی می‌گویم این حواشی همیشه بوده.

و این اتفاقات می‌افتد. هر گروهی که کار می‌کند، عده‌ای دیگر دلخور می‌شوند. ممکن است حالا بنا به هر دلیلی دوست داشته باشند که حالا چیزی هم بگویند ولی من خیلی این‌ها را در طی این سال‌هایی که کار کردم، دیگر گوشم بدهکار نیست. کیفیت برایم خیلی مهم است. جای اسب، مکان کارگر، دسترسی سوارکار به اسب، کیفیت مانژ، بحث اسکان کارگر باشگاه‌های دیگر.

و این خودش یک چالش است برای کارگران. انصافاً این بچه‌ها انقدر عشق هستند که تحت هر شرایطی می‌مانند. حالا فکر کنید فضایی باشد که کمی مرتب‌تر و منظم‌تر باشد. پانزده نفرشان در اتاق مرتب و منظمی چند ساله من دیدم چادر می‌زنند و بچه‌ها در چمن می‌خوابند. بله، ببینید در واقع این بچه‌ها که مراقبین اصلی هستند و زحمت می‌کشند، خوب معمولاً همه‌شان دوست دارند در هر باشگاهی که هستند، در اتاق دوست و رفیقشان باشند.

عده‌ای که خب غریبه‌ترند یا ترجیح می‌دهند که در اتاق نباشند، چادر می‌زنند. اما محلی را امسال هم مثل سال‌های گذشته برایشان تعبیه کردیم که در این محل چادر بزنند که هم در دید نباشند و هم برای خودشان راحت‌تر باشد. به هر حال هم سرویس بهداشتی در دسترسشان بود و هم محلشان محل بود. در واقع هم نزدیک اسب‌ها بودند و هم در معرض دید نبودند. اما می‌گویم این دوباره باز برمی‌گردد به اینکه ما شاید در سال‌های آینده این اتفاق بیفتد و بتوانیم به سمتی برویم که اصلاً کم‌کم باشگاهی داشته باشیم مختص مسابقه.

من به ضرس قاطع عرض می‌کنم ما در هیچ باشگاهی این پتانسیل را نداریم که برای یک رویداد چون آن‌ها بحث یک رویدادها را دارند. من این باشگاه مسابقه‌ای است. من سالی ده تا مسابقه دارم و همه این‌هایی که تو می‌گویی باید فراهم شود. اما وقتی که این اتفاق نیست و باشگاه‌ها در واقع مسابقه برگزار می‌کنند، هیچ باشگاهی را من الان سراغ ندارم که این امکان را داشته باشد که مثلاً بتواند برای شصت اسب و شصت کارگر یک فضای یعنی اتاق داشته باشد. ما یک ساعت در محک اگر اشتباه نکنم سی‌اس‌آی بود، این کار آقای سیام منصوری انجام داد.

فراهم کند ولی در واقع این امکان خوب قاعدتاً می‌گویم به دلیل اینکه شرایطی که باشگاهمان دارد واقعاً شاید امکانش نباشد و قطعاً هم نیست مگر اینکه حالا یک روزی به جایی برسیم اینقدر خوب شویم و اینقدر صنعت پیشرفت کند که اصلاً یک باشگاهی باشد مثل همه جای دنیا مختص مسابقه یا اینکه اصلاً یک سیستم پرتابلی داشته باشیم که.

جمع کنیم همه را برویم یک جا پهن کنیم، حصارهایمان را بزنیم و دوباره جمع کنیم. خیلی خوب است که از این سیستم باشگاه بیاییم بیرون و برویم لونجینگ. دیگر وسط شهر را می‌بندند و مانعش را پهن می‌کنند. جایگاه تمام المپیک را می‌برند تو کاخ برگزار می‌کنند. لونجینگ می‌رود تو میامیچ کنار ساحل می‌زند. خب بله، ما باید به آنجا برسیم ولی خیلی فاصله داریم. بله، امیدوارم که برسیم حداقل. خب یکی از مسائل امسال که خیلی.

روز اول قهرمانی، روز قبل از اول یعنی ورود اسب‌ها خیلی حاشیه‌ساز شد. بحث و می‌خواهم ببینم تو در این زمینه حالا می‌دانم تو مسئولی با کمیته دامپزشکی و این داستان‌ها ولی می‌خواهم ببینم آن کسانی که آنجا حالا به هر دلیلی می‌روند تو فاز هلدینگ و نمی‌دانم آن اتفاقات و این‌ها یک سری شلوغ‌کاری‌ها شد که درخور ورزش سوارکاری نبود. این‌ها پیگیری می‌شوند که دفعه بعد یک دامپزشک جرات کند بیاید و بایستد؟ تجربه دارم می‌پرسم برگزار کننده بنویس آنجا.

از مابقی قضیه خبردار خواهی بود دیگر. یعنی خبردارت کردن برگزار کننده چه تمهیدی می‌چینی که دفعه بعد یک دامپزشک دیگر هم بتواند نظر مخالف بدهد؟ ببین ما یک معضل خیلی بزرگی که داریم تو جامعه‌مان که خیلی بزرگ در همه بخش‌ها هم هست. حالا اگر فرصتی باشد برسیم اشاره کنیم. ما در بخش کوچینگ کنار بحث ایستادن تماشاچی به چه همه خیلی خیلی بحث مفصل شاید در این مقاله نگنجد. یک بحث فرهنگی.

ما در واقع باید به آن بخش برسیم که بپذیریم یک نظری را چه غلط و چطور این منوط به جامعه سوارکاری هم شاید صرف نشود. قطعاً تو جامعه هم می‌بینیم. ما تو جامعه شما من به کرات پیش آمده ورود ممنوع آمده‌ام. گفتم این یک بحثی که در همه سطوح جامعه است. امسال هم این ما یک اتفاقی شاهدش بودیم. خب این در تخصص من نیست اصلاً نه در تخصص من است نه در جایگاه که بخواهم نظر بدهم. اما خوب به هر حال اولین سالی بود که ما یک تعدادی را فکر کنم بالغ بر پنج رأس چک اولیه رد.

دامپزشکان باید نظرشان را بدهند که تخصصی است. اما تا آنجایی که من شنیدم و دیدم خب نظر نظر کمیسیون دامپزشکی حالا چه درست چه غلط آن را در واقع باید خود کمیسیون دامپزشکی دلایلشان را عنوان کنند که به چه دلیل بوده و آیا اصلاً باید بگویند یا نباید بگویند. اما آن اعتراضی که پیش آمد به هر حال ما این را هم باید بپذیریم. چون من خودم مسابقه رفتم برای یک مسابقه قهرمانی کشور فراتر از آن چیزی که.

بیننده‌های غیر از اسبی این برنامه را ببینند هزینه می‌شود و وقت گذاشته می‌شود و دقت می‌شود به همین دلیل که به مراتب حساسیتش از مسابقات عادی بیشتر است. چرا که این اسب است که می‌خواهد بیاید قهرمانی کشور بپرد. حداقل حداقل از سه ماه قبل روی ویتامین تو آره دقیقاً کلام کلیات تو اردو بوده. خب پس قطعاً حساسیت رویش زیاد است به همین دلیل هم که شاید یک اتفاق بیفتد که تو بعضی اوقات عصبانی بشوی یا دلخور بشوی یا بحثی پیش بیاید.

اما دامپزشکی که به کارش مطمئن است قطعاً نگران این نخواهد بود که من مسابقه بعدی تو را رد بکنم یا رد نکنم. جداست بحث فنی دامپزشکی آن داستان و آن حرف و حدیث و آن داستان در شأن دامپزشکان نیست. من واقعاً خودم شخصاً صحنه‌هایی دیدم و بچه‌ها اعتراض می‌کردند. حالا این را از بابت اینکه تو کلانتر بین‌المللی هم هستی که اشتباه نکنم بین‌المللی هستی ببینم رأی دامپزشکی هم قابل اعتراض من شنیدم نیست باید از خودشان بپرس به هر حال اعتراض.

در هیچ جای دنیا نظر نهایی نظر کمیسیون دامپزشکی است و هیچ بحثی هم روی آن نیست و اینکه حالا چرا تأیید شده یا نشده، در واقع نظر آنهاست و اعتراضی هم به آن وارد نیست به خاطر اینکه در آن لحظه ممکن است دامپزشک چیزی دیده باشد که از دید او حالا لنگش باشد، ممکن است حالا شاید نظرش درست نباشد نمی‌دانم باید خود دامپزشک بگوید ولی نه اطلاعات تا آنجایی که من می‌دانم و سوادم اجازه می‌دهد اعتراض وارد نیست ولی خوب به هر حال شما باید اعتراض کنید دیگر حق اعتراض دارید.

حالا قطعاً یا توجیه می‌شوید می‌پذیرید یا اینکه توجیه نمی‌شوید قبول نمی‌کنید ولی خب حالا اعتراض کردن به نظرم از رسمی یا نه توی قوانین فدراسیون جهانی سوارکاری اعتراض به نظر دامپزشک رسمی است یا نه تا آنجایی که من می‌دانم نه ولی خب قطعاً دامپزشکان عزیز بهتر می‌توانند ولی تا آنجایی که من می‌دانم نه اعتراض به نظر دامپزشک به هیچ عنوان نمی‌شود مدیریت کرد که مثلاً چه می‌دانم توی فضایی باشد یا اصلاً تو قوانین بین‌المللی هم ما ببینیم قرنطینه کرد مثلاً که این حرف فقط خود سوارکارش بیاید بایستد نه همه می‌توانند ببینند اما شما پشت.

سر و ته لاین نمی‌توانید بایستید اجازه گرفتن فیلم هم ندارید آنچه که شما تو فیلم دارید می‌بینید با آنچه که دارید زنده می‌بینید خیلی ممکن است فرق کند ممکن است یک تأخیر تو فیلم ببینید که تو حالت عادی نبینید اگر اشتباه نکنم فیلم گرفتن اشکال ندارد خب رامین امسال.

چون به خاطر سلامت اسب و رعایت آن زمان استراحت و ریکاوری بین دوران و این داستان‌ها یک فاصله تقریباً سه ساعته‌ای بین راندهایتان بود چه روز دوم چه روز سوم تا سه ساعت ولی یک داستانی که دو سال پیش تو باشگاه آزمون استراتژی کردند حالا تماشاچی‌ها جای‌شان از دست نمی‌دادند نگران جا نبودم امسال هیچ برنامه به قول معروف سرگرمی تعریف نشده بود و خیلی خود بالا باز تا نفر اول سه ساعتی.

مسابقه سرگرمی چه می‌دانم سوارکاری مسابقه پرش آدمی یک چیزی که حالا یک سرگرمی تولید کند بعد یک ساعت برنامه نداشت فقط موزیک گذاشته بود خیلی دلچسب نبود صادقانه بگویم نبود نه خیلی راضی حجم صدا مدل موزیک به نظر من امسال مقداری متفاوت‌تر از سال قبل یا سال قبلش برگزار کردیم.

یعنی انقدر که استراحت اسب برایم مهم است که می‌دانم تو کیفیت کار سوار چه تأثیری دارد مخصوصاً اسبی که ۴ راند ۱ ۲ ۳ ۴ راند پریده و نیاز به آن ریکاوری دارد که حداقل آن خمیری که دارد می‌خورد خمیر اثر کند لاستیکش را حفظ کند خیلی برایم مهم بود خب این دو ساعت و نیمه را در نظر گرفتیم اما امسال آمدیم ما در واقع با کمکی که یعنی طرحی که اسپانسر داشت یک سری غرفه زد که در واقع این فرصت را بدهد که مردم از غرفه‌ها دیدن کنند.

صندلی گذاشت که بتوانند آنجا استراحت کنند حالا قهوه‌شان را میل کنند نوشیدنی‌شان یا غذایشان را میل کنند این فضا را فراهم عزیزی هم آمده بود موزیک پخش می‌کرد و حالا ولی خیلی‌ها خوشحال بودند و خیلی راضی بودند از آن مدل یک مقداری متفاوت‌تر رفتیم اما این را هم می‌پذیرم که می‌شود برنامه‌های دیگری را هم انجام داد اما باید برنامه‌ها به گونه‌ای باشد که ما دست به ترکیب نزنیم چونقدر راند آخر مهم است.

که آن ورزش‌های سواره که بیاید مالش را خراب کند حتی ما پارسال یا پیارسال که این کار را کردیم یک مقداری کارمان را داشت با چالش مواجه می‌کرد که هی دور یک مانعی نچرخند اگر یادت باشد گفتیم آقا بروید آن بالای آزمون آنجایی باشد که تو چرخش اسب‌ها خیلی نباشد که مانژ حالا به هم هستش اما چرا این را می‌پذیرم انصافاً می‌شود یک کاری کرد یک برنامه‌های حالا نمی‌دانم موزیکی موسیقی یک بازی یا چیزهای اینجوری چرا می‌شود کرد یکی از چیزهایی که خودم خیلی ذهنم خیلی جذاب به نظر من مسابقه کشی.

نمایش خراب می‌شود نه باشگاه بدن آقا ۱۰ تا ۲۰ تا تیر همان‌جا بکشند تنها بکشند حالا بعدش جایزه بدهند یک هیجان خوبی دارد به نظر تماشاچی‌ها ما الان باید یک چیزی بپزیم که ما حجم تماشا بقیه مسابقات تماشاچیانمان نمی‌آید حالا من نمی‌دانم هر دلیلی میل و رغبت است نیست حالا ترافیک هزار تا مسئله یعنی هزار تا خودش ریشه‌یابی دارد ولی یک قهرمان این قهرمان کشور سمبل سواری مملکت پرش پس یک خورده پر پیمان‌تر از مسابقات روتین.

پاورقی این را بگویم من خیلی با انتقاد موافقم انتقاد سازنده است همه بگویند که تأثیری ندارد همان حد می‌مانی دیگر درست است برویم مبحث خیلی لفظ به کار ببرم یعنی یک چیزی که توی سیستم سوارکاری ما از نظر من شخصاً دیگر لوس شده مبحث اه.

واقعاً نیاز است انقدر چون نگاه کن ما نفر آخر مسابقه می‌پرد جایگاه دارد خالی می‌شود این واقعیت حالا جذاب کوتاه کنیم به نظرت انقدر طولانی اصلاً نیاز است ببین یعنی رک بگویم اهدای جواهر شده تولید آلبوم عکس واقعیتش این است خب بعد یک اتفاقی که افتاده تو این چند ساله خیلی دیدم.

مالک اسب حالا هرکی که هستش اول با اسبش عکس بیندازد حالا حراست که برایش نمی‌دهد که به نظر من کار درست آنجا شلوغ می‌شود ولی این حجم از آدم‌هایی که حتی ما نمی‌شناسیم خیلی جایزه بده کجای ورزش مهمان آقای خانه‌شان چای بگذارد جلو هر رویدادی جایزه بده.

سوارکاری انقدر قهر و رجال داریم که آقا مثلاً یک آدمی نمی‌تواند که حالا حتماً نباید قهرمان کشور پیشکسوت باشد یک آدم معمولی ببینندش حتی بهتر اسب است یعنی من می‌گویم آقا اگر من قرار باشد برگزار کننده آقای مهتر از تو پدرت در به دندان کشیدی آقا بچه بده مسابقات اروپا دیدیم یک خانم و آقا نفر عکس قاب سه نفره بگیرند و خداحافظ شما حالا مراسم متفاوت جلو نوشابه باز کنیم واسه هم.

بهتر نیستش ببین چرا این یکی از چالش‌هایی است که حداقل هم من هم سایر دوست دارم تو برگزاری دارد خب اولاً اینکه ما به هر حال به قولی یکی از دوستان جلسه بود کمیته برگزار ما در واقع با سه تا طیف طرف اسپانسر داریم که آمده اسپانسر مسابقه قطعاً باید جایزه بدهد نمی‌شود بگوییم اصلاً آن بده همین می‌خواهم یک طیف دیگر برمی‌گردد به رجال سیاسی رجال سیاسی دیگر برمی‌گردد شاید به سیستم مدیریت باشگاه به هر حال چون این آدم‌ها را باید کاور کنید.

این اتفاقی کی می‌افتد ما کی می‌توانیم مثل همه جای دنیا باز می‌گویم دنیا به خاطر اینکه ما ادعای دنیا داریم دیگر حداقل ادعایش را که داریم به یک جایی برسیم باز دوباره برمی‌گردیم به حرف کلمه چند وقت قبل کلام بحث فرهنگی بود یعنی ما باید به آن فرهنگ برسیم اینکه می‌گویند فرهنگی خدا نکرده فکر می‌کنم نه دارم می‌خواهم بگویم به آن ارتقا پیدا می‌کنیم برسیم که آقا مسابقه دو نفر جایزه شد الان شما امارات هم که می‌روید دو نفر سه نفرند یک سردار می‌آید یا دبیرشان می‌آید تو اروپایش هم همینو.

ما باید به آنجا برسیم ببینید یک جاهایی نه دست من است نه دست سایر همکارانم نه دست حراست دست هیچ‌کس برگزارکننده نمی‌تواند این را اعمال نظر بکند اعمال نظر بکند که آقا واقعاً این اختیاراتش دست کیست نه من نه هیچ برگزار کننده سکوی اهدای جواهر شده تولید بولتن ورزشی بگویم آقا نه مثلاً حالا این اسپانسر قبل نه ۱۶ تا که نبود در واقع دیگر به هر حال خوب یک سری ببین یک سری اعضای فدراسیون هستند.

من خودم جدولی دارم که همه افرادی که با من کار کرده‌اند، آن را دیده‌اند. من این جدول را دارم و می‌دانم، اما این کار را در مسابقات جام انجام می‌دهم. اگر دقت کرده باشید، سایر عزیزان مسابقه هم این کار را می‌کنند. من در بسیاری از مسابقات جام، حداقل منظورم تیم خودم است. ببخشید از گفتار محاوره‌ای من. من رامین ابریشم نیستم، کل تیم من به این ترتیب کار می‌کند که ما یک لیست داریم و در همه مسابقات جام...

فقط در کل رویداد به جز فینال، دو نفر جایزه می‌دهند. حالا یا داور می‌آید یا کلاً دو نفر جایزه را می‌دهیم و زود جمع می‌شود. در روز فینال هم اگر اسپانسر داشته باشیم، اسپانسر با یک نفر رسمی جایزه را می‌دهد و هیچ فرد اضافی هم اضافه نکرده‌ایم. اما در روز فینال به هر حال ما یک چالش داریم که آن چالش نیاز به یک همت همگانی دارد. اصلاً مهم نیست که دو نفر جایزه بدهند، ولی این دست من مسعود برگزار نیست. من نمی‌توانم این کار را بکنم، اصلاً این اجازه را ببینید.

مثل داوری، من همیشه این را گفته‌ام شاید یک ایراد باشد که ما هنوز آیین‌نامه‌ای جهت برگزاری مسابقه با این مدل نداریم که بتوان آن را به‌طور دقیق اجرا کرد. شما الان در همه مسابقات تعداد روز فینال زیاد است، اما باید به آنجا برسیم که بپذیریم که اصلاً قرار نیست اگر من مثلاً فلان پست را دارم و حالا مهمان فلان آقا هستم، حتماً بیایم جایزه بدهم و عکس بگیرم. ببینید آن دست ما نیست، آن برمی‌گردد به سیستمی که به ما می‌گوید این کار اجرا نظر خوبی است و واقعاً آیین‌نامه تنظیم کنیم.

خب ببین تنظیم آیین‌نامه، حالا من به عنوان سرپرست کمیته مسابقات که فعالیت می‌کنم در خدمت جامعه هستم. بله، این آیین‌نامه پیش‌نویسش تهیه شده و در کمیته هم قطعاً می‌گذارم در همین یکی دو روز آینده که بشود.

ویرایش اضافه برسم که ببینم آیا مثلاً پذیرفته می‌شود که فقط رئیس فدراسیون بیاید کاپ بدهد و فقط اسپانسر مسابقه این دو نفر جایزه بدهند یا نه، یا می‌گویند نه، مثلاً باید... نه بحث پول دادن پول، منظورم به عنوان اسپانسر یکی بحث هم ما داریم دیگر. ما باید ببینیم که خب اسپانسر هم باید دیده شود دیگر. اسپانسر نیامده هزینه کند که فقط...

نباشد. خب اسپانسر آمده هزینه کرده، همه جای دنیا فکر می‌کنم عکس می‌گیرد در اهدای جوایز، اما روی تعداد الان گیر و گور داریم. مدیرعامل عکس می‌گیرد و تبلیغش را گذاشته دیگر.

اگر به جایی برسیم به تعاملی برسیم و به یک ارتقای فکری برسیم که این مسابقه قرار نیست که همه برویم در مانژ، قطعاً آن اتفاق خوب می‌افتد. من و هیچ‌کدام از همکارانم که در این حوزه فعالیت می‌کنند، هیچ‌کدام موافق این همه آدم نیستیم، چون این حضور این تعداد آدم ما را هم دچار چالش امید تحویلیان فکر می‌کنم گفت یا عزیزان مشکی در جلسه.

ما این همه زحمت در یک ربع، همه‌چیزمان در یک ربع یا خراب می‌شود یا خوب می‌شود. اصلاً هیچ‌کس هیچ‌چیز را نمی‌بیند. ببین ما مدام می‌گوییم ما یک جاهایی گیر و گور داریم، یعنی باید از لحاظ فرهنگی به آن کمال برسیم. ما هی پشت بلندگو می‌گوییم لطفاً خواهشاً کسی اضافه نیاید در مانژ، باز دوباره می‌آید. خب چه‌کار کنیم اگر حراست جلویشان را می‌گیرد به حراست احترامی می‌شود، اگر بگوییم اوکی بگذار فلان جا بایستد ما اصلاً از این می‌خواهیم یک گام فراتر برویم. ما الان خوب باشگاه بام به دلیل موقعیتی که دارد دو تا سکو درست کرده جلوی در ورودی اصلی.

ما زبانمان آقا جان مادرت جان بچه‌ات تو را خدا نایست اینجا. کامیشن داریم، یعنی من در مسابقه غرب کشور یک آره یک رده را ایستادم آنجا پایم را گذاشتم روی نرده، تو بیا بابا این دیگر اصلاً گفتن ندارد. این سکو برای مربی است. در کجای دنیا یارو می‌ایستد مثل دربان بگوید تو بیا تو نیا. خب این را باید یاد بگیریم دیگر.

شما در کجای دنیا می‌بینید مربی باعث داد بزند پایت را بده جلو، رو بگیر عقب بگیر. جریمه دارد، جریمه کنید آقا. خب همین را می‌خواهم بگویم ببین جریمه هم می‌کنیم داستان ممکن است کشته بگیرد دیگر. ببین من یک چیزی می‌خواهم بگویم می‌خواهم بگویم که باز باید برسیم به آن فرهنگ. من می‌گویم روز مسابقه من خودم هم پریدم خودم هم پریشگاه. آقا آن روز روز امتحان من است، آنجا من باید بروم امتحان بدهم مگر کدام استاد راهنمایی کدام استاد تو من می‌گویم اصلاً تو پایان‌نامه تو دفاع می‌گوید که آن دو ایکس نه دو ایکسزنی آن سه ایکس بهوه چهار باید.

یکی اعلامش کنید چی می‌گیرید تو کورس اعلام نمی‌کند تو فلان ورزش آقا دیگر تو کشتی رفته دوپینگ دوپینگ جهانی می‌زند یک جوری اسرار موشک بخواهیم بگوییم چه می‌دانم اسرار.

آقا آن سوارکار اخراج یعنی اگر سردآور شنید یا کلانتر بی‌سیم زد آقا این دارد تو قوانین جریمه دارد جریمه هم می‌کنیم قداست کشتی که نیستش که سوارکاری شما هیچ جای دنیا یعنی من یادم است سال ۸ آمد ما را مسخره می‌کرد ایرانی‌ها استاد اگر خیلی بده هیچ جای دنیا دیگر نمی‌بینیم چطور به قول تو زینمان تاپ‌ترین بند روز دنیاست لباس سواری‌مان آنجا که می‌رسیم.

برو بکش بیا فلان بابا این خیلی زشت است و من می‌گویم آقا تو به عنوان برگزارکننده این اتفاق افتاده الان ما در ما که می‌گویم البته من در کامنت حضور دارم فقط به عنوان یک کسی که در بخش برگزاری مسابقه کنار کمیته پرش کمک اما در کمیته پرش قانون را تصویب کردند.

و جریمه‌ای را یک عددی را برای جریمه گذاشتند که آن عدد چشمگیر است و وقتی شما دوبار یک بار جریمه می‌شود قطعاً بار دوم دیگر داد نخواهد. چون تا قبل از این طبق قوانین می‌گفتند آقا به اندازه ثبت‌نام رده و بارها به من می‌گفت چقدر رده ۸ اما من با تو موافقم حتی شما تو خود آمریکاش هم که می‌گویند قانون اجرا می‌شود اگر قانون نباشد بی‌قانونی زیاد است دیدیم ریختند تو کنگره چه‌کار کردند کنگره آنجا قانون سفت است تو اروپا قانون باشد کار فرهنگی نداریم ولی یک جاهایی.

جریمه تصویب شده عددش هم بزرگ است قطعاً یک بار جریمه دیگر سمتش نمی‌آید که داد و بیداد اما دیگر بابا یک مقداری به خودمان بیاییم آخه چقدر جریمه چقدر هی ترمز ترمز ترمز بسه دیگر یک روزی کمربند جریمه الان همه کمربند می‌بندند دیگر ما مدعی هستیم که یک جامعه متمدن هستیم دیگر خب بابا نشان بدهید من با فرهنگ خیلی قاطیش.

پلیس بازی ما یک مقداری زیادی از نیرو در این قضیه صرف می‌شود صحبت کردم تو صحبت کردن آقا نکن آقا نیایند بعد هی باید به یارو بگویی بعد ببین من یک اتفاقی افتاد در قهرمانی بچه‌ها که واقعاً اصلاً این‌قدر عصبی بچه را از بالا پرت کنم پایین فکر کن یک بچه نوجوان بهش می‌گویند که بفرمایید پایین خب کجا وایست می‌گویم نمی‌دانم کجا این هم از.

برگزاری مسابقات فلان آخه به این بچه ۱۲ ۱۳ ساله چی برگردد بعد من با ۵۰ سال سن ببین چی بگویم چی باید به این بگویم خب این تو خانه باید تو دهن این بزنند نه اینکه من بروم پدری کنی دیگر آره گفتم بیا برو بیا برو پسر بیا برو می‌خواهم بگویم که ببین این یک کلمه باورت نمی‌شود ها من خیلی آدم خونسردی هستم در کار خیلی بد اخلاقم همه بچه‌هایی که کنار من می‌دانند اما خیلی صبورم چون اصلاً این را یاد گرفتم یک بار این را بگویم.

مهران کاظم، سالی که مشهد برگزار شد، شما باید بله، چشمتان به دونت پر باشد. کل کلی ندارید طول مسابقه. بله، حق با شماست. بعد که تمام شد، دیگر در مسابقه نباید چالش ایجاد کنید. راست می‌گوید و من این را یاد گرفتم و بحثی ندارم با کسی. ولی خب، یک ربع بیست دقیقه همه چیز را به هم می‌ریزد. در این همه زحمت، یک بچه که بی‌تجربه و ناآگاه است، آره جوان است، ولی من فکر می‌کنم به هر حال باید یک سری قوانین آن دوره بازنگری شود و باید اعمال شود. من می‌گویم الان با صدای بشنود آقا دوپینگ می‌کند یکی اسمش در.

نظر بدهند، صلوات بفرستند، حرف دعوا در محل است. خب، رامین، جایزه نفر اول چقدر بود؟ ۱۲۰، ۱۰۰ تومان؟ ۱۲ بوده، من ۱۰۰ تومان فکر کنم. آره، چیز نیست، برای این رویداد کم نیست.

رویداد قهرمان کشور بزرگترین رویداد کشور است. چیزی که در واقع پشت پرده مسابقات قهرمانی کشور است، آن کافه، آن مدال با عددی و جوانب و حواشی و درآمدهای زیادی پشتش است. برای همین با عددی نمی‌شود آن را فراهم کرد. برای همین که خوب به نظرم خیلی ما روی عدد چیزی بحث نداریم، یعنی مثلاً ما اینقدر خود قهرمانی و خود آن جایگاه منزلت به نظرم قبول دارم ولی.

به هر حال آقا یک زحمتی کشیده شده، اسب‌های قیمت خیلی زیادی دارد، در آن رویداد می‌پرد به یک امیدی. درسته آن رویداد بزرگ است ولی من بحثم این است که ما نسبت جوایزمان در کل با توجه به هزینه اسب‌ها و قیمت‌های خودشان نمی‌دانم این ارزش افزوده‌هایی که به هر حال در جامعه بر اثر توسط دلار ارز می‌خورد خنده‌دار است. یعنی خرج ما اسب نیست. آیا فکر نمی‌کنی باید برویم به سمت اینکه جایزه‌ها.

پروپیمان‌تر شود؟ ببین اگر بخواهم واقع‌بینانه حرف بزنم، چرا ما باید خیلی چیزهایمان فرق کند. ما از حق‌الزحمه کادر فنی‌مان باید خیلی فرق کند. خب، جواب به همان ترتیب ثبت‌نام به همان ترتیب. اما ما در همین حداقل‌ها هم بسیار با مشکل مواجه هستیم. در بحث اجرا چه می‌دانم واقعاً نهادهای پولدار وارد ورزش ما شوند. ما همیشه اسپانسر نداریم، مسابقه این‌جوری است و زمین می‌خوریم. من فکر می‌کنم نصف اینکه مسابقات بی‌شعور و هیجان است چون جایزه‌ها پایین است. اگر شما یک ماشین بگذاری.

هر مسابقه که ماشین بوده، هر ارتفاعی جایگاه پر آدم می‌شود چون اسمش اسم جایزه هیجان‌انگیز است. کما اینکه امسال یادم نیست کدام جام بود که گفتند آقا ۲۵۰ تومان جایزه اسب اول ولوو بود که آخه الان قبلش داشتیم نه جام الگا بود. الگا ۲۰۰ تومان، ۲۰۰ تومان جایزه نفر اول بود. بالاخره هیجان باید به آن سمت برویم. موافقم اتفاق باید بیفتد اما ما به دلیل که یک جامعه هستیم که خود جامعه خودش دارد در واقع می‌چرخاند. دقیقاً ما هیچ بودجه از جایی نداریم و با کمک صد در صد بخش خصوصی.

۲۰ درصد افت کردیم، ۱۰۰% آماده باشیم. ما داریم با بخش خصوصی پیش می‌بریم. آره، در صورتی می‌شود بیشتر کرد که اسپانسرهای قوی‌تری داشته باشیم و اسپانسر بحث قوی‌تر یک بحث این است که اسپانسر هم الان در شرایط اقتصادی شاید خوبی نباشد. ما الان ما زنجیره‌وار به هم وصلیم. اولاً اینکه خوب ما قابل مقایسه با هیچ رشته‌ای نیستیم. ما دو تا ورزشگاه داریم که یکی‌اش اسب است. بله.

شاید بسیار مثلاً این جایزه ۱۰۰ میلیون تومانی را شما اگر در مسابقات تنیس شاید بگذاری برای نفر اول بسیار جذاب باشد. درست در مسابقات والیبال بگذاری حالا همین‌جوری به ذهنم رسید. چرا؟ به خاطر اینکه فرق دارد. ما در واقع یک ورزشکاری داریم که آن ورزشکار هزینه‌اش بیشتر از سوارکار است. آره، در واقع به قول تو شوفرش است دیگر، مثل یک بنزی می‌ماند که من و شما پشت روغنی که تو بنزین شاید از وعده ناهاری که من و تو می‌خوریم گران‌تر باشد. برای همین که این را در واقع ما نمی‌توانیم با جایزه کمکش کنیم و در این قسمت در این بخش ما متأسفانه خیلی از دنیای امروز عقب هستیم به دلیل آن یک اسپانسر دارند که اصلاً به نظرم ماورای تصور.

شما لونژین اسپانسر سابقه لونژینو ببین رولکس می‌آید به هر حال خیلی از شرکت‌ها موسسات هستند که رقمی نیست ۵۰۰ میلیون یک میلیارد مالی که آن‌ها دارند. منتها جذر و مدیریت این داستان احساس می‌کنم از سمت نه برگزار کننده من حالا فدراسیون هیئت حالا هر کی که هستش یا مذاکره کننده که آقا از طرف فدراسیون هر هیئتی برود این‌ها را بیاورد تو کار یک.

فضایی مرتب کن که به هر حال آن‌ها یک بخشی که مالیاتشان در بروند می‌آیند تو این فضا که آقا ما رفتیم هزینه بی‌خبرند چون تلویزیون نشانمان نمی‌دهد. یعنی عموم جامعه سوارکاری لب دریا می‌شناسند. خب، یک تعداد مسابقات هم که مثلاً ما خودمان حالا تو پیج هستش و می‌چرخد این حرف‌ها خیلی شاید آن مخاطبی که باید قلاب بهش گیر بیندازیم به عنوان اسپانس حامی گنده توی ورزش سرمایه‌گذاری بکند اصلاً به گوشش نمی‌رسد. ببین ما یک معضلی داریم که در واقع چند ساله درگیرش هستیم این که ما فدراسیون دارد به صورت سرپرستی اداره می‌شود که خود من هم.

به نوعی بنگاه اقتصادی را دارم اداره چون کار من کشاورزی دامپروری من تا زمانی که در واقع با سرپرست سرپرست مثلاً جهاد کشاورزی طرف باشم آن خواسته‌های من را نمی‌تواند چون نه آن بنده خدا می‌داند تا چند وقت دیگر هست درست نه من می‌توانم جرات سیاست این را کلاً می‌زند ملغا می‌کند این بدبختی اینکه ما کلاً هم مدل این‌جوری است که سیاست کلانمان مدام دچار تغییرات می‌شود یعنی حداقل این چیزی که ما می‌بینیم که مثلاً وقتی یک وزیر عوض می‌شود همه مدیر کلش عوض می‌شود خب طبیعتاً هم درست است حتماً.

ما مشکلمان الان چند ساله در گریبان گیرمان شده این است که خب وقتی با سرپرستی می‌تواند برنامه‌ریزی کلام بکند نه اسپانسر می‌تواند برنامه‌ریزی کند خب وقتی که بداند یک رئیسی آمده که الان چهار سال نشسته می‌گوید آقای رئیس من می‌خواهم این هزینه کنم این‌قدر معافیت مالیاتی دارم حالا من می‌آیم با شما مثلاً سالی سه تا را می‌بندم این از اسپانسر بعد رئیسم می‌داند چجوری برنامه‌ریزی می‌کند می‌گوید آقا اگر مثلاً مسابقه را ول کن بیا یک مسابقه مثلاً بر فلان این کار بکن خیلی شرایط فرق می‌کند امیدوارم ان‌شاءالله امسال وزارت ورزش همین‌طور که همت کردند.

ان‌شاءالله پنجم برگزار شود انتخابات و ما از این نابسامانی بیاییم بیرون که بتوانیم کمک کنیم به چرخیدن این چرخ چون اگر این اتفاق باشد همه‌مان داریم می‌بینیم روز به روز دارد این چرخه کندتر و کندتر می‌شود نسبت به آینده خوب یکی از حالا آخرین سوالم در حقیقت حالا اگر چیزی خودت داری بعدش لطفاً اضافه کن تو عضو کمیته پرش هم هستی به عنوان برگزار کننده و چیزی که من شنیدم امسال راجع به این بوده که طراحی مسیر مسابقه طبق رای‌گیری یک.

نفر دیگر بوده و اسپانسر مسابقه هر چیزی لحظه آخر عوض کرد با احترام برایش احترام زیادی قائلم آیا این شدنی است یعنی هر کسی که می‌آید پول می‌دهد باید بیاید توی سیستم فنی مسابقه هم نظر بدهد یعنی نظرش به نظر کمیته فنی اشراف دارد نه ببین بحث کمیته فنی نیست یک بحثی که مطرح است یک بحثی که اینجا هست این است که طبق قوانینی که در فرد هست مسابقات مسابقات قهرمانی را در واقع کمیته‌ها اسم می‌دهند به جز.

قهرمانی مسابقات جام را در واقع برگزارکننده مثل همه دنیا برگزار می‌کند. همان‌طور که شما در همه جا که نگاه کنید، تیم‌ها خودشان اما قهرمانی‌ها را کمیته‌ها می‌چینند و کمیته ترانه این بود که آقای راپور باشد. همین‌طور که کمیته کلان دیگر شنیده بود که رأی خیلی بالایی به او داده بودم. بعد آمدند اسپانسر از تو به قول معروف راست بحث کمیته را می‌گویم دیگر کمیته‌ها می‌چینند دیگر کمیته طراح مسیرها.

نقشه را انتخاب کرد کمیته پرش و نظری ندارد در این قسمت بحث. الان در این قضیه که می‌گویم کمیته‌ها انتخاب می‌کنند بحث این است که کمیته‌ها انتخاب می‌کنند دیگر. مثلاً اگر کمیته داوران بخواهد کلاتر انتخاب کند که در حیطه کمیته داوران نیست. آنجا هم کمیته طرح راتور انتخاب کرده بود. خب کمیته پرش هم نظر می‌دهد یا نه. رأی‌گیری نبود مبنی بر اینکه بحث اینکه رأی نهایی را خوب کمی انتخابش که نظرش خیلی سال گذشته کمیته.

پرش انتخاب کرد به دلیل اینکه کمیته ترانه مسیر نداشتیم ولی امسال تشکیل شده بود. سرپرست کمیته اضافه کنی نه چیز خاصی نیست فقط خیلی ممنون. اما در پایین یک مطلبی را می‌خواهم بگویم که لطفاً زحمتی که بچه‌ها می‌کشند برای برگزاری مسابقه آقایان و خانم‌ها از کل تیم کل آفیشیال چه دامپزشک چه طراح مسیر کلانتر کلانتر داور حتی بچه‌های تدارکات پرسنل باشگاه‌ها این همه صمیمانه دارند کار می‌کنند اینقدر عدد خنده‌دار است.

که واقعاً اگر سر گذر نیرو بیاوری درآمدش بیشتر است. بعد این آدم‌ها آدم‌های فنی هستند آدم‌هایی که علاقه‌مندند و رفته‌اند درس این قضیه را خوانده‌اند مدارکشان را با اعدادهای بسیار کلانی به یورو حساب کنی شاید الان یک مدرک معمولی بخواهی بگیری درجه یک بین‌المللی ۳۰۰ ۴۰۰ تومان حداقل خرجت است میلیون تومان و این آدم‌ها آدم‌های محترمی‌اند. این‌ها هر کدام در جایگاه خودشان در زندگی شخصی‌شان همگی کسانی هستند که مدیر هلدینگ‌اند مدیر مؤسسه‌اند بسیار آدم‌های مطرح بسیار محترمی‌اند. اگر می‌آیند اینجا می‌ایستند به خاطر عشق و علاقه است با هم مهربان‌تر باشیم.

مدام دنبال تسویه‌حساب‌های شخصی نباشیم لطفاً. آن ایرادهای کوچکی که خیلی از دید من یک سری چیزهایش که اصلاً ارزشمند نیست راجع بهش بحث بشود اینقدر بولد نکنیم اینقدر دنبال اینکه تحت فشار بگذاریم آدم‌ها را نباشیم لطفاً. آن قسمت‌هایی که دارند اینقدر زحمت می‌کشند آن که آماده می‌شود آن باکس‌هایی که آماده می‌شود یا آن تیمی که برنامه‌ریزی می‌کند که در طول سال مسابقات برگزار کند بهشان احترام بگذاریم. اگر این آدم‌ها نباشند و مالکین عزیزمان نباشند باشگاه‌ها نباشند مطمئن باشید این سند خیلی زودتر از اینکه تصور کنید قطعاً از گردونه خارج خواهد شد.

و آدم‌هایی امثال من که شغلشان چیز دیگری است و این در واقع عشق و علاقه‌شان است ماها ضرر نخواهیم کرد. کسانی ضرر می‌کنند که در واقع برای قوت روزمره‌شان دارند تلاش می‌کنند فعالیت می‌کنند. پس هوای همدیگر را بیشتر داشته باشیم با هم بیشتر مهربان باشیم. مطمئن باشید که هیچ خبری نیست این صندلی قرار است بماند برای من و نه این صندلی به من قدرت و عزت می‌دهد آن نفس من است که من را بزرگ می‌کند. نه من واقعیتش که برنامه می‌سازم بحث این نیست که تو را به چالش بکشم یا هر کسی که می‌آید اولین هدفم که اصلاً ملت یعنی مردم در حقیقت مخاطب رادیو چهار.

یک اشراف اطلاعاتی و حتی در مورد فرهنگ صحبت می‌کنیم یکی برود بشنود بگوید آقا مثلاً خب چرا ما مثلاً نباید یک سر کار بگیریم چون ما هرجا که می‌شویم گردن فدراسیون فدراسیون برگزارکننده مدیر باشگاه این‌جوری کرد ولی واقعیتش این نیست که ما طرح مسئله می‌کنیم این است که یک راهکار جدید در بیاید که حالا تو رامین ابریشمی فردا مسابقه برگزار کنی آیا مسابقه گنده حالا هر قهرمانی حالا هرچی که هستش با اشراف به این چیزها یا مثلاً ممکن است شنونده من این قسمت کار می‌توانم گردن بگیرم من می‌توانم مثلاً توی سایت طراحی کنم قطعاً این اتفاق برای من خیلی افتاده طرح مسئله‌اش فقط به خاطر اینکه.

در نهایت آموزش و یادگیری در مخاطب رادیو در امور جامعه سوارکاری باشد و اینکه تو خودت را پاسخگو می‌دانی به من که یک رسانه تخصصی هستم و قرار نیست جواب بدهی و می‌آیی افتخار می‌دهی به شخصه برایم خیلی ارزشمند است و این فرهنگ امیدوارم تو همه باشد که می‌گوییم آقا نه من باید برای با تو صحبت کنم برای من صحبت نمی‌کند کسی اینجا برای مخاطب سوارکاری با صحبت می‌کنیم دمت گرم که وقت گذاشتی جا دارد از حسین شی هم به خاطر تهیه فضای اینستاگرام تشکر کنم خیلی ممنون. ان‌شاءالله مسابقات بعدی و پرقدرت‌تر انجام بدهی و دمت گرم.

خداحافظی اینکه همگی داریم زحمت می‌کشیم که بماند اما اگر من قبول کردم که با تو صحبت کنم که خب باعث خوشحالی هم هست این است که خیلی دلم می‌خواهد یک اتفاقاتی که می‌افتد و دیده نمی‌شود در واقع بیشتر آدم‌ها در جریان چون همیشه آدم‌ها دارند صورت مسئله را می‌بینند اما آن پشت پرده خیلی مهم است که پشت دوربین این تیم از فدراسیون گرفته تا آن آدم نگهبان ورودی باشگاه همه دارند این تیم‌ها تلاش می‌کنند که آن اتفاق بیفتد قطعاً یک تیم هفت و هشت‌نفره واقعاً.

پارسال بیشتر در بطن ماجرا بودم ولی به هر حال می‌دانم که سختی‌ها خودش را دارد هماهنگی‌هایش پیگیری‌هایش و همه خوب بالاخره راضی نمی‌شوند یک واقعیت است ولی دمتان گرم و خسته نباشید و ان‌شاءالله مسابقات بعدی بهتر. امیدوارم از شنیدن این گفتگو هم لذت برده باشید با نظراتتان کمک کنید که رو به جلوتر محتواها را تولید کنم و در نتیجه به آن هدف بالاتری که پیشرفت همگی‌مان در این صنعت است برسیم دم همگی‌تان گرم مواظب اسب‌هایتان باشید.

مشاهده در وب‌سایت اصلی