اپیزود پنجاه و سوم رادیو چهارنعل، گفتگو با سیاوش اردستانی درباره مبحث بسیار مهم و آموزنده ژنتیک و اصلاح نژاد در اسب.

چهار نعل: اپیزود پنجاه و سوم رادیو چهارنعل، گفتگو با سیاوش اردستانی درباره مبحث بسیار مهم و آموزنده ژنتیک و اصلاح نژاد در اسب.

خلاصه

در اپیزود پنجاه و سوم رادیو چهارنعل، محسن پورحیدری با دکتر سیاوش اردستانی، متخصص ژنتیک و اصلاح نژاد اسب، به بررسی اهمیت اصلاح نژاد و تأثیرات اقتصادی آن در صنعت اسب‌سواری پرداخته است. دکتر اردستانی به نیاز به داده‌های دقیق و مدیریت ذخایر ژنتیکی برای حفظ نژادهای خاص و جلوگیری از انقراض آنها تأکید می‌کند. همچنین، استفاده از فناوری‌های نوین از جمله هوش مصنوعی و تکنیک‌های آماری در ارزیابی و پیش‌بینی ویژگی‌های اسب‌ها مورد بحث قرار گرفته است. وی به مشکلات عدم وجود آمار در ایران و ضرورت ایجاد سامانه‌های جمع‌آوری اطلاعات اشاره کرده و بر لزوم همکاری بین پرورش‌دهندگان برای بهبود نژادها و پاسخگویی به نیازهای خاص هر نژاد تأکید می‌کند. در نهایت، تأثیر اقلیم و وراثت بر کیفیت و عملکرد اسب‌ها نیز به‌طور جدی بررسی می‌شود.

موضوعات کلیدی

متن کامل گفتگو

سلام، امیدوارم که حال همگی شما خوب باشد. من محسن پورحیدری هستم و با قسمت پنجاه و سوم رادیو چهار نعل دوباره مهمان شما هستم. در این روزهای آخر سال که همه درگیر جمع‌آوری کارها و زندگی‌تان هستیم، برای همگی شما حال خوش و قلب آرام آرزو می‌کنم و امیدوارم که همیشه تندرست و دل‌خوش باشید. قسمت پنجاه و سوم رادیو چهار نعل گفتگوی من با دکتر سیاوش اردستانی است که تخصص ایشان در حوزه ژنتیک و اصلاح اسب است و ما متأسفانه از وجود و حضورشان محرومیم به خاطر اینکه سیاوش اردستانی مهاجرت کرده و جای او بسیار خالی است، ولی برایش آرزوی سلامتی می‌کنم هر جا که هست. در این قسمت به‌طور مفصل در مورد مبحث ژنتیک و اصلاح نژاد صحبت کردیم و به شخصه معتقدم که یکی از آموزنده‌ترین مسائلی که ما در حوزه اسب و سوارکاری نیاز داریم، دانستن این اطلاعات و همچنین منابع مهمی است که شنیدنش کمک می‌کند تصمیمات بهتری بگیریم، مخصوصاً اکنون که در زمستان ۱۴۰۳ هستیم و قرار است تولیدات بهتری را برای اول سال داشته باشیم، دقت بیشتری کنیم. امروز چهارم اسفند است که این قسمت در حال بارگذاری است و در همین روز عرشیا فیض در مسابقات قهرمانی آسیا در کشور تایلند در جوانان مقام قهرمانی را به دست آورده که جا دارد به او تبریک بگویم و به خودش و به خانواده‌اش و از همه مهم‌تر به حمید دارستانی عزیز که از دوران کودکی و بچگی عرشیا کنار او بوده و این نهال را رشد داده، که عرشیا فیض اکنون در رده‌های بزرگسال هم با بزرگ‌ترها رقابت می‌کند. به هر دو خسته نباشید می‌گویم و برایشان آرزوی سلامتی دارم. حامی مالی این برنامه رادیو چهار نعل برند زین صفوی است. میثم صفوی با شور و شوقی که داشته طی چند سال اخیر با کلی تحقیق و دقت توانسته برند زین خودش را ثبت و تولید کند و انصافاً هم در این زمینه به نظر من خیلی موفق بوده و همین که ما در ایران تولیدکننده زین داریم، خیلی برایمان باعث افتخار است. غیر از این، تنگ پرش، بند رکاب و بسیاری از ادوات چرمی شما را میثم صفوی به خوبی و زیبایی و با کیفیت برندهای خارجی ساخته و همچنین تعمیرات زین و لوازم سوارکاری را هم انجام می‌دهند. صفحه اینستاگرامش را در توضیحات همین قسمت برایتان می‌گذارم. خب همان‌طور که همیشه گفته‌ام و از شما درخواست کرده‌ام، این است که اگر احساس می‌کنید این مطالب برایتان مفید است یا کلاً رادیو چهار نعل برایتان آموزنده است، با حمایت‌هایتان من را کمک کنید که بتوانم برنامه‌های بیشتر و با کیفیت‌تری تولید کنم. به هر حال تولید محتوا به این سبک هم هزینه‌بر است و هم وقت‌بر. امیدوارم که هوای من را داشته باشید. خب مثل همیشه همکاران من در این قسمت نگین گودرزی و عرفان مقدم آهنگساز موزیک و خواننده سولو و همچنین فرشید جهانبازی عزیز طراح پوستر اینستاگرام قسمت پنجاه و سوم هستند و بیشتر از این وقتتان را نمی‌گیرم و دعوتتان می‌کنم که قسمت پنجاه و سوم گفتگوی من با سیاوش اردستانی درباره مبحث ژنتیک و اصلاح نژاد را بشنوید. به نام خالق زیبایی‌ها، در این قسمت یکی از نظر خودم مهم‌ترین قسمت‌های رادیو چهار نعل است که کمتر به آن پرداخته‌ایم و اصلاً حواسمان نبوده، بحث ژنتیک و اصلاح نژاد بوده.

من امروز افتخار این را دارم که در خدمت یکی از اساتید این حوزه‌ها، دکتر سیاوش اردستانی باشم و در مورد مبحث مهم اصلاح نژاد و ژنتیک با ایشان بحث و گفتگو کنم. از شما می‌خواهم اجازه بگیرم که در طول مصاحبه سیاوش صدایتان کنم، زیرا ما اینجا فضای مصاحبه نداریم، بحثمان بیشتر گپ و گفت است و اینکه تشکر کنم بابت این وقتی که گذاشتید. می‌دانم که مسافر هستید و حیف است که دیگر نداریمتان و ممنونم که افتخار دادید و در برنامه شرکت می‌کنید.

سلام علیکی بکنید که من وقتتان را بیشتر نگیرم. من هم سلام عرض می‌کنم خدمت شما و شنوندگانتان. باعث افتخار است که در خدمت شما باشم و بتوانم در این راستا کمکی بکنم که در واقع صنعت اسب را بتوانیم در آن تحول و بهبود ایجاد کنیم به لطف خودتان، چون خودم خیلی در این حوزه بدون دانش هستم و می‌خواهم مباحث خیلی راحت باشد برای عوام.

اگر بخواهید به صورت کلی راجع به اصلاح نژاد توضیحی بدهید که من لابلای توضیحاتتان با سوالاتم مطرح کنم، ما در خدمت شما هستیم. ببینید، اصلاح نژادی یک فرایند است و مراحل مختلفی دارد. مرحله اول در هر کشوری، در هر کشور توسعه‌یافته و مدرنی شما این موضوع اصلاح نژاد را می‌توانید به صورت خیلی شفاف و خیلی واضح فرایندش را ببینید.

ببینید، در اصلاح نژاد همان‌طور که عرض کردم، ما یک سری مراحلی را باید طی کنیم. مرحله اول جمع‌آوری یک سری اطلاعات است مثل اطلاعات شجره، اطلاعات ژنومیک و اطلاعات عملکرد فنوتیپی. حالا شاید شنوندگانتان راجع به فنوتیپ خیلی آشنایی نداشته باشند. یکی از کلماتی که ما خیلی بخواهیم برویم اسب بخریم استفاده می‌کنیم، فنوتیپ است. خب، همین هیچ‌کدام نمی‌دانیم. خودم می‌گویم خودم نمی‌دانم. این ممکن است در ذهن با تیپ اشتباه شود. واژه فنوم یا فنوم.

این دوستانی که در فلسفه یا علوم سیاسی یا هنر با این واژه باید آشنا شده باشند، فنوم به معنای پدیدار یا نمود عینی پیدا کردن است. هر چیزی که نمود عینی داشته باشد و شما بتوانید اندازه‌گیری‌اش کنید، به آن می‌گویند فنوم و خب در واقع در فارسی ما می‌توانیم از واژه صفت استفاده کنیم که صفات هر حیوان دارای یک سری صفات مختلفی است.

مثلاً ارتفاع قد از گلوگاه یک صفت است، طول گردن یک صفت است، به این صورت بله و حالا می‌توانید بگویید فنوتایپ یا می‌توانید بگویید فنو تایپ. مثلاً ارتفاع قد از گلوگاه یا هر کدام این‌ها یک نمود عینی دارند و شما می‌توانید اندازه‌گیری کنید و هر چیزی که بتوانید اندازه‌گیری کنید در واقع جاندار یا دام شما می‌توانید بگویید این یک تایپ است و حالا.

شاید به غلط جا افتاده که مثلاً این اسب چه فنوتایپ خوبی دارد. این یک واژه است که برای صفات مختلف می‌تواند به کار برده شود. من فکر می‌کنم بیشتر به خاطر آن قسمت تایپ یا تیپ مثلاً شما می‌روید یک اسب می‌بینید که از تیپش خوشتان می‌آید می‌گویید فنوتایپ خوبی دارد. نمی‌گوییم این فنوتیپ. آره حالا فلوش یک چیز دیگر است، تایپش هم یک چیز دیگر معنی دیگر است. دو جزوه و خوب ما یک احتیاج به یک سری اطلاعات همان‌طور که عرض کردم داریم.

یکی اطلاعات فنوتیپی. در واقع قبل از جمع‌آوری این اطلاعات باید یک سری شاخص‌ها تعیین شود. این که شما مثلاً در اسب پرشی دنبال چه چیزی می‌گردید یا در اسب درساژ دنبال چه چیزی می‌گردید. دنبال قد بلند می‌گردید؟ طول بدنه کشیده یا نه؟ فقط صفات بیومتریک. بیومتریک این صفاتی را می‌گویند که اندازه‌گیری در واقع ابعاد بدن را شما می‌توانید بگویید همان صفات بیومتریک. خب.

عملکردش در مسابقه، این هم یک فنوتایپ. این‌ها باید اول مشخص شود که کدامشان از همه بیشتر مهم است و بیشتر اهمیت دارد نسبت به آن نهاده اصلی که اسب است. ببینید واسم برای چه چیزهایی مهم است؟ برای پرش قسمت بله البته این یک مقدار به بازار پسندی منظور بازار شاید ذهنتان برود به سمت دیگر. منظور این است که چه چیزی را بیشتر یک سوارکار ایرانی می‌پسندد یا.

این موضوع بسیار تأثیرگذار است. معمولاً برای گاو یا دام‌های دیگر فاکتوری به نام شاخص انتخاب داریم. شاخص انتخاب مثلاً برای گاو هولشتاین در هلند با شاخص‌های انتخاب در ژاپن متفاوت است. مثلاً در ژاپن چربی و پروتئین شیر اهمیت زیادی دارد. این مثال دامی را عرض کردم و در هلند شما به دنبال گاوهایی با تیپ مناسب و نمره وضعیت بدنی بالا هستید که این برایشان مهم است. خب در اسب هم این می‌تواند متفاوت باشد. ممکن است مثلاً هلندی‌ها به دنبال ویژگی‌های خاصی باشند و در آلمان می‌توان گفت عملاً در هر مکانی که هستید، استانداردهایی که توسط انجمن‌ها یا افراد محلی تعریف می‌شود، متفاوت است. بله، می‌تواند متفاوت باشد. مثلاً در ایران تجربه دارید که کدام آیتم‌ها بیشتر اهمیت دارند. باید کارهای آماری روی این‌ها انجام شود. این‌طور نیست که بگوییم سلیقه من این است یا آقای ایکس، ایگرگ، زد وای سلیقه‌شان چیز دیگری است. این‌ها باید بر اساس آمار و نیاز بازار باشد. ببینید، اصلاح نژاد رابطه مستقیمی با اقتصاد مصرف‌کننده دارد. بله، اگر نتوانید دام خود را بفروشید و گردش مالی ایجاد نکنید، اصلاح نژاد اصلاً توجیهی ندارد. باید توجیه اقتصادی داشته باشد تا تولید انجام شود. بحث همان عرضه و تقاضاست. باید بازار در نظر گرفته شود، زیرا کسی که تولید می‌کند، در حقیقت نیاز بازار را تأمین می‌کند تا بتواند کسب درآمد کند، وگرنه تولید از بین می‌رود. شما در ارتباط با نژادهای اصیل این را می‌بینید. برخی نژادها در خطر انقراض قرار می‌گیرند.

خب دلیلش چیست؟ به خاطر اینکه بازار خوبی نداشتند و تولیدشان به صرفه نبوده است. این را به شدت در ارتباط با اسب‌های درفت می‌بینید، اسب‌های سنگین وزن که قبلاً برای گاری و مصارف کشاورزی استفاده می‌شدند و اکنون مصرفی ندارند.

در ایران داریم دسته‌بندی می‌کنیم. به لحاظ مورفولوژیکی یا ریخت‌شناسی، ما سه گروه نژادی داریم: اسب‌های درفت، پونی و لایت. اسب‌های درفت مثل شایر، پرچرون، سافولک پانچ این‌ها نژادهایی هستند که نژادهای درفت محسوب می‌شوند. حالا ممکن است برخی کشورها برای این‌ها برنامه‌های خاصی داشته باشند تا حفظشان کنند و نگذارند منقرض شوند.

یا برایشان جشنواره‌هایی تعریف می‌کنند، مانند جشنواره‌های زیبایی، که این‌ها را به مسابقات شو می‌آورند. ببینید، ما در این اصلاح نژاد و این رشته، بحث حفاظت و نگهداری از نژادها را هم داریم که گاهی ممکن است این‌ها با همدیگر تعارض داشته باشند.

مثال می‌زنم، مثلاً جایی که می‌خواهید آمیخته‌گری یا کراس‌بریدینگ انجام دهید، این ممکن است به ضرر برخی نژادها باشد و باید برای آن برنامه مدیریتی داشته باشید. مثال می‌زنم، شما می‌خواهید دو نژاد را با هم آمیخته کنید، مثلاً فرض کنید نژاد ایکس و ایگرگ. نژاد ایکس ممکن است در خطر انقراض قرار بگیرد و از بین برود، ولی باید برنامه‌هایی باشد، برنامه‌های مدیریت حفظ ذخایر ژنتیکی که کارشان این است.

به خصوص در ارتباط با این موضوع، مثلاً فائو یکی از جاهایی است که فعالیت‌هایی در این رابطه دارد و گزارش می‌دهد. این‌ها کسانی هستند که می‌توانند سیاست‌گذاری کنند برای حفظ ذخایر ژنتیکی.

که می‌گویم لزوماً با اهداف اصلاح نژادی ممکن است همسو نباشند. خیلی مواقع همسو هستند و برخی جاها همسو نیستند، تعارض ولی با هم ندارند. نه، می‌تواند تعارض هم داشته باشد به شرطی که مدیریت ذخایر ژنتیکی را در نظر بگیرید. بالاخره شما دو نژاد را با هم آمیخته کردید و بعد باعث شده نژاد مثلاً یکی از نژادها از بین برود. خب این اصلاً جالب نیست. شما باید مدیریت کنید و برنامه‌ریزی کنید که از نژاد ایکس من باید مثلاً سالی ایکس تعداد تولید کنم. سالی زد تعداد از آن تولیدات خودم را ببرم. مثلاً باید یک سری اعداد و ارقام بیاید و با حساب و کتاب انجام شود، وگرنه بی‌حساب و کتاب اصلاً در طبیعت هم ما خیلی از این موارد داریم. یکی از دلایلی که مثلاً شما می‌روید مثلاً یک دریاچه‌ای می‌روید و ماهی در آنجا رها می‌کنید.

آیا ممکن است ترکیب جمعیتی آن دریاچه را آن ماهی‌هایی که در آن دریاچه هستند به هم بزند؟ این‌ها باید با حساب و کتاب انجام شود. یعنی این‌طور نیست که بگوییم این یک فیلد جداگانه‌ای است در این رشته و خوب هستند کسانی که تخصصشان مدیریت این حفاظت از ذخایر ژنتیکی است که می‌توانند این کار را انجام دهند و برنامه‌ریزی کنند برای این.

خب برمی‌گردیم به اصلاح نژاد. من فکر می‌کنم کمی فاصله گرفتیم. بله، حالا اتفاق خوبی بود، زیرا حالا مخاطب من و خودم خیلی خوب یاد می‌گیریم و داشتم به این فکر می‌کردم که چرا کاش زودتر این مسائل را ما می‌دانستیم. کسانی که حالا حداقل در فیلد کاری خودمان بتوانیم با دقت بیشتری انتخاب کنیم. در ارتباط با همین آمیخته‌گری ببینید، بالاخره آمیخته‌گری یک ابزاری است که در اصلاح نژاد از آن استفاده می‌شود. منتها تمام این ابزارها.

چه آمیخته‌گری، چه این روش‌های میتینگ که وجود دارد، روش‌های انتخابی که وجود دارد، تمام این‌ها باید به جایش و در نقطه مناسبش انجام شود. ببینید، مثلاً یک تصور غلطی که راجع به آمیخته‌گری وجود دارد این است که مثلاً می‌گویند که خب مثلاً ما نژاد ایکس را با ایگرگ زدیم، بعد کره‌هایشان مثلاً کره‌های ایکس و ایگرگ توانستند از مثلاً لاین مادریشان که همان ایکس است عملکرد بهتری نشان دهند. خب این اصلاح نژاد نیست.

این نژاد نیست. ببینید، ما یک بحثی داریم به نام هیبرید ویگور یا بهبود ناشی از آمیخته‌گری. شما برای چه آمدید نژاد ایکس و ایگرگ را با هم آمیخته کردید که کره‌ای به وجود بیاید یا موجودی به دنیا بیاید که عملکردش از ایگرگ ضعیف‌تر و از ایکس بهتر باشد؟ این پیشرفت است. خب شما همان نژاد وای را تولید کنید و گسترشش دهید. خب آن عملکردش بهتر است.

آمیخته‌گری هم مثلاً بعداً احتیاج به یک سری برنامه‌هایی دارد. آمیخته‌گری که واقعاً هزینه‌بر است، به خصوص در اصل خیلی هزینه‌بر خواهد بود، به خاطر اینکه شما برای اینکه بتوانید آن هیبرید ویگور را حساب کنید و ببینید آن بهبود عملکرد را نسبت به لاین پدری و مادری داشتید، باید این کار را عملاً یک بار انجام دهید.

هزار رأس مثلاً از نژاد ایکس و ۱۰۰۰ رأس از نژاد وای بگیرید. بله، باید این کار را در جمعیت انجام دهید. ببینید، تمام اصلاح نژاد، ژنتیک، تمام این‌ها در بعد جمعیت است و اگر شما با اطلاعات قابل توجهی این کار را نکنید، خیلی نمی‌توانید به صحت کارهایی که کرده‌اید اطمینان داشته باشید. متخصص حالا نظر می‌دهد و قطعاً باید برنامه داشته باشد. بله، باید اطلاعات ثبت شود. تمام.

رکوردهای فنوتیپی که لازم دارند و می‌خواهند در آن بهبود ایجاد کنند، همه باید ثبت شود. خب، باز دور شدیم و به آمیخته‌گری رفتیم. من برمی‌گردم به همان مواردی که ما برای اصلاح نژاد نیاز داریم. دلیل اینکه نمی‌گذارم یعنی چیزی نمی‌گویم که از بحث دور شویم این است که این اطلاعات جذاب است و حیف است که ما ندانیم. یعنی خودم می‌گویم لذت می‌برم از اینکه این مسائل را بدانم و بیشتر فکر کنم. ببینید همان‌طور که عرض کردم، ما.

یک سری اطلاعات فنوتیپی، اطلاعات شجره‌ای و اطلاعات ژنومیک داریم. حالا ژنومیک اختیاری است و بهتر است که باشد، اما اگر هم نبود، دیگر نیست. ولی خب ما به این دو منبع احتیاج داریم، یعنی این دو یعنی فنوتیپ و رکوردهای اطلاعات شجره. این دو باید باشند. این دو منبع اطلاعاتی یعنی دو پایه اصلی این دو هستند. بله، این دو اطلاعات باید باشد. علاوه بر آن، اطلاعات محیطی هم باید باشد.

مثلاً اسب شما در کدام باشگاه به دنیا آمده، چند سالش است، جنسیتش چیست. این‌ها در واقع فاکتورهایی هستند که می‌توانند روی فنوتیپ‌های مختلف تأثیر داشته باشند. در نتیجه ما هم برای اینکه ارزیابی را انجام دهیم با استفاده از این اطلاعات احتیاج داریم یک سری مدل‌های آماری را اجرا کنیم. یکی از این مدل‌ها به آن می‌گویند بلاپ یا بست لینیراکشن که به فارسی می‌شود بهترین روش پیش‌بینی نائوری به خطی.

این مدل در دهه ۵۰ میلادی توسط یک ریاضیدان برای اصلاح نژاد ارائه شد و اصلاً این رشته اصلاح نژاد از همین بلاپ در واقع زاییده شد و گسترش پیدا کرد. منتها این بلاپ یک سری معادلات ماتریسی است که شما مثلاً به تعداد اسب‌هایی که دارید و رکوردهای تیپیک از اسبتان دارید، مثلاً شما معادله و مجهول خواهید داشت. در نتیجه این برای اینکه بخواهد حل شود، در دهه ۵۰ میلادی.

کامپیوترهای خیلی قوی نبودند که بتوانند این کار را انجام دهند. در نتیجه در دهه‌های بعدی این اتفاق افتاد و با افزایش سرعت کامپیوترها، رمشان و پیشرفت علم در واقع باعث شد که بتوانند این معادلات را حل کنند. الان باید خیلی این روند راحت‌تر باشد. البته هوش مصنوعی یک چیز دیگر است. این معادله خطی است.

هوش مصنوعی هم مدل‌های ماشین لرنینگ یا دیپ لرنینگ، اصلاً کارشان همین است. شما به آن‌ها یک سری اطلاعات می‌دهید و می‌گویید برو برای من پیش‌بینی کن. یک سری اطلاعات جدید هم باز به آن می‌دهید و می‌گویید این‌ها را مثلاً برو برای من پیش‌بینی کن. مثلاً چه می‌دانم در فلان موقعیت چه اتفاقی می‌افتد یا در فلان فاکتور این حالت‌های مختلف را می‌توانید با آن تست کنید. یعنی اگر بخواهم یک خلاصه از صحبت تا اینجا در بیاورم، این داستان نیازمند داشتن آمار است.

نیازمند اطلاعات شجره و فنوتیپ است. این تعبیر را داشت، بله درست است. و خب البته این اطلاعات باید یک سری ویژگی‌هایی را داشته باشند که شما بتوانید از آن‌ها استفاده کنید. مثلاً در ارتباط با شجره، شما این مدل‌های بلاپ را که من خدمتتان عرض کردم می‌خواهید اجرا کنید برای یک نژاد، مثلاً می‌آیید این کار را انجام می‌دهید.

خب در آن نژاد، در نژادی که دارید، یک سری ارتباطات وجود دارد از لحاظ شجره‌ای. یعنی چی؟ اسب شماره ۱ با ۲ با ۳ با ۴ ممکن است خویشاوند باشد و این برای اینکه شما آن خویشاوندی‌ها را بتوانید دقیق‌تر حساب کنید، احتیاج دارید که یک جمعیتی را داشته باشید که این جمعیت در شجره مرتبط باشند و خانواده جدا از هم نداشته باشید و حداقل عمق شجره‌تان سه نسل باشد.

یعنی تا سه نسل را اطلاعاتشان را داشته باشید. نسل ۷۰ ساله چند سالش است؟ نمی‌دانم، این بستگی به کشور دارد. اگر بخواهیم نسل را ارتباط دهیم با عمر اسب، خوب متفاوته. بسته به استانداردی ندارد. چرا، چرا ما فاصله نسلی داریم. چیزی به نام فاصله نسلی داریم. فاصله نسلی چیست؟ فاصله نسلی که یک نسل تغییر کند. این در اسب‌های رشته‌های مختلف می‌تواند متفاوت باشد.

خوب مثلاً شما در کورس ممکن است این فاصله نسلی مثلاً ۴ سال ۵ سال باشد. ولی در پرش برای مثال اگر بخواهید یک سیلمی اپروو شود و بعد بیاید کره‌اش بیاید در مسابقه، چقدر طول می‌کشد؟ یک سیلمی در اسب پرشی اپروو شود و بعد حداقل سنش ۱۲ سال باشد اپروو شده. الان ما در هلند مثلاً من دیدم ۵ ساله اپروو شده. آلمان هم دارد این را. ببینید اپروو شاید بهتر بگویم این‌جوری باید توضیح دهم.

ببینید شما یک اسب کم‌سن و سالی دارید، خب این می‌آید و می‌آوریدش در مثلاً مسابقات یا مثلاً یک سری رکورد از خودش و از خویشاوندانش دارد. این خیلی فرق می‌کند با یک سیلمی که ۱۲ سالش است، مثلاً ۱۳ سالش است، ۵۰ ۶۰ تا کره هم دارد مثلاً و آن کره‌ها آمده‌اند در میدان در مسابقه. خب این‌ها در آنالیزها تأثیر می‌گذارد. شما هرچه تعداد خویشاوندان یک فرد.

در واقع تعداد اطلاعات، مقدار اطلاعاتی که از خویشاوندان یک فرد بیشتر باشد، شما با قابلیت اعتمادپذیری بیشتری می‌توانید به آن اعدادی که از دل آن بلاپ درمی‌آید، بله چون قابلیت اعتمادپذیری بالاتری به شما می‌دهد. خب حالا یک اسبی ۱۲ سالش است، شما من ارجاع می‌دهم به تست‌های ۳۰ روزه و ۷۰ روزه آلمان.

در آلمان، اف‌ان که فدراسیون سوارکاری‌شان است، دپارتمانی دارد به نام دپارتمان اصلاح نژاد اسب. اصلاً اسمش این است. بعد این‌ها می‌آیند چکار می‌کنند؟ یک سری تست‌های ۳۰ روزه و ۷۰ روزه را اول یک تست ۳۰ روزه می‌گیرند. تست ۳۰ روزه به این صورت است که شما اسبتان را می‌برید. اسب ۳ ساله نریان و مادیون‌ها هم می‌توانند، یعنی حتماً نباید سیلمی باشد. البته این‌ها قبلش یک سری تست‌های دیگر برای اسپرمشان انجام می‌شود برای نریان‌ها که ببینند موتیلیتی و موبیلیتی اسپرم به چه صورت است.

جنبایی دارد یا ندارد و بعد از اینکه این تست‌ها را انجام دادند، اسبتان می‌تواند وارد آن تست ۳۰ روزه شود. یعنی پیش‌نیاز دارد و آن را قبول می‌شود. البته قبل‌ترش هم این‌ها در چیز می‌آورند، در یک سری جشنواره‌هایی مثل جشنواره‌های زیبایی به آن صورت می‌آورند. موقعی که کره خیلی کره‌اند، این‌ها را می‌آورند در میدان‌ها برای اینکه ببینند مثلاً تولیدات پارسالشان، تولیداتی که سال قبل داشتند به چه صورت است. همیشه در حال نمایش بله بله این به این صورت.

انجام می‌شود. بعدش در سن دو و نیم سه سالگی، آن جنبایی اسپرم را برای نریان‌ها انجام می‌دهند و بعدش ۳۰ روزه وی‌ای به آن می‌گویند وی‌ای. این تست ۳۰ روزه به چه صورت است؟ شما اسبتان را می‌برید. از داورهای متعدد، کسانی که آموزش دیده‌اند برای ارزیابی فنوتیپی است، به صورت عینی می‌آیند اسب شما را ارزیابی می‌کنند. کیفیت حرکتش در قدم، کیفیت حرکت در یورتمه، کیفیت حرکت در چهارنعل و فری جامپینگ به این چهار تا نمره می‌دهند.

و این اینی که هر روز باشد. حالا من خیلی راجع به اینی که فاصله‌های زمانی که این تست‌ها را می‌گیرند و اینکه چند تا داور برای این کار استفاده می‌شود، خیلی اطلاعاتی ندارم راجع به آن، ولی این کار به این صورت انجام می‌شود و شما یک ارزیابی اولیه‌ای خواهید داشت از این موضوع که این اسب من کجا ایستاده از دیدگاه آن داورها و آن افرادی که طبق یک اصول خاصی دارند این ارزیابی را انجام می‌دهند.

بعد از این مرحله، تست ۳۰ روزه اسب شما یک گواهی کشش محدود می‌گیرد. تعدادش را نمی‌دانم ولی می‌دانم یک محدودیت دارد و بعد از یک مدت دوباره یک تست ۷۰ روزه HLP می‌گیرند. بعد از اینکه آن تولید یعنی مجوز تعداد محدود داده شد، در واقع غربال می‌شوند و به مرحله بعدی آن تست ۷۰ روزه می‌روند.

در آن تست ۷۰ روزه، دوباره این‌ها ارزیابی می‌شوند برای همان صفات به علاوه یک صفت دیگر که پرش اسب است. حالا پرش اضافه شده، بله فرقی نمی‌کند شما اسبتان چه حالا اسب برای درساژ باشد، موانع خیلی کوتاه است و مسیرها هم هست. اتفاقاً کتاب HLP Rules متعلق به همان فدراسیون سوارکاری آلمان است و تمام این ضوابط در آن توضیح داده شده است که.

چگونه داوری‌ها و ارزیابی‌ها انجام می‌شود. در واقع در آن تست ۷۰ روزه باز اسبتان مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. اطلاعات فنوتیپی که از آن اسب‌ها جمع شده، کنار اطلاعات فنی که سال‌های قبل از اجداد این‌ها و خویشاوندان تنی و ناتنی‌شان جمع شده، وارد مدل بلاف می‌شود و از دل آن یک سری اعداد به دست می‌آید که به آن‌ها می‌گوییم ارزش اصلاحی یا Breeding Value.

برای هر صفت چند تا صفت داشتیم: عملکرد، کیفیت حرکت، دو قدم، چهار نعل، پرش آزاد و پرش نمایشی. پنج تا صفت برای هر کدام از این‌ها، هر اسبی یک Breeding Value می‌گیرد، یک عددی می‌گیرد.

که آن عدد در واقع شما می‌توانید ببینید در جامعه‌ای که دارید این اسب به شما چه رنگی می‌تواند داشته باشد. معدل آن پنج تا فاکتور، نه نه نه، هر فاکتور یک عدد. شما می‌توانید برای هر عدد و بعد بر اساس حالا آن شاخص‌های انتخابی که دارند، می‌توانند این کار را بکنند. مثلاً ممکن است کیفیت حرکت در یورتمه برای شما بیشتر اهمیت داشته باشد نسبت به مثلاً کیفیتش. خب شما می‌توانید بر اساس آن نیازتان و بر اساس آن چیزی که دوست دارید، ضریب بدهید به این‌ها.

و بعد مثلاً یک معدلی از این‌ها بگیرید. عالی بود، توضیحات خیلی خوبی دادید. خب بعد از اینکه ما آن Breeding Valueها را حساب کردیم، توانستیم در هر صفت رنگ‌مان چقدر است یا حیواناتی که داریم حالا.

ما به مرحله انتخاب می‌رسیم که این انتخاب بر چه اساسی باشد. خب تا اینجا می‌گویم تا اینجا مرحله سخت بود یعنی آن ارزیابی‌ها. این‌ها یک مقدار هم هزینه‌بر است و هم در واقع احتیاج به آنالیز و کارهای خیلی چیز دارد ولی از اینجا یک مقدار راحت‌تر می‌شود. منتها باز باید یک سری فاکتورها را ما در نظر بگیریم که برای چه مثلاً داریم سیلمی را انتخاب می‌کنیم. فرض کنیم برای مثلاً کیفیت حرکت اسب در یورتمه.

داشته باشید بیایید اسب درساژ تربیت کنید. خب دنبال این صفات هم ممکن است بروید یا حتی کیفیت حرکت اسب در قدم چهار نعل. تمام این‌ها هم در پرش هم در درساژ می‌دانیم مهم است ولی خب این شاخص‌ها دیگر در واقع اینجا شاخص‌های انتخاب است که نقش بازی می‌کند و آن بازارپسندی و خوب البته فقط این صفات نیستند. می‌گویم ما می‌توانیم صفات بایومتریک را اضافه کنیم به این داستان و و.

خیلی خیلی فاکتورهای دیگر. مثلاً یک مثالش را من خدمتتان عرض کنم این است که یک دوربینی را درست کرده‌اند در فرانسه، اگر اشتباه نکنم، توسط این راه انجام شده که در این راه یک کمپانی خیلی بزرگی در فرانسه تمام می‌شود گفت صنعت کشاورزی فرانسه دست این راه است. یک خانم دکتر انیکارد یک مقاله چاپ کرده‌اند که با استفاده از.

پردازش ویدیو و پردازش تصویر یعنی چه؟ یعنی یک دوربینی را درست کرده‌اند کنار مثلاً یک مانع می‌گذارند. این کیفیت پرش اسب، باسکول اسب و در واقع به شما می‌دهد و این‌ها هم همه همان رکوردهای فنوتیپی است. این اطلاعات می‌آید از آن اسبی که در مسابقه پریده و خویشاوندانش به مرور زمان اطلاعات اضافه می‌شود و شما می‌توانید هی هی ارزیابی دقیق‌تری کنید، تعداد صفاتی را که مورد بررسی قرار می‌دهید بیشتر کنید.

مثلاً در KWPN من می‌توانم بگویم مترقی‌ترین انجمن نژادی است و این‌ها جدیدترین متدها را استفاده می‌کنند. از انتخاب ژنومی بگیر تا در واقع انتخاب شجره‌ای برای صفات خیلی مختلف مثل استئوکندروزیس که بیماری مفصلی است که منشأ ژنتیکی هم دارد و این‌ها دارند برای ارزیابی ژنومی انجام می‌دهند. یعنی از اطلاعات ژنومیک، از عکس‌های رادیولوژیک گرفتن و.

اطلاعات شجره‌ای که دارند استفاده می‌کنند برای اینکه پتانسیل ژنتیکی هر اسب را حساب بکنند. برای بیماری استئوکندروزیس شما می‌توانید همین امروز بروید توی سایت KWPN مثلاً یک اسبی را می‌خواهید ببینید چقدر پتانسیل استئوکندروزیس دارد. وارد در واقع آن قسمتی که می‌شوید که اسم اسب‌ها را سرچ می‌توانید بکنید و بعد روی اسم اسب مد نظرتان کلیک می‌کنید. وارد پروفایل داخل پروفایل آن اسب یک تبی دارد به نام اگر اشتباه نکنم.

Genetic Value یا Breeding Values، یک همچین تبی دارد. Genetic Profile. در آن Genetic Profile شما یک سری اعداد می‌بینید. نزدیکش فکر می‌کنم ۵۰ تا ۶۰ تا عدد باشد. یعنی ۵۰ تا ۶۰ تا صفت ارزیابی می‌شود که استئوکندروزیس یکی از آن‌هاست و برای سیلمی‌هایشان این کار را بیشتر انجام می‌دهند. یعنی برای همه انجام نمی‌دهند چون یک چیز اختیاری است و برای اینکه برای استئوکندروزیس مثلاً بفهمند که چقدر اسبتان پتانسیل.

ابتلا به این بیماری را دارد شما باید حتماً اسبتان را ژنوتایپ بکنید با همان تست‌های ژنومیک یا درستش میکرو اره و بعد خب یک هزینه‌های اضافه دارد که این‌ها را خب مثلاً در KWPN مثلاً انجام می‌دهد و شما می‌توانید از این طریق ببینید چقدر اسبتان پتانسیل دارد برای آن در واقع استئوکندروزیس. جالب بود. خوب سیاوش، تو خیلی سال است که در این حوزه که من می‌دانم درس خوانده‌ای و کنار عصر.

مسابقه سوارکاری هم داریم. تا حالا بهش فکر کرده‌ای که چرا ما در این چند ساله این همه آدم آمدند از تولید کردن حالا در نژادهای متفاوت هیچ‌کدام نیامدیم به سمت اینکه ببینیم آقا اصلاح نژاد چیست؟ اصلاً چگونه باید اصلاح نژاد بکنیم؟ چرا ما این کار را نکردیم؟ به نظر تو به عنوان یک آدمی که تحصیلاتش در این زمینه است چرایی این داستان را چگونه می‌تواند برای من توضیح بدهی که آقا ما چرا نکردیم این کار را؟ ببین من فکر می‌کنم مهم‌ترین بخش این داستان بحث آموزش است. در درجه اول شما باید شما وقتی.

می‌خواهی یک کاری را انجام بدهی باید اهمیتش را اول بدانی چه اهمیتی چه سودی دارد برایت. وقتی وقتی شما نتوانی این را خوب توضیح بدهی خوب آموزش بدهی و افراد که در آن صنعت دارند فعالیت می‌کنند خب عملاً نمی‌توانی کاری بکنی. یکی این دو این کار همان‌طور که عرض کردم احتیاج به یک سری اطلاعات دارد. این اطلاعات باید جمع‌آوری بشود. جمع‌آوری اطلاعات هزینه دارد و و هزینه‌بر است. هرچند در اصل این داستان خیلی راحت‌تر از دام‌های دیگر است.

چرا چون شما تعداد اسب‌های یک مملکت را تقسیم بکنی به مالکین تعداد مالکین من فکر می‌کنم به هر مالک یکی دو تا اسب بیشتر نرسد. یعنی چه؟ یعنی قابلیت رصد کردن خیلی راحت است. یعنی اگر یعنی قشنگ با همکاری خود پرورش‌دهنده‌ها و خود مالک‌ها این اتفاق صورت می‌تواند بپذیرد و یک جایی یک دیتابیسی می‌خواهد این اطلاعات که بیاید تو آن در واقع این اطلاعات برود تو آن دیتابیس بنشیند و بشود ازش استفاده کرد.

نداشتن آمار و اطلاعات و اینکه به‌صورت کاملاً اتوماتیک هم می‌شود این کار را انجام داد، اکنون با این گوشی‌های هوشمند در ایران چند رأس اسب داریم. بله، متأسفانه یعنی ما البته هست چرا ثبت احوال ندارد. یک سری آمارها هست ولی در عصر ثبت کردن مرگ و میر کمی سخت است.

اگر یک سامانه‌ای باشد که مثلاً بیاید بگوید چگونه می‌شود متوجه شد، همه نمی‌آیند اطلاعات آنجا شناسنامه باطل کنند. بله، اینجا در می‌آید چون من حالا چیز اتفاقاتی که در اثر این اطلاع ندادن هست که حالا همگی می‌دانیم، خیلی من صلاح نمی‌دانم اینجا می‌خواهم درباره‌اش صحبت کنم ولی خوب از این اطلاع ندادن یک سری آدم متأسفانه منتفع می‌شوند.

اسب‌هایی که غیرقانونی وارد می‌شوند از آن اطلاع ندادن بالا به وسیله حالا مدارکش دوباره ۲۵ ساله‌اش می‌کنند مثلاً هنوز اسب طبیعی می‌کند و در مسابقات می‌پرد. بله، ببخشید صحبت من حرف شما را قطع کردم. خب این در واقع دو عامل که تا اینجا خدمتتان گفتم، یک عامل دیگر هم این است که خوب افرادی که هم اسب داشته باشند و هم این رشته را خوانده باشند.

در ایران خیلی کم داریم متأسفانه یعنی من مثلاً خب من چه رشته‌ای خواندم؟ من علوم دامی خواندم و بعد فوق‌لیسانس و دکترایم را اصلاح نژاد خواندم. خب من با اسب در ارتباط بودم که آمدم سراغ این افراد دیگری هم در این رشته می‌توانستند بیایند و وارد اسب شوند و کار کنند که خب در این رشته ما معمولاً همه می‌روند سراغ گاو و گوسفند و مرغش بیشتر پول بیشتر و البته بگویم یک چیزی را من بگویم به‌طور کلی.

من می‌توانم بگویم صنعت در واقع صنعت که نه بهتر است بگوییم اصلاح نژاد در اصل نسبت به دام‌های دیگر خیلی عقب‌تر است. ما گاوداری اول ایران را نمی‌گویم در دنیا حتی در دنیا در دنیا اسب نسبت به گاو گوسفند و خوک عقب‌تر است و مرغ یعنی به خاطر که فکر کنم چون به نسبت یعنی سبد غذایی حالا یکی بحث سبد غذایی یکی خوب.

این را در نظر بگیرید که اسب می‌تواند خیلی درآمد زیادی را حاصل کند. در سبد غذایی نه درآمد دلار می‌توانید با آن در واقع پول درآورید و این خیلی مهم است ببینید چقدر شرط‌بندی می‌شود در حالا چه ایران چه خارج از ایران حجم شرط‌بندی‌ها این‌ها خب بالاخره درآمد و خوب می‌تواند خیلی پول زیادی را برای مملکت.

خوب اصلاح نژاد اسب یک مقدار چون مشکل‌تر است سخت‌تر است به یکی دلیلش این است که شما اگر یک پروژه اصلاح نژادی را امروز شروع کنیم ممکن است در اصل نتیجه‌اش را ۲۰ سال بعد بتوانید ببینید. لانگ ترم است بله لانگ ترم و خیلی حوصله می‌خواهد احتیاج به هزینه‌های خیلی چیز دارد ببینید برای مثال ما برای اینکه بتوانیم آن فاصله نسلی را کمتر کنیم از اطلاعات ژنوم استفاده می‌کنیم خب این اطلاعات ژنومیک به ما این قدرت می‌دهد که ما پیش‌بینی‌های دقیق‌تری را.

داشته باشیم چرا چون خویشاوندی‌هایی که ما در مدل مثلاً بلاک می‌گذاریم با استفاده از اطلاعات ژنومی که و اطلاعات ژنومیک چون دقیق‌ترند ارزیابی‌های ما هم دقیق‌تر خواهد بود در نتیجه خوب این مسئله خیلی مهم است که ما این را در نظر داشته باشیم که در اصلاح نژاد اصلاح نژاد اسب هم می‌شود کلی در آن فرصت در واقع پیدا کرد چون خیلی در دنیا می‌گویم.

شما نمی‌بینید همه انجمن نژادی زیادی را که دارند اصلاح نژاد می‌کنند یا در این راه قدم گذاشته‌اند عرض کردم خدمتتان یک دانه تا جایی که من اطلاع دارم یک دانه اف ان آلمان است که آن هم از طریق یک کمپانی اروپایی به نام وی آی تی دارد ارزیابی‌هایش را دیگر انجام می‌دهد تا قبل از این اگر اشتباه نکنم این در خود همان دپارتمان انجام می‌شد دپارتمان نژاد یک دانه کی دبلیو پی ان و.

هانوفرین هانوفرین استرالیا این کار را انجام می‌دهد خب این‌ها این‌ها انجمن‌هایی که مترقی‌تر از بقیه بوده‌اند دارند این کار را انجام می‌دهند بله پیشرو بودند ولی خب ما به آن صورت می‌گویم مثلاً شما این تعداد کمپانی اصلاح نژادی یا انجمن نژادی برای این کارها در نظر داشته باشید بیایید مثلاً بروید در گاو یا گوسفند یا گونه‌های دامی دیگر یهو می‌بینید تعداد کمپانی‌ها و این انجمن‌ها شد رسید به ۱۰ هزار تا صد هزار تا و این که.

خوب این هم یک عاملی بوده که اصلاً کلاً اصلاح نژاد در اسب نسبت به دام‌های دیگر اصلاً عقب بوده و حالا به تبع آن هم می‌شود گفت یک جورایی کلاً سخت‌تر شده این داستان جالب است خب سیاوش اگر بخواهیم برویم به سمت اینکه.

از فردا ما می‌خواهیم حرکت کنیم به سمت اصلاح نژاد بله و بیاییم در جغرافیای به این پهناوری که کشورمان دارد و جمعیتی که زیادی جمعیت زیادی که داریم چه آیتم‌هایی به نظرتان مورد نیاز حالا نمی‌خواهم خیلی باز بشود چون می‌دانم که این مبحثی که کلاً من و تو داریم درباره‌اش صحبت می‌کنیم مبحثی که به جای مثلاً یکی دو ساعت حداقل فکر کنم یک هفت هشت ساعت وقت می‌خواهد که درباره‌اش بشود خیلی با دیتیل صحبت کرد حالا فکر کنیم از فردا برویم سمت به قول معروف اصلاح نژاد چه آیتم‌هایی داریم ولی نیاز داریم و می‌خواهم خواهش کنم که تیتروار.

توضیحش بدهید ببینید در درجه اول همان‌طور که عرض کردم ما در آن مرحله اول که ارزیابی است گیر کرده‌ایم آن ارزیابی احتیاج به چه دارد؟ احتیاج به یک سری اطلاعات آماری دارد آن اطلاعات آماری باید بیاید یک سامانه‌ای در دیتابیسی بنشیند و مرتب مثل آن اتفاقی که در کمپانی‌های اصلاح نژادی می‌افتد در کمپانی‌های نژادی به‌صورت ماهانه آنالیزها ران می‌شود یعنی همین‌جوری هر ماه که رکوردبرداری می‌شود از آن‌ور هم آنالیزها دارد ران می‌شود.

و هی ارزیابی‌ها آپدیت می‌شود دقیق‌تر می‌شود خب این می‌تواند انجام بشود در ارتباط یک مثالش را بگویم ببینید مثلاً یک مدلی که ما داریم حالا من نمی‌شناسم سازنده سایت اسب‌دوانی ایران را ولی هرکی بوده ایده خیلی خوبی داشته تمام این رکوردها جمع شده البته یک سری کاستی‌هایی دارد به نظر من یک سری فاکتورهایی می‌توانسته به آن اضافه بشود اطلاعاتی که مهم بودند و می‌توانستند خیلی کمک کنند ولی الان شما بروید در مثلاً سایت اسب‌دوانی.

org.

شما می‌توانید اطلاعات کورس‌های مثلاً ۲۰ سال قبل هم در آن پیدا کنید ما یک همچین چیزی نیاز داریم به‌علاوه آن شجره حالا در سایت اسب‌دوانی شجره هم هست ولی به آن فرمتی که به درد ما بخورد بتوانیم از آن استفاده کنیم نیست ولی یک همچین دیتابیسی را به‌طور کلی نیازمند این است که اول اصلاً آماری از جمعیت اصلی‌مان داشته باشیم خب ببینید آمار جمعیت اسب شما تا حدودی می‌توانید از طریق میکروچیپ‌هایی که تعداد میکروچیپ‌هایی که زده‌اید این را بفهمید چقدر است و.

البته یک سری اطلاعات مرگ و میر آن‌هایی که اتفاق اگر در واقع درست ثبت بشود و به‌موقع و حضور اسب‌ها در مسابقات هم یکی از نشان‌های زنده بودنشان است ۲۰ ساله‌اش که در مسابقه‌ای می‌بینید ان‌شاءالله اگر در سیستم کار ماها سواری باشد که حالا در باشگاه یا کلاس رفته یا در شهرستانی بالاخره دارد یک کاری می‌کند نمی‌توانید کاری‌اش بکنید نه آن را نمی‌توانید آن بالاخره در سالگی شش سالگی‌اش که مسابقه بوده.

از آن‌ها تولید می‌کنند، خب باشد، تولید کنند. رکوردهای قبلی‌اش وجود دارد، قبلاً خودش در مسابقه شرکت کرده است. آمار تعدادی از دست می‌رود. عملاً اسبی که فنون تایپ نداشته باشد، شما نمی‌توانید برایش ارزیابی انجام دهید. باید یک سری اسب داشته باشید که از آن‌ها این اسب‌ها وارد مسابقه شوند. وقتی وارد مسابقه می‌شوند، یعنی زنده‌اند. ببینید، من الان صحبتم درباره جمعیت اسب‌هاست. خب ما اگر بخواهیم ارزیابی کنیم، تولد و مرگش بالاخره باید در بازه زمانی مشخص شود. برای همه صفات این را نیاز نداریم. تولد بله، مرگ نه. ولی این که مثلاً در چه سنی، چه مسابقه‌ای و چه رده‌ای پریده، این اطلاعات مرگ برای ما یک صفت داریم که به آن عمر اقتصادی می‌گویند. این صفت ارزیابی در واقع فنووتایپینگش خیلی سخت است. مثلاً در ایرلند یک محقق این کار را یک بار انجام داده است. آمدند یک تعداد اسب کرسی را در ایرلند دقیق رکوردبرداری کردند که در چه سنی و به چه دلیل از کورس خارج شدند، مشکل مفصلی پیدا کردند و از این طریق توانستند عمر اقتصادی هر اسب را حساب کنند و این را به عنوان یک صفت در مدل بلا وارد کنند و برایش ارزیابی ژنتیکی انجام دهند و بفهمند که مثلاً ارزش ژنتیکی عمر اقتصادی اسب ایکس چقدر است. جالب است و این خیلی می‌تواند کمک کند، ولی خوب سخت است. یعنی با چنین صفاتی ما نمی‌توانیم در ایران شروع کنیم. باید از ابتدایی‌تر این داستان را دنبال کنیم تا رفته‌رفته بتوانیم سیستم‌های رکوردگیری‌مان را بهبود دهیم. الان تا مثلاً ۱۰-۱۵ سال پیش همه کارها با دست و متر و نمی‌دانم این‌ها بود. الان بحث پرسژن فنووتایپینگ را داریم یا فنووتایپینگ دقیق که با استفاده از دوربین و پردازش تصویر می‌توانید این کار را انجام دهید. دوربینش مسئله نیست، دوربینش همان دوربین عادی است. مسئله این است که مدل‌های هوش مصنوعی را بتوانید تربیت کنید که تشخیص دهند. مثلاً ما الان در باکس‌هایمان، در هر اصطبل، اکثر حالا در تهران حداقل، در هر باکس یک دوربین است. یک اسب در طول روز چه مقدار صرف خوردن می‌کند، چقدر زمان صرف خوردن غذا می‌کند، چقدر از زمانش را در حال استراحت است، چقدر از زمانش در حال شیطنت کردن در باکس است. تمام این‌ها را می‌شود با استفاده از مدل‌های هوش مصنوعی، مدل‌های یادگیری ماشین و یادگیری عمیق ارزیابی کرد، بدون اینکه از نیروی انسانی هزینه‌ای صرف شود. بله، هزینه نیروی انسانی. شما می‌توانید حساب کنید این اسب چقدر در روز زمان صرف خوراک خوردنش کرده و از آن طریق بتوانید تخمینی داشته باشید که این اسب مثلاً چقدر مصرف غذایی داشته، چقدر غذایش باقی مانده و چقدر غذا را خورده و برای آن مقدار غذا چقدر زمان مصرف کرده. این‌ها حالا می‌شود مثلاً استفاده کرد این اطلاعات را برای اینکه شما اطلاعات دیگری از آن استخراج کنید. مثلاً اگر یک اسب دارید که در سنین رشد است، این که ضریب تبدیلش چقدر است و چقدر بهره‌وری غذایی دارد، چقدر نسبت به آن خوراکی که می‌خورد رشد می‌کند. این‌ها خیلی می‌تواند به شما کمک کند که بتوانید یک الگوی رشدی از مثلاً کره‌های یک سیلمی پیدا کنید و ببینید الگوی رشدشان به چه صورت است. این‌ها می‌گویم صفات زیادی داریم برای ارزیابی، ولی خب این‌ها یک مقدار سخت‌ترند و البته از این لحاظ می‌تواند راحت‌تر باشد که شما از دوربین و ابزارها استفاده می‌کنید. همه جای دنیا به سمت این می‌روند که نیروی انسانی را به سمت ربات، هوش مصنوعی و ماشین‌ها ببرند. برای مثال، شما می‌توانید از اسکنرهای سه‌بعدی استفاده کنید. اسکنرهای سه‌بعدی وجود دارد که شما می‌توانید حتی چون یک حیوان است که ممکن است حرکت کند، اسکنرهایی وجود دارند که شما بتوانید یک اسکن سه‌بعدی بگیرید از اسب و ابعاد بدنش را به راحتی حساب کنید. اگر بخواهید یک اسب را در استوک بیاورید و نگه دارید، متر خیاطی هم بگیرید دستتان دور گردنش و طول این‌ها، هر اسب یک ساعت طول می‌کشد، تازه شاید آنجا دو سه سانت هم خطا داشته باشید، ولی آن خیلی دقیق‌تر است. این‌ها ابزارهایی هستند که می‌شود از آن‌ها استفاده کرد برای این کار. منتها خب من می‌دانم اسکنرهای سه‌بعدی چون من یک مدت دنبالش بودم، خیلی هزینه بالایی دارد. به نظرت با این چیزهایی که حالا خودت توضیح دادی و می‌دانی به صرفه است کسی بخواهد این هزینه را بکند؟ در درازمدت تولید خوب بکند؟ من در مورد ایران صحبت می‌کنم. بله، بله، یکی بیاید این هزینه را بکند، در سیستم خیلی حرفه‌ای، بله، به صورت کاملاً آکادمیک برود. تخمین چند ساله که آقا مثلاً یک کسی که از فردا شروع کند بگوید آقا الان ۴۰۳ هستیم، مثلاً چهارصد و خورده‌ای، این آدم مثلاً در بازدهی فلانی شما امروز شروع کنید، من می‌گویم حدوداً ۴۰ سال دیگر نتیجه‌اش را می‌توانید ببینید. امروز این کار را شروع کنیم. حالا یک چیزی گفتی، خب هیچ‌کس امیدوار کننده می‌گفتی. این یک چیزی است که باید در واقع پشت در واقع پشت در واقع این داستان گذاشت و رفت جلو. این‌جوری نیست که واجب نباشد. بله، اصلاً در سطح ملی واجب است. ببینید، برای مثال خدمتتان عرض می‌کنم. شما در فصل مسابقات که در ایران مسابقات پرش بیشتر گلدن تایم‌مان تقریباً هفت هشت ماه اول است. در همان گلدن تایم‌مان ما گرمای ۴۰ درجه را داریم. کدام اسب پرشی در اروپا گرمای ۴۰ درجه یا ۴۵ درجه را مثلاً تجربه کرده است؟ و شاید یکی از دلایلی که شما یک اسبی را از اروپا می‌آورید اینجا، به آن عملکردی که در اروپا دارد را دیگر ندارد، همین تنش‌های گرمایی و همین عدم مدیریتی که عدم مدیریت محیط به درستی. این‌ها همه فاکتورهایی هستند که روی این داستان تأثیر می‌گذارند و شما برای اینکه بتوانید اسبی را تولید کنید که سازگار با شرایط محیطی کشورتان یا آنجایی که زندگی می‌کنید، اقلیمی که دارید، بله، خب این احتیاج به در واقع همین اطلاعات و همین استارت دارد. درسته، شما از این اطلاعات می‌توانید بفهمید. مثلاً فرض کنیم ۱۰۰ تا کره سیلمی ایکس در اروپا دارد، ۱۰۰ تا کره هم در ایران دارد. شما از طریق آن تفاوت عملکردها در محیط می‌توانید اینتراکشن یا اثر متقابل ژنتیک و محیط را حساب کنید و لزوماً اگر یک سیلمی در اروپا خیلی سیلمی خوبی بوده، به این معنی نیست که در ایران هم کره‌هایش می‌توانند عملکرد خوبی داشته باشند. جالب بود و این خوب خیلی یک فاکتوری است که خیلی مهم است. شما نمی‌توانید آب و هوا و شرایط محیطی که در اروپا است را مقایسه کنید با ایران. فکر کنید مثلاً یک سیلمی که در اروپا کره داشته، الان مثلاً در حال حاضر در ایران با همان لاین خونی با مادیون‌هایی که در همان سبک آنجا تولید کرده‌اند، بیایند اینجا. یعنی فرض کنید آن خط تولید را از مثلاً آلمان بیاورید تهران یا قزوین یا هر شهری. بله، این چه تغییراتی می‌تواند داشته باشد در اثر این تغییر مکانی؟ تغییر اقلیمی تغییر می‌تواند صد درصد ممکن است افت کند. بله، ممکن است کجاهای آن سیلمین در ایران عملکرد خوبی نداشته باشد.

در فصل خاص یا شرایط محیطی خاص، این دو عامل هر دو مؤثرند. اقلیم تنها به معنای آب و هوا نیست، بلکه شامل خوراک نیز می‌شود. این در واقع ۵۰ درصد قضیه است و ۵۰ درصد دیگر مربوط به ژنتیک است. بنابراین، اگر در اینجا تولید می‌کنیم و نتیجه نمی‌گیریم، باید توجه داشت که هر صفتی...

ما یک مؤلفه‌ای داریم به نام وراثت‌پذیری. وراثت‌پذیری یک صفت می‌تواند ۴۰ درصد باشد. این عدد وراثت‌پذیری می‌تواند از صفر تا یک متغیر باشد. یعنی چه؟ یعنی آن فنوتیپی که مشاهده می‌کنید، چقدر ناشی از اثرات ژنتیکی بوده است. بخواهم واضح توضیح دهم، وقتی یک صفتی دارید و مثلاً حساب کرده‌اید و دیده‌اید که...

۴۰ درصد وراثت‌پذیری دارد، در جمعیتی که آنالیز می‌کنید، یعنی در آن جمعیت ۴۰ درصد تفاوت‌های فنوتیپی که می‌بینید ناشی از اثرات ژنتیکی است که شما در آن مدل آماری داشتید و توانستید از آن استفاده کنید و توجیه می‌کند. خب، ۶۰ درصد دیگر چیست؟ این عوامل باقی‌مانده می‌تواند شامل محیط باشد، می‌تواند شامل یک سری فاکتورها باشد که شما می‌توانستید اندازه بگیرید ولی اندازه نگرفتید.

این‌ها متفاوتند. صفت به صفت، ممکن است یک صفت اصلاً ژنتیکی نباشد یا وراثت‌پذیری‌اش ۲ درصد باشد. اصلاح نژاد انجام دهیم، محیطی است. این به شما می‌گوید که ناشی از محیط است.

انرژی از ژنتیک نیست، دنبال ژنتیک نگردید، بروید دنبال فاکتورهای محیطی. می‌خواهم از حرف شما نتیجه بگیرم که در این چند سال اخیر، حداقل در ۱۵ سال گذشته، تعدادی نریان سیلمی پرشی از اروپا وارد کرده‌ایم، ولی عملاً در خروجی تولید...

نگاه می‌کنید که مثلاً یک سیلمی آنجا تعدادی کره داشته که پریده‌اند یا کیفیت‌های خوبی داشته‌اند، ولی اینجا هیچ خروجی نداریم. یعنی نسبت به آن هزینه و وقت و این حرف‌ها چیزی از آن‌ها در نیامده است. حالا من می‌خواهم به قضیه کلی‌تر نگاه کنم. ببینید، ما در خارج از ایران در کمپانی‌ها یا شرکت‌ها بخشی به نام تحقیق و توسعه داریم. در هر ارگانی که بروید، این بخش وجود دارد که کارش این است.

کارش این است که به سوالات آن صنعت پاسخ دهد و راه‌حلی برای مشکل ارائه کند. ما چنین چیزی را نداریم و جای آن خالی است. در ارتباط با هر چیزی، ببینید، در ارتباط با زین گرفته تا بحث ژنتیک، شما مثلاً در سوارکاری می‌گویید دست باید زاویه ۹۰ درجه داشته باشد. خب، چرا باید ۹۰ درجه باشد؟ چه کسی گفته؟

بر چه اساس و حسابی؟ خب، برای این‌ها باید توجیهاتی وجود داشته باشد. چرایی دارد. بله، چرایی این در کجاست؟ شما باید یا یک منبع پیدا کنید که منطقی توضیح داده باشد که چرا باید این‌طور باشد یا اینکه باید یک متخصص بیومکانیک بیاورید.

متخصص بیومکانیک و فیزیولوژی ورزشی است که اصلاً چرایی آن را توضیح دهد یا اینکه ببیند زاویه ۹۰ درجه خوب است یا ۷۵ درجه. از سمت چپ سوار باید شوید چون آن‌ها نظامی بودند و شمشیرشان گیر می‌کرد. نمی‌دانم، از این چیزها می‌گویند. ولی من می‌گویم برای هر چیزی وقتی بتوانیم یک توجیه علمی بیاوریم، این...

خیلی بهتر در سیستم جا می‌افتد و کارمان اصولی می‌شود. چرا باید کار کنیم؟ ببینید، یک نمونه دیگر تغذیه است. تغذیه اسب که خیلی معضل داریم. الان اکثر متخصصان تغذیه‌مان که در عرصه فعالیت می‌کنند، همه کارخانه کنسانتره‌سازی کنسانتره تولید می‌کنند. البته بگویم این به خاطر متخصص تغذیه نیست، بیشتر به خاطر باشگاه‌هاست، بیشتر به خاطر مراکز پرورش اسب که استفاده نمی‌کنند. ببینید، شما می‌روید در یک اصطبل می‌بینید مثلاً...

ازچه خزر آنجا هست، ترکمن هست، هولشتاین هم هست. همان مقدار که به هولشتاین می‌دهند، به ترکمن‌ها نمی‌دهند. این‌ها با هم فرق می‌کند. هر اسبی رژیم غذایی با توجه به کاری که انجام می‌دهد، باید متفاوت باشد. من متخصص تغذیه نیستم ولی در دوره کارشناسی تغذیه دام و خوراک و خوراک دادن گذرانده‌ایم. یک جدولی وجود دارد به نام جدول NRC که در آن جدول احتیاجات غذایی یک اسبی که کار ماده می‌کند، کار سنگین می‌کند، آمده است.

و شما باید با توجه به انرژی که نیاز دارد، پروتئینی که نیاز دارد، مواد معدنی که نیاز دارد، جیره‌اش را تنظیم کنید. در نتیجه هر اسب با اسب دیگر جیره‌اش می‌تواند متفاوت باشد و قاعدتاً باید متفاوت باشد. فردا مسابقه کارگر ۲ کیلو جو اضافه می‌کند. این عملاً دخالت است. من گاهی اوقات دیده‌ام، حالا این قابل تحمل‌تر است ولی خیلی جاها دیده‌ام دامپزشکان در بحث تغذیه دخالت می‌کنند.

دامپزشک تخصصش چیز دیگری است. متخصص تغذیه دام تخصص دارد. در سیستم اصلی‌مان تخصص‌گرا نشده‌ایم. یعنی من به عنوان مربی می‌آیم در مورد زین نظر می‌دهم، در مورد خوراکی امیدوارم که واقعاً یک سری کورس‌های آموزشی و فدراسیون بگذارد یا حتی اگر فدراسیون هم بگذارد، بخش خصوصی بیاید. خیلی خوب است که مثلاً در تمام این مطالبی که الان اینجا داریم می‌گوییم، جلوی من غیر از اینکه آدم‌های پادکست واقعاً مثلاً امثال شما بیایند یک ورکشاپی بزنند که حالا می‌دانم قبلاً گذاشته‌اید و استقبالی نشده، بیشتر در موردش صحبت کنیم. ما خیلی...

بخواهم اصطلاح عامیانه استفاده کنم، کدخدامنش تصمیم می‌گیریم. ببینیم اول چقدر بودجه داریم، چقدر باید کمتر هزینه کنیم و آن اصولاً با این سیستم در علوم انسانی به آن دام تجربه می‌گویند. یعنی مثلاً از من بپرسید چرا جو می‌دهید، می‌گویم ۲۰ سال است از اینجا نتیجه گرفته‌ام. اینکه الان شما بیایید با یک جدول NRC و نمی‌دانم هزار تا منطق بزنید توی سر من، باز من پذیرشش را ندارم چون اسیر آن دام تجربه‌ام. من نتیجه گرفته‌ام که این خوب است. اصلاً این در مبحث زین هم هست. حالا چون ما این پادکست عملاً در...

شوروم میثم صفویه که برند زین صفوی هم تولید می‌کند، داریم صحبت می‌کنیم در مورد زین، حالا خیلی مثال می‌زنیم که مثلاً من خودم سوارکار هستم و یک زین زیر پایم است. این را روی همه اسب‌ها می‌گذارم مسابقه. شاید نمی‌فهمم که این زین برای این اسب است، شانه‌هایش، سایزش است. خیلی گیر داریم. حالا چون می‌خواهیم یواش یواش این مبحث را جمع کنیم و این اپیزود را با هم ببندیم، یک سوالی که بخواهم از شما بپرسم، طی آزمایشی که خودتان شخصاً کرده‌اید، در این همه سال، ما الان در ایران گونه در حال انقراضی هم داریم یا نه؟ چون شاید اصلاً تا حالا در موردش صحبت نشده. ببینید...

باز هم این کار احتیاج به آمار دارد. من این را از نظر دید شخصی خودتان می‌پرسم. ما به لحاظ نژادهایی را داریم که این‌ها احتیاج به کمک دارند. ببینید، این‌ها وقتی من بیایم اظهار نظر کنم، ممکن است بگویند شما چه کاره بودید که...

کار خاصی نیست. اصلاً ما اینجا بحثی داریم که در ابتدای اپیزودم صحبت کردم که این بحث بیشتر آموزشی است. اما اکنون فلان نژادمان نیاز به مراقبت دارد. بله، بله، این‌طور بگویم که شنوندگان شما می‌توانند جوابش را بدانند. اصلاً من در همین حد بگویم که شما برای هر نژادی یک کاربری دارید. مثلاً برای فعالیت ورزشی یا در نژادهایی که برایشان ورزشی به آن صورت تعریف نکرده‌اید، منظور بازار است و با ورزش هم پیش می‌رود. ببینید، شما باید یک ورزشی برایش تعریف کنید، یک رشته‌ای را بگذارید و بگویید این نژاد به‌واسطه فیزیک و ویژگی‌هایی که دارد به درد کار خاصی می‌خورد. سپس برایش مسابقه برگزار کنید یا نه، اصلاً هیچ‌چیز ندارد، جشنواره زیبایی برگزار کنید. این می‌تواند به آن بازار و ورزش و نژاد کمک کند. تولیدکننده‌اش وقتی نیازی وجود دارد، مثلاً می‌بینید مسابقه‌ای مثل کورس یا پرش یا چیز دیگری هفته‌ای یک‌بار برگزار می‌شود. بعد مثلاً یک سری مسابقات هستند که هفته‌ای یک‌بار یا ماهیانه برگزار می‌شوند. اگر اسپانسر باشد یا جشن مسابقه، این جزو وظایف فدراسیون است که بیایند ورزش‌های جدید تعریف کنند. آقای کاظمی که صحبت کردیم، قرار است کاربری یک سری اسب‌ها را تغییر دهیم، اما به سمتی برویم که تولیداتمان متمرکز شود و این می‌تواند خیلی به بازار کمک کند و آن وقت یک وضعیت پایداری را می‌تواند برای آن نژاد ایجاد کند. حالا هرچه می‌خواهد باشد. الان اجازه می‌دهید از حرفتان قضاوت کنم؟ من چیزی که حداقل به خاطرم می‌آید، یعنی حافظه‌ام کمکم می‌کند، مثلاً در نژاد اصلمان، خب عملاً اسب کاسپین دیگر دیده نمی‌شود. نژاد ترکمن خیلی دنبال تولید است و می‌تواند کارایی داشته باشد. بله، دقیقاً. اصلاً من می‌توانم بگویم به‌طور کلی ما باید برای همه نژادهایمان یک برنامه‌ای تعریف کنیم، بازاری تعریف کنیم. نه، اصلاً برنامه داشته باشیم. ببینید، ممکن است یک نژادی در ایران داشته باشیم که بازار خوبی دارد. خلاصه، خب یک برنامه‌ای را باید برای نجات پیش بگیرید، یک استراتژی. یک استراتژی هم برای آن نژادی که ممکن است در خطر باشد. خب این‌ها همه برنامه شماست. در واقع این‌ها را می‌توانید در قالب انجمن‌ها و کمیته‌های نژادهای مختلف پیگیری کنید و از این طریق و نیاز به کار جمعی دارد. اصلاً کار غیرجمعی در این داستان جواب نمی‌دهد. یعنی این‌که مثلاً کار بیفتد روی دوش یک نفر یا دو نفر که بخواهند از خودگذشتگی و ایثار کنند، خسته می‌شوند و می‌روند و ضمن این‌که ممکن است اشتباهاتی هم حتی بکنند. آخه یک مثال بدی هست که ما ایرانی‌ها متأسفانه در تمام محاسباتمان استفاده می‌کنیم و آن هم این است که بی‌مایه فطیر است. این ضرب‌المثل خطرناک است از بابت حفظ و نگهداری این مدل اسب‌ها. دیگه ما یک جاهایی واقعاً باید چشم ببندیم، بله، کفش آهنی کنیم، ثروت ملی را محافظت کنیم. به‌عنوان سخن پایانی، چیزی خودتان دارید به مبحثمان اضافه کنید که نصیحت، توصیه، حالا هرچه که اسمش را می‌گذاریم؟ من در این ارتباط تنها توصیه‌ای که می‌توانم بکنم این است که این داستان نیاز به همکاری دارد و این‌که ما اینجا به‌شدت نیاز داریم به همکاری در واقع خود پرورش‌دهندگان. یعنی حالا فدراسیون، جهاد، این‌ها یک طرف برای خودشان کاری نداریم، ولی اصل این داستان و کانون این داستان در بین خود اسب‌داران است و بین کسانی که دارند تولید یا باشگاه دارند. هرچه این‌ها هستند که باید تصمیم بگیرند به کدام سمت بروند و چه‌کار باید بکنند و در واقع مطالبه‌گری داشته باشند در این رابطه که این اتفاق بیفتد. ببینید، تا در کشوری احساس نیاز به یک چیزی نشود، خب کسی هم سراغش نمی‌رود و مسکوت می‌ماند. الان برای مثال ما داریم مثلاً اسب از خارج از کشور می‌آوریم. من اصلاً نه موافقم نه خیلی مخالفم. من می‌گویم در یک حد معقولی واردات می‌تواند کمک کند. ضمن این‌که ما نیاز داریم به یک سری ذخایر ژنتیکی از آن‌طرف. چه ایرادی دارد ما به ذخایر ژنتیکی آن‌ها هم دسترسی داشته باشیم و از این طریق می‌شود این دسته یا مثلاً چه می‌دانم. یکی از چیزهایی که در اصلاح نژاد خیلی می‌تواند کمکمان کند و مغفول مانده، اسپرم است. ما به جای این‌که برویم سیلمی را بیاوریم که حالا مثلاً کیفیت خیلی متوسطی دارد، همچین خیلی خوب هم نیست، برویم به جای این کار، اسپرم خیلی خوب وارد کنیم. بله، تنوع ژنتیکی خودش فاکتورهایی است که می‌تواند فرصت ایجاد کند. شما تا زمانی که تنوع ژنتیکی داشته باشید، می‌توانید اصلاح نژاد عملاً بکنید. وقتی این تنوع از بین برود و بیایید محدود شوید به یک سری خط تولید، بله، و این‌ها همه چیزهایی است که می‌گویم با مطالبه‌گری خود مالکین شرکت‌های خصوصی، خرد جمعی برای ۱۰۰ برنامه و خیلی درگیر این سامانه و این دیتابیس است که من خودم هم پیشنهاد داده‌ام. این را قبلاً گفتم بارها و امیدوارم که این شکل بگیرد هرچه سریع‌تر که آقای کاظمیان هم قول داده که زودتر سیستم حالا انفورماتیک، سیستم بله، نتورک فدراسیون و فنی درست کند. خیلی از شما تشکر می‌کنم. خیلی به شخصه از شما یاد گرفتم. جدی می‌گویم. حرف‌هایی که در این بیست و خورده‌ای سال باید زودتر، یعنی در استارت کار می‌شنیدم، بعد از مثلاً ۲۴، ۵ سال فهمیدم و این جای تأسف دارد برای خودم. امیدوارم که حالا این حرف‌ها تأثیر بگذارد به جای این‌که حالا منتظر باشند که حالا یکی دیگر بیاید این‌جوری صحبت کند. یک سری از حرف‌های شما کلیدواژه‌های خیلی قشنگی دارد که با یک سرچ ساده می‌تواند دنیای اطلاعات را در اختیارشان بگذارد و تصمیماتشان را بهتر کند. آرزوی سلامتی می‌کنم چون می‌دانم از ایران دارید مهاجرت می‌کنید و به شخصه خیلی از این قضیه ناراحتم ولی امیدوارم هر جا که هستید تنتان سلامت باشد و زندگی به کامتان باشد. دمتان گرم که وقت گذاشتید. ممنون. من هم تشکر می‌کنم بابت این برنامه خوبی که می‌زنید. این‌ها همه ثبت در تاریخ می‌شود و تاریخ شفاهی این رشته است به نظر من و واقعاً ارزشمند است. دمتان گرم. مرسی که وقت گذاشتید. خداحافظ. قربان شما. خداحافظ. از این‌که تا انتهای این اپیزود هم همراه من و رادیو چنل بودید، مثل همیشه نهایت تشکر و قدردانی را دارم و برای همگی‌تان آرزوی سلامتی و طول عمر با عزت می‌کنم. روز و روزگارتان خوش و مثل همیشه مواظب اسب‌هایتان باشید.

مشاهده در وب‌سایت اصلی