اپیزود هفتاد و یکم رادیو چهارنعل گفتگو با پویا پوررضا درباره مبحث بسیار مهم و کاربردی تغذیه در اسب.

چهار نعل: اپیزود هفتاد و یکم رادیو چهارنعل گفتگو با پویا پوررضا درباره مبحث بسیار مهم و کاربردی تغذیه در اسب.

خلاصه

در اپیزود هفتاد و یکم رادیو چهارنعل، محسن پورحیدری با دکتر پویا پوررضا در مورد اهمیت تغذیه صحیح اسب‌ها گفتگو می‌کند. دکتر پوررضا به حساسیت‌های دستگاه گوارش اسب‌ها و تأثیر تغذیه بر عملکرد آن‌ها تاکید می‌کند و ضرورت توجه به نیازهای غذایی اسب‌ها براساس سن، وزن و مرحله زندگی را مورد بررسی قرار می‌دهد. نوع و کیفیت علوفه، به ویژه یونجه، و تأثیر تغییرات فصلی بر جیره غذایی نیز از نکات کلیدی این گفتگو است. در فصول سرد، توجه به کیفیت آب و علوفه و تأمین انرژی مورد نیاز از فیبر به جای کنسانتره برای حفظ سلامتی اسب‌ها ضروری است. همچنین، اهمیت مشاوره با متخصصان تغذیه و استفاده از مکمل‌های مناسب برای ریکاوری عضلات و سلامت استخوان‌بندی اسب‌ها مورد تأکید قرار می‌گیرد. این مصاحبه دعوتی به تفکر علمی و دوری از سنت‌های قدیمی در تغذیه اسب‌ها است.

موضوعات کلیدی

متن کامل گفتگو

به نام خدا، عرض سلام و خسته نباشید دارم خدمت همه شما مخاطبان خوب رادیو چهارنعل.

من محسن پورحیدری هستم و با اپیزود هفتاد و یکم رادیو چهار نعل دوباره در خدمت شما عزیزان خواهم بود. این گفتگویی که قرار است بشنوید در مورد مبحث بسیار مهم تغذیه در اسب است و مهمان من دکتر پویا پوررضای عزیز است که یکی از افراد باسابقه و باسواد در صنعت اسب است و تخصص او هم در حوزه فیزیولوژی و هم تغذیه است. او پذیرفت که مهمان برنامه رادیو چهار نعل باشد به دلیل اینکه دستگاه گوارش اسب‌ها.

مقدار زیادی حساسیت‌های خاص خود را دارد. من تلاش کردم که در این گفتگو تا جایی که می‌توانم این مباحث را به زبان ساده برای شما به کمک پویا پوررضای عزیز بیان کنم. امیدوارم که از شنیدن این صحبت‌ها لذت ببرید و خواهشی که دارم این است که برای حفظ اسب‌هایمان با دوستانتان به اشتراک بگذارید و اجازه دهید آن عزیزان هم به این اطلاعات مفید دسترسی داشته باشند. مثل همیشه همکاران من در اپیزودهای رادیو چهار نعل، فرشید جهان‌بازی عزیز.

طراح پوستر اینستاگرام و پوستر همین اپیزود نگین گودرزی عزیز و عرفان مقدم هم آهنگسازهای تیتراژ شروع و پایان رادیو چهار نعل هستند. بریم با همدیگر اپیزود ۷۱ تغذیه در اسب را بشنویم.

به نام خدا، جناب آقای پویا پور، خیلی ممنون که دعوت را پذیرفتید و افتخار دادید که در رادیو چهار نعل راجع به یک مبحث بسیار مهم صحبت کنید.

سالیان سال حداقل شخصاً می‌دانم که ما در این زمینه مشکلات زیادی داریم و آن مبحث تغذیه است. بسیاری از ما بی‌اطلاعیم و متأسفانه وارد این مبحث می‌شویم و با دانش خودمان و تجربیاتمان یک خوراکی را برای یک اسب تعریف می‌کنیم، بستگی به میزان کارش. اگر صحبتی دارید، سلام و علیکی دارید، شروع کنید که بعد وارد مباحث شویم. من هم سلام عرض می‌کنم خدمت شما محسن جان و همه دوستان و علاقه‌مندان اسب و سوارکاری و در واقع این موجود دوست‌داشتنی. مرسی که وقت گذاشتید و افتخار دادید. خب من می‌خواهم از شما اجازه بگیرم که به واسطه رفاقتی که داریم، شما را پویا صدا کنم چون اینجا فضا خیلی رسمی نیست.

مهم‌ترین چیزی که شما به عنوان کسی که دکترای تغذیه در دام و اسب دارید، برای تغذیه اسب چه می‌بینید؟ محسن جان، اول من یک توضیح خیلی خلاصه بگویم. رشته تحصیلی من فیزیولوژی دامپزشکی است ولی خب سال‌هاست نزدیک به بیست و اندی سال است که من در زمینه تغذیه تخصصی کار کرده‌ام. حالا کارهای دیگر در سوارکاری و همه بخش‌های دیگر هم کار کرده‌ایم ولی خب تغذیه را از آن پایه‌اش خودم خیلی علاقه‌مند بودم و همیشه حس خوبی نسبت به آن داشتم. همیشه وقتی که.

به اسب‌ها نزدیک می‌شدم، دوست داشتم اول از همه بروم به اسب خوراک بدهم. می‌رفتم سمت آخورش، می‌رفتم دنبال هویج خرد کردن. برای همین خود من خیلی علاقه خاصی به تغذیه داشتم. این علاقه باعث شد که از همان ابتدا بروم دنبال اینکه به این اسب چه باید بدهیم بخورد. ببینید ما در زمینه پرورش اسب یک موضوع بسیار مهم داریم و آن این است که به اسبی که ما داریم می‌خریم، حالا چه باید بدهیم بخورد. این مهم‌ترین موضوع است. اگر باور داشته باشیم که کره‌ای که تعداد روزی که آغوز خورده در سکوی قهرمانی.

در سن ۱۲ سالگی یا ۱۳ سالگی‌اش تأثیر دارد، آن موقع خیلی با وسواس بیشتری اولین شیری که یا اسم علمی‌ترش کلستروم، در واقع آن حجم از شیر اولیه که حاوی ایمونوگلوبین‌ها، چربی بالا و پروتئین‌های غنی است، که حالا در بحث‌های جزئی‌تر در بحث‌های بعدی باز می‌کنیم. اگر این را باور داشته باشیم که کره ما در شش ماهگی چه می‌خورد در سکوی قهرمانی‌اش تأثیر دارد، خیلی بیشتر به این موضوع دقت می‌کنیم. چه نکته جالبی بود این واقعاً.

تغذیه خیلی‌ها دنبال آن می‌روند ولی یا آن را سخت می‌کنند یا به سادگی نادیده می‌گیرند. این خب خیلی مهم است. یک نکته‌ای که هست با توجه به اینکه حالا به هر حال اسب یکی از حالا من نمی‌دانم خیلی در مورد بقیه موجودات نمی‌دانم ولی به واسطه اینکه از حالا مثل گاو و گوسفند نشخوارکننده نیست و مثل سگ و گربه توانایی عذرخواهی می‌کنم استفراغ ندارد و این تک معده‌ای بودنش به نظرم خودش حالا به هر حال به ذات یک معضلی است. با توجه به این شرایط دستگاه اینقدر آسیب‌پذیر است، نسبت به این آسیب‌پذیری هم توضیح می‌دهید لطفاً.

ببین محسن، حالا به هر حال همه موجودات با یک شکل و شمایلی تکامل پیدا کرده‌اند. در این چرخه تکاملی جهان تکامل پیدا کرده‌اند و جایگاه خودشان را در طبیعت پیدا کرده‌اند. ما قرار نیست دستکاری کنیم. ما باید آن چیزی که هست را قبول کنیم و محیطی را که می‌خواهیم در آن پرورش دهیم و نگهداری کنیم با توجه به آن تکاملی که انجام شده. نکته‌ای که گفتی دقیقاً درست است ولی مشکل اساسی استفراغش نیست. مشکل اساسیش آن حجم زیاد دستگاه گوارشش و آن نوع تخمیر و آن مکانیزم و فیزیولوژی که حجم زیاد منظورت ابعاد دستگاه.

و در واقع ظرافتی که در دستگاه گوارشی است نسبت به نشخوارکننده. نشخوارکننده‌ها بعد از اینکه حالا حفره دهانی و مری را رد می‌کنند، در واقع لقمه غذا می‌آید در یک کیسه پیچیده چهار قسمتی که حالا همه ما به اسم نشخوارکننده یا رومن می‌شناسیم. خب فاقد آن است. در واقع تک معده خیلی ساده است مثل انسان. حالا خود معده‌اش دو قسمت اصلی دارد: بخش مخاطی و بخش آنزیم‌دار. آن جای خودش ولی معده حساسی دارد و نسبت به این اسب ۵۰۰ کیلویی یا ۶۰۰ کیلویی اسب مسابقه یک معده خیلی.

این حساسیت باعث می‌شود که ما بتوانیم یک سری مشکلاتی برای اسب ایجاد کنیم با شرایط نگهداری از عادت داشته در یعنی نوع تکاملش جوری بوده که ۲۴ ساعت حالت گریزینگ و چرا باشد، ۵ ساعت حالت خواب باشد، چرت باشد، بیشترش ۱۶ ساعت دارد چرا می‌کند. این خیلی نکته مهمی است. ما این حیوان را کرده‌ایم در یک استپ، در یک باکس، سر ساعت داریم بهش خوراک می‌دهیم. چی می‌دهیم؟ اقلیممان چیست؟ کشورمان چه دارد؟ شرکت کنسانتره‌مان چه دارد؟

مکمل‌سازمان چه دارد؟ این‌ها این باعث می‌شود که این آن دستکاری است که گفتم خدمتتان با یک اپیزود در بیاید. گفتنی‌ها که خیلی گفتنی است، خیلی مهم است که گفتنی‌ها خیلی در مخاطب رادیو دقت کنند، یک خورده بیشتر حواسشان باشد چون که به هر حال فرای اینکه ما علاقه‌مندش هستیم، مهم‌ترین نکته‌اش این است که برای ما ارزشمند است.

یک خورده سلیقه‌ای عمل می‌کنیم، خودم را می‌گویم به خاطر اینکه در موردش واقعاً فهمیدم که من باید به متخصصش رجوع کنم. به عنوان یک آدمی که در حوزه خبره‌ای، یک جیره نرمالی برای یک اسب کار یا حالا ورزش نرمال می‌کند چه پیشنهادی می‌دهید و آن‌ها باید چه منظورم این نیست که الان بگویید آقا مثلاً انقدر یونجه بدهند. چه چیزهایی نیازمند است به محسن جان من خیلی موقع به دوستان حالا کسانی که حالا در جایی که مشغولیم ما سوالی می‌پرسند و قابل می‌دانند می‌گویم خوراک دادن اسب پر کردن آخور نیست. ما فقط نباید آخور اسب را پر کنیم. اینکه بیاییم نیاز حیوان را بشناسیم.

بدانیم این نیاز با توجه به سنش، با توجه به کارش، با توجه به وزنش، با توجه به توقعاتی که ما از این حیوان داریم. نژاد بیشتر می‌رود در فاز اینکه وزن حیوان چقدر باشد، شرایط نگهداریمان در چه دمایی باشد یا نه. خیلی این کار اینطوری نیست که بگوییم یک نژاد نیاز تغذیه بالاتری دارد یا بیشتر. ما اسکوربندی‌مان و جیره‌بندی‌مان را روی بادی‌کاندیشن یا همان وضعیت بدنی می‌گیریم و در واقع روی وزن حیوان. وزن خیلی فاکتور مهمی است. این یک آیتم.

ولی می‌خواهم بگویم که فقط این‌که به حیوان غذا بدهیم مهم نیست، بلکه این‌که چه چیزی و در چه مرحله‌ای از زندگی این حیوان به او می‌دهیم، بسیار مهم است. ببینید، ما در ایران زندگی می‌کنیم و بسیاری از اسب‌های ما وارداتی هستند، اما باید تغییر جیره‌ها و چیزهایی که در ایران مهیاست را بپذیریم. مهم‌ترین آن‌ها علوفه است.

مهم‌ترین آیتم علوفه است. ببینید، چیزی که به‌صورت عادی و در واقع در باشگاه‌ها وجود دارد، این است که اولین چیزی که یک مالک اسب وقتی به باشگاه می‌رود و می‌خواهد اسبش را پانسیون کند، می‌گویند که ما ۹ کیلو یونجه می‌دهیم. باشگاه ممکن است ۱۰ کیلو بدهد، اما باید دقت کنیم که در ایران ما فقط یونجه می‌دهیم. چند مدل علوفه برای اسب داریم. در ایران، چیزی که به‌صورت شایع یا روتین استفاده می‌شود، یونجه است. در واقع گیاه آلفالفا در همه‌جای دنیا استفاده می‌شود و برای اسب هم خوب است. از طرف دیگر، محصولات جانبی کشاورزی مثل کاه یونجه، کاه جو و کاه گندم داریم که تفاوت‌های جزئی با هم دارند، اما مهم این است که با یک سری لینک‌های سلولزی که خیلی قابل هضم نیستند، خوب هستند.

باشگاه‌های ما به همه مالکان می‌گویند که ما ۹ کیلو تا ۱۰ کیلو یونجه می‌دهیم. حالا این ۹ کیلو ۱۰ کیلو یونجه برای اسب ۴۵۰ تا ۵۰۰ کیلویی وزن خوبی است، اما باید در نظر داشته باشیم که ما یونجه‌ای در ایران می‌دهیم که ممکن است پروتئین ۱۸ تا ۱۹ درصد داشته باشد.

بنابراین اگر اسب ما در مرحله‌ای از زندگی‌اش باشد که به پروتئین بالای ۱۴ تا ۱۵ درصد نیاز نداشته باشد، مانند کره شش‌ماهه یا کره‌ای که در اوج رشد است یا در سه ماه آخر آبستنی، ما علوفه ۱۸ درصدی می‌دهیم. این پروتئین بالای علوفه که در ایران است، خوب است، نمی‌خواهم بگویم بد است. پروتئین ماده گرانی در دنیا است. مثلاً گوشت به‌عنوان منبع پروتئین گران است.

کنجاله سویا و کنجاله‌های دیگر که منابع پروتئینی گیاهی هستند، در دنیا گران هستند. پروتئین ماده باارزشی است و سیستم و مکانیزم‌های زیادی در بدن دارد. اما ما باید آن را فرمول‌بندی کنیم، جیره‌بندی کنیم و بالانس کنیم. حالا ما در ایران یونجه با کیفیت می‌گذاریم، ۹ کیلو ۱۰ کیلو، اما باید آیتم‌های دیگری هم در نظر بگیریم. اگر غلات می‌دهیم، پروتئین آن‌ها را هم در نظر بگیریم. اگر مکمل عضله‌ساز می‌دهیم، با طیف وسیعی از اسید آمینه‌ها.

اسید آمینه‌های ۲۱ این‌ها همه بار فیزیولوژیک که روی کبد می‌آید را بالا می‌برد. این‌که ما چه چیزی در آخوره بریزیم، خیلی بحث پیش می‌آید. برخی می‌گویند یونجه مال گاو است، نه اسب. این‌طور نیست. چیزی که شایع است و از من هم زیاد می‌پرسند، این است که ما در ایران هی نداریم. لغت هی یا سیستم هی که در اروپا دیده‌ام، به‌عنوان هی طیفی از گیاهان علوفه‌ای است که آلفالفا یا یونجه هم دارد، اما با توجه به کشور و اقلیم، علوفه‌های دیگری هم دارد، مثلاً تیموتی که گیاه علوفه‌ای با درصد پروتئین کمتر از یونجه و فیبر قابل هضم خوب است. در ایران اصلاً نداریم. این یک بحث کارشناسی کشاورزی است و تا جایی که من اطلاع دارم، بازاری ندارد.

در ادامه یا مثلاً کنارش می‌تواند تیموتی یا شبدر را داشته باشد. ذات دستگاه گوارش اسب به‌گونه‌ای است که در طبیعت میزان آبی که دریافت می‌کند از طریق گیاه و علوفه تازه است. یکی از دلایل کولیک‌هایی که داریم این است که خوراک خشک با درصد رطوبت پایین می‌دهیم و این باعث یبوست یا حرکت کند دستگاه گوارش می‌شود. اما این تغذیه دستی این داستان را دارد. نمی‌گویم که همه دوستان بروند و به اسبشان علوفه تازه بدهند. هر چیزی در دنیای اسب فرآوری و تکامل خاص خود را دارد.

ما تشدید می‌کنیم. من به‌عنوان کسی که تعدادی اسب تحت لوای مربیگری دارم، می‌توانم بگویم که به‌خاطر محدودیت منابع انسانی و ساختار کارمان که پیچیدگی‌های خاصی دارد، شاید نتوانم روتینش کنم. تایم ناهار و استراحت دارند. می‌خواهم یک جیره عمومی برای تعداد اسب‌ها طراحی کنم. می‌توانم برای ۱۰ اسب یک مدل خوراک بدهم.

یا این‌که هر کدام از آن‌ها یک جیره تخصصی دارد و باید مقدار کیلویی مشخصی داشته باشد. من دوست ندارم قضیه‌ها را پیچیده کنم و از طرفی هم نباید خیلی ساده باشد. مسلماً هر اسبی همان‌طور که کارکردش منحصر به خود آن اسب است، نگهداری و تغذیه‌اش هم منحصر به فرد است. بنابراین تغذیه اسب هم برای هر اسبی انحصاری است.

با توجه به نیازش، مرحله زندگی‌اش، فصلی که در آن زندگی می‌کند و حتی میزان استرسش نسبت به محیط، مراقب یا گروه یا مهترش، می‌دانید همه این‌ها باید به‌دقت بررسی شود. اما نمی‌خواهم کار را سخت کنید. ببینید ما اصولی داریم، پرینسیپلی داریم در رابطه با تغذیه که مسلماً باید رعایت کنیم. در ایران، همان‌طور که خدمتتان عرض کردم، نسبت به حالا علوفه باشگاه‌داری یا علوفه‌ای که در اختیار داریم، شرایط باشگاه من ۹ کیلو است. حالا بعضی از باشگاه‌ها جو می‌دهند، بعضی‌ها خودشان دستی می‌دهند یا خودشان مال می‌خواهند. این را می‌خواهم بگویم که اصول اصلی که بخش علوفه می‌ماند، در ایران ۹ کیلو یا ۱۰ کیلو یونجه را می‌دهیم. اگر با کلش مخلوط شود، خب خیلی خوب است. این نکاتی است که به‌صورت عمومی بوده و من خدمت می‌کنم. اگر با یک نسبت خوب وزنی و حجمی با کاه یا کلش گندم یا جو مخلوط شود، خب خیلی خوب است. ما درصد فیبر را بالا ببریم و پروتئین را پایین‌تر بیاوریم، این خوب است. با حجم همان ۹ کیلو یا ۱۰ کیلو، در بخش غلات تخصصی‌تر می‌شود و پای کار عصر می‌آید وسط. اینجاست که دیگر ما داریم وارد جزئیات می‌شویم.

در مورد مکمل‌های غذایی هم اضافه می‌شود، چاشنی هم اضافه می‌شود. اگر ما فقط در بخش علوفه هستیم، این خیلی ممکن است شرایط ما را به قول معروف وخیم نکند. از مدل کار اندازه‌ای که در کربوهیدرات‌ها مثل کنسانتره یا دانه‌جات تأثیرگذار است، بحث خیلی وسیعی است. ای کاش بتوانم الان یک چیدمان خوب خدمتتان بگویم. ببینید، در مورد علوفه‌ها چیزی که خدمتتان عرض کردم، رگولار باشگاه است، ۹ کیلو یا ۱۰ کیلو. ولی این خب نباید همیشه به این صورت باشد.

مثلاً در فصولی تغییر می‌کند. یک نکته خیلی خوبی هم هست که می‌توانیم حالا این بحث را باز کنیم که مثلاً امروز در مورد تغذیه در فصل زمستان صحبت کنیم. یعنی فصول سرد چند نکته‌ای دارد که خیلی از بچه‌ها و دوستان شاید ندانند و به اشتباه کار کنند. سوال بعدی بپرسید، سوال بعدی صحبت کنیم. به هر حال تغذیه اسب اصولش و کلیاتش یکی است برای همه، ولی با توجه به کار اسبمان، نیاز اسب و مرحله کارمان متفاوت است.

که این‌ها همه قابل بحث است. اگر مادیون کره آبستن داریم، هر مرحله از آبستنی‌اش، هر ماهی از آبستنی‌اش ممکن است. نمی‌خواهم کار را سخت کنم بگویم ماه ۱ تا ۲، ولی ماه ۲ با ماه ۹ متفاوت است. کره داریم، کره زیر ۶ ماه یک تغذیه دارد. وقتی به جامدخوری می‌افتد، وقتی دیگر شروع می‌کند به ماده خشک خوردن، یک تغذیه دارد. وقتی که می‌آید تا دو سال یا سه سالگی که کار انجام نمی‌شود، حیوان دارد یک سری اصول اساسی اولیه را تازه یاد می‌گیرد و نگهداری می‌شود، باز یک جیره دارد. بین فازبندی حیوانات، ما در اسب باید نیازها را بشناسیم، نیازها به فاز کاری.

به فاز نگهداری، به مرحله. ما می‌توانیم اگر دوست داشته باشید، اگر علاقه‌مند باشید، اگر مخاطبین قابل بدانند، می‌توانیم برای صحبت‌هایمان یک چیدمانی داشته باشیم به این صورت که بیاییم یک مبحث بحث تغذیه اسب‌های ورزشی، نیازهای اسب ورزشی قبل از کار، بعد از کار، حتی در یک بخشی از مکمل‌ها این را صحبت بکنیم. فقط می‌توانیم یک سری نکات را در این برنامه بگوییم.

و می‌توانیم برای علاقه‌مندان به پرورش و نگهداری، نکاتی که در مورد پرورش کره‌ها و مادیون آبستن و مادیونی که مثلاً بحث کنیم، می‌توانیم بحث خودش یک برنامه فصل زمستان و خوراک صحبت کنیم. پویا راجع به اینکه جیره خوراک در فصول مختلف فرق می‌کند، به خصوص ما یک چالشی که در فصل سرما داریم، بحث کولیک است که هست و همه‌مان درگیرش هستیم. حالا خیلی‌ها می‌گویند آقا مال سرگرم شدن هواست، این دستگاه گیر می‌خورد. یک عده می‌گویند آقا مال کم‌آبی اسب است، آب کمتر می‌خورد، تعریقش مشکل دارد یا آب در دسترسش مثلاً ممکن است آن‌جوری که باید باشد، نباشد. که حالا اگر موافقی راجع به مبحث آب هم یک خورده با هم بعدش صحبت می‌کنیم. الان ما در فصل زمستان برنامه ضبط می‌شود، ما در پاییزیم ولی به هر حال می‌رسیم به زمستان. شب سردی داریم، آره فعلاً شب سرد است. برای فصل سرما اگر هوا یک تغییر فصلی داریم، این چه مدل باید باشد؟ در تابستان، در شش ماه اول فکر کنم چیز تعریف بهتری باشد. بله، در شش ماه اول و دوم این تغییر چه.

ببین نکته خیلی خوب و اساسی گفتی. ببین اسب به‌صورت روزانه نیازی به یک حجم ثابتی از آب دارد. این نیاز هست ولی رفتار در زمستان تغییر می‌کند. یعنی تمایل اسب به نوشیدن آب در زمستان کم می‌شود. دلیلش این است که معمولاً ما یک منبع آب خیلی سرد، یعنی یک منبع آب خیلی سرد داریم که در دسترس داریم. اسب‌های ما در هر فصلی، حالا می‌گویم حتی زمستان، بعضی زمستان‌ها کمتر مصرف دارد. در صورتی که زمستان خیلی موقع‌ها اسب تعریق نمی‌کند. ما کار اسب‌هایمان با توجه به حجم مسابقاتی که داریم.

یعنی روزی ۳۰ تا ۴۰ لیتر را همچنان احتیاج دارد. درست است که گرمای تابستان را ندید، ولی آن تغییر رفتار کم‌آبی که در اثر تمایل کمتر اسب به نوشیدن آب دارد، این باعث می‌شود بدنش دهیدراته بشود و در نتیجه مستعد کولیک می‌شود. در نتیجه آن میزان فیبری که در علوفه و خوراکش دارد، در زمستان بیشتر می‌خورد. در نتیجه آن مستعد انباشتگی بیشتری است. برای همین نکته آب خیلی نکته مهمی است. ما همیشه باید برای آب با کیفیت با دمای ولرم، دمای ولرم یعنی دمای در زمستان ۷ تا ۱۵ درجه، این می‌شود دمای ولرم.

دمای اتاق می‌شود ۲۵ درجه. ما اگر بتوانیم دمای ولرمی که مثلاً ۱۵ درجه باشد، برای چه جوری باید بحثش خیلی وسیع است. معمولاً به آب اگر لوله‌هایمان عایق‌بندی باشد، یخ‌زدگی کمتر می‌شود. اگر سطل استفاده عایق بشود، می‌تواند ولی به هر حال می‌تواند به هر حال صبح‌ها آب سرد در دسترس است، باز ظهر ممکن است آفتاب بخورد گرم بشود، ممکن است مجبور شویم یک روزهایی در روزهای خیلی سرد زمستان بیاییم دستی آب بدهیم، سطل آب بدهیم.

حالا در اروپا من دیدم یک سری مخازنی دارند، کشورهای شمال اروپا، اسکاندیناوی که این‌ها آب را ولرم می‌کنند، هر هیتر دارد، مثلاً این کارها را می‌کنند. به هر حال نوشیدن یعنی دریافت آب حجم ۳۰ تا ۴۰ لیتر مینیموم در روز برای چه زمستان چه تابستان احتیاج است. ما این را دقیقاً این اولین آیتم. یک سوال بپرسم این وسط، ببخشید. من یادم می‌آید سطل آبشخور اگر مانیتورینگ خوب باشد، یعنی ما دقت کنیم کارگرمان بهتر سطل را به موقع بدهد.

مسلماً ۱۰۰ شما می‌دانید چقدر آب خورده یا نه. مانیتور کردنش خب خیلی آیتم مهمی است. ولی آبشخور از آن نظر که نیروی انسانی نمی‌خواهد، دقت کار از لحاظ در دسترس بودن بیشتر است. خب مسلماً. ولی ما خودمان در باشگاه که الان کارش را خودمان انجام می‌دهیم، من اولین کاری که می‌گویم اصلاً ما اینجا وایستادیم به بچه‌ها همیشه می‌گویم به کارگر می‌گویم ما اینجا وایستادیم که آب بخورند. ما هیچ کاری نداریم. اصلاً زیر اسب امروز نزن، اصلاً زیر اسب خیسی‌اش هم حالا نمی‌خواهم منظورم این نیست، ولی می‌گویم تو امروز فقط برو آبشخورش را چک کن، فنرش خراب نشده باشد، زبانه‌اش خراب نشود، اگر شناوری شناورش خراب...

داستان آب مقوله بسیار مهمی است که بسیاری فراموش می‌کنند. عرضم به حضور شما، آیتم بعدی اگر بخواهیم حالا یکی یکی جلو برویم، یونجه است. علوفه ببینید، ما معمولاً دسترسی به علوفه خوب و با کیفیت در زمستان نداریم. ما معمولاً یونجه انباری داریم که باید خیلی چک شود. باید آن کسی که سرپرست و مدیر مجموعه است و مسئول کارگر خوراک است، به این موضوع توجه کند. من همیشه به افراد می‌گویم باهوش‌ترین کارگر را انتخاب کنید. ممکن است انعام نگیرد، اما حقوقش را بالاتر بدهید. این موضوع ممکن است مدیران را ناراحت کند، اما واقعاً باهوش‌ترین فرد باید انتخاب شود، زیرا ما اینجا هستیم که اسب‌مان خوراک بخورد و آب بنوشد. این نکته بسیار مهمی است. ما باید یونجه را در زمستان چک کنیم، زیرا یونجه انباری ممکن است وسطش کپک داشته باشد و توکسین‌ها بالا بروند. مایکوتوکسین و آفلاتوکسین در واقع سموم هستند که ممکن است بالا بروند و کیفیت یونجه را پایین بیاورند. یونجه برخی از ویتامین‌های D و K را که در آفتاب وجود دارد، از دست می‌دهد.

به همین دلیل باید یونجه‌مان را چک کنیم. ببینیم این نوع چین، مثلاً چین دوم با چین هفتم، تاثیری می‌گذارد؟ بله، بسیار هم تاثیر دارد. بعد زمین چی؟ مثلاً شما ممکن است برای باشگاه در زمینی در همدان خرید کنید و بعد آنجا پیدا نکنید. سپس در ساوه زمین بخرید که کمتر برای اینکه گیاه نیازهایش را از خاک برمی‌دارد. اگر برندارد، رشد نمی‌کند و اگر رشد هم کند، نیاز ندارد، زرد می‌شود و گل نمی‌دهد. معمولاً یک میانگینی دارد، یعنی آن فیزیولوژی گیاه آن را به آن کیفیت می‌رساند. حالا شاید درصد پروتئین که در ساقه‌اش جمع شود یا در برگش جمع شود، کمتر یا بیشتر شود، اما فیبرش را دارد. اما منطقه آفت‌کش که می‌زنند، بسیار مهم است. ما مسمومیت‌هایی داشتیم که مالک مربی باشگاه دار رفته چک کرده و به هیچ جا نرسیده‌ایم، غیر از آفت‌کش‌هایی که ممکن است کشاورز استفاده کرده باشد. آن هم در واقع پروسه فرآوری و پروسه کشتش بوده، ولی...

یعنی می‌خواهم بگویم همه از این استفاده کنند؟ نه، ندارد. چون متاسفانه در ایران سمپاشی نظارت نمی‌شود از طریق ارگان‌ها. یعنی خود کشاورز می‌تواند برود داروخانه گیاه‌پزشکی و سمش را بخرد و استفاده کند برای اینکه محصولش را حفظ کند. آره، خیلی از این‌ها با ترکیبات سلنیومی هستند. بعد داریم، خیلی چیزها دارد. به هر حال بحثش بسیار وسیع است. خب برگردیم سراغ خوراک. آره، دومین آیتم یونجه بود که یونجه آیتمی است که بسیار مهم است. سطح انرژی جیره را باید...

در زمستان بازی با دم شیر است. ما اسب‌هایمان در زمستان کارشان کم می‌شود، معمولاً تحرک کمتر می‌شود. خود من هم که سوار باشم، در زمستان کمتر می‌روم. ۵۰ دقیقه می‌کنم ۳۵ دقیقه، سرده دیگر، تحرک کم شده. ما انرژی را بردیم بالا. خب این انرژی را با چی باید تامین کنیم؟ هر کسی به من زنگ می‌زند می‌گوید آقا من کنسانتره زیاد کنم، جرم را زیاد کنم، بخش غلات را زیاد کنم. اشتباه دم شیر آنجاست.

بزرگترین اشتباهی که اسب دارد این است که بسیاری نمی‌دانند. واقعاً من شاید بگویم نمی‌دانم. یک دسته زیادی نمی‌دانند که انرژی جیره در زمستان نباید از کنسانتره باشد، فقط باید از فیبر باشد. دلیلش هم این است که ببینید این فیبر برای اینکه برود حذف شود، معده را که رد می‌کند، می‌آید توی سکوم. این سکوم محلی است که در واقع آن عملیات تخمیری که در شکمبه گاو و این‌ها انجام می‌شد...

آنجا چکار می‌کند؟ آنجا باکتری‌های مفیدی که هست، در واقع آن میکروفلور طبیعی که آنجا هست، می‌آیند این فیبر غیر قابل هضم را تازه تخمیر می‌کنند و فرآوری می‌کنند. آن تخمیری که انجام می‌شود، اسب را مثل یک بخاری گرم می‌کند. یعنی ما گرمایی که می‌خواهیم در زمستان باید با فیبر جبران کنیم نه با نشاسته کنسانتره و نه با سطح گلوکز بالا که قند خون را بالا ببریم. ما باید از فیبر استفاده کنیم. این فیبر زمانی که تخمیر می‌شود، باکتری‌ها کار می‌کنند و گرما آزاد می‌کنند و اسید چرب آزاد می‌شود.

منبع انرژی غیر قابل هضم برای اسب وارد جریان خون می‌شود و اسب را سرحال می‌کند. این مهم‌ترین نکته است. یعنی من می‌گویم کل صحبت‌ها یک طرف، این نکته یک طرف. چون اسب‌دارها متاسفانه اشتباه می‌کنند و جو را بیشتر می‌کنند. کار اسب کم شده، دستگاه گوارش هایپر می‌شود و از زمستان سرحال می‌شود. حالا فرض کنید سطح انرژی مثلاً اگر سطح انرژی بالا...

این بیرون بردن اسب چقدر می‌تواند تاثیر داشته باشد؟ حرکت‌های دستگاه گوارشی را زیاد می‌کند و خونرسانی به بافت را بیشتر می‌کند. به همین دلیل تحرک بسیار مهم است. به همین دلیل دوستان عزیز حتماً فیبر جیره را کم که نه، بلکه زیاد بکنیم. نمی‌گویم یونجه را اگر اسب‌تان باشد، می‌توانید از کاه، کلش، سبوس گندم و منابع فیبر قابل هضم‌تری هم حتی استفاده کنید. ولی اینکه بیاییم غلات را ببریم بالا و نشاسته را ببریم بالا، بازی با دم...

آره، این یک نکته بسیار مهم بود که من دوست داشتم خدمتتان بگویم. ببینید مشکلات دیگری که می‌توانیم در زمستان داشته باشیم، خب تابش خورشید است. در زمستان ما نور کمتری داریم به خاطر موقعیت کره زمین. سطح ویتامین D را باید چک کنیم. مثلاً می‌توانیم مکمل‌هایی که ویتامین D دارند بیشتر استفاده کنیم. چیزی که ارزیابی نمی‌شود در فاکتورهای بیوشیمی خون، ولی خب نکته مهمی است. مثلاً این نکته خوبی است که ما بیاییم مکمل دقت کنیم ویتامین D و کلسیم بالاتر روی کره‌های در حال رشد و سطح کلسیم پایین‌تر نیاید.

و مکمل‌هایی که منبع کلسیم خوبی هستند استفاده کنیم ویتامین D خوبی دارند. استخوان‌بندی تاثیر سطح انرژی هم که ما از طریق جبران می‌کنیم و تحرک اسب را حفظ می‌کنیم. این‌ها نکته‌هایی هستند که واقعاً در زمستان حتماً باید کاربردی باشند. علاوه بر تهویه استبل‌ها که تهویه باید گرم و خشک باشد، ولی تهویه مطبوع یعنی استبل‌ها خیلی بخاری می‌گذارند و گرم می‌کنند. بخاری گذاشتنش ایراد ندارد در پنجره.

ایرادی که ما در بسیاری جاها می‌بینیم، مربی‌هایی که واقعاً نامبر وان ایران هستند، ولی در پنجره را می‌بندند. مشکلات تنفسی بیشتری می‌آورد. ببینید اسب حیوان بسیار مقاومی است. در سرما شما در کشورهای اروپای شمالی نگاه کنید، فقط یک شتر گذاشته‌اند و یک سقف زده‌اند. اسب با مو بلند برف هم رویش است و یک گوشه نشسته و یک سقف گذاشته‌اند. وگرنه به دلیل ماهیت بدنش و پوشش بدنش نسبت به سرما مقاوم است. حالا ما می‌آییم کلیپ می‌کنیم و مجبوریم جور کنیم، آن یک بحث است.

ولی تهویه را فراموش نکنیم. ما هوای سرد گرم و خشک باشد، ولی تهویه مطبوع باشد. حالا بخاری گذاشتن این‌ها مهم نیست اگر دمای ایده‌آل می‌کند، ولی تهویه پویا یکی از مباحثی است که در چند سال اخیر بسیار بر آن تاکید می‌شود و ما داریم نگاه می‌کنیم. بچه‌ها صحبت می‌کنند در موردش و به آن دقت می‌کنند. پروبیوتیک به عنوان مکمل بله و نظر به عنوان کسی...

تخصصش در تغذیه است. این پروبیوتیک به چه صورتی اصلاً باید داده شود؟ نیاز هست یا نیست؟ بر چه معیاری و با چه به قول معروف اندازه و مقیاسی باید به اسب داده شود؟ پروبیوتیک را ما به اصل دارد. پروبیوتیک را مادر به کره منتقل می‌کند. پروبیوتیک در واقع همان پهنی است که کره شیرخوار زیر مادرش می‌رود و یک زبانی می‌زند و خنکی می‌زند. آن باکتری‌های مفید و آن فلور طبیعی مادر انتقال پیدا می‌کند و می‌آید تو همان بخشی که صحبت کردیم، تو آن بخشی از سکوم، آن بخشی از...

دستگاه گوارش به آنجا می‌آید و محیط خود را پیدا می‌کند. در واقع، لغت پروبیوتیک به باکتری‌های مفید اشاره دارد. البته بحث آن کمی طولانی است. ما هم پروبیوتیک داریم و هم پری‌بیوتیک که این‌ها با هم متمایز و متفاوت هستند. پروبیوتیک توسط مادر منتقل می‌شود و باکتری با توجه به pH دستگاه گوارش، جای خود را پیدا کرده، رشد و تکثیر می‌کند و در آنجا می‌ماند تا زمانی که اتفاق خاصی در بدن نیفتد. مگر اینکه ما بیاییم و کنسانتره تا خرخره به اسبمان بدهیم.

ما دستگاه گوارش را مستعد اسیدی شدن می‌کنیم به خاطر نشاسته بالا و حجمی که باعث می‌شود باکتری‌ها در pH پایین‌تر از ۷ از بین بروند. در آن زمان مجبوریم به صورت دستی پروبیوتیک به اسبمان بدهیم. اسب مستعد انباشتگی گاز شده و ما اختلال گوارشی ایجاد کرده‌ایم، یعنی ناهنجاری و به اصطلاح دیست گوارشی. به هم ریختگی را با پروبیوتیک می‌توانیم جبران کنیم. چیز پیچیده‌ای هم نیست. یک سری طیف از باکتری‌های مفید که حتی مخمرها مثل ساکارومایسس. البته این‌ها را شرکت‌های تولید کننده با شرایط نگهداری و فرآوری بسته‌بندی می‌کنند و ما می‌توانیم به اسب بدهیم. پس اگر اسبی تغذیه نامناسب داشته باشد یا تحت استرس زیاد باشد و به هر دلیلی به هم ریختگی داشته باشد و کولیکی شده باشد، خوب است که پروتکل...

در کل سودش بیشتر است حتی اگر مقرون به صرفه باشد و در جیره باشد. محدودیت در مورد انسان هم همین است. ما ماست که یک نوع فرآورده پروبیوتیک است استفاده می‌کنیم. در مورد پروبیوتیک، محیط مناسبی است که معمولاً از ساکاریدها و قندها تشکیل شده و محیطی را ایجاد می‌کنند که باکتری‌ها حفظ شوند. برخی شرکت‌ها می‌گویند پرو و پری‌بیوتیک. در چند سال اخیر، بسیاری در رشته تغذیه و فیزیولوژی فعالیت کرده‌اند، ولی ما...

تا به حال باشگاهی ندیده‌ام که بگوید ما مثلاً یک متخصص تغذیه آورده‌ایم که جیره عمومی به اسب‌هایمان بدهد یا خوراکمان را چک کند. من حداقل به شخصه تجربه‌ام و سن و سالم تا به حال ندیده‌ام که جزو روتین باشگاه‌ها باشد. به عنوان کسی که متخصص این حوزه است، آیا الزام است که باشگاه این کار را بکند یا الزام نیست؟ یا خود مالک اسب باید متخصص تغذیه بیاورد؟ اگر تخصصی توضیح می‌دهید، لطفاً.

خب محسن جان، این احتمالاً بحث جالبی هم هست و واقعاً هم من هم بعضی مواقع به این موضوع فکر می‌کنم که آیا باید سر این موضوع بگوییم بله یا خیر. بسیاری از دوستان همکلاسی‌ها و دوستان خود ما، رشته‌ای نوپا و در عین حال قدیمی است، ولی رشته‌ای دوست‌داشتنی است. تغذیه، بسیاری به دنبال آن می‌روند و به هر حال کاربردی هم هست. ما اول از ما می‌پرسند حالا چه چیزی به اسب بدهیم بخورد. ولی خوب، هنر تغذیه بخش زیادی از آن بازی بین علم و تجربه است.

اگر بگوییم فقط برویم از کسانی که مثلاً درس خوانده‌اند تغذیه یاد بگیریم، به نظر من خیلی هم مربیان ما هستند که می‌فهمند و حس می‌کنند زیر پا آوردن اثر اینکه جو زیاد خورده یا نه. نمی‌خواهم این را متمایز کنم از آن، ولی اینکه بگوییم فقط هم کار کرده باشد. وقتی آناتومی دستگاه را ندانید، وقتی ندانید در این یونجه چیست، در این کنسانتره، در این غلات، در این جو و ذرت چه درصدهایی از آنالیز وجود دارد، مسلماً نمی‌توانید کار کنید. کاری اشتباهی که بسیاری از عطاری‌ها و مربیان و سوارکاران و دوستان ما دارند. هم می‌خواهم بگویم.

علمی است که تلفیقی است بین هنر و علم و تجربه. به نظر من مشورت می‌خواهد در برخی موارد و مسائل. به نظر من باید پای کسی که دانش تغذیه دارد در میان باشد. همیشه ما بیماری‌های متابولیک داریم، ناهنجاری‌های متابولیک داریم که به صورت غیرمستقیم به تغذیه وصل می‌شود. در اندام حرکتی، ولی می‌آید روی عصب معروف. خیلی معروف است، خیلی چیزها هست.

آیا خیلی چیزها منظورم کمک‌کننده است یا حتی تغذیه روی سیستم ایمنی در بیماری‌های عفونی تأثیر دارد. نمی‌خواهم بگویم دوستانی که درس خوانده‌اند باید تجربه بیشتری کسب کنند و آن‌هایی که درس نخوانده‌اند تجربه کار کردن و علمشان را بالا ببرند یا مشورت بگیرند. قرار نبود کسی کتاب تغذیه بردارد و ورق بزند و بخواند. اصلاً قرار نیست ما همه‌کاره باشیم. درست است، ولی خب باید در واقع کسی که مدیر مجموعه است، به نظر من چون در قالب مربی یا مدیر باشگاه باید علم تغذیه...

یعنی یک مدیر یا حتی مربی یا یک سرپرست باید فرق یونجه خوب و بد را بشناسد. نمی‌توانم بگویم هر روز زنگ بزنید و متخصص تغذیه بیاید چک کند. کارش این است. خب الان باشگاه را می‌چرخانید، خودتان سالیان سال جزو بدنه ورزش هستید. احساس نیاز هست که مثلاً یکی باشد که ماهی یک بار متخصص تغذیه بیاید و چرخ بزند و همایش کند و مانیتورینگ کنیم که خوراکمان خوب است یا نه. اصلاً احتیاج به تغییر داریم. مثلاً زمستان کاه می‌خواهیم.

این خودش یک اختلاف نظرهایی ایجاد کرده که در اثر بی‌علمی این اتفاق برای ما می‌افتد. آدمی که متخصص است و هم باشگاه را می‌چرخاند و هم تخصص این کار را دارد، این احساس نیاز برای باشگاه وجود دارد که یک نفر را به عنوان متخصص تغذیه مثلاً ماهی یک بار یا دو هفته یک بار بیاورد و بگوید آقا بیا اینجا و ببینیم چه کار باید بکنیم. به نظر من باید دسته‌بندی کنیم. بله، دارد ولی دسته‌بندی به این صورت می‌شود. به نظر من کسی که مدیر مجموعه...

حتماً باید با یک دامپزشکی که کار تغذیه کرده و کار تغذیه را بلد است و حس کرده، مشاوره بگیرد و در تماس باشد و یا یک متخصص تغذیه در تماس باشد و مشورت بگیرد برای علوفه‌اش و برای بالانس کردن جیره کلی‌اش. و از طرفی مالک حتماً در خرید به نظر من مکمل‌ها و کنسانتره‌اش را بالا و پایین کند و جیره‌اش را درست کند. ببینید محسن، مشورت گرفتن هیچ ضرری ندارد. اگر بتوانیم با کسی در تماس باشیم که یا متغیر تغذیه باشد که حالا به صورت روت...

یا مشاوره‌ای مشورت بگیریم، هیچ ایرادی ندارد. ولی خب نباید نسبت به این موضوع گارد داشته باشیم. بسیاری از مربیان و مربی‌ها دارند. حالا واقعاً جسارت نمی‌خواهم بگویم. بسیاری از بچه‌هایی که درس خوانده‌اند خوب حس نمی‌کنند. آن طرف قضیه هم همیشه دو طرفه است. برای بسیاری از مربیان خوب است. مالکین باید مشورت کنند. ما بعضی مواقع یک سوالی از من در فروشگاه مشاوره دارویی مکمل می‌پرسند. فروشگاه اشکان عرضم به حضور، یک سوال از من می‌پرسند که من اصلاً می‌مانم این اسب چطور تا حالا زنده است.

یعنی سوال‌هایی از من می‌پرسند که مثلاً ما این را به اسب دادیم، خوب است یا بد؟ یک سری سورس‌های پروتئینی که نمی‌خواهم اسمش را بیاورم، خنده‌دار است. می‌گویم این خوب است یا بد؟ من اصلاً می‌مانم چه جوابی بدهم که اصلاً این آدم می‌داند اسب باید چه بخورد؟ اسب اصلاً گیاه‌خوار است. قرار نیست مثلاً یک فروردین گوشتی بخورد. قرار نیست اصلاً آب کله‌پاچه بخورد. می‌گوید من جواب گرفتم. جواب چیست که گرفتم؟ ببینید شاید یک بخشی از این چربی بیاید حذف شود. یک بخشش...

اما یک سری موارد وجود دارد که هنوز علم به طور کامل به آن‌ها نپرداخته است. برخی افراد سوالاتی مطرح می‌کنند که نشان می‌دهد در سطحی پایین‌تر از انتظار هستند. باید این موضوع را بپذیریم و به آن‌ها آگاهی دهیم. من احساس نیاز کردم که درباره این موضوع صحبت کنیم. حالا لطفاً دنبال کنید، به من پیشنهاد می‌دهند.

من به این نتیجه رسیدم که در این سن و در کار با اسب‌ها، دیگر مثل ۳۰ سال پیش نیست که مجبور باشی هم دامپزشکی کنی، هم نعلبندی، هم جیره‌نویسی و هم خرید خوراک. اکنون باید کمی برونسپاری کنیم و از آن هژمونی استادیوم خارج شویم. من خودم اعتراف می‌کنم که از تغذیه چیزی نمی‌دانم.

تجربه خوبی دارید در باشگاه‌داری. هیچ چیز نادانی نیست، شاید بگوییم کامل‌تر نشده است. نمی‌خواهم بگویم ناقص است. باید سنت‌ها را کنار بگذاریم و چیزهایی که علم می‌گوید را بپذیریم و فریب تبلیغات را نخوریم. اگر یک شرکت تبلیغاتی می‌گوید این مکمل را بدهید، نه.

در مورد فیزیولوژی، از شماها یاد گرفتم که مثلاً روز مسابقه به اسب‌ها بین دوران خمیری بدهیم. نمی‌دانیم پارامتر چیست و ممکن است نتیجه عکس بدهد. باید ببینیم در چه مرحله‌ای نیازش چیست. شاید کمبود فشار خون با سدیم و پتاسیم ایجاد شود.

این الکترولیت‌های مینرال را باید تامین کنیم. ممکن است بی‌سی‌ای‌ای باعث گرفتگی عضلانی شود و ما می‌خواهیم عضلاتمان را ریکاوری کنیم. وقتی مسابقه‌مان یک هفته است، زمان داریم که ریکاوری کنیم. درد ناشی از لاکتات هر کدام فرمول خاص خود را دارد. مهم‌ترین آیتم این است که اسبمان را بشناسیم. وقتی به فروشگاه می‌رویم و می‌گویند این مکمل خوب است، ممکن است برای شما ایده‌آل نباشد و پولتان هدر برود.

باید هوشیارانه رفتار کرد. در تغذیه، مانند سوارکاری و همه کارهای دیگر، باید تخصصی‌تر عمل کنیم. امیدوارم دوستانی که این برنامه را می‌شنوند و می‌بینند، نظرات خود را بگذارند.

همه جهات را نمی‌توانم حفظ کنم و شاید کسی در جایی چالشی داشته باشد و بخواهد از شما بپرسد. شاید این خود مبدا یک برنامه دیگر شود. این موضوع برای من جذاب و آموزنده است و نمی‌خواهم زود جمع کنم، اما باید به زمان اپیزود هم دقت کنیم.

برای اپیزودی که قرار است درباره تغذیه به صورت عمومی صحبت کنیم، به نظرم کافی است. اگر نکته‌ای هست که باید اضافه کنید، به عنوان صحبت پایانی بگویید. نکات زیادی وجود دارد، مخصوصاً نکات عملی. می‌توانیم در اپیزودهای دیگر به سوالات دوستان پاسخ دهیم و وارد جزئیات بیشتر شویم.

می‌توانیم این کار را انجام دهیم. در بحث‌های ورزشی، تغذیه قبل و بعد از مسابقه، نگهداری و پرورش مادیون و کره، می‌توانیم این کار را انجام دهیم. از دوستان می‌خواهم که هوشیارانه رفتار کنند و تصمیم بگیرند. این آیتم بسیار مهمی است. از شما بسیار تشکر می‌کنم.

چون خودم از اپیزودهای شما لذت می‌برم. بحث مراقبت و نگهداری استبل و مربیگری واقعاً لذت‌بخش است. در سوارکاری‌مان خلأ وجود دارد. در بحث آموزش اصولی، ممکن است سواد کافی نداشته باشم و از متخصصان کمک بگیرم. خواهش می‌کنم از رفاقتم سوءاستفاده نکنید و درباره این موضوع صحبت کنیم. ما در صنعت اسب‌سواری پویا هستیم و شاید به عنوان صنعت شناخته نشویم، اما اسب در خون ما ایرانی‌هاست.

جمعیت ما بزرگ است، اما پراکنده‌ایم. ما که در تهران زندگی می‌کنیم و در بخش حرفه‌ای‌تر این ورزش فعالیت می‌کنیم، از این قضیه بی‌خبریم. جامعه اسب ایران بسیار وسیع است و در هر نقطه‌ای که سفر کرده‌اید، دیده‌اید که مردم اسب نگه می‌دارند و به آن به عنوان عضوی از خانواده‌شان نگاه می‌کنند. خدا را شکر که اینترنت و منابع اطلاعاتی در دسترس است.

مخاطبان لطف دارند و حمایتم می‌کنند. باید مباحث را درست و علمی مطرح کنیم تا افراد اشتیاق بیشتری پیدا کنند و ضررشان کمتر شود و دانششان افزایش یابد. در نهایت، ما در رشته ورزشی‌مان پیشرفت را حس می‌کنیم. این چرخه پیشرفت ممکن است پنج سال دیگر برگردد، اما بسیار ارزشمند است.

از محبت شما متشکرم و از اینکه من را قابل دانستید. افتخار بزرگی است که در خدمت شما باشم. امیدوارم از شنیدن این اپیزود نکات خوبی برداشت کرده باشید و مثل همیشه مواظب اسب‌هایتان باشید.

مشاهده در وب‌سایت اصلی