اپیزود چهل و هفتم رادیوچهارنعل،گفتگو با مازیار جمشیدخانی و تهمینه آقاجانی

چهار نعل: اپیزود چهل و هفتم رادیوچهارنعل،گفتگو با مازیار جمشیدخانی و تهمینه آقاجانی

خلاصه

در اپیزود چهل و هفتم رادیو چهارنعل، مازیار جمشیدخانی و تهمینه آقاجانی به بررسی ابعاد جدیدی از اندازه‌گیری عملکرد ورزشی اسب‌ها می‌پردازند. این گفتگو پس از یادآوری فوت ناگهانی علیرضا شاه‌حسینی آغاز می‌شود و به چالش‌ها و دستاوردهای این دو متخصص در زمینه سوارکاری و فیزیولوژی اسب‌ها می‌پردازد. آن‌ها بر اهمیت تغییر نگرش به اسب‌ها به عنوان موجوداتی زنده و ورزشی تأکید می‌کنند. با توجه به نیاز نسل جدید به یادگیری سریع‌تر، استفاده از فناوری و داده‌های علمی برای بهبود آمادگی جسمانی اسب‌ها و سوارکاران ضروری به نظر می‌رسد. همچنین، سوارکاران باید با تست‌های مختلف و تحلیل دقیق رفتار اسب‌ها، استراتژی‌های بهتری برای تمرین و مسابقات طراحی کنند. در نهایت، صحبت‌ها بر اهمیت شناخت دقیق از نیازها و توانایی‌های اسب‌ها و تأثیر تغییرات کوچک در تمرینات و تغذیه بر عملکرد آن‌ها تأکید دارد، به‌طوری‌که این تغییرات می‌تواند به بهبود عملکرد در مسابقات منجر شود.

موضوعات کلیدی

متن کامل گفتگو

سلام. قبل از شروع این اپیزود، باید تسلیتی به جامعه اسب ایران، به‌خصوص جامعه سوارکاری، بابت فوت ناگهانی علیرضا شاه‌حسینی بگویم. او دوست‌داشتنی بود و خیلی زود از بین ما پر کشید. در این‌گونه مواقع اصولاً کلماتی برای ابراز احساسات پیدا نمی‌شود. تنها آرزوی قلبی‌ام آمرزش روحش و شاد بودنش است و برای خانواده عزیزش و همچنین دوستان گرامی‌اش آرزوی صبر و سلامتی دارم و برای همه شما که صدای من را می‌شنوید، از صمیم قلب آرزوی...

و عمر با عزت دارم. با اپیزود ۴۷ رادیو چهارنعل دوباره مهمان شما عزیزان هستم. از اینکه تا اینجای کار همراه من و رادیو چهارنعل هستید، دست تک‌تک شما بزرگواران را می‌بوسم و امیدوارم که با لطف و محبت شما پرقدرت‌تر از همیشه این راه را ادامه دهم. داستان اپیزود ۴۷ از این قرار است که گفتگویی بوده بین من و مازیار جمشیدخانی عزیز و همچنین خانم تهمینه آقاجانی به‌عنوان اولین کسانی که در سطح دنیا...

آمدند و یک کار میدانی را در خصوص اندازه‌گیری عملکرد ورزشی اسب‌ها انجام دادند. این کار در عمل بسیار سخت است، مخصوصاً در ورزش سوارکاری به دلیل اینکه ورزش سوارکاری به قول خودشان چند مؤلفه‌ای است و مقدار اندازه‌گیری و گرفتن نتیجه بسیار کار سختی است. ولی با همت این دو عزیز این اتفاق افتاده و خودم به شخصه بعد از شنیدن صحبت‌هایشان مدل ذهنی‌ام در مورد عملکرد ورزشی اسب‌ها به شدت عوض شد و مطمئنم که از شنیدن این صحبت‌ها...

خیلی یاد خواهید گرفت و شما هم بعد از شنیدن صحبت‌ها نگاهتان به اسب به‌عنوان یک موجود زنده عوض خواهد شد. جا دارد تشکری بکنم از تمام عزیزانی که به‌عنوان حامی لطف کردند و هدایایی را برای رادیو چهارنعل فرستادند. باز هم اعلام می‌کنم اگر دوست دارید و محبت می‌کنید، در لینکی که در توضیحات این اپیزود می‌گذارم می‌توانید حامی رادیو باشید. اگر هم این کار را نکنید، باز برای من عزیز و بزرگوار هستید و دعای خیر من پشت سر همگی شما و همچنین...

خانواده‌هایتان خواهد بود. مثل همیشه طراح پوستر این اپیزود و کاور پست اینستاگرام فرشید جهانبازی عزیز است. دعوتتان می‌کنم اپیزود چهل و هفتم گفتگوی من با مازیار جمشیدخانی و تهمینه آقاجانی را بشنوید. به نام خالق زیبایی‌ها، امروز من در حضور دو عزیز نشسته‌ام که...

بسیار قابل احترام هستند. توصیف و معرفی ندارد، ولی سرکار خانم تهمینه آقاجانی یکی از کسانی است که در دنیا اولین نفری است که پا به روندی گذاشته که تا الان هیچ‌کس نگذاشته و با جان‌سختی ادامه می‌دهد. برای اینکه می‌دانم ایمان دارد. ما امروز قرار است در مورد عملکرد ورزشی اسب‌ها با شما و آقای جمشیدخانی که از اساتید هستند صحبت کنیم. خب خانم، می‌خواهم که خیلی کوتاه حالا سلام بفرمایید...

که باید برویم راجع به مبحث کاری که شما شروع کردید. اینجا خانم‌ها را مقدم کنیم یا ترتیب سن؟ من نمی‌دانم. ممنونم از شما. سلام عرض می‌کنم خدمت تمام بینندگان و ممنونم از شما. خوب، افتخار قربان شما بروم. من خوشحال می‌شوم. سلامت باشید. خب خانم آقا، شما چند سال پیش این ایده به ذهنتان آمد که یک چنین روند پتانسیل...

فیزیکی اسب‌ها را اندازه‌گیری کنید. کاری که می‌دانم حداقل به شخصه خیلی سخت است. ما از سال یعنی من موضوع پایان‌نامه‌ام بود این کار. رشته‌ام که خوب دامپزشکی بود، بعد هم فیزیولوژی خواندم و بعد برای موضوع پایان‌نامه هم روی ورزش اسب‌های پرش کار کردم که مؤلفه پرش را یعنی شدت پرش را روی سیستم ایمنی بررسی کردم. سال ۹۶ بود این کار شروع شد. فکر کنم ۹۸ زیاد آشنا شدم. در مسابقات که از آن موقع این‌جوری بود که من طی مقالاتی که می‌خواندم...

متوجه این شکاف بسیار زیاد می‌شدم در این موضوع که خوب چرا نمی‌روند در اسب‌های پرش عملکردشان را اندازه‌گیری کنند، ظرفیتشان را. بعد دیدم که در مقالات این کار انجام می‌شود. می‌آیند سری تست‌های قلبی عروقی می‌گیرند، یک سری حالا اسید لاکتیک و گلوکز و کلسترول و یک سری چیزها را اندازه‌گیری می‌کنند. اما تمرکز بیشتر روی کورس و پرش به دلیل اینکه یک ورزش ترکیبی است...

و خب حالا مهارت از کلی داستان‌های دیگر یکم سخت است اندازه‌گیری‌اش و به خاطر همین مثلاً خیلی هنوز هم برایم سؤال است که محققین در جاهای مختلف دنیا که حالا کلی امکانات داشتند چرا به سمت این موضوع نیامدند که حالا خودم شروع کردم به مطالعه چند سال که حالا بعد از آن هم با آقا مازیار صحبت کردم که در باشگاه جمع ما این کار ستاپ کردیم. یعنی چند سال ما روی این موضوع اینجا کار می‌کردیم، تست‌های مختلف می‌گرفتیم، آماده به‌عنوان بخش فنی بودیم. یعنی کل...

من نظراتی که بود چیزهایی که می‌آوردم اینجا صحبت می‌کردیم راجع بهش و بعد می‌رفتیم تست طراحی می‌کردیم. از مقالات استفاده می‌کردیم به‌عنوان زمینه. همه مقالاتی که کار شده بود مثلاً آقا مازیار سؤال از من طرح می‌کرد، مثلاً اجازه نمی‌داد یک جاهایی مثلاً خب چون تست اگر شدید می‌شد آسیب می‌دیدند و با همه این داستان‌ها که ما سال ۴۲، ۳۰ مرداد ۴۲ که تیز هم پخش شد و کار استارت خورد. یعنی ما شروع کردیم به‌صورت میدانی دیگر پروتکل‌ها آماده شده بود، تست‌ها آماده شده بود...

و شروع کردیم. و الان یک سال یک موضوع پایان‌نامه مجبور داشته باشی تا ۴۰۲ فقط در حال تحقیق و پرس‌وجو و این داستان قبلش مواجهه با اسب داشت به‌عنوان یک وسیله ورزشی، موجود ورزشی. من شمالی‌ام و خوب در آمل مثلاً در چه می‌دانم دریا، جنگل این‌ها همیشه اسب بوده. به این شکل نه، به آن شکل نبوده ولی خوب دوستش داشتم بچگی‌ام و خب به فیزیولوژی خیلی علاقه داشتم...

کلاً بیشتر آن تحقیق و جستجو و مطالعاتش برایم جالب بود و این هم چون موضوع خیلی خاص و سختی بود. یعنی هنوز هم شما به هر جای دنیا با فیزیولوژیست‌های ورزش اسب صحبت کنید، همگی این نظر را دارند. حتی مربیان نظرشان همین است که پرش به دلیل اینکه چند تا مؤلفه است، از آن و تکنیک هست، مهارت هست، تأثیر سوار هست، کلی داستان هست، یکم اندازه‌گیری و اینکه بخواهیم هر بخش را جدا کنیم یکم سخت است...

لمس کنی چه ایده‌ای آمد به ذهنت؟ رک بگویم خندیدی یا گفتی دوری بزند و برود یا اینکه نه، ایستادی پای کار و بهش بها دادی که جدی‌اش گرفتی؟ اول داستان از اینجا نظریات که از اینجا خیلی خیلی به ما می‌شود چیز اندازه بگیریم یا بیاییم یک چنین کار علمی بکنیم که خیلی از پایان‌نامه‌ها مثلاً در موردش با هم حرف زده می‌شود...

به دو دلیل این کار استارت خورد. دلیل اولش این است که برای من هم یک ذره جذاب بود. دلیل دومش خانم آقاجانی بود که خیلی پیگیر بود و بی‌خیال نشد. چون دفعه‌های اول که از من پرسید، من به همین دلیلی که الان ایشان گفتند، گفتم که این ورزش چند مؤلفه‌ای است و بسیار کار سختی است، قابل اندازه‌گیری نیست و اگر هم باشد حداقل یک ایرانی یا تو حداقل پای کارش نیستی که بخواهی چنین کاری را بکنی. ولی خب ایشان ثابت کرد که می‌تواند با دانشگاه بزرگ و اساتید بزرگ آن طرف صحبت کرد که متوجه شدیم که ما در اصل اولین تیمی هستیم که در دنیا داریم این کار را می‌کنیم.

حالا دلیل اولم که خوشم آمد این بود که ببینید ما باید قبول کنیم که زمانه در حال تغییر است. پیرو همان صحبت‌هایی که در مورد مربیگری کردیم، در گذشته سه سال رکاب از شاگرد می‌گرفتند و بعد او را بدون رکاب می‌بردند و سپس یک سوار با نشست خوب به جامعه تحویل می‌دادند. حالا تکنیک‌ها و این‌ها که بماند برای بعد آموزش، ولی الان دیگر چنین وقتی نیست. کسی نمی‌آید فرزندش را سه سال بگذارد بیرون و کابل برود، حوصله‌اش نیست، وقتش نیست و اینکه همه چیز با اسکرول کردن حل می‌شود. دیگر بچه‌ها دنبال این نیستند که بابت هر چیزی کمی مرارت بکشند، نمی‌روند. به همین دلیل عمق آن یادگیری و احساس در سوارهای آینده احتمالاً کم می‌شود و نقش فناوری اینجا خیلی بالا می‌رود تا بتواند آن چیزی را که ما در ۳۰-۴۰ سال سواری احساس کردیم، با علم فیزیولوژی ترکیب کند و بتوانیم داده‌های ثابتی بگیریم که از روی آن‌ها الگوهایی برداشت کنیم.

این می‌تواند برای نسل آینده حالت مرجع داشته باشد. یعنی اگر مازیار جمشیدخانی باید ۳۰-۳۵ سال روی اسب‌های مختلف از نژادهای مختلف در رشته‌های مختلف سوار شود، چه استقامت، چه پرش، چه کورس، و درک کند و ببیند چگونه خالی می‌کند، اگر خالی کند چه می‌شود، قبل از خالی کردنش چه احساسی دارد و این چندین بار، چند صد بار باید این‌ها را احساس کند تا به آن عمق برسد. در صورتی که اگر می‌توانستیم با الگوهایی که پیدا می‌کنیم...

سطح جایی که اسید لاکتیک ترشح می‌شود، سطح جایی که هوازی تمام می‌شود، سطح جایی که بی‌هوازی، ببخشید، بی‌هوازی تمام می‌شود و بعد جایی که هوازی شروع می‌شود، اگر این‌ها را بتوانیم به صورت الگو چه در خانه که کار می‌کنیم، چه در تمرین و چه در هنگام مسابقه اندازه‌گیری کنیم، در تمام این چند سال و این‌ها همواره تست می‌شد، یک مشکل خیلی بزرگ که داشتیم این بود که تمرین‌های پرش باید ثابت می‌شدند.

یعنی تعداد پرش‌هایی که اسب انجام می‌داد باید ثابت می‌شد، میزان چهارنعلی که اسب می‌رفت باید ثابت می‌شد. مشکل اصلی که در تمرین‌ها بود، استانداردسازی بود که بتوانیم از روی آن‌ها الگوهای مناسب برداشت کنیم و نتایج مناسب بگیریم و خود آن تست خیلی کار سختی بود. و آنجا بود که ایشان متوجه شدند که بفرمایید پایتان هم شکسته بود، چه شده بود، در گچ بودم، کنار مانژ آن بالا می‌ایستادند و از این و می‌رفتم زیان.

ما باید در طی تست، یک تستی بود که باید اسید ۴ را می‌زد، اسید لاکتیک ۴. آمازون هم گفت امکان ندارد فلج کنیم. طبق مقاله ما باید این کار را انجام دهیم. آنجا من متوجه شدم وقتی که ما آمدیم در تست‌ها، یکی از بزرگترین معضلات استانداردسازی بود. یعنی چه؟ یعنی تست‌هایی بسازیم که قابلیت تکرار داشته باشد، بتوانیم اسب‌های مختلف را با هم مقایسه کنیم، برای همه جور مانژی یعنی آسیب نزند و از طرفی به یک شدتی برساند.

این استانداردسازی پروتکل که بعد هم حالا خیلی‌ها می‌خواهند بدانند با پروفسور کنت مکی، با ایشان ما پروتکل‌ها را تنظیم کردیم. یعنی فرستادیم دانشگاه رودکرز آمریکا که ایشان به ما گفت لطفاً داده‌های پرش‌تان را برای ما بفرستید. این الان می‌شود در سطح دنیا تنها کسی که این داده را دارد شمایید. این‌گونه دارند کار می‌کنند جایی که آنجا من متوجه شدم چرا سال‌ها هیچ محققی نمی‌رفت به میدان، به خاطر اینکه کار به شدت یعنی باید واقعاً یعنی ببینید میدانی آدم خودش.

اجازه بدهید من یک توضیح کوچکی بدهم برای همه کسانی که دارند گوش می‌دهند این را و می‌خواهند بفهمند که این داستان اصلاً چیست. اعلام کنم به مخاطبین برنامه تبلیغاتی نیست در جهت سیستم آن چیزی که بر اساس رسالتی که دارد که روشن کند جامعه را از آن سیستم قدیمی حرکت کنیم. من واقعاً لازم دارم که ایشان و شما لطف کنید و به من این‌ها را توضیح بدهید. حالا عذرخواهی می‌کنم بفرمایید خواهش می‌کنم. ببینید برای پریدن در یک مسابقه المان‌های خیلی زیادی لازم است. اشتیاق اسب، آمادگی جسمانی، آناتومی اسب.

دور از آن طرف می‌آید شور و اشتیاق سوارکار، آمادگی جسمانی‌اش، آمادگی ذهنی سوارکار، نمی‌دانم همه این‌ها با هم جمع می‌شود، شانس هم دست به دست می‌دهد، آفتاب از روبرو به چشم نمی‌افتد، باد نمی‌آید، فلان نمی‌شود و تو جایزه می‌گیری. به خاطر داشتن این المان‌های زیاد هیچ‌کس نیامده به قسمت آمادگی جسمانی اسب بپردازد. چرا؟ چون قسمت آمادگی جسمانی اسب در رشته سواری مثل کورس یا چوگان خیلی مطرح‌تر است تا در پرش. در پرش چرا نیم‌توقف ندادی؟ چرا گذاشتی برود زیر؟ چرا.

ریتمت را از دست دادی؟ آن پیچ چرا با دست خارج نپیچیدی؟ می‌بینی چقدر جزئیات انسانی است. برای همین هیچ‌کس دنبال آماده‌سازی بدن اسب نمی‌رفته به خاطر اینکه فکر می‌کردند انقدر چیز سر راهشان هست. خیلی خب باشد ولی بالاخره یکی باید حاضر کند برای ۱۴۰-۱۵۰ و نسل ماها دارد یواش یواش کمرنگ می‌شود و تکنولوژی دارد می‌آید بالا. همه آدم‌ها یواش یواش در اپ دنبال اطلاعات خواهند گشت و من فکر کردم که چه بهتر که اگر می‌شود که خدا را شکر تا الان خوب پیش رفتیم، نتایج خیلی جالبی گرفتیم.

یک کاری بکنیم که بتوانیم این تجربیات و آن چیزی که در پرش حالا حداقل ماها تا حالا به دست آوردیم و این را به صورت داده و به صورت داده‌های مشخص با یک سری الگوی تمرینی مشخص در اختیار افرادی که لازم دارند بگذاریم. یک چیزی راجع به همین موضوعی که آقا مازیار گفتند یک مقاله کار شده و متوجه شدم وقتی اسید لاکتیک می‌رود بالا، حالا مولفه اسید هم حتماً باید راجع به آن صحبت کنیم، اسید لاکتیک می‌رود بالا واکنش به مانع تاخیر پیدا می‌کند، چهار صدم ثانیه. در یک مطالعه چند صدم ثانیه تاخیر واکنشی دارد یعنی عضلات.

کلاً تمرکز را پایین می‌آورد و واکنش دادن و واکنش انتقال اعصاب عضله کند می‌شود. به همون دلیلی که اکسیژن نمی‌رسد، آن لحظه‌ای که سوار یک دفعه چشمش نمی‌بیند یا دستش باز همون می‌شود به عنوان سوارکار.

حرفه‌ای که تو تمام رشته‌های با اسب درگیری داشتی کار کردی کاملاً از تو حس می‌کنی زیر پایت تو چند تا اصل و به چه مدلی فهمیدی که آقا این کار تاثیر دارد که تو دلگرم شدی که ادامه بدهی. راستش اتفاق جالبی که افتاد از اولین اسبی که شروع ما حدود حالا پنج شش تا اسب کار کردیم ولی همه رده بالا همه همه قهرمان کشور ایران ولی جالبیش این بود که ما از اسب اول هم شروع کردیم نتیجه گرفتن یعنی.

اطلاعاتی که به من می‌رسید دقیقاً آن‌جوری بود که حدس می‌زدم باید اتفاق بیفتد یا اگر یک جایی یک چیز اشتباهی حدس می‌زدم دوباره اطلاعاتی که به من می‌رسید خیلی کمکم می‌کرد که بفهمم آها دلیل این‌ها چی بوده تا حالا که این‌طوری می‌توانسته بشود و از همان اسب اول واقعاً شروع کرد به کار کردن. یعنی ما از مثلاً هفته دوم شروع کردیم تمریناتش را کمی عوض کردن بعد باز می‌گرفتم که مثلاً چطوره بازخورد می‌گرفتم می‌گفت تغذیه‌اش این‌طوری کنیم دوباره یک خورده بازخورد می‌گرفتیم دوباره تکرار می‌کرد تست تکرار می‌کرد.

با هی بازی کردن با این از اسب اول تقریباً شروع کردیم نتیجه گرفتن مثلاً حالا یکی دوتا از آن‌ها را بگویم یک دانه از اسب‌ها اسم نمی‌آورم خیلی مهم نیست یکی از اسب‌ها خیلی دیر لاکتیک می‌زد که خیلی چیز عجیبی اصلاً یعنی خیلی حاضره خیلی چیز خوبیه منتها به آن سطح از برانگیختگی نمی‌رساند که تو برای مسابقه لازمش داری.

بنابراین ما با تست‌هایی که انجام دادیم، دیدیم که آمادگی جسمانی اسب من در حد ایده‌آل است. یعنی روز آخر مسابقه که باید وارد گرم‌کن می‌شدیم، ایشان دوید و به من گفت که آقا مازیار، سطح برانگیختگی این اسب را بالا ببرید چون لاکتیکش دیر می‌زند و برانگیختگی کمی داریم. گفتم بسیار خوب، متشکرم، خداحافظ. من رفتم و شروع کردم به چهار نعل رفتن، سرعتی که باید می‌گرفتم، هیجانی که باید در او ایجاد می‌کردم و آدرنالینی که باید از او می‌گرفتم، که به نسبت آن برانگیختگی خاموش می‌شد و یک پرش استثنایی انجام دادم. یا در مورد دیگری، ما باید کار می‌کردیم. همه چیز ایده‌آل بود، همه چیز عالی بود ولی در اوایل که کار می‌کردیم، اوضاع به هم ریخته بود. چون از لحاظ تمرین و تربیت بسیار به هم ریخته بود، درد و گیر و گره پیدا نمی‌شد. وقتی توانستیم او را کمی منظم کنیم و کمی بهبود دهیم، اوضاعش بهتر شد و همه چیز آرام‌تر شد. ما متوجه شدیم که این اسب مانع اول را بی‌نظیر می‌پرد ولی هرچه به سمت آخر پارکور می‌رود، بدتر می‌شود. او را در تست گذاشتم و گفتم که حتماً این بیاید. شروع کردیم هم در تمرین و هم در مسابقه از او یک سری تست گرفتیم.

از روی نتایجش متوجه شدم که اکسیژن‌رسانی او ناقص است و نتایج نشان می‌داد که از یک جایی به بعد این نقص را نشان می‌دهد. یک اسب دیگر که بسیار جالب بود و خیلی هم به هم ریخته بود و طول کشید تا بفهمیم، به خاطر اینکه باید اول مرتبش می‌کردیم و کمی به اوضاع سلامتی‌اش می‌رسیدیم و کارهایش را انجام می‌دادیم، متوجه شدم بعد از مدتی که در اواخر پارکور شروع می‌کند به مانند انداختن. بعد با خانم صحبت کردم، تست‌های لازم را از او گرفتیم و کمی بررسی کردیم و از روی تست‌ها خیلی جالب بود.

حالا ریزه‌کاری‌اش خیلی مهم نیست ولی ضربانش در انتهای پارکور به جای اینکه بالا برود، پایین می‌آمد و به شدت افت می‌کرد. من از روی آن متوجه شدم که این می‌تواند ایراد تنفسی باشد، ایراد ریه باشد. ریه‌اش را دادیم چک کنند و یک سوم ریه‌اش فلج بود. بعد به نسبت آن، با تمرین‌هایی که به او دادم، با هوازی و اینتروال‌هایی که به او دادم و هوازی‌هایی که به او دادند، حجم ریه‌اش را افزایش دادم و همان اسب توانست نتیجه درخشانی بگیرد. یعنی می‌خواهم بگویم که حتی خود من که دارم داده می‌دهم به این سیستم و دارم در آن کار می‌کنم، از چیزهایی که به دست می‌آورم شگفت‌زده می‌شوم. چه برسد به کسی که حالا می‌خواهد آن راه‌حل هم به دستش برسد. حالا بخواهم یک سوالی بکنم که کمی ملموس‌تر باشد، تو چند درصد تغییر دیدی بعد از یکی؟ چند درصد تغییر دادی؟ بهبود دیدی؟ می‌توانم بگویم حدود ۳۰ درصد، ۲۵ درصد. و نه، خیلی خوب است. چیزی که خیلی برایم جذاب است این است که...

ببین ما همه سوارکارها بر اساس حس‌مان جلو می‌رویم و روز مسابقه صبح بلند می‌شوی می‌روی آنجا، تنها چیزی که در دست داری این است که از کارگر بپرسی اوضاع چطور است یا اینکه خودت بروی و دستی به اسب بکشی. این داستان یک اعتماد به نفسی به تو می‌دهد، یک چیزی به تو می‌دهد که تو دستگیره داری که می‌توانی امروز با اعتماد به نفس سوار شوی و درگیر این نیستی که دیشب خوب خوابیدی یا نه. داستانی هم دقیقاً همین موضوع شناخت است. وقتی می‌شناسی، می‌دانی چگونه روشنش کنی، چگونه گرمش کنی. الان قرار است کجا مثلاً یک اسب‌هایی داریم که به سرعت حساس‌اند. می‌دانی امروز باید با اسب آرام‌تر بروی. چه می‌دانم، حالا مثلاً می‌دانی زود گرم می‌شود، برانگیختگی می‌خواهد یا نمی‌خواهد. این‌ها همه را به تو می‌گوید. یا مثلاً تا کجا اسبت پتانسیل حداکثرش را قبلاً درآورده‌ای. دیگر دقیقاً می‌دانی چه اتفاقاتی می‌افتد و این شناخت جدا از اینکه کمکت می‌کند ارتقا بدهی، دقیقاً همین که آقا مازیار می‌گویم یک اعتماد به نفس و...

عملکرد ورزشی را در بیاوریم روند به چه صورتی است؟ چند روز طول می‌کشد؟ ما سه تا تست داریم. سه تا تست اصلی داریم. یک تست افزایش سرعت، یک تست استقامت و یک تست ژیمناستیک. در این سه تا تست که هر کدام باید فاصله دو سه روز بینشان باشد چون تقریباً شدت‌شان بالا است. این سه تا تست روی هم فکر کنم ۹ تا ۱۰ روز طول بکشد و نتایجش هم حدوداً یک هفته طول می‌کشد تا آماده شود.

تست همان استانداردهایی که آقا مازیار فرمودند که ما اینجا ستاپش کردیم. یعنی تست وسایل اندازه‌گیری، دستگاهی که برای اندازه‌گیری داده‌های قلبی است. اتفاقی که می‌خواهد بیفتد این است که سوارکار سوار می‌شود به تعداد دوری که ما به او می‌گوییم. یعنی بچه‌ها به او می‌گویند چهار نعل می‌رود روی سرعتش و هر چند دور که لازم می‌دانیم می‌ایستد و روی سر دقیقش یک قطره خون با سرنگ انسولین از او می‌گیرند و می‌گذارند روی لام.

شما بقیه سواری زندگی می‌کنی و این‌ها شروع می‌کنند به آزمایش کردن. هم دنیا و دستگاهی به آن‌ها وصل می‌کنیم که ضربان و سرعت و گام و این‌ها را اندازه‌گیری می‌کند که ما این‌ها را بعداً مطالعه می‌کنیم. بعد این‌ها دست تیم آنالیز می‌رسد و بچه‌ها آنالیزش می‌کنند. تست ژیمناستیک هست که در آن می‌خواهیم ببینیم بدن به پرش چه واکنشی نشان می‌دهد.

در تست سرعت می‌خواهیم ببینیم بدن به سرعت چه واکنشی نشان می‌دهد. در تست استقامت می‌خواهیم ببینیم استقامت قلبی چگونه است. قلب به چه شکلی می‌تواند ضربان را حفظ کند که مثلاً نتایجی که در مسابقه مازیار گفتند از این تست استقامت مثلاً در می‌آید. از هر سه تا آیتم باید داشته باشد. مسابقه استقامتی است که در آن پر از چهار نعل و سرعت و غیره و پر از حرکت‌های انفجاری است. فکر می‌کنم نزدیک ۴۰ تا ۴۵ تا جک ۱۶۰ بزند.

انفجاری. یک نکته دیگر هم که هست وقتی پیش مربی می‌آید تقریباً در دو هفته، سه هفته یا یک ماه اول عصر جدید محسوب می‌شود. کاری با او نمی‌شود کرد. باید فقط مراقب باشی، تست‌های لازم را بگیری و ببینی چقدر استقامت دارد، چقدر آمادگی جسمانی دارد، حالش و اوضاعش چگونه است و غیره. ولی با انجام این تست‌ها سرعت این کار خیلی بالاتر می‌رود. یک داستان دیگر هم که باز بعد از این می‌آید این است که من خودم شخصاً در همه این سال‌ها با آزمون و خطا پیش رفتیم. دیدیم نه، بهتر نشده. یک راه دیگر را پیش گرفتیم. دیدیم باز بهتر نمی‌شود. این داستان زمان را اینقدر کوتاه می‌کند برای بچه‌های جوان که دیگر لازم نیست تمام آن راه‌ها را امتحان کنند. وقتی که متوجه می‌شوند آقا این زود دچار خستگی می‌شود و هوازی‌اش زود تمام می‌شود.

زود تمام می‌شود، می‌دانند که باید بروند سراغ این دسته از تمرینات. جلوی اتلاف منابع و زمان را می‌گیرد. همان کاری که تکنولوژی دنیای آینده این وقت را نمی‌دهد. بعد اصلاً یک موضوع دیگر هست. این اطلاعاتی که ما می‌دهیم حضور مربی را کم‌رنگ نمی‌کند، بلکه پررنگ‌ترش می‌کند. من این اطلاعات را به آقا مازیار پارسال داده بودم. بعد از یک ماه و نیم رفتم تست گرفتم. گفتم چیکار کردی؟ گفتی به تو چه. دیتا خیلی عوض شده. گفت به تو ربطی ندارد. شوخی بود. منظورم این است که اتفاقاً دست مربی را باز می‌کند بیشتر تا اینکه مربی را بیکار کند. و هر چقدر جلوتر می‌رفت، من یادم است آقا مازیار بعد از یک سال و نیم که بود، پارسال مسابقه داشتیم، تازه بیشتر متوجه می‌شدم چه کاری داریم می‌کنیم. بله.

یعنی یک سال و نیم خودش نتایج اینقدر بازی خیلی این‌گونه بودم، خیلی ظرافت لازم دارد ولی خدا را شکر خیلی جالب است که دارد اینقدر علمی پیش می‌رود و آره الان متوجه شدم چه کارهایی می‌توانیم خوش‌شانس بودی جدی می‌گویم جدی اصلاً نمی‌شد تو من بچه داشته در برابر یک چیز جدید مقاومت نکنند.

در اختیارمان بود باشگاه در اختیار بهترین اسب‌ها در اختیارمان بودند من فکر می‌کنم تنها راه نجات بشر خوب ما تا اینجا که داشتیم تاریخچه می‌گفتیم و یعنی استارت کار شما و روندی که رفتیم صحبت‌هایتان حالا من دیگر کار می‌کند.

بفهم یک چیزی بگویم آقا مازیار تازه گفتند که یک اسبی بود اسید نمی‌زنم همین را می‌خواهم بگویم اسید تا یک حدش خوب است از یک حدی به بعدش بد است حالا چگونه ببینید ما حالا هوازی و بی‌هوازی مسیر تولید انرژی بدن مواد غذایی را با اکسیژن می‌سوزاند تبدیل می‌کند به انرژی می‌شود هوازی که منبع خیلی زیاد دسترسی خیلی زیاد است.

اگر اکسیژن نباشد همان مواد غذایی می‌خواهد بسوزد بدون حضور اکسیژن این مسیر اسمش بی‌هوازی است بدون حضور اکسیژن این مسیر محصول جانبی که تولید می‌کند اسید لاکتیک است یعنی چه یعنی وقتی آن مواد غذایی می‌سوزد بدون حضور اکسیژن اسید لاکتیک تولید می‌شود این اسیدی برود بالاتر آسیب‌زننده می‌شود کلاً هم مسیر بی‌هوازی انرژی مسیر بی‌هوازی محدود است برای سی ۴۰ ثانیه می‌تواند انرژی تأمین کند خب تو حرکات انفجاری سریع مثل پرش که شروع می‌کند به مثلاً شما فکر کنید دو کوتاه‌مدت 1 متر یا خود پرش.

می‌آید تو لحظه انرژی زیادی می‌خواهد تا قلب ضربانش برود بالا اکسیژن را بگیرد اکسیژن بیاید در اختیار سلول‌ها قرار بگیرد بتواند انرژی تأمین کند ۵۰ ۶۰ ثانیه طول می‌کشد تو این زمان انرژی از مسیر بی‌هوازی تأمین می‌شود گفت یک سوخت اولیه است حالا تمرین می‌کنم گرم کردم حالا می‌خواهم بروم تو گرم نکردم تو این فاصله تا مثلاً مسابقه اتفاق می‌افتد یا نه ببینید متوجه سؤال نه نه ببین الان من جوابت می‌دهم.

توی گرمایش گرمکن که گرم می‌کنی تو فقط صرفاً گرم کنی اصلاً به سطح اسید لاکتیک نمی‌رسی نه بایدم برسی اصلاً تو صرفاً این را گرم کنی اسید لاکتیک آن چیزی که من از ورزش می‌شناسم من الان از روی اطلاعات زیروان حرف نمی‌زنم اسید لاکتیک آن چیزی است که در بدن ترشح می‌شود که اگر کم باشد به تو کمک می‌کند که عضلات برای فردا دوباره خودشان را احیا کنند و بازسازی کنند خاطر همینه که وقتی خیلی خرکی فشار می‌آورند ورزشکارا یهو فرداش دیگر اصلاً نمی‌توانند راه بروند چون زیاد ترشح شده و آن می‌شود مخرب.

این اسید لاکتیک یک محدوده‌ای دارد مثلاً تا دو برسد گرم کردی همه کارها کردی وارد شدی انداختی ۴ رسیدی به مانع اول این می‌خواهد جک بزند بی‌هوازی استفاده می‌کند انرژی زیاد تا آنجا دارد هوازی تا ۴ استفاده.

اگر بخواهد از هوازی تأمین کند باید تو مانع اول ضربانش بعد یک نکته آخرای پارکور که حاضر نیست به هنوهن می‌افتد هنوهن یعنی چه یعنی سختش است اکسیژن بگیرد یعنی اکسیژنش کم است پس چون اکسیژن کم است باز دوباره از آن‌ور دارد لاکتیک می‌زند پس این فردا دوباره بدنش درد می‌گیرد دوباره گرفتی قصه اسید لاکتیک اصلاً یک موضوع خیلی در هم تنیده است سهم یک سهمی بی‌هوازی هوازی شما وقتی اسب‌ات آرام آرام شروع می‌کند چانهک هوازی.

زمان می‌دهی زمان دارد اکسیژن فراخوانی می‌کند ۵۰ ثانیه می‌رسد یعنی شما الان اینجا استارت را بزنی یکم قدم بروی بروی تا ۵۰ ثانیه نیاز به اسید و مسیر بی‌هوازی ندارد اما تو انفجار یا تو نعل باز که یهو تو ثانیه انرژی زیاد می‌خواهد اینجا نیاز به بی‌هوازی دارد که تو پرش خیلی موضوع مهمی است حالا اسید لاکتیک به خودی خود اصلاً بد نیست.

یک مثال برایت بزنم از کورس برایت یک مثال بزنم پشت تا پشت دفاع گرم می‌کنیم قشنگ می‌کنند تو دفاع اگر دیده باشی یک یارو آن دایره می‌زند کار ولی این گرم کردن در حدی است که این اکسیژنش را بیاورد بالا بهش کمک بکند که کمتر لاکتیک بزند فلان فلان ولی وقتی در باز شد قصه می‌شود انفجاری.

از آن لحظه به بعد این شروع می‌کند فقط به سوزاندن آن املاحی که آن تو دارد هر چقدر اکسیژن بهش برسد و داشته باشد همراهش باشد و بتواند می‌گویند من خر این اسب باید بزرگ باشد هر چقدر بتواند بیشتر اکسیژن بگیرد بهتر می‌تواند اسید لاکتیک بدهد ولی دیرتر این عضله تخریب می‌شود و دیرتر فردا دردش می‌گیرد متوجه شدی قشنگ دقیقاً حس می‌کنم سهمی هوازی سهم هوازی دقیقاً چیزی که آقا مازیار می‌گوید وقتی شروع می‌کند از بی‌هوازی شروع می‌کند ولی.

یک جایی اسب‌های کورس ثانیه‌های آخر دیدید می‌افتد یک ریز آنجا بی‌هوازیش تمام شده هوازی که می‌گیرد کافی نیست به خاطر اینکه اسید بالای خسته می‌شود حالا چرا اینجا اکسیژن به کار نمی‌آید چون اسید زیاد است اسید زیاد کلسیم از دسترس خارج می‌کند یک جورایی باعث می‌شود عضله اسیدی می‌شود درست منقبض نمی‌شود و اینجاست که شما فشار زیاد بیاورید تاندون استخوان کشیده چون عضله سخت شده چون اسید حالا باید چه‌کار کنیم موضوع اسید نیست بدن باید به اسید عادت کند.

باید این مسیر آچارکشی روزانه در اصل دارد کاری می‌کند که در بدنش در عضلاتش اسید لاکتیک ترشح بشود که بدن ساخته نمی‌شود هی بزند هی جمع کند هی بزند هی جمع کند که آنجا تو مسابقه که می‌زند باز راحت بتواند جمع کند راحت نه راحت جمع می‌کند چون مسیر این مسیر ساخته می‌شود اینقدر تکرارش کردی هی تو خانه اسید زدی جمع کردی درد نمی‌گیرد راحت آن اسید و دفع می‌کند هوازی هر چقدر هم بهتر باشد باعث می‌شود اسید راحت‌تر جمع بشود.

آن سیستم راه‌اندازی می‌شود المان‌ها را اندازه‌گیری می‌کنید و نسبت تمرین‌ها را به پتانسیل تعریف جدید ما تعادل را سعی کردیم تو این داستان برقرار کنیم بین آن اسم‌هایی که بی‌هوازی زیادی دارند هوازی کمی دارند یا این بیاوریم توی نقطه تعادل که بتواند حالت استاندارد پیدا شما عملاً منابعش را هم سطح تقریباً باید همین.

بهترین عملکرد برای نتیجه عملکرد نه پتانسیل نه نتیجه را اسبی می‌گیرد که این‌ها متعادل شده باشند همان قدر که بی‌هوازی مهم است هوازی هم مهم است چون هر چقدر هوازی گسترش یافته‌تر است راحت‌تر اسید و جمع می‌کند راحت‌تر آنجایی که دیگر اسید زیاد است این می‌تواند آنجا هم انرژی تأمین کند آنجا هم می‌تواند خوب.

تغییرات درش اعمال بشود آن تغییرات به چه صورتی است اگر بخواهیم فرض کنیم که آقا من خودم تو این زمینه ناشی‌ام هیچ اطلاعاتی توجیه کنی که آقا اگر این اسب به این مشکل دارد مثلاً اینجا تغذیه‌اش بر فرض من نمی‌دانم شما بهتر تغذیه شاید درست کنیم مدل تمرین شاید عوض کنیم مسافت بعد مثلاً تغییر بکند من نمی‌دانم چه‌کار می‌کند دقیقاً شما ما توی تستی که می‌گیریم یک جمله است می‌گوید تا وقتی شناخت نباشد نمی‌شود ما به شما شناختیم شما از.

شما متوجه می‌شوی یک جایی اصلاً خودتان هم شاید حس می‌کردید مثلاً یک موضوعی که هست مثلاً یک سری اسب‌ها بی‌هوازی‌شان ضعیف است از انفجاری نمی‌تواند استفاده کند در طی زمان افت عملکرد دارد این‌ها فکر می‌کنند استقامتش ضعیف است یعنی مثلاً راند ۴ را راند سه مسابقه عملکرد می‌آید پایین چهار پایین پنج دیگر می‌آید می‌گویند استقامتش پایین است به‌جایش خمیر می‌دهند گرفتی چی شد قند می‌دهد کار نمی‌کند دیگر اینقدر زدن خشک شده آفرین اینجا موضوع بی‌هوازی بوده ما به شما می‌گوییم بهتان می‌گوییم علت عملکرد ضعیف چیست کجا اسبتان دارد کم می‌کند.

آیا او در بخش هوازی مشکل دارد یا در بخش بی‌هوازی؟ بی‌هوازی نیز چند مؤلفه دارد؛ آیا در بی‌هوازی پرشی مشکل دارد یا در بی‌هوازی سرعتی؟ برخی اسب‌ها به سرعت حساس‌تر هستند و اسید لاکتیک بیشتری تولید می‌کنند، برخی دیگر در پرش بیشتر اسید تولید می‌کنند. وقتی این شناخت را به شما بدهیم، شما به‌عنوان مربی می‌دانید که اگر بی‌هوازی پرشی ضعیف است، باید روی مؤلفه‌های پرشی کار کنید یا اگر بی‌هوازی ضعیف است، تمرینات پیشنهادی را انجام دهید. این تمرینات پیشنهادی در الگوهای زیر وجود دارد که وقتی این‌گونه است، می‌توانیم این تمرینات را انجام دهیم تا بهبود یابد.

اما خود مربی هم می‌تواند برداشت‌های شخصی داشته باشد. مربی باید اطلاعات داشته باشد تا بتواند از آن‌ها استفاده کند. من از مربی کمک می‌گیرم و باید به من هم کمک کند. ما با هم بخشی داریم به نام صحبت با مربی، یعنی در انتها من و مربی می‌نشینیم و تمام داده‌ها را بررسی می‌کنیم تا بهترین نوع تمرین مشخص شود. هر تمرینی تغذیه خاص خود را دارد. ما چیزی به نام تغذیه ورزشی داریم. برای اسبی که روی بی‌هوازی کار می‌کند، باید کراتین بدهید. اگر می‌خواهید روی هوازی کار کنید، باید روغن همراه با خنثی استفاده کنید. اما اگر بی‌هوازی کار می‌کنید و کراتین می‌دهید، باید تمرینات درست باشد، وگرنه دفع می‌شود. اگر روغن را با تمرین درست استفاده نکنید، اسب چاق می‌شود و انرژی زیادی به او می‌دهید.

تغذیه ورزشی استرس بالایی دارد و باید در شدت بالای تمرینات پوشش داده شود. اگر اسب بدخلق باشد، نمی‌توانیم اخلاق او را تغییر دهیم. با مکمل‌ها و ویتامین‌ها می‌توانیم اسب را آرام کنیم. معمولاً اسب‌های عصبی بی‌هوازی ضعیفی دارند. ما این اسب‌ها را آرام می‌کنیم و توضیح می‌دهیم که تندی با بی‌هوازی فرق دارد. ما این‌ها را توضیح می‌دهیم و خدا را شکر تا الان افرادی که با آن‌ها کار کرده‌ام، واقعاً گوش کرده‌اند و علاقه‌مند هستند. ما بیشتر شناخت می‌دهیم و تغذیه را هم برای شما بالانس می‌کنیم.

ظرفیت هر اسب در طول عمر ورزشی‌اش ۲۰ درصد تغییر می‌کند. اطلاعات به شما کمک می‌کند که چه کنید. مثلاً اسبی که به سرعت حساس است، با یک تست متوجه می‌شوید. در تمرینات می‌توان این حساسیت را کاهش داد. در طی مسابقه، جایی که فشار بیشتری به او وارد می‌شود، نمی‌آید سرعتش را زیاد کند. وقتی که ما اسب را می‌شناسیم، تصمیم بهتری می‌گیریم. در تست‌های ما آستانه آسیب مشخص می‌شود و می‌توانید لیمیت اسید لاکتیک را تعیین کنید.

ما دیتا داریم و با آن مقایسه می‌کنیم. مثلاً کسی می‌گوید دوست دارم با اسب زیاد کار کنم. این برای استقامت کار خواهد کرد. وقتی به شما دیتا می‌دهیم، مثلاً اسبی که به پرش حساس است یا سرعت، موضوع مهمی است. وقتی این را متوجه می‌شوید، می‌توانید تمرینات مناسب را انجام دهید. پیشنهاد تمرینی هم می‌دهیم. سرعت و تغذیه هم مهم است.

جمع‌بندی کنید و در قالب چند جمله بگویید. به نظر من این تست‌ها نیاز است، زیرا وقتی اسب‌ها در مسابقه هستند، عملکردهای مختلفی دارند و مربی باید با داده‌ها آشنا باشد. اسب‌ها با هم فرق دارند و آنچه در داخل اتفاق می‌افتد، ممکن است از بیرون شبیه به نظر برسد. وقتی نقطه ضعف پیدا می‌شود، می‌توان در مدت کوتاهی کار را انجام داد. ما اسبی داشتیم که در ۴۰ روز آماده شد.

با ما می‌توانیم از داده‌های ایران در ۴۰ روز این اسب را آماده کنیم. با شناخت درست آقای محمد مکانی‌نژاد، خب ایشان هم به ما اعتماد کردند. ولی شناختی که داشتیم، یعنی دقیقاً آن چیزی که متوجه شدیم، شاید دو تا نکته بود، شاید سه تا نکته است، اما سه تا نکته خیلی ارزشمند است و باعث می‌شود شما کاملاً مثلاً شاید اسب هوازی‌اش خیلی قوی است، بی‌هوازی‌اش ضعیف است و شما همچنان هوازی کار می‌کنید. من می‌بینم از میدان و متوجه می‌شوم که شاید با دو تا موضوع تغذیه‌ای و مثلاً کمی تغییر تمرین.

کلیت این است که تغییر کند و شما بتوانید به جای یک راند از او ۵ راند عملکرد بگیرید. کلید معما را در اختیار ورزشکار اصلی قرار دهید، کسی که عملاً می‌شود گفت حمایت را کردید از این علم و روی آن تجربه‌ها و این‌ها، یعنی به مفروضات شک کردید که خواستید چیز جدیدی تجربه کنید.

حرف نهایی‌تان چیست برای مخاطبی که این تست که الان جمشید خانی که برند در این ورزش دارد، من توصیه می‌کنم که آقا این تست این کارها را می‌کند. از آن دوران قلقلک میرزا رد شدیم، جوی یونجه رد شدیم، باید کمی دقت‌مان بیشتر شود. چه می‌گویید به مخاطبتان؟ من با اینکه خودم یکی از آدم‌های تأثیرگذار در این داستان بودم، یعنی کسی بودم که بالاخره دستی در آتش داشتم، ولی یک نکته که برایم خیلی جالب بود این بود که من با این آزمایشات تمرینی خودم هم امتحان می‌کردم.

یعنی وقتی مثلاً یک تشخیصی می‌دادیم که این اسب الان باید برود هوازی کار کند، ظرف ۱۵ روز باید فلان چیزش درست شود. وقتی من تمرکزم را گذاشتم که در ۱۵ روز آن کار را بکنم، داده‌های بعدی یا مثلاً حالا اگر دو ماه بعد، سه ماه بعد بستگی داشت، وقتی آن موقعی که لازم بود داده‌های بعدی که می‌آمد به من می‌گفت دارم درست می‌روم یا هنوز دارم اشتباه می‌کنم. خود مازیار جمشیدخانی یک بار دیگر تستش عمل خوب است، یعنی اعتماد به نفس بهت می‌دهد، متوجه می‌شوی که داری درست می‌روی.

پیشنهاد چند وقت یک بار این را چون تو لمسش کردی می‌گویم ازت بپرسم چند وقت یک بار خوب است یک هزینه برایش کردم، چند وقت یک بار هم اسب‌های مسابقه قبل از فصل شروع فصل لازم دارند، یعنی آن موقعی که یک گشتار رفتن رفتن شروع کردند. به نظر من این تست باید بگیرند ببینند چه کاستی‌هایی دارند، روی آن‌ها کار کنند و بعد هم یک مسابقه. یعنی من فکر می‌کنم اگر شرایطش باشد برای اسب‌های مسابقه قبل از فصل.

خیلی چیز خوبی است و برای اسب‌هایی که در مسابقه بزرگ هستند، راستش من همه فصل زیر آزمایش دارمشان، یعنی که معمولاً قهرمانی می‌پرم یا مسابقه بزرگ می‌پرم، معمولاً حالا یا به خاطر آزمایش خودمان است یا به خاطر خود من می‌خواهم بدانم. به خانم آقاجانی می‌گویم می‌آید آزمایش امتحان می‌کنیم. معمولاً اسب‌های مسابقه بزرگ هم همیشه زیر تست هستند که خیالم راحت شود. خیلی جالب است اینکه من همیشه صحبت از محمدرضا شعبان‌علی در ذهنم هستش می‌گوید.

یادگیری یک چیز جدید نیازمند این است که به مفروضات قبلی‌مان یک جاهایی شک کنیم و به اصطلاح زرهمان را در بیاوریم و شمشیر.

لذت سلامتی دارم اگر خداحافظی بکنید که وقت ممنونم از شما آقای حیدری، اینکه از اولین روز که با شما صحبت کردم خیلی شما مشتاق‌تر از.

و این واقعاً چیز خوبی است که چون به نظر من واقعاً باید هر تغییری می‌گوید از درون خودمان اتفاق بیفتد وقتی که ما بلند شویم و باور داشته باشیم که می‌توانیم یک کاری را انجام دهیم، یک تغییری که به نظر من می‌شود ایجادش کرد و ممنونم از شما، مرسی از اینکه پای کار ماندید و از این کار سخت خسته نشدید. حالا ان‌شاءالله که هم بهره معنوی‌اش هم بهره مادی‌اش شد از جفتتان کارشالله هر جا هستید سلامت هیچ تشکر نمی‌شود کرد فقط خواستم بگویم که.

نمی‌توانم کلمات خیلی موضوع مهمی از چیزی نیست که بشود روش کار کرد از چیزی نیست که در اختیار قرار بگیرد، یعنی واقعاً آقا مازیار حالا خوش‌شانس بودیم نه حقیقتش این است که من سرباز این ورزشم واقعاً خوب تو همیشه دلسوز بودی به قول خودت مدل ذهنی متفاوت دمت گرم که هستی ممنون خداحافظ.

باز هم سپاسگزارم از اینکه تا انتهای این اپیزود هم همراه من و رادیو چارل بودید و امیدوارم که این صحبت‌ها که جنبه آموزش را داشت به دردتان خورده باشد و ازش یاد گرفته باشید و شما هم مثل من از این به بعد نگاهتان نسبت به اسب تغییر کند و فقط این نباشد که یک اسب برای خوراک بخورد و یک ورزشی روتین انجام دهد. دم همگی‌تان گرم امیدوارم که همیشه سلامت و شاد و موفق باشید.

تا اپیزود بعدی همه‌تان را به خدای بزرگ می‌سپارم و مثل همیشه مواظب اسب‌هایتان باشید.

مشاهده در وب‌سایت اصلی