اپیزود چهل و هشتم رادیو چهارنعل، گفتگو با رئیس هیئت سوارکاری استان گیلان
خلاصه
در اپیزود چهل و هشتم رادیو چهارنعل، مجری به گفتگو با محمد مهدی انتظام، رئیس هیئت سوارکاری استان گیلان میپردازد. هدف این برنامه، زنده نگهداشتن امید و توسعه ورزش سوارکاری در کشور است. انتظام به چالشهای موجود در این حوزه اشاره کرده و بر ضرورت تأسیس باشگاههای عمومی برای آموزش سوارکاری تأکید میکند. او با بیان مشکلات فرهنگی، زیرساختی و مالی، بر ایجاد فضاهای مناسب برای جوانان و حمایت از آنها تأکید دارد. همچنین، در خصوص قاچاق اسب کاسپین و اهمیت ثبت هویت اسبها صحبت میکند و خواستار همکاری جامعه سوارکاری برای برگزاری مسابقات و ارتقای سطح فنی مربیان میشود. این مصاحبه به تشویق جوانان به فعالیت در سوارکاری و فرهنگسازی برای حفظ حقوق اسبها نیز میپردازد و بر لزوم همکاری نهادها برای بهبود وضعیت ورزش سوارکاری در گیلان تأکید میکند.
موضوعات کلیدی
- پرش اسب
- اسب کاسپین
- استعدادیابی
- باشگاهداری
- مربیان سوارکاری
- سوارکاران
- مسابقات کورس
- بازار سوارکاری
- فرهنگسازی
- قهرمانپروری
- سوارکاری استان
- چالشها
- مربی کارتدار
- توسعه باشگاهها
- هیئت سوارکاری
- مسابقات پونی
- هویت اسب
- دستهبندی نژادها
متن کامل گفتگو
عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت همه شما شنوندگان عزیز رادیو. با اپیزود ۴۸ رادیو چهار نعل دوباره مهمان شما بزرگواران هستم.
و خوشحالم از اینکه باز هم این افتخار را دارم که در خدمت شما عزیزان باشم. یکی از فصلهایی که در رادیو چهار نعل شروع به کار کرده، گفتگو با رؤسای هیئتهای سوارکاری در استانهای مختلف است. آن عزیزانی که من سعادت داشته باشم به شهرشان سفر کنم، قطعاً با آنها مصاحبه خواهم کرد و آن عزیزانی هم که از راه دور لطف کنند، میتوانند به صورت اینترنتی مهمان رادیو باشند و از داستانها و مسائل و مشکلاتشان در شهر خود صحبت کنند.
هدف از انجام این کار فقط این است که رؤسای هیئتها از برنامههایشان بگویند و امید را در دل مخاطبان اصلی سوارکاری در شهرشان زنده نگه دارند. هیچ هدفی پشت این کار جز اینکه توسعه این ورزش حرفهایتر شود، نیست و عملاً رادیو چهار نعل قرار نیست مخاطبان و مهمانان خود را در معذوریت قرار دهد. هر کدام از عزیزان رئیس هیئتی که صدای من را میشنوند و این اپیزود را میشنوند، میتوانند با من تماس بگیرند. من با افتخار در خدمت این عزیزان خواهم بود.
باز هم تشکر میکنم بابت حمایتهایی که از رادیو چهار نعل داشتید. مثل همیشه من را شرمنده خودتان میکنید و برای همه شما آرزوی سلامتی دارم. چه آنهایی که لطف کردند و کمک کردند و چه آن عزیزانی که فقط همراه رادیو چهار نعل هستند، برای من همه شما محترمید. دوستدار همه شما هستم و اگر باز احساس کردید که دوست دارید حامی رادیو چهار نعل باشید، از لینکی که در توضیحات همین اپیزود برایتان گذاشتم میتوانید وارد شوید و به رادیو چهار نعل بزرگوارانه کمک کنید. دست تکتک شما را میبوسم و آرزوی سلامتی برای همه شما دارم.
دعوتتان میکنم اپیزود چهل و هشتم گفتگوی من با محمد مهدی انتظام، رئیس هیئت سوارکاری استان گیلان را بشنوید. به نام آنکه هستی نام از او یافت، فلک جنبش، زمین آرام از او یافت. سلام عرض میکنم خدمت همه شنوندگان خوب رادیو. خیلی خوشحالم که با برنامهای دیگر در خدمت شما بزرگواران هستم و ممنون که از رادیو حمایت میکنید و کمک میکنید که ما برنامههای بهتری بسازیم. در این قسمت من یک مهمان ویژه دارم و یک سرفصل جدید را در رادیو چهار نعل شروع کردم که گفتگو با رؤسای هیئتهای سوارکاری است.
از استانهای مختلف، اولین مهمان من در برنامه رؤسای هیئت، جناب آقای مهدی انتظام، رئیس هیئت سوارکاری استان گیلان هستند. عرض ادب دارم. خیلی خوشحالم که این افتخار را به من دادید و به رادیو چهار نعل پذیرفتید که مهمان من باشید و من تشکر میکنم از میزبانی شهرتان و لذت بردم چه زمانی که برای کلینیکها اینجا بودم و چه زمانی که الان مهمانتان هستم. واقعاً انسانهای دوستداشتنی و قابل احترام هستند. اگر سلام علیکی میخواهید بفرمایید که ما شروع کنیم. بسم الله الرحمن الرحیم. بنده محمد مهدی انتظام هستم. بنده هم عرض سلام دارم.
خدمت شما و مخاطبین و بینندگان برنامه رادیو چهار نعل. ممنونیم که این زحمت را برای جامعه سوارکاری و اسب میکشید. اختیار دارید، وظیفه است. برای اینکه خیلی وقتمان را هدر ندهیم، من سعی میکنم سوالها را دانهدانه با هم جلو برویم. شما تقریباً قریب به ۵ سال است که رئیس هیئت استان گیلان هستید. روندتان از شروع ریاستتان تا الان به چه صورتی بوده است؟ خدمت شما عرض بکنم که ما طی یک انتخاباتی به آن فرآیند قانونی که انجام شد.
در مرحله اول به فضل خدا رئیس هیئت سوارکاری استان گیلان شدیم. قبل از آن بنده مسئول سوارکاری شهرستان رشت بودم. در حوزه استانی قبل از آن هم سابقهام برمیگردد به مؤسس و تأسیسکننده هیئت چوگان در استان گیلان بودیم که عمر ۱۰ ساله دارد. تقریباً ۱۰ سال است با اسب و سوارکاری آشنا هستیم و افتخار پیدا کردیم با این جامعه کار و زندگی کنیم. انتخابات انجام شد و انتخابات یک مقدار داستان کاری ما تعجبانگیز بود به این دلیل که.
سه ماهی، سه سالی از انتخابات اول گذشته بود و ۹ ماه دچار چالش شده بودیم. پیرو همان داستانهای سرپرستی فدراسیون که آن نه ماه ما در حاشیه بودیم، هیئت بلاتکلیف بود و مجدداً انتخابات برقرار شد و یک انتخابات بزرگتر. ما در مرحله اول با ۱۸ رأی اگر اشتباه نکنم رئیس شدیم و دو رأی به نفع رقیب محترم. در انتخابات بعدی ما حدوداً چون مجمع خیلی بزرگتر شده بود و جامعه سوارکاری هم توسعه پیدا کرده بود، چیزی در حدود.
۲۲ رأی و خدمت شما عرض بکنم که طرف مقابل ما با یک رأی حذف شد. مقتدرانه رئیس هیئت شدیم به فضل خدا. بعد از آن روزی که تحویل گرفتیم، حالا برگردیم به خیلی توی این ۹ ماه و اینها وارد نشویم. من بیشتر روند کاری و اصلی شما را میخواهم رصد کنم. چه چیزی تحویل گرفتید روز اولی که آمدید؟ چه تعداد اسب، چه تعداد باشگاه، چه تعداد سوارکار؟ در چه سطحی بودید؟ نگاه بکنید عمرش ۴۰ ساله انقلاب، چند چه اندی سال انقلاب میبرد که سوارکاری گیلان هم سطح با استانهای.
بزرگ رشد میکرد. یعنی ما تعداد باشگاههایی داشتیم، هیئتهایی داشتیم که بتوانیم در کشور حرف بزنیم. نه، خاستگاه اسبیم. بله، ما خاستگاه اسبیم. اسب کاسپین داریم. منتها آن چیزی که خودم یادم هست، هیچ وقت هیئت استان دست بومیها و گیلانیها نبود مگر یک مقطعی که قبل از من که آقای دکتر آمدند. قبل از آن افراد غیر بومی رئیس هیئت استان بودند. تولید محتوای چند سوارکار و نهایتاً یک باشگاهی بود که جمعاً این باشگاه.
به سه الی چهار تا باشگاه رسیده بود که من آمده بودم. همان دو تا فعال نبود، فقط میشود گفت دو تا باشگاه کل استان گیلان زمانی که من آمدم. ما یک مربی رسمی داشتیم و یک مربی هم با شرایط سنی حذف شده بود. بهروزرسانی نشده بود. ما در این فضا استان گیلان را تحویل گرفتیم. دیگر مابقی بماند. کلانتر و داور و زیرساختهای سوارکاری چه بود. بسیار بزرگی داشتیم، هفت هکتار زمین. این بهخاطر سوء مدیریت رؤسای پیشین هیئت رفت.
فروخته شد ولی واگذار نشد. مسئولین استان در دستگاه قضایی و نظارتی حاکمیتی دارند کمک میکنند تا امروز علیرغم اینکه فروخته شده واگذار نشده. انشاءالله شاهد این باشیم این پیست چون صرفاً یک پیست کورسدانی نیست، باشگاه سوارکاری داشته و یک سری امکانات پرش داشته. این متأسفانه تبدیل به محل چرای گاوها شده بود و داخلش هم فوتبال بازی میشد. ما که آمدیم با علیرغم اینکه مال هیئت نبود و مال ورزش نبود، ما مسابقات کورس را در آنجا ساماندهی کردیم.
هر سال ۹ الی ۱۰ الی ۱۱ تا مسابقات کورس استانی آنجا پیاده کردیم و انجام دادیم. همین الان هم این اتفاق دارد با یک فاصله انجام میشود و میدان را بردیم به سمت آشنایی مردم با سوارکاری و اسب. که امروز آن ۴ الی ۵ سالی که شما میفرمایید ما تعداد زیادی باشگاه داشتیم، توسعه داشتیم، توسعه باشگاه سوارکاری داشتیم. یک باشگاهی که من آمده بودم بود ولی چون هیچ وقت.
همکاری با ما نبوده و ایشان صرفاً باشگاهش اسبهای خوب خارجی دارد فقط برای مسابقات ورود میکند و خدمات عمومی ندارد، این را ما تو آمار نمیآوریم معمولاً. خب الان در حال حاضر شما چند تا باشگاه فعال و مجوزدار دارید؟ من متأسفانه امروز آمار دقیقی که چند روز پیش در تلویزیون گفتم همراه من نیست.
حضور ذهن دارم که باشگاههایی داریم که اینها پروانه دارند. از این ۱۷ تا، چندتایشان تمدید پروانه نکردهاند ولی در مسیر تمدید هستند و ما چند باشگاه در حال تأسیس و دریافت پروانه داریم. آنها هم در حال انجام است، اما آنها را در آمار نمیگوییم تا انشاءالله پروانههای لازم را اخذ کنند. این توسعه که ما به طور متوسط در سه تا چهار ماه تجهیزات باشگاه داشتیم.
استقبال عجیبی از سوی بخش خصوصی در این زمینه شده است، منتها چون زمینهای گیلان جزو کالاهای استراتژیک هستند و تغییر کاربری به سختی انجام میشود، آن سرعت را نداشتیم. ولی همین الان با همین اوصاف، سرعت ما در این چند سال عالی بوده است. حالا باشگاههای ما را میخواهید قیاس کنید با چه باشگاهی مهم است، منتها نگاه بنده نگاه خاصی است. بفرمایید خودتان، نگاه شما دوستان سوارکار کشور در بحث قیاسها و معیارها با ما فرق میکند.
شما نگاه حرفهای دارید و منحصراً دنبال کسب افتخار هستید، ولی نگاه من این بود که بتوانم در استان گیلان باشگاهی تأسیس کنم که عامه مردم منفعت ببرند. شما نگاهتان بهتر است. نگاه من این بود که آن فرزندی که در قشر کارمند متولد میشود بتواند باشگاهی باشد. اگر نمیتواند قهرمان پرش باشد یا اسب داشته باشد، لااقل محیط برای چند جلسه سوارکاری را لمس کند.
با اسب مانوس شود. من اینها را چون از آن طبقه اجتماعی بودم که نمیتوانستیم و در گیلان که شما میروید همه جا اسب را میبینید ولی این اسب در جای خودش نیست. چرا اسب کاسپین باید در جنگل باشد؟ نه اینکه بیاییم آن را محصور کنیم، بلکه چرا از ظرفیت این اسب استفاده نشده است؟ حفاظت شده بله، حفاظت بشود. همین اصل میتواند هزینههای باشگاهداران را کاهش دهد و هزینه آموزش را پایین بیاورد. شما مهمترین دلیل که نمیتوانید، هزینه نگهداری اسب بماند.
ولی اسب کاسپین یکسوم تا یکچهارم هزینه یک اسب بزرگ خارجی را دارد. هزینه آموزش را پایین بیاورد. خب ما اینجا یک سری ثروتهای دیگر ایجاد کردیم. نگاه ما صرفاً پرش نیست، پرش را خیلی دوست داریم و برایش کمیتها و تخصصها را احیا میکنیم. آن نیازها را در این پیگیریم از مربیان و داوران پرش و کلانتران و طراحان مسیر، همه را داریم انجام میدهیم.
کارهایی شده که الان داریم. الان فقط ضعف در طراحی مسیر داریم که آن هم ۷ تا ۸ نفر از جوانان عزیز ما، خانم و آقا، دوره اول را پشت سر گذاشتهاند. به زودی ما در استان طراحی مسیر خواهیم داشت. مربی داریم. این بحث است که من میخواهم به شما عرض کنم. نگاه کنید دو نوع باشگاه در گیلان الان داریم: باشگاههای خدمات عمومی. در این باشگاهها هر لحظه بروید با طفلتان میروید آنجا ده جلسه ثبتنام میکنید و چه یاد میگیرد معلوم نیست. میشود پدر توان این را داشته باشد هزینه کند و ادامه دهد.
ندانیم به چه تجربه سوارکاری را دارد، لذتش را برده. فلذا در فرایندهای زندگی در بازیهای اقتصادی باشگاه کوچولو داریم. در همان باشگاه خدا میداند اینقدر برای افراد مکاتبات کردیم که بیایید کارمندانتان و بچههایتان را بیاورید آموزش بدهید و استقبال شد. ما اداراتی داشتیم که معاونین و مدیران خودشان آوردند آنجا. ببینید اسبی که ما میگوییم تعریف از اسب واقعی چیست. خودمان واقعاً شناخت درستی از آن نداشتیم. در بحث اطلاعات خوبی نداشتیم. این حیوان چهارپا میگفتیم اسب. الان نه.
فراخوان را میشناسیم، عزت اسب را میدانیم، کیفیت اسب را میفهمیم. کاربریهای تخصصی خود جامعه هم این را میفهمد. در گیلان اسم میبردید اسب عرب، خبر از اسب کاسپین خودشان نداشتند که چه بسا از عرب ریشهاش را از اسب کاسپین گرفته باشد و ما این اسب به این خوبی را داشتیم و مردم اطلاع نداشتند. این اتفاق به فضل خدا و در کار گروهی در این پنج سال افتاد. شما هیجان که ایجاد شد، توسعه باشگاه آورد. در همین مسیر این اتفاق شیرین افتاد.
خب ما یک دور سیاستهای ما بود که در انتخابات اعلام کردیم و الحمدلله عمل کردیم. آمدیم تعداد باشگاهها را زیاد کردیم. آیا الان مجوز باشگاهها مثل ۴ سال پیش خواهد بود؟ نه، نگاه تخصصیتر میشود. الان ما درخواست تأسیس باشگاه سرپوشیده داریم. از بخش خصوصی داریم به آن کمک میکنیم. الان دیگر نمیآییم در محیطهای غیر استاندارد. به راحتی ورود به زمین باید گسترده باشد، قابل توسعه باشد. کسی که میخواهد باشگاه بزند، دهه بعدش هم پیشبینی میکنیم که چه باید داشته باشد، چه باکسهایی داشته باشد. فردا این چرخش اقتصاد جواب داد، شما یک سوله خیلی خوب.
و اینکه افراد الان ورود میکنند، نگاه ما صرفاً زدن باشگاه نیست. یک رصد میکنیم. آدم اصلاً اسب را میشناسد و توضیح میدهیم که انگیزه کاذب ایجاد نمیکنیم که این طرف بیاید هزینهاش را برای اسب خرج کند و در آن بماند. فلذا این را هم میدانید اگر فرد اسبی و سوارکار نباشد و در محیط سوارکاری ورود کند، آسیب میبیند. الان در این مسیر کاملاً یک نکته خیلی جالبی در صحبتتان داشتید و آن اعتراف خیلی صادقانهتان بود که گفتید آقا من نمیدانستم و اینکه یعنی شما اذعان میکنید.
که از ۴ سال پیش خودتان هم بهروز شدهاید. اگر ۴ سال پیش به هر شرایطی مجوز میدادیم، دیگر الان آن شرایط را سختتر کردیم که تخصصیتر شود. واقعاً دمتان گرم. در این زمینه حداقل خوب کار کردیم. خوب، شما الان در حال حاضر چند تا مربی رسمی کارتدار دارید؟ مربی کارتدار ما ۱۲ تا آقا داریم، ۴ تا خانم. و این را هم بگویم خیلی لذت میبرم. اینها محصولات تولیدات همین دوره پنج سال هستند. ما مربی بانو نداشتیم، خیلی درد بود.
خیلی از افراد اصلاً صرفاً میدانید که تشخیص باشگاه معرفی بانو هست. این تعداد جواب میدهد، منتها ما یک مشکلاتی در باشگاهها داریم که بعد تو سوال کردی ما مطرح میکنیم و اینکه ما بفرمایید شما مدرس کلینیک پنجگانه ما بودید و دیدید یک حجم از تعداد زیادی سوارکاران استقبال بود. حالا دوستان میگفتند چرا این استقبال به این شکل باز گذاشتید. خب ما در سوارکاری همه ورزشها و همه رشتهها.
مسائل و مشکلات خودشان را دارند. ما الان یک جامعه فرهیخته خیلی باکلاس و تحصیلکردهای داریم. در همان سطح مشکلات خودمان را داریم. هرچه جامعه سطح سوادش و سطح درآمدش و داراییهایش بیشتر باشد، توقعات بیشتر و خطاهایشان هم بزرگتر است. شما نمیتوانی به این طرف بگویی شما نمیتوانی مربی بشوی. باید برایش تحلیل بیاوریم، مستند بیاوریم. بهترین جایی که میتوانی شما افراد مطلع بکنی که شما امروز صلاحیت مربیگری را از لحاظ فنی نداری، همان کلینیک است.
چرا؟ برای اینکه کلینیک صرفاً مربی ایجاد نمیکند. کلینیک ۵ دوره دارد آموزش میدهد. این بابا آمده دیده بلد نیستم، انصاف دارد. ما یک ریزش خیلی جالبی داشتیم. فقط این نیست. اگر امروز ما ۱۰ تا ۱۲ تا مربی داریم، این کلینیک است که ما در دو سه سال پیش گذاشته بودیم. ۵۰ نفر تا ۶۰ نفر ثبتنام کرده بودند. در کلینیک اول، دوم، سوم انصراف دادند، ریزش داشتیم. تازه آمده طرف باید برود سوارکاری را یاد بگیرد. صرف اینکه هر کسی سوار اسب سوارکار نیست. ما در گیلان این مشکلات را خیلی فراتر داریم چون همین الان میروید شما سمت غرب گیلان.
یک نوع سوارکاریهایی میبینید که در دنیا اصلاً وجود ندارد. چه سبکی داریم در زمینی که در آن سنگهای کوه ریخته شده و این جاده به این شکل است که ماشین پنچر میشود یا ماشین آسیب میبیند و سراشیبی و سربالایی دارد. سمت راستش احتمالاً اینجا مسابقه کورس سربالایی دارند که مصداق بارز حیوانآزاری است. شما ورود نکردهاید تا حالا، به شما ورود کردیم. نوع ورود پیامبر خدا میخواست از بین ببرد که همین اول بسمالله نرفتند بت را همین اول انجام دادند. یک سری ساختارهایی هست که چون ما به محض اینکه بگوییم اصلاً قبول نمیکند.
مثال خوبی نبود ولی واقعیت این است که شما میروید در آن جامعه و میگویند ما ۱۵۰ سال است که سربالایی داریم و کورس میگذاریم. چه میگویی؟ میگویم آقا خیلی جالب است. من دعوت شدم و رفتم چندی پیش مسابقه را ببینم. به محض اینکه جاده را دیدم برگشتم و دیدم یک عزیزی یکی از این اسبهای خیلی زیبای خودش را دارد به حالت یورتمه میآید بالا. صدایش کردم و گفتم دلت به حال اسبت نمیسوزد؟ گفت چرا. گفتم خدا وکیلی اینجا این سربالایی...
ماشین دنده سنگین رفتم تا فردا. انتظار من از این مسابقه انصراف دادم. حرف درست بود. داریم کار فرهنگی میکنیم. بروید بگیرید و ببندید و بزنید. نه، همان کار فرهنگی فشار میآورد. خب از این بابت یعنی شما ورود کردید که این فرهنگ را توضیح بدهم. این زیرساختها میخواهد. شما وقتی میخواهید این میدان خوشگلتری به آن بدهید، یک فضای هیجانانگیزتر ایجاد کنید.
یک امکانی به آن بدهید که هم اسبش را داشته باشد، هم سوارکاری و هم آن لذت را فراموش نکند. چون به محض اینکه از قوه قهریه استفاده کنید و جلوی مسابقه را بگیرید، تکتک آحاد جامعه بگویید این کار سخت است که بگویید در این چه اتفاق بدی میافتد. در همین راستا ما آمدهایم اسبها را ردهبندی میکنیم و برایشان اوراق محلی صادر میکنیم. چون بعضاً اسبها زاد و ولد در غق شده و اصلاً مالکیتش مشخص نیست. یعنی تشخیص نگاهی آن یکی این را دیده و آن یک خط برداشته. ما اینها را داریم در بحث شناسایی.
هویت در سطح محلی اقدام میکنیم. بعد برایشان دفترچههای ردهبندی که اینها بیاورند. ما دو نوع کورس داریم. یک کورس ما در ساحل انجام میشود که ریاست محترم فدراسیون تأکید داشتند این قانونمند شود. قانونمندترش کردیم. بازار ساحلی در کنار ساحل بله، در یک فضای بسیار زیبا با رعایت نکات و کلانتران و داوران و همه اینها برنامهریزی شده میبینید ۵ هزار نفر میآید اینجا لذت ببرد.
این مسابقهها شهرستان به شهرستان انجام میشود. بعد لول استان قهرمانی خواهد داشت. در پیست پیربازان ما این مسابقات را داشتیم. یک سری مشکلات خاص را در پیش داریم. ما مشکل اسپانسر داریم. ما یک سری خودزنیهای داخلی داریم. خودزنیهای داخلی از بیرون نمیزند که از همین تو میزند. کی میزند؟ این کسی که از هیئت بیشترین خدمات را گرفته. کسی که حتی در آرزوهای ۱۰ ساله خود مربی شدن را نمیدید. ۱۰ ساله خودش نمیدید که مثلاً در مسابقات پرش در این لول انجام شود. این میآید روی حالا.
آگاهانه یا ناخواسته یک سری اشتباهاتی میکند. چه اشتباهی میکند؟ جناب آقای محسن آقا من امروز رفتم تلویزیونی ۴ تا زوم کرد، سه تا پوشه اینطوری من رئیس استان گرفتم آوردم تو ماشین گذاشتم. اینها پوشههای مالی بود که بازرسی و ادارات مربوطه نظارتی تربیت بدنی اسناد و بررسی کردند. پنج تا مال شما هیئتی که من تحویل گرفتم حسابش پنج میلیون هم اطلاع نداشتند. آن جامعه شما امروز گردش مالی داریم. ما فقط به سه نفر داریم به کادر اداری هیئت حقوق میدهیم.
هیئتی که درآمد ندارد بودجه خیلی کم ضعیف قطرهچکان بودجه دارد. قطرهچکان سوارکاری همیشه نمیتوانی از منابع دولتی کمک بگیری. نگاه کنید اینقدر مشکلات اجتماعی دارم که این پول را بردارم این پول را میدهم چهار تا چوب گل کوچک میگیرم این بچهها تو محل بد و برای اسب نمیکند و لذا جامعه سوارکاری باید خودش خودش را ترمیم کند، خودش خودش حمایت کند. ولی بیاعتمادیهای بیخود.
دردین دردا یک دردی است که شما میبینی طرف دارد از شما خدمات میگیرد از دفتر و دستک و نیروی انسانی و از اینها. من این را تو تلویزیون اینجا میگویم چرا یکی نمیآید این را بگوید؟ چرا من رئیس هیئت هستم که در روز شده ۸ ساعت ۹ ساعت عملیاتی برای هیئت کار کردم یک ریال حقوق نمیگیرم. مگر ما خرج و هزینه نداریم؟ حالا به عشق آمدیم نمیگیریم الان نمیخواهیم. تو به من اعتماد نمیکنی کمکم نمیکنی سنگ هم میاندازی. ای کاش سنگ میانداختند. سنگ میاندازند بعضیها.
سنگها بعضی وقتها به سر میخورد قابل درمان. آن سنگی که به دل میخورد دردناک است، عاطفی اذیت میکند. من دارم برای تو میدانم خانم کوچولو آقا کوچولو که من عشق کردم شما جامعه جوان سوارکاری گیلان دیدید حواستان نبود. تو کلینیک جوانترین جامعه سوارکاری کشور ما داریم. بچههای ما همه زیر ۳۰ سال همه ۱۷ ۱۸ ۱۹ به کلیپ مشکل داشتیم. بعضیها به خاطر اینکه سنشان به مربی نمیخورد به چالش آمدند.
۱۹ ۲۰ ساله آمده بودم. این جوانها عشقاند. اینها را ما پرورش دادیم. هیئت سوارکاری عمرش ۵ ساله جناب آقای محسن. قبلش فقط شنیده بودم که خیلی کاری نکرده. من تو این چند سال واقعاً علیرضا خوشگل صدا کند قهرمان کشور همشهری شما بچه به قول معروف اصالتاً پیر بازاری هستش. من همیشه ازش پرسیدم آنجا هیچ خبری نیست. همان کوسه هست و اینها و من در عجبم که همچین پتانسیلی فضا و آب و هوا خیلی شما اینجا جایگاه خوبی دارید ولی خوب متأسفانه که حالا شما آمدید انرژی را داری میگذاری که دمت گرم هم داری خداییش.
خب آقا شما استانتان و شهر رشت به خصوص استان بارانه. چجوری تو این وضعیت بارانی با وضعیت خیلی زیسازی ندارد چجوری تو این چند سال به فکر این بودید که بروید آقا مثلاً یک محل برگزاری مسابقه.
فقط به صورت سرپوشیده چه در سطح استان و حتی در سطح کشور تأسیس کنید. میدانم هزینههای زیاد دارد ولی اصلاً توی برنامههایتان بوده. نگاه کنید اینکه باشگاه سرپوشیده داشته باشیم زمینه برای ورود سرمایهگذار ایجاد شده و متقاضی داریم. در حال خرید زمین هستند. منتها این واقعیت باید فراموش نکنیم ما امروز و دیروز گیلان نیستیم. ما گیلان هزار ساله هستیم. همیشه باران بوده و مردم در همین شرایط و همین جغرافیا تولید محتوا داشتند قهرمانپروری داشتند.
و این شرایط باران هم که هر روز باران نیست. درست است ما باید زیرساختهای خوبی داشته باشیم. امروز دیگر نداریم. مگر مسابقات ما در ماه چند ماهه در سال چند باره که ما بیاییم بهانه بکنیم نداشتن سرپوشیده را به قهرمان تولید نکنیم و قهرمانپروری نکنیم. نه این یک بهانهای است که یک سری کاستیهایمان را پنهان کنیم و تنبلیهایمان را پنهان کنیم و بیاییم یک پوزیشن جدید وا کنیم. ما اینطوری نه. همین الان اگر ما در گیلان اسب خوب داشته باشیم و این باشگاهداری که آمده تغییر کاربری گرفته و باشگاه زده زیرساختهایش درست میکند الان هم میتواند.
ما اکنون در مقامات عالی در تهران هستیم و جوانان ما در حال پیشرفت در رشته پرش هستند. مثلاً آقای آریا مرزبان که در بحث پرش عملکرد بسیار خوبی دارد. همان آقایی که اشاره کردید زیباست، اهل گیلان است. ما باید از اینجا استعدادیابی کنیم و همزمان که پیش میرویم، شک نکنید که به زودی سرمایهگذاران عزیز در استان باشگاههای سرپوشیده تأسیس خواهند کرد. اما این بهانهای برای فرار از مسئولیت ما نیست. باشگاه باید به درستی مدیریت شود.
خرید اسب بسیار ارزانتر است و سالن سرپوشیده است و در طول روز که باران نداریم، ما در گیلان هستیم و باید با شرایط گیلان زندگی کنیم و ما گیلانیها در این شرایط لذت میبریم. خب، باید در همین شرایط قهرمانپروری کنیم. سوالی دارم، آیا در شهر شما تعداد اسبهای با کیفیت وجود دارد؟ آیا مربی یا ترینر سوارکار دارید که این اسبها را در شرایط خوب نگه دارند و آموزش مناسب بدهند؟ آیا فکر میکنید به سمت حرفهای شدن حرکت کنید یا نه؟
خدمت شما عرض کنم که اکنون تعدادی از این نوع اسبها وجود دارد. استاد مربیها را نگاه کنید، باز تکرار میکنم که قبلاً نداشتیم اما اکنون داریم و جوانان و نونهالان و این انرژی آماده به کار داریم. حالا اگر سرمایهگذار بیاید، ما مربی داریم و وقت داریم که میتواند اسب را آموزش دهد. این فضا وجود دارد و آن دوره هم که شما فارغالتحصیل میشوید، برای آنها اضافه میشود. بازار کار وجود دارد و اگر سرمایهگذار بیاید، این اتفاق میافتد.
اما باید به این جامعه جوان اعتماد کنیم و فرصت آزمون و خطای کوچک به آنها بدهیم و همزمان آموزش بدهیم. نگاه فدراسیون و وزارت ورزش به مرور دورههای آموزشی برگزار میکند. ما مربیان عالی را از تهران دعوت میکنیم و قهرمانها را میآوریم. در برنامه بعدی ما که تا امروز این را گفتیم، برنامه اردو داریم و تعدادی از بچهها را شناسایی میکنیم و از آنها دعوت میکنیم تا در مسابقات کشوری شرکت کنند.
با اسپانسر میبریم تا فقط تماشاچی نباشند و میدان را ببینند و از طرف دیگر آماده میشویم تا مثل سالهای گذشته تورهای حرفهای کشوری را در ساحل برگزار کنیم. ما مسئولیتی در فدراسیون داریم که در استانها میرویم و چند استان از من خواستهاند، از یزد گرفته تا قزوین، زنجان و حتی همدان. این استانها به من گفتهاند که در بحث شما مسابقه بگذاریم و ما میآییم. اگر بتوانیم به لطف خدا هر ماه مسابقات پرش و کورس و استقامت برگزار کنیم، دیگر آزمون و خطای بزرگ نخواهیم داشت و این کادرسازی صورت میگیرد. انشاءالله.
یک نکته دردناک که دیدهام و شنیدهام، بحث جنگ اسبهاست که میدانم شما هم در جریانش هستید. برای این موضوع چه کردهاید؟ به عنوان متولی این ورزش و به عنوان یک اسبدوست، چه قدمی برداشتهاید تا جلوی این کار را بگیرید؟ چه از لحاظ قانونی و چه از لحاظ فرهنگی، چه کردهاید؟ نگاه کنید، غربت اسب در استانی که از پرورش اسب بهرهمند است، ظلم است. ما تازه داریم این غربت را از بین میبریم تا مردم با اسبهای خود آشنا شوند. نمیدانم در فضای مجازی دیدهاید یا نه، چندی پیش در تهران نیسانی را دیدم که پنج تا شش اسب را با زنجیر بسته بودند و میبردند و هیچ اقدامی برای جلوگیری نشد. ما آنجا یک حرکت دلی زدیم و جلوی ماشین را گرفتیم و به نیروی انتظامی و دامپزشکی زنگ زدیم، اما اتفاق خاصی نیفتاد. اما یک گام به جلو برداشته شد و مردم فهمیدند که نباید به اسبها ظلم شود.
ما باید فرهنگسازی کنیم. این جنگ اسبها که شما میگویید، شاید به گوش دو درصد گیلانیها خورده باشد. چون خیلی کم است. جنگهای دیگری هم هست که پلیس و نیروهای انتظامی متوجه میشوند و جلوی آن را میگیرند. حجم کار در فرهنگسازی بسیار بالاست. شاید شما جزو اولین کسانی باشید که با نگاه مثبت کمک میکنید. چون برخی افراد آمدهاند و فقط خواستهاند چوب لای چرخ بگذارند. در فضای مجازی دوستان شما هستند که فقط انتقاد میکنند و شجاعت این را ندارند که جلوی من بنشینند و مناظره کنند. هدف از این نیست.
دروغ رسانهای و دروغ فرهنگی میگویند. اگر شماها با این نیت این کار را تکرار کنید، مردم میفهمند. این جنگ ماست. ظلمی است که دین با آن برخورد میکند و هر دل دردمندی دلش به درد میآید و اعتراض میکند. ما باید اطلاعرسانی کنیم و برخورد کنیم. الحمدلله و المنه، نشد که ما به سیستم انتظامی و نظارتی در خصوص این موارد تماس بگیریم. خیلی تشکر میکنم. خدا را شکر که حتی در جایی که مسابقات خطرناک انجام میدادند، نیروی انتظامی ورود کرد و جلوی آن را گرفت. خیلی خوشحال شدم و از فرماندهی محترم انتظامی تشکر کردم. فرماندارها کمک میکنند و سریع ورود میکنند. اسب و همه دوست دارند. نشد که من در یک جلسه اسم اسب نیاورم و لبخند به فرد نیاید. چنین حیوانی چرا جنگ میدهید؟ جلوی آن را خواهیم گرفت، انشاءالله.
کمک میکنیم و دست به دست هم میدهیم. رسانه، نیروهای انتظامی و دستگاه نظارتی مطلع اطلاعرسانی میکنند و مردم به ما اطلاع میدهند و ما ورود میکنیم. منطقه باید بشکند و خیال میکند باید به ما بگویند. ما زنگ میزنیم و با عوامل و افرادی که داریم تماس میگیریم و آنها را به سمت قضیه میفرستیم. حالا در حد توان هستیم. کار سختی است. خیلیها هستند که سواره محلی که من فیلمهایش را واقعاً نمیتوانم ببینم. آن دهنه که به اسب میزنند و حرکاتی که از اسب میگیرند، واقعاً برای من که حالا یک اسبدوست و حیواندوست هستم، تحملش سخت و دردناک است.
یکی از دوستانم برایم این فیلم را فرستاد و از سوارکاری نبود. واقعاً همان لحظه اول فیلم را قطع کردم و به او گفتم این چیست که برای من میفرستی؟ گفت میخواستم که تو هم ببینی. مثلاً حالم دارد بد میشود و خیلی برایم سخت است. امیدوارم که توفیقش را پیدا کنم. ما از مردم میخواهیم که چنانچه چنین مواردی دیدند، لوکیشنش را برای ما بفرستند تا ما سریع اطلاعرسانی کنیم و پیگیری کنیم، به امید خدا.
شما چند شهر دارید که مسابقات کورس برگزار میکنند؟ عمده شهرهای ساحلی ما کورس را برگزار میکنند. از چابکسر، رودسر، خدمت شما عرض کنم، آستانه اشرفیه، کیانشهر و البته خود آستانه زیر مجموعه سایش انجام دادیم در سواحل غرب خود شهرستان.
خمام در کورس بسیار فعال بوده و هست. در شهرستان انزلی کورس داشتیم، در رضوانشهر کورس ساحلی داشتیم، آستارا هم داشتیم و اکنون پیگیر هستیم که این کار را ادامه دهیم. نظارت چگونه است؟ نگاه کنید، ما کمیته کورس داریم که بسیار قوی است و تیم حرفهای دارد. بحث کلانترها و داورها مطرح است و کمیتههای انضباطی ما بسیار فعال هستند. برای تخلفات آییننامه مدون داریم و ابلاغ کردهایم.
اما امسال ما کورس را یک توقف کوتاه میدهیم تا بحث ردهبندیها انجام شود، دفترچهها صادر شود و یک سری شبهات برطرف شود. انشاءالله مجدداً کورس را در یک کلاس خاص برگزار میکنیم. در همین کورسها کسانی که اسبهای ترکمن و اسبهای خوب دارند، در نوروزآباد و حتی گنبد شرکت میکنند. مقامات عالی از شاندرمن و چند شهرستان ما در مسابقات کورس کشوری در آن مناطق شرکت میکنند.
چون نکتهای که وجود دارد این است که به هر حال محلی دارند. حالا به قول شما قروغه در جای خود تولید شده یا مال همان منطقه است و میروند آنجا. شما اینها را بر چه اساسی میخواهید دستهبندی کنید؟ حالا نه شناسنامه دارد، نه پدر و مادرش معلوم است، نه مدرک هویتی. بر چه اساسی اینها را دستهبندی میکنید؟ به عنوان ۵۰ درصد، ۷۰ درصد، ۲۰ درصد یا مثلاً ۳۰ درصد ترکمن. خب این بغل عصر محلی است. چگونه میخواهید این را دستهبندی کنید؟ البته این باورش برای شما راحت است چون با اسب زندگی میکنید. کافی است انسان مدتی با اسب زندگی کرده باشد و اسب را بشناسد.
آزمایشهای دیانای میگیریم، بحث اختلاط خون را بررسی میکنیم. اسبهای فلات در دستههای خودشان بر اساس قد و قواره و اسبهای کاسپین هم که خوب کاسپین هستند، دستهبندی میشوند. اینها ردههای بومی خودشان را دارند و در کلاسهای خودشان بحث دستهبندیهای بومی دارند. مثلاً میگویند این از فاقد نیش است، این از این سن را دارد، شرایط سنی و قواره دستهبندی میشوند. این هم من انجام ندادهام. من یک تیم کاملاً حرفهای و فنی دارم که اینها را برای انتخاب دارید. معیارهای بومی هستند.
افرادی هم که در این کمیته مینشینند، افراد قدرتمندی هستند. در بحث اسبهای فلات و بومی، اسبهای نژاددار را تفکیک میکنیم و مسابقات میگذاریم. یک دفاع اسب ترکمن، یک دفاع مثلاً اسب عرب، مثلاً اسب کرد بیاید. دفاعش جدا است ولی میرویم در فلات، دیگر میرویم در قد و نوع رفتاری و اینها. ضمن اینکه تعارف بزنیم، زندگی میکنیم. همین که یک اسبی خون داشته باشد، قدم زدنش، هیبتش، گردنش، آن فیسش با اسب فلان که.
بسیار اختلاط خون دارد، فرق میکند. خب این دستهبندی میشود دیگر. این برای کسی که سالها با اسب بوده کاری ندارد. لذا این هم موردی ندارد. فقط ما از این مردم عزیزمان، به خصوص آنهایی که در کورس محلی هستیم، باید اعتماد کنند و در این دستهبندیها شرکت کنند. کار انجام دهیم. انشاءالله شما به زودی میزبان برگزاری مسابقات اسب جشنواره اسب کاسپین هستیم. اگر اشتباه نکنم، ملی کشوری. انشاءالله. مگر چه فرقی میکند؟ خاص مال متعلق نیست که این بحث کشور و جهان است. ریشهاش در اینجا است. خب حالا نکته هم این است که.
مثل اینکه ما یک انجمن اسب کاسپین داریم و شما با آن انجمن حالا به هر طریقی یک سری چالشهایی دارید. اکنون چگونه بگویم؟ مسئول برگزاری این رویداد در استان گیلان کیست؟ هیئت سوارکاری انجمن کاسپین. نگاه کنید، اصلاً انجمن که با هیچ کسی چالش ندارد. ما اگر سرباز نیستیم، سلسله مراتب را میفهمیم. ما تبعیت میکنیم از فدراسیون. فدراسیون جهانی به ما ابلاغ میکند، مجوز میدهد. طبق تقویم سالانه شما مسابقات.
جشن زیبایی اسب کاسپین انجام دهید. کلانترها در سطح کشوری و جهانی هستند. بعضاً از خارج میآیند. داوران به همین شکل، داوران بینالمللی میآیند و مهمانهایی اسب کاسپین در ایران از همه جای ایران دعوت میشوند. خب اینجا اسب از دید وزارت محترم جهاد دام است. نگاه دامی دارد به آن. فدراسیون نگاه ورزشی به آن دارد. قانون تعریف کرده دیگر. میگوید که آن چیزی بخش دامی اکنون هیچ چالشی بین فدراسیون و وزارت نیست. ولی در سطح استان.
اخیراً معاونت دام و طیور جلسهای گذاشتند که بنا به درخواست مثلاً فلان انجمن ما جشنواره بگذارند. ما چالشی ایجاد نمیکنیم، هیچ مخالفتی نمیکنیم. منتها ما در راستای دستور فدراسیون فراخوان میزنیم. آنها میخواهند برای ما چالش ایجاد کنند، خب بکنند. ما هستیم برای مبارزه. ولی مبارزه چیست؟ چه اثرات منفی دارد؟ این چالشها از کاسپین همچنان گمنام خواهد بود. اسبی که جهان دارد از آن استفاده میکند، در بحث اصلاح نژاد در ایران غریبه است.
در گیلان غریبه نکنند این کار را. ما کاملاً دستمان را به سمت دوستان دراز میکنیم. چه این انجمنی که در آقایان در بحث انجمن ثبت جهانی کردهاند، چه انجمنی که در انزلی ثبت شده. هر دو را دوست داریم ولی آنها منیت میکنند، ما منیتی نداریم. ما مأموریت.
جشنواره برگزار کنیم. همین جاست. همه عزیزان را دعوت میکنیم که کار را بگیرند. ما هم خدمتگزار آنها هستیم. هدف از کاسپین باشد، همه حل است. اگر هدف اصل کاسبیت نیست، چالش ایجاد میشود. خب ما که یاد نداریم. شما هم که دوست دارید. ما انشاءالله امروز ابلاغ کردیم به دبیر جشنواره که دعوتنامه به همه این عزیزان بدهد. در این جلسه بنشینند و کار را بگیرند. ما چالشی نخواهیم داشت. آنها کارشان را بکنند. چون ما مسئول نیستیم. فدراسیون وزارت کشور با این مسائل اگر غیرقانونی است برخورد کند. حتی اگر وزارت کشور به ما ابلاغ کند که شما حق ندارید، ما گردن در مقابل قانون از نازکتر و.
مملکت قانون دارد، صاحب دارد. من نمیتوانم بیایم مدعی باشم. مجوزم را میبرم در شورای تأمین مصوب میکنم و اوکی میکنم. اگر به من گفتند میتوانید، بسمالله. نمیتوانید، سکوت میکنم. من دیدگاهم به عنوان خدمتگزار هیئت سوارکاری استان این است که هر که دارد راجع به کاسپین کار میکند، کمکش میکنم. حالا دیگران میخواهند چه جبههای بگیرند، برایم مهم نیست. بسیار عالی. ما یک چیزی که حالا شنیدم از خود شما بپرسم. از استان گیلان هستیم و عملاً متولی هست در این حوزه. با قاچاق اسب کاسپین هم داریم. من شنیدم.
نگاه کنید، بنده نوعی سرمایه در طول ۵۰ سال سنی که از من گذشته، یک ۳۰-۳۵ سال دارم خدمت میکنم. ممنونم. جایی بودم که مقابل تخلف و خلاف کار کردم. چه در منابع طبیعی بودم، در منابع حفاظت آبزیان بودم، چه در محیط زیست کار کردم و خودم به عنوان یک آدمی که مبارزه کند با هر گونه ناهنجاری نسبت به اینگونه موضوعات میدانم. یعنی به محض اینکه مستندی ببینم، بنده پیگیری میکنم.
اگر مأمور به بار خود نیستم، مأمور به گزارش خواهم بود. اینکه اسب کاسپین قاچاق میشود، یک سری منابع مستندات میخواهد. ما هم شنیدیم. ولی شما تا حالا به این فکر کردهاید که آقا خودتان به عنوان رئیس سوارکاری و مسئول این کار بروید خودتان یک آمار میدانی بگیرید؟ آقا مثلاً ما در سطح استان مثلاً میگویم ۵ هزار رأس مثلاً اسب چیز داریم. حالا اینها را معاونت فنی جهاد یا هر چیزی بتوانید یک شماره ثبت کنید، هویت بدهید که قابل کنترل باشد برایتان. یا همچین ایدهای داشتید یا نه؟ نگاه کنید، اصلاً فینفسه این حرف اشتباه.
همین الان میکروچیپ هویت اسب را ارائه میدهد و جهاد مسئول حفاظت ذخایر است که به عهده سازمان جهاد میباشد. این اصلاً تداخل کار میشود و خودش بر هم زدن نظم ایجاد میکند. در امور ورزشی هستیم، همین الان اگر به ما بگویند که شما در جشنواره شرکت کنید، ما نباید شرکت کنیم. وظیفه ما تعریف شده است، ولی به عنوان یک فرد حیواندوست، همین الان اگر بفهمم که یک نفر در حال انتقال غیرقانونی چهار اسب است، جلویش را میگیرم و به پلیس گزارش میدهم و به عوامل امنیتی اطلاع میدهم. شک نکنید، اطلاع میدهم و تعارفی ندارم.
خب جناب انتظام، شما خاستگاه اسب کاسپین هستید و شاید کمترین مسابقات اکوییفان یا همان ردههای پونی و اسبهای کاسپین در استان گیلان برگزار شده است. حالا شما به هر حال پرچمدار این موضوع هستید که میخواهید این کار را انجام دهید و ورزش را حفظ کنید. الان چه برنامهای دارید برای برگزاری مسابقات همان ردههای اکوییفان و پونیها؟
عملاً تولید یک بازار جذاب که مثلاً حالا اینجا دارید تحت عنوان کاسپین خودتان ایجاد کنید و بازارش را به شهرهای دیگر ببرید. چه برنامهای برای این کار دارید؟ بازار منتفی است، هیئتها مأموریت اقتصادی و بازاری ندارند. خب ما الحمدالله خدا را شکر، خودم قبل از اینکه رئیس هیئت بشوم، در زمانی که به آن باشگاه میرفتم تا کار را یاد بگیرم، باشگاهی به نام باشگاه یال بود. یکی از دوستان به نام آقای زمانی این مسابقات را با این اسم انجام میداد.
پونیها را انجام میداد با برنامههایی که بعداً در فضای مجازی دیدم. ما پرچمدار پونی هستیم و این اتفاقات افتاده و الان هم در حال وقوع است. ما در مسابقات پرش رده پونی داریم، ما در کورس رده پونی و اسب کاسپین داریم. بعد آن بحث که فرمودید، اگر درست تلفظ کرده باشم، ما اخیراً یک مسابقات خیلی زیبا در رودسر گذاشتیم و مکاتباتی هم با مسئولان کشور و کمیته مربوطه انجام دادیم.
و این اصلاً در دستور کار ما هست چون عمده هنرجویان ما در این سطح هستند و این فضا باید ایجاد شود. منتها ما مخالفیم با اسبهای غیر از اسبهای کاسپین.
باشگاههای ما را مکلف کردیم که از اسب کاسپین استفاده کنند و الان بسیاری از باشگاههای ما به نونهالان در همین رده آموزش میدهند. خروجی همان بود که چند سال پیش ما قهرمان کشور در پونی شدیم در چابکسر و در پنج کشور خارجی هم که این مسابقات برگزار شد، نونهال ما خانم آتنا یوسفی قهرمان شد یا فرزند آقای زمانی قهرمان شد، خانم باران سیفاللهی قهرمان شد. در این رده حرفی برای گفتن داریم، ولی اگر میگفتید آمار میآورد که برنامه صد خیلی خوب است، خدمت شما که عرض کنم.
الان شما به عنوان یک رئیس هیئت و با داشتن به قول خودتان تعداد زیادی متقاضی جوان و انرژی جوان و نفرات جوان به عنوان حالا مربی، چه برنامهای خارج از برنامههای فدراسیون برای این بچهها دارید؟ الان این را شما فرض کنید مخاطب شما بچههای خود استان گیلان هستند. چه برنامهای به عنوان یک برنامه آموزشی حالا چه در قسمت پونیسواری، درساژ، کلانتری، نعلبندی، چه پلنی را دارید که فارغ از فدراسیون شما تصمیمگیرنده باشید و خودتان انجام دهید؟ نگاه کنید، یک سری مدیریتها ذاتی هستند و در وجود انسان نهفتهاند. این نتیجه با این کارها و با این تجارب جلو رفته است.
الان در گیلان اگر مجمع انجام شود یا فراخوان بزنیم، میبینید ما اکثر کمیتههایی که حتی در استان کاربرد ندارند را داریم و این افراد را منصوب کردهایم تا آن کارها را بیاوریم. فرض کنید کمیته کلانتران، داوران، خدمت هنرهای رزمی روی اسب یا ورزش کمیته سهروزه و همه را داریم و بعضیها فعال هستند. خب وقتی این کمیته هست، دبیر مأمور شده که از کمیتهها برنامه بگیرد. برنامه چیست؟ این برنامهها فراخوان میشود، اطلاعرسانی میشود و کار انجام میشود. ما یک سیاست خاص در گیلان داریم و آن این است.
ارتقای امور فنی افراد در دستور کار ماست. ما مسئول کمیته مربیان را آوردیم و به او مأموریت دادیم و از او خواهش کردیم که مربیان خود را ارتقا دهد. ایشان برنامه داده و نامه زدیم به فدراسیون و منتظریم فدراسیون به ما مربی توانمند بدهد که مربیان ما را از لحاظ علمی بهروز کند و بالاتر ببرد. این کار در حال انجام است، یک مرحله انجام شده و یک مرحله دیگر خواهد شد و در سال چند بار اتفاق خواهد افتاد. در بحث مسائل فنی امیدواریم. نگاه کنید، فدراسیون سوارکاری آسیب دیده و یک سری تصمیمات بوده.
چند سال با سرپرست اداره شده و این ساختار به هم زده است. آن برنامههایی که بوده، حالا وقتی آن دعوا و مشکلات پیش میآید، ما یک سری برنامهها همین جا انجام میدهیم. یک سری ظرفیتهای استانی داریم و از آن استفاده میکنیم. یک سری ارتباط خوب با استانهای دیگر و دوستان خوب مثل شما داریم که به ما گفتهاند میآیند. منتها این را یادتان باشد، خدمات یکطرفه نیست؛ یعنی اینکه من به شخصه دنبال بودجه، اسپانسر و هزینه بروم تا برای این دوستان هزینه کنم. جامعه ما جامعه ضعیفی نیست، اینها باید کمک کنند. ما یک جایی خودمان چندی پیش استارت زدیم. اصل مسابقه اگر بودجه نداریم، فلان.
گفتم بسمالله، نشستیم در همان کلینیک شما روز اختتامیه نشستیم، مسابقه خودتان را انجام دهید. گفت چیه؟ گفتم هرچی درآوردید، من هم کمکی میکنم. مسابقه عالی انجام شد. داریم کارها را میسپاریم به مسئولین کمیته و از انرژی و توان آنها کمک میگیریم. در کنار شما اینها را به جلو هُل میدهیم. این برنامه از این بهتر نمیشود. کارها در گیلان جهادی نیاز است، ستایش جواب نمیدهد. ما یک مقدار چون نسبت به کشور عقب هستیم، باید همینجوری جهادی جلو برویم. باریکلا، رسیدیم به آخر بحثمان. حالا خودتان صحبتی دارید به عنوان کسی که حالا دلسوزی میکنید، انرژی میگذارید و میدانم که چالشهای زیادی دارید از این بابت که.
خیلی انگشت اتهام به سمت شما هست و اگر حالا صحبتی دارید و دلتان میخواهد با مخاطبانتان بدون پرده و راحت صحبت کنید، ما در خدمت شما هستیم. خدمت شما عرض کنم، مخاطبان عزیز جامعه سوارکاری هستند. خوب هر وقت میخواهند ما را مورد قضاوت قرار دهند، نگاهی به گذشته بکنند، وضعیت پیشین را ببینند. شجاعت این را داشته باشند که از خود ما سوال بکنند، ما جواب میدهیم. انسان در نظر بگیرند، دور نمانند و رجز نخوانند، بیایند و گوشه کار را بگیرند.
و اگر آمدند و ما به آنها کار ندادیم، از این فضای مجازی استفاده کنند، اطلاعرسانی کنند و ما را به چالش بکشند. هر چیزی را میبینید به راحتی باور نکنید. عاشقانه داریم کار میکنیم، با ما عاشقانه رفتار کنید. ما دو ستون داریم، شما ما را دوست دارید، دوست داشته باشید. دوست نداشته باشید، خروجی ضعیفتر از این میشود. ما را دوست داشته باشید، ما یا علی با شما تا آخر کار هستیم و اینکه انگشت اتهام روی ما هست. در یک کشوری اگر کار کنید، در هر جای دنیا کار کنید، قطعاً حاشیه خواهید داشت. میگوید نه، ما هم اشتباه داریم، منتها دیگر آنقدر اشتباه نداریم که آنطوری.
ظالمانه بیایید یک گوشه کار را بگیرید و دست به دست هم بدهیم تا سوارکاری استانتان را در کشور توسعه دهیم. شما انرژیهای بسیار خوب و توانمندی دارید و نیازی نیست کسی بیاید دست شما را بگیرد و برای شما هزینه کند. خودتان برای کار خودتان در استان هزینه کنید تا منت کسی بر سر شما نباشد. دوستتان داریم و در خدمت شما هستیم. آقا، من باز هم تشکر میکنم بابت وقتی که گذاشتید و همچنین تشکر میکنم از جناب آقای اسماعیلیپور به خاطر اینکه لطف کردند و اجازه دادند ما در باشگاه سوارکاریشان که به تازگی هم تأسیس شده، مزرعه اسپیرو، این مصاحبه را ضبط کنیم و شما قبول زحمت کردید و مسافت را آمدید. من واقعاً مدیون شما هستم و تشکر میکنم.
برای شما آرزوی سلامتی میکنم، برای خودتان و برای بچههایی که کنار شما زحمت میکشند و میدانم که همگی دارید کار میکنید. دمتان گرم و خدا پشت و پناهتان باشد. دست شما درد نکند. من هم تشکر میکنم و امیدوارم این کارها تکرار شود. دوستان به همین شکل بیایند و یک گوشه کار را بگیرند و فرهنگسازی کنند تا چالشها کم شود و خروجی زیاد شود. انشاءالله من سال دیگر اگر این موقع آمدم، دو تا سوارکار شما در کشور در هر ردهای بپرند. برایتان آرزو دارم و میدانم که به آن میرسید. انشاءالله دو تا را داریم ولی بیشتر به شما. ایشالله دم شما گرم. خدا نگهدار.
تشکر دوبارهای میکنم که تا انتهای این اپیزود هم همراه من و رادیو چهار نعلی بودید. از اینکه اپیزودهای رادیو را برای دوستانی مثل خودتان به اشتراک میگذارید، از شما بینهایت سپاسگزارم و برای همگی شما آرزوی سلامتی دارم. باز هم تکرار میکنم اگر احساس میکنید که در شهر و استانتان نیاز به بحث و گفتگو در حول و حوش مبحث اسبسواری دارید، با من تماس بگیرید یا با رؤسای هیئتتان تماس بگیرید و آن عزیزان را به رادیو چهار نعلی متصل کنید تا در شهرهای شما عزیزان هم این گفتگوها انجام شود تا شما عزیزان رادیو چهار نعلی هم از کم و کیف اتفاقات شهرهایتان باخبر شوید. تا اپیزود آینده همگی را به خدای بزرگ میسپارم و مثل همیشه مبارک باشید.