اپیزود سی و هشتم رادیو چهارنعل تحلیل مسابقات پارادرساژ .

چهار نعل: اپیزود سی و هشتم رادیو چهارنعل تحلیل مسابقات پارادرساژ .

خلاصه

در اپیزود سی و هشتم رادیو چهارنعل، به تحلیل مسابقات پارا سوارکاری و پارادراساژ پرداخته می‌شود. این برنامه به همت فدراسیون سوارکاری و کمیته پارادراساژ برگزار شده و مهمانان مختلفی در آن حضور دارند. بحث‌هایی درباره لزوم حمایت از سوارکاران دارای محدودیت‌های حرکتی و بهبود شرایط آن‌ها مطرح می‌شود. اهمیت آموزش، فرهنگ‌سازی و تغییر نگرش جامعه نسبت به افراد دارای معلولیت نیز مورد تأکید قرار می‌گیرد. نایب رئیس هیئت سوارکاری استان تهران از برنامه‌های آینده برای حمایت از ورزشکاران یاد می‌کند و نیاز به تسهیلات حمل و نقل و امکانات مناسب برای سوارکاران را برجسته می‌سازد. همچنین، خانم دکتر منتظم به تلاش‌ها برای راه‌اندازی کمیته سوارکاری ویژه این افراد و برگزاری مسابقات اشاره می‌کند. در نهایت، بر اهمیت حمایت‌های مالی و معنوی فدراسیون و امیدواری به موفقیت در مسابقات پارالمپیک تأکید می‌شود.

موضوعات کلیدی

متن کامل گفتگو

عرض سلام و ادب و احترام خدمت همه شما شنوندگان عزیز رادیو چهار نعل. خوشحالم که با یک قسمت دیگر در خدمت شما بزرگواران هستم و از اینکه من را همراهی می‌کنید، سپاسگزارم.

قسمت سی و هشتم رادیو چهار نعل تحلیلی بود بر مسابقات پارا سوارکاری و پارادراساژ که به همت فدراسیون سوارکاری و کمیته زحمتکش پارادراساژ برگزار شد. این رویداد طی سه روز که به صورت هم کلاس‌های آموزشی و هم یک روز رویداد مسابقه بود، برگزار شد. قبل از هر چیزی باید یک عذرخواهی بکنم به خاطر اینکه من در حین ضبط این مصاحبه‌ها و گفتگوها.

در محیط‌های شلوغی قرار داشتم و قطعاً شما صداهایی را خواهید شنید که من پیشاپیش بابت آن از شما عذرخواهی می‌کنم. و اما مهمانان من در این قسمت استاد عزت‌الله وجدانی، بخش اول گفتگو جناب آقای دکتر ناصر نجاریون کاردرمانگر، بخش دوم، بخش سوم جناب آقای دکتر حسن‌زاده.

دبیر کمیته ملی پارالمپیک، بخش چهارم سرکار خانم مهندس انیسی نایب رئیس هیئت سوارکاری استان تهران، بخش پنجم سرکار خانم امل سلامی رئیس هیئت پارا سوارکاری استان خوزستان، بخش ششم جناب آقای اصغر طهماسبی از قهرمانان کشور در حوزه تکواندو که عضو کمیته پارا سوارکاری هستند، بخش هفتم سرکار خانم حوریه زمانداری از سواران این حوزه هستند و بخش پایانی گفتگوی من با سرکار خانم غزاله منتظرم رئیس کمیته پارا.

کشور. امیدوارم از شنیدن این صحبت‌ها لذت ببرید. خواهشی که دارم این است که تا انتهای این قسمت را گوش دهید و خواهش دیگرم این است که هر کدام از ما باید یک رسالت اجتماعی را که در قبال این عزیزان و سوارکاران دارای محدودیت‌های حرکتی داریم، برای خودمان تعریف کنیم. این عزیزان نیاز به دلسوزی ندارند، بیشتر بحث حمایت دارند. با هر چیزی که بتوانید و فکر کنید می‌توانید از این عزیزان حمایت کنید، از لوازم سوارکاری، مهم‌ترینش اسب، محل‌های سوارکاری برای این بزرگواران و خیلی چیزهای دیگر. و مثل همیشه طراحی.

پوستر کاور این قسمت و طراح کاور اینستاگرام این قسمت دوست عزیزم فرشید جهانبازی از استرالیا است و از او تشکر می‌کنم بابت همراهی‌اش. من محسن پورحیدری هستم و شما را دعوت می‌کنم قسمت سی و هشتم تحلیل مسابقات را بشنوید.

خب من خیلی خوش‌شانس بودم که امروز یک عزیزی را اینجا زیارت کردم، عملاً استاد عزت وجدانی خیلی برایم عمو زد. واقعاً خوشحال‌کننده بود که شما را اینجا دیدم و مرسی که این وقت را در اختیار من و رادیو گذاشتید. نظرتان راجع به این بخش از سوارکاری چیست؟ سلام عرض می‌کنم خدمت شما بینندگان عزیزمان. والا امروز ما افتخار این را داشتیم که مسابقه پالایش هست که من هم یک شاگرد دارم که امروز اینجا سعادت این بود که دور دوستان باشم و بتوانیم که با همکاری برگزارکننده این مسابقه.

اگر کاری هم از ما برمی‌آید خدمتشان باشیم. خدا حفظت کند. این بخش از سوارکاری هم در کشور ما نوپاست و هم خیلی دیده نشده، کما اینکه امروز داریم می‌بینیم که هیچ کسی از بچه‌های حالا کسانی که کار مدیا عکاسی یا فیلمبرداری می‌کنند در حوزه سوارکاری امروز اینجا نیستند. چه کار کنیم که این بچه‌ها بیشتر دیده شوند، بیشتر برایشان وقت بگذاریم و چه کار کنیم که بیشتر پیشرفت کنند؟ خب این خیلی خوب است این کار را انجام دهیم. حالا باید فدراسیون یک همکاری داشته باشیم که ما به جای اینکه مسابقه را البته نمی‌خواهم بگویم اینجا جایش خوب نیست، دوره تهران و این برای بچه‌های اوتیسم یا به اصطلاح وارد.

سخت است آمدنش. این را در تهران، در وسط مسابقه‌های خوبی که اگر برگزار شود تماشاچی زیاد دارد، یک ۱۰ دقیقه نیم ساعت وقت بگذاریم و این بچه‌ها آنجا دیده شوند و مردم ببینند که اصلاً یک همچین چیزی هست. شاید یک عده‌ای از مردم اطلاعی ندارند که یک همچین سواری برای بچه‌ها هست که بخواهند بیایند استفاده کنند و بچه‌هایشان از این به اصطلاح فعالیتی که دوستان دارند برای این بچه‌های اوتیسم و کار می‌کنند.

اگر ما همکاری را بتوانیم بکشیم تو خود فدراسیون با آن همکاری بکند که حتماً می‌کند، آقای کاظمیان این را تو مسابقات حالا چه تو هیئت تهران مسابقه بشود بتوانیم جا بیندازیمش یا تو مسابقات فدراسیون که جمعیت بیشتری هست و می‌توانیم بیشتر دیده شویم. بزرگ‌ترین معضلی که شاید این قشر از جماعت سوارکار چون به هر حال این‌ها سوارکارند دارند بحث کمبود اسب‌هایی که برای این کار لازم باشد هم.

عملاً امنیت سوارکارها تأمین کنند و هم کمک کنیم بچه‌ها یادگیری بیشتری داشته باشند. چه نظری دارید که بتوانیم یک خورده حداقل کمک کنیم که بچه‌ها اسب‌های بهتری را بتوانند استفاده کنند؟ خب همین‌جوری که عرض کردم ما اگر این را بیاوریم شکم بیشتر دیده شوند بچه‌های دیگر هم که بیایند مربی‌ها هم علاقه‌مند می‌شوند که اسب‌های بهتری را در اختیار بگذارند با اسباب کار بکنند. این بچه‌ها که سوار می‌شوند و بتوانند به راحتی به اثر بدهند و این به اصطلاح چون این‌قدر توان.

اثر دادن باید اسب‌ها را مربی کار بکندم آماده بکنم و این تنها وقت چیزی می‌شود روش حساب کرد و دیده بشود و به اصطلاح بیشتر وقت بگذارند این است که دیده شوند و مربی‌های خوبمان هم ببینند این مسابقات کار بیشتر انجام بدهیم و بتوانیم ما الان خودمان یک دانه داریم که شاگرد الان سوار داریم خب هر روز روی این اصل داریم کار می‌کنیم و این را اثرات با دست‌های خیلی اثر ظریف بهش کار می‌کنیم که با کوچک‌ترین اثری از دست آن.

سوارمان بتواند دقیقه بزند یا ایست کند یا حرکت کند. این‌ها چیزهایی است که واقعاً یزد ببرد این رشته لازم است که بلد باشم. درسته آقا ممنون که وقت گذاشتید و من افتخار دادید برایتان آرزوی سلامتی می‌کنم و ان‌شاءالله هر جا هستید ساعتتان بالا سر ما جوان‌ها باشد. دم شما گرم من هم تشکر از شما و برگزارکننده این مسابقه و فدراسیون ممنون و سلامت.

خوب در این قسمت من از جناب آقای دکتر بگویم استاد بگویم و خودشان خیلی اصرار داشتند که من اسم و فامیلشان در خدمت جناب آقای ناصر نجاریون هستیم و من ترجیح می‌دهم که آقا صحبتی نکنم و شما استارت کنید. خیلی ممنون که این وقت در اختیار رادیو و من قرار دادید. امروز ما اینجا در سرزمین ایرانیان آیلند هستیم برای مسابقات استقامت به همت کمیته پارا و یا یار و همیشگی‌اش که حضرت عالی هستیم بقیه بچه‌هایی که تو این مجموعه فعالیت می‌کنند ما در خدمت شماییم. زنده باشید متشکر.

متشکرم که من را دعوت کردید خوشحالم از آشنایی با شما. از سال ۸۸ در کنار خانم دکتر منتظم هیپوتراپی و توانبخشی به کمک اسب را شروع کردیم. ریشه این ایده و فکر این ایده برمی‌گشت به سال‌ها قبل هنگامی که یکی از مراجعین من برای توانبخشی به کشور مجارستان رفته بود. آنجا بود که متوجه شدم توان‌بخشی به کمک اسب یکی از در واقع‌های رایج توی تمام بخشی تو اروپا است و مراجع مرکزی پتو در کنار.

توانبخشی که رویشان انجام می‌شود جلسات منظمی از هیپوتراپی دارد و یکی از آن به اصطلاح مواردی است که مرتب دارد آنجا انجام می‌شود. خیلی مشتاق شدم که این کار را تو ایران انجام بدهم. چند تا تلاش ناموفق داشتم باشگاه خوب همکاری نمی‌کردند خیلی انگیزه‌ای نداشتند تا اینکه بالاخره سال ۸۸ با خانم منتظر آشنا شدم. آنجا بود که دیدم ایشان چه شوقی دارند و چقدر استقبال می‌کنند از این موضوع و در کنار ایشان تمام این سال‌ها سعی کردند کار انجام بدهیم. یکی از پروژه‌هایی که انجام دادیم این بود که یک تعدادی از مربیان سوارکاری را.

دوره‌ای مخصوص گذراندند و باعث شد که بتوانند در واقع این کار را در باشگاه‌های مختلف در شهرهای مختلف انجام دهند. یعنی شما عملاً استارت کار را زدید و افراد را برای اشاعه این موضوع تربیت کردید. یکی از نکات خوبی که خانم پاتریشیا، مربی پارساش نیست، از فرانسه آمده بودند و خیلی به ما تأکید داشتند، این بود که گفتند ایشان در بسیاری از کشورهای دنیا این پروژه را انجام می‌دهند، در آفریقا، در هند و بسیاری از جاها. گفتند که شما خیلی خوب به زیرساخت‌ها توجه کرده‌اید و گام اولتان یک پروژه ۹۰ نفری بود، آموزش ۹۰ مربی که ۳۳ نفر از آن‌ها موفق شدند.

خوشبختانه به شکل مناسبی در تمام ایران پخش شدند و در تک تک باشگاه‌ها و شهرها ما این امکان را خوشبختانه داریم که با این عزیزان هیپوتراپیون کار کنیم. در این همه سال‌ها بزرگ‌ترین چالشی که درگیرش بودید چه بوده؟ بالا بردن سطح آگاهی عمومی و اینکه با همدیگر تلاش کنیم به همدیگر یاد بدهیم و اطلاعات همدیگر را زیاد کنیم. یکی از نکاتی که رسانه‌ها، رسانه‌های جریان اصلی ما و شبکه‌های اجتماعی باید به آن توجه کنند.

آشنایی با معلولیت به گونه‌ای که دیگر از دیدن افراد دارای معلولیت در جامعه شگفت‌زده نشویم. وقتی می‌بینیم فردی به شکل متفاوتی گام برمی‌دارد یا به شکل متفاوتی نگاه می‌کند، بتوانیم رفتار خودمان را کنترل کنیم و رفتار مناسبی داشته باشیم و نگاه توهم‌آمیز را از خودمان دور کنیم. یکی از واکنش‌های نابهنگام، زل زدن است. زل زدن چه فیدبکی دارد برای آن فردی که دارای معلولیت است؟ ببینید، به زبان ساده، مزاحمت است.

با فردی که در نروژ زندگی می‌کرد صحبت می‌کردم و متوجه شدم که در مهدکودک‌های نروژ به بچه‌ها قانون ۲ ثانیه را یاد می‌دهند. به این شکل که به آن‌ها توضیح می‌دهند ما حق داریم به اندازه شمارش تا عدد دو نگاه کنیم و هیچ اشکالی هم ندارد، ولی بیش از ۲ ثانیه اگر بخواهیم نگاه کنیم، مثل این می‌ماند که در چشمشان چراغ قوه انداخته‌ایم. این را عملاً به بچه‌ها نشان می‌دهند که بیش از دو ثانیه نگاه کردن مثل انداختن چراغ قوه در چشم دیگران است و این ممکن است آرامش آن‌ها را به هم بزند و مزاحمت ایجاد کند و ما اجازه نداریم این کار را بکنیم و به حریم خصوصی آن‌ها وارد شویم. البته من حق می‌دهم به افراد وقتی که نگاه می‌کنند، چون که ندیده‌اند.

من هیچ گله‌ای از مردم ندارم که وقتی فرد دارای معلولیت می‌بینند، خب زل می‌زنند و نگاه می‌کنند. حقشان است چون که تا حالا ندیده‌اند. باید این موضوع در رسانه‌ها دیده شود و آموزش داده شود که متأسفانه وجود ندارد. در کشور ما رسانه‌های اصلی هیچ توجهی به این موضوع نمی‌کنند و اصلاً دغدغه‌شان این موضوع نیست و تنها دلخوشی شبکه‌های اجتماعی و خودمان هستیم که به همدیگر یاد بدهیم که دیدن افرادی که متفاوت هستند چیز عجیبی نیست و انسان‌ها خیلی متفاوت هستند و این اتفاق یک رویداد طبیعی است.

نه قضاوت کسی است، نه خشم کسی است، نه انتقام است، نه نمی‌دانم ما در زندگی قبلی‌مان دچار خطایی شده‌ایم. این یک رویداد طبیعی جهانی است و باید یاد بگیریم که با آن عادت کنیم و یاد بگیریم که چشممان را به این صحنه‌ها عادت دهیم و پذیرشمان را بالا ببریم. خب در این چند سالی که شما عملاً تلاش کرده‌اید و زحمت کشیده‌اید به همراه خانم منتظرم، من احساس می‌کنم که آن مزد معنوی‌اش را دریافت نکرده‌اید با دیده نشدن و بها داده نشدن.

من محسن پورعلی الان جلو شما نشسته‌ام که از شما خواهش کنم چه راهی را بروم که کمک کند تلاش شما و آن بچه‌هایی که حالا به هر محدودیت حرکتی که درگیرند بیشتر دیده شوند و بیشتر به آن‌ها بها داده شود. می‌خواهم دستورالعملی با هم صحبت کنیم. عملاً اجازه می‌خواهم قبل از هر چیز در کنار خانم غزالی منتظریم از خانم آویزون منتظر هم یاد کنیم. ایشان هم یکی از بنیان‌گذاران این کار بودند و خیلی مخصوصاً در روزهای اول به ما کمک کردند. از همین‌جا از ایشان تشکر می‌کنم. اجازه می‌خواهم پاسخ شما را با یک جمله از آروین بگویم.

کتاب محبت درمانگری جمله طلایی می‌گوید: اگر مراجعین ما می‌دانستند درمانگر بودن چقدر لذت‌بخش است و چقدر به ما انرژی و حس خوبی می‌دهد، مطمئن باشید که نه تنها به ما پولی نمی‌دادند بلکه از ما دستمزد می‌خواستند. نه، ما کسانی که فکر می‌کنم همه کسانی که هر کار عاشقانه‌ای را انجام می‌دهند، آن پاداش خودشان را گرفته‌اند و در جستجوی پاداش نیستند، چون خود کار و خود آن لذتی که از این کار می‌برند کافی است و من بیش از سهمم، بیش از اندازه خودم.

از تک تک عزیزان، از تک تک مراجعه‌کننده‌هایم انرژی‌های خوب گرفتم، حس‌های خوب گرفتم، جملات طلایی شنیدم که تک تکشان برایم یک مدال افتخار روی سینه‌ام است و چرا دیده شده‌ایم به اندازه کافی هم توجه بوده، منتها خب دوست دارم موضوع خیلی بهتر شود. ولی من ممنونم و سپاسگزارم از تک تک مراجعینم، تک تک عزیزانی که با من در تماس بوده‌اند و این یک مدال بزرگ و جملات طلایی که به من گفته‌اند را هیچ‌وقت از یاد نمی‌برم. البته از مناعت طبع و بزرگی شماست که.

چنین کلماتی را استفاده می‌کنید ولی واقعیت امر این است که من که حالا امروز از نزدیک کنار این بچه‌ها بودم و این افتخار را داشتم که کنار شما و این بچه‌ها باشم، احساس کردم به عنوان یک سوارکار که منابع اصلی این بچه‌ها خیلی محدود است و جا دارد ما که کارمان این است واقعاً بیشتر حمایت کنیم و کمک کنیم. اگر لازم است با سواری اسب‌هایشان تیم کنیم، اگر ابزاری داریم که نیاز است واقعاً کمک کنیم، چون من امروز از نزدیک واقعیت دیدم که این بچه‌ها چه کمبود منابعی از نظر ماشین، امکانات باشگاه‌ها و عصر که الان مهم‌ترین قسمت است، واقعاً.

امیدوارم که حالا با شنیدن این پادکست و این صحبت‌ها کمی بیشتر انگیزه بگیریم. خب تریبون تماماً در اختیار کمیته پارادور است، در اختیار شما و همه بچه‌هایی که در این حوزه زحمت می‌کشند. الان به عنوان یک فردی که کنار این بچه‌ها فقط بوده‌اید، از نهادهای ذی‌ربط این داستان چه توقعی دارید؟ چون من می‌خواهم عملاً این صدا را برسانم که آقا این بخش خیلی مغفول مانده است. ما اینقدر درگیر تربیت اسب و نمی‌دانم خرید و فروش و این مسائل هستیم که اصلاً این‌ها را واقعاً نمی‌بینیم و می‌خواهم ببینم چه خواسته‌ای دارید از کسانی که حالا به هر دلیل یک مسئولیتی در این حوزه دارند؟ از مدیران دولتی خواهش می‌کنم اصلاً در این موضوع دخالت نکنند. بخش دولتی هر جایی که پا می‌گذارد همه جا را ویران می‌کند. جمله معروفی است که می‌گوید: شما یک مدیریت یک صحرای شن را به بخش دولتی واگذار کنید، سال بعد در جستجوی شن باید آنجا بگردید و شن پیدا کنید.

من هیچ امیدی به افراد ندارم و فقط خواهشم این است که ورود نکنند به این حوزه و هیچ کاری به کار ما نداشته باشند. ولی از نهادها، نهادهای مردم‌نهاد، انجمن‌ها و افرادی که در این زمینه هستند با کمال میل استقبال می‌کنم و خواهش می‌کنم اگر دوست دارند عاشقانه و صادقانه کنار ما بیایند و هر کمکی که می‌توانند به ما بکنند و مطمئنم تا حالا خیلی به ما کمک کرده‌اند. ما از مدیران باشگاه هم انگیزه‌های خوبی گرفته‌ایم. مدیران باشگاهی زیادی را می‌شناسند که به محض اینکه متوجه شدند مراجعه‌کننده دارای معلولیتشان بحران مالی دارد.

از نظر مالی بسیار با ما همراهی کردند و این عشق را داشتند و چه مربیان، چه سوارکاران، چه صاحبان و مدیران باشگاه‌ها و بسیاری از انجمن‌ها به ما کمک کردند و از آن‌ها ممنونیم و مطمئنم خودشان می‌گردند و این کانال را پیدا می‌کنند و خودشان ارتباط خواهند گرفت، همان‌طور که تا الان این ارتباط بوده، فقط باید به آن‌ها اطلاع دهیم و آگاهی پیدا کنند که ما این کار را می‌کنیم و خوشحال می‌شویم که در کنار ما باشند. به عنوان حرف پایانی در این بخش چه چیزی دارید که بخواهید بفرمایید؟

فقط می‌خواهم تشکر کنم از تک تک دوستانی که در تمام این سال‌ها کنار ما بودند، زحمت کشیدند، دیده نشدند ولی زحمت کشیدند. مربیانی را می‌شناسم که بدون هیچ چشم‌داشتی از صبح تا شب مشغول کار با بچه‌های طیف اوتیسم هستند. دستشان را می‌فشارم و تحسینشان می‌کنم و می‌دانم که آنقدر لذت می‌برند از این کار که نیازی به تعریف و تمجید کسی هم ندارند و می‌دانند که چقدر عاشق کارشان هستند و خوشحالم از اینکه مثل من و مثل بسیاری از افراد توانستند با این کار به زندگی‌شان معنا بدهند. من در توان‌بخشی به کمک.

معنای زندگی خوشحالم از اینکه این افتخار را به من دادند که در کنار شما باشم. ما باید از تک تک مراجعینمان، از تک تک افراد دارای معلولیتی که به ما افتخار می‌دهند و به ما مراجعه می‌کنند تشکر کنیم و خوشحال باشیم که این افتخار نصیب ما شده است. اگر کوچک‌ترین بهبودی، کوچک‌ترین حال خوبی پیدا کنند، برای همیشه مدیون این عزیزان خواهم بود و گردنم زیر بار منت این عزیزان خواهد بود. خدا به شما سلامتی و طول عمر بدهد. حالا من در تأیید صحبتتان در مورد معنا، البته جلو شما که ادب من شما اهل کتاب هستید ولی.

کتاب «در جستجوی معنا»ی دکتر فرانکل را معرفی کنم. حالا اگر کسی دوست دارد برود ورقی بزند. من از آن یاد گرفتم حداقل. آقا، باز هم ممنون که وقت گذاشتید. خیلی افتخار داشتم جلوی شما نشستم با این فاصله و اینقدر گپ دوستانه داشتم. تیم رادیو تماماً در اختیار بچه‌های پارسا و بچه‌هایی که زحمت می‌کشند هست و کافی است فقط اراده کنید که من حضور داشته باشم و انجام وظیفه کنم. باز هم ممنون از وقتی که گذاشتید. عزیز بزرگوار، مراقب خودتان باشید، سلامت باشید.

خب من در این بخش از جناب آقای دکتر حسن‌زاده که سمت دبیر کمیته ملی پارالمپیک را دارند خواهش کردم که افتخار بدهند و چند دقیقه وقتشان را بگیرم. خیلی خوشحالم که اولش این افتخار را به من دادید. به عنوان خصوصی باعث افتخار من است که در حضور شما باشم و این وقت را گذاشتید و تشکر می‌کنم که با این بعد مسافتی که.

می‌دانم از تهران تا اینجا سخت بود و حجم کار شما و افتخار دادید به من و بچه‌هایی که تشریف بیاورید. من در خدمت شما. بسم الله الرحمن الرحیم. ما هم خوشحالیم که توفیقی دست داد که در خدمت بچه‌های پارا سوارکاری باشیم. ما با توجه به اینکه سوارکاری جزو در اصل رشته‌های مورد حمایت پارالمپیک و سوارکاری جزو فدراسیون‌های همکار و زیرمجموعه‌های مجموعه عمومی المپیک می‌شود، با توجه به مدیریت جدیدی که از حضور آقای کاظمیان در فدراسیون سوارکاری شد و ایشان.

مجدداً بعد از سال‌ها بخش پارا سوارکاری را فعال کردند و با سابقه همکاری که ما از قبل با خانم دکتر منتظم داشتیم در جشنواره‌هایمان و کمک‌هایی که ایشان داشت، تصمیم بر این گرفتیم که دوباره در این بخش فعال شویم. فدراسیون هم همکاری بسیار خوبی داشت، به خصوص از آقای دکتر کاظمیان خیلی تشکر می‌کنیم و مورد حمایت‌هایشان قرار می‌دهیم که کار استعدادیابی و زیربنایی در بخش سوارکاری معلولین و توان‌یابان انجام شود و.

نگاه آینده‌مان این است که ان‌شاءالله بتوانیم با تلاش‌ها و همکاری دوستانمان در پارا سوارکاری بتوانیم در مسابقات پارا آسیایی آینده در ژاپن این رشته را به صورت خیلی فعال و اکتیو داشته باشیم و حالا شاید زود باشد این را بگوییم ولی امید به مدال هم داریم حتی در این بخش. حالا اگر فدراسیون نیاز به کمک‌های حمایتی داشته باشد ما حتماً در خدمت مدیریت فدراسیون هستیم. آقای دکتر کارگری رئیس کمیته المپیک با صحبت‌هایی که انجام شد.

این رشته را مورد تفقد قرار دادند و حمایت کردند. ما یک کمکی را در انتهای سال گذشته کردیم و حتماً امسال هم کمک‌هایی را به بخش پارا داریم و ان‌شاءالله امیدواریم که در بخش قهرمان کشورها و بخش استعدادیابی چه در بخش جسمی حرکتی‌ها چه حالا یک کمی شاید خیلی در بخش ما فعال نباشد ولی در کم‌توانان ذهنی هم با توجه به اینکه ورزشکارانی داریم کمک کنیم که این یک کمی پر از سوارکاری جان بگیرد و فکر می‌کنم خیلی سال است که از مجموعه ورزش معلولین دور بوده. ان‌شاءالله بتوانیم با کمک‌های.

فدراسیون این را دوباره احیا کنیم و در خدمت دوستان باشیم. خدا شما را حفظ کند. واقعاً چقدر خبرهای خوبی دارید. به شخصه خیلی خوشحال شدم واقعاً که چون که این قشر از جامعه کلاً همیشه مغفول مانده‌اند متأسفانه و این چقدر خوب است که شما به این بخش ورزش پارا هم اینقدر توجه دارید. فکر می‌کنید حالا چیزی که در این چند سال حتماً رصد کردید و امروز هم از نزدیک دیدید، چند درصد این بچه‌ها توانایی شرکت در آن رویدادها و احتمال مدال آوردن دارند؟ من فکر می‌کنم با آشنایی که با خانم دکتر منتظم و اطلاعاتی که داریم.

من فکر می‌کنم در بخش جسمی حرکتی‌ها بتوانیم اگر فدراسیون همیاری کند و ما هم آن برنامه‌ای را که در درازمدت داریم واقعاً انتظار و توقع مدال داریم در بخش پارا آسیایی و فکر می‌کنم ۳ سال زمانی که داریم تا مسابقات ژاپن آسیای ژاپن زمان کمی نباشد برای این کار، هم در بخش استعدادیابی هم در بخش جوانان و با نیروهای مستعدی که وجود دارد. حالا شاید ما از نزدیک خیلی با آن‌ها آشنایی نداشتیم ولی توسط فیلم‌ها و چیزهایی که دیدیم و اطلاعاتی که.

از فدراسیون امید و انتظارمان این است که این قابلیت وجود دارد که به آنجا برسیم. توقعمان هم این است که فدراسیون در این زمینه این راهی را که شروع کرده با قوت ادامه دهد و ما هم قول می‌دهیم که بتوانیم کمک فدراسیون باشیم در این راه و به عنوان حالا یک نیروی ستادی. حالا اجرای کار قطعاً به عهده فدراسیون‌هاست. در بخش همه رشته‌های پارا همین حالت را دارد. ما بیشتر جنبه حمایتی داریم ولی ان‌شاءالله با برنامه‌های درازمدتی که داریم حمایت‌ها را مستمر داریم در برنامه‌مان و ان‌شاءالله توقعمان این است که با کمک‌های فدراسیون.

به جاهای خوبی برسیم. اولین بار است که دارم از یک مسئول فنی و عملاً رسمی می‌شنوم که ما برنامه داریم. خیلی جای خوشحالی دارد. خیلی ممنونم از اینکه این وقت را در اختیار من قرار دادید. باعث افتخار من بود. برایتان آرزوی سلامتی و توفیق می‌کنم و ان‌شاءالله هر جا هستید تنتان سالم و راهتان هم روشن باشد. دم شما گرم. مرسی که وقت گذاشتید. سلامت.

در این قسمت من در خدمت سرکار خانم مهندس انیسی هستم، نایب رئیس هیئت سوارکاری استان تهران. به شخصه خیلی سورپرایز شدم خانم دکتر، خانم مهندس، شما اینجا را امروز زیارت کردم و جای خوشحالی داشت برای از نزدیک که شما تشریف آوردید و عملاً حضور شما شاید دلگرمی برای این بچه‌هایی باشد که دارای معلولیت هستند و تشکر دیگر هم بابت اینکه مرسی که این وقت را در اختیار من و رادیو چمن قرار دادید. باعث افتخارم است که اولین بار است که می‌نشینم جلوی شما و یک گپ و گفت دوستانه انجام می‌دهیم. می‌خواستم که نظرتان راجع به...

رویداد امروز که شما زحمت کشیدید از تهران آمدید و این رویداد را از نزدیک رصد کردید، نظرتان چه بوده؟ تا اینجای کار من هم به نوبه خودم سلام عرض می‌کنم و ممنون از دعوتتان. این که من تا اینجا آمدم بر حسب وظیفه بوده، بالاخره دوستان زحمت می‌کشند. از اعضای تهران هم بچه‌ها حضور داشتند. در اینجا باعث خوشحالی من است که توانستم امروز بیایم. مسابقه را خیلی خوب دیدم، برایم خیلی جالب بود و فکر می‌کنم که آینده بهتری هم پیش روی بچه‌ها است با همت بزرگان و دوستانی که زحمت می‌کشند. از آن‌ها تشکر می‌کنم.

و خیلی ممنونشان هستم. یکی از معضلاتی که قطعاً کمیته‌های چه کمیته فدراسیون یعنی کمیته درساژ و پارا سوارکاری و چه کمیته شما در استان تهران دارید، بحث فضایی است که برای این عزیزانی که دارای معلولیت‌های حرکتی هستند وجود دارد و بحث اسب. شما به عنوان متولی این ورزش و با توجه به اینکه حالا بیشترین حجم باشگاه را در استان تهران داریم، چه برنامه‌ای برای این عزیزان در این حوزه دارید که بتوانند راحت‌تر، یعنی دیگر آن استحکاک و استهلاک رفت و آمد حداقل برایشان کمتر شود؟

ببینید هیئت تهران هیئت گسترده‌ای است. تعداد باشگاه‌هایی که هست در سطح استان خودتان می‌دانید تعداد خیلی زیاد است. ما الحمدالله توانستیم که مربی‌های زیادی داشته باشیم در این عرصه به صورت پراکنده، قسمت شرق تهران و غرب تهران. همان‌طور که مسابقات پرش برگزار می‌شود، باشگاه‌ها متعددند. مربی‌های متعددی را پرورش دادیم که در باشگاه‌های مختلف بتوانند استقبال کنند از این بچه‌هایی که حالا به هر نوعی دچار معلولیت هستند. امروز هم بچه‌هایی که تشریف آورده بودند، حالا یک مقداری شاید نمی‌توانم بگویم قطعی ولی فکر می‌کنم اطلاع‌رسانی دیر انجام شده یا در دسترس نبودند.

و موضوع دیگری هم اینکه به همت اداره کل استان تهران، باشگاه سمند در اختیار هیئت قرار گرفته. اسب‌های خوبی داریم. ما به کمیته‌مان هم اطلاع دادیم و داریم تدارک می‌بینیم که بتوانیم در باشگاه سمند که واقع در تهران‌پارس است، کلاس‌هایی را داشته باشیم مربوط به آموزش این بچه‌ها. متقاضی زیاد داریم و استقبال هم فکر می‌کنم زیاد شود. یک بالابری تهران تهیه کرده که باشگاه دیگر قرار است انتقال پیدا کند به باشگاه بعد. مربی قرار است که تشریف بیاورد آنجا و یک سری از بچه‌ها را ما ثبت‌نام کردیم.

یک مقداری خودتان بیشتر در جریان هستید. بچه‌ها مشکل حمل و نقل دارند، همه‌شان توان حرکتی کامل ندارند، احتیاج به مراقب دارند. یک‌خورده در این قضیه ما مشکل داریم که حالا بچه‌ها الان من صحبت کردم با بچه‌ها، اکثریتشان هفته‌ای یک روز می‌توانند بیایند تمرین که فکر می‌کنم خیلی کم باشد و اینکه حالا ما کسی را داشته باشیم که بروند از این بچه‌ها استقبال کنند، با ماشین برشان دارند بیاورندشان یا دوباره برشان دارند ببرند، این عملاً فکر نمی‌کنم به این راحتی امکان‌پذیر باشد. ولی از نظر قرار گرفتن باشگاه در جایگاه و منطقه.

خوبی که از ما می‌توانیم در خدمت دوستان باشیم که مربی در اختیارشان قرار دهیم، اسب در اختیارشان قرار دهیم. این کارها را می‌دانیم که از عهده هیئت برمی‌آید و انجام وظیفه است. حتماً این کار انجام می‌شود و ان‌شاءالله بتوانیم از همت یک سری از دوستان استفاده کنیم و بتوانیم حمل و نقل بچه‌ها را به عهده بگیریم. ان‌شاءالله که حتماً یک‌خورده باید همه ماهایی که در این حوزه بالاخره به یک نحوی به اصل وصلیم کمک کنیم که یک‌خورده شرایط برای این بچه‌ها واقعاً تسهیل شود. چون من فکر می‌کنم اگر ما یک شانس در بحث مدال گرفتن در یک المپیک داشته باشیم، بحث کاری شما عملاً با توجه به حالا هزینه‌ها و شرایط که هست.

رویاپردازی کنیم مدال المپیک یا حتی حضور در المپیک، حالا ان‌شاءالله که باشد ولی حداقل من امیدم بیشتر به بچه‌های پارا سوارکاری است. در صحبت‌هایتان فرمودید که باشگاه سمند، خوب باشگاه سمند کجاست؟ شرق تهران است. امکان این را ندارید که حداقل در غرب فعال کنید که حالا یک باشگاه بالاخره حمایتی بکند، یک تایمی را در اختیار این بچه‌ها بگذارد که این بعد محصولات، بالاخره تهران همیشه ترافیک است. غرب و شرق تهران علیه مسافرت خودش یک شرایطی باشد که این بچه‌ها در دو نقطه بتوانند.

تمرکززدایی شود. عملاً این دوستان ما که امروز تشریف آوردند اینجا از باشگاه آریاس آمدند. باشگاه آریاس فعال است، چندین سال است که دارد کار می‌کند در زمینه پارا و هم مربیان و هم دوستانی که امروز در این مسابقه شرکت کردند از باشگاه آریاس آمده بودند. سمت غرب داریم ولی باز هم پیگیر این قضیه هستیم که بتوانیم گسترده‌تر کنیم. یعنی به دو تا باشگاه ما اکتفا نمی‌کنیم. برنامه‌مان این است که ما بچه‌ها را گزینش کنیم و اینکه باز تعداد بیشتری در اختیار داشته باشیم و در اختیار بچه‌ها قرار دهیم. خیلی هم عالی. به عنوان متولی ورزش در استان تهران چه برنامه‌هایی برای آینده این بچه‌ها بیشتر در نظر دارید؟

چه حمایتی می‌تواند ازشان بکنید، حالا چه با امکاناتتان چه با منابعی که حالا هرچه که هست دارید؟ ببینید گفتم خدمتتان که پیگیر افراد خیری هستیم که بتوانند انتقال بچه‌ها را به عهده بگیرند. با سازمان‌ها و ارگان‌ها در ارتباط بودیم. یک سری از کلینیک‌هایی هست که خدمات درمانی انجام می‌دهند. چون می‌دانید در جریان هستید فقط صرفاً اینکه بچه‌ها بیایند سوار اسب بشوند خیلی نمی‌تواند تأثیر داشته باشد. همزمان با آموزش سواری ما باید خدمات درمانی را هم انجام دهیم. با یک سری کلینیک‌ها صحبت کردیم. یک جلسه هم داریم هفته بعد.

که ان‌شاءالله ما به نتیجه برسیم. باز به همان صورتی که باشگاه شرق و غرب تقسیم می‌شود، بتوانیم کلینیک‌های درمانی برای بچه‌ها تهیه کنیم هم در قسمت شرق تهران و هم غرب تهران که بتوانیم از نظر بدنی و ظرفیتی بچه‌ها را آماده کنیم. بازدهی بهتری در مسابقات داشته باشند. تهیه اسب، هزینه حمل و نقل بچه‌ها در این قضایا کمک بچه‌ها می‌کنیم که کماکان انجام هم شده و بچه‌ها خدا را شکر راضی بودند. یک‌خورده اگر از منابع مالی چشم‌پوشی کنیم و باشگاه‌ها واقعاً حمایت کنند بهتر می‌شود. به عنوان صحبت پایانی چه صحبتی حالا با کسانی که دارند این فایل را می‌شنوند و تصویر شما را می‌بینند دارید به عنوان کسی که درخواست می‌کند از بخش خصوصی؟

من درخواستم از دوستان این است که خب ما همان‌طور که همه می‌دانند با توجه به تعدد باشگاه‌هایی که در قسمت تهران وجود دارد و حتی شهرستان‌ها، باشگاه‌هایی که می‌توانند همکاری داشته باشند با ما اعلام آمادگی کنند. با تلفن هیئت تماس بگیرند. ما چون می‌گویم حالا هیئت مرکزیت دارد، بیشتر متقاضی از طریق هیئت وارد عمل می‌شوند. ما بتوانیم معرفی کنیم دوستان مربی‌ها یا حتی صاحب باشگاه، چه خصوصی چه دولتی فرقی نمی‌کند. هر باشگاهی که اعلام آمادگی می‌کند ما ظرفیت‌ها را می‌سنجیم و دوستانی که دچار معلولیت هستند بهشان معرفی کنیم.

که بتوانیم بازدهی بالاتر و بهتری داشته باشیم. امید خدا باز هم تشکر می‌کنم از این وقتی که در اختیار من گذاشتید و برایتان آرزوی سلامتی و توفیق می‌کنم و ان‌شاءالله هرجا که هستید تنتان سالم و چراغ راهتان روشن باشد. باز هم ممنون. مرسی. موفق باشید. بزرگوارید. خداحافظ. سلامت باشید. خداحافظ. خب در این قسمت من از سرکار خانم امل سلامی خواهش کردم که در خدمتتان باشم.

سرکار خانم امیله سلامی رئیس کمیته پارا سوارکاری استان خوزستان هستند. با تمام مشقت‌هایی که از شهرشان تا اینجا داشتند برای مسابقه خودشان را رساندند. خیلی ممنونم خانم که این وقت را در اختیار من قرار دادید. خیلی باعث افتخارم است که روبروی شما نشسته‌ام. خانم سلامی، استارت پارا سوارکاری در استان خوزستان چگونه زده شد؟ سلام عرض می‌کنم خدمت همه دوستان سوارکار جامعه سوارکاری و همه دوستانی که این ویدیو را می‌بینند. خدمتتان عرض کنم که در واقع من از دانش‌آموختگان دانشگاه سوارکاری هستم و به این واسطه.

با خانم دکتر منتظرم غذای منتظم آشنا شدم و ایشان با بچه‌های کم‌توان در زمینه سوارکاری کار می‌کردند و کمکشان می‌کردند تا زندگی راحت‌تری در جامعه داشته باشند و با این مقوله از طریق ایشان آشنا شدم و چند سالی با ایشان کار کردم، یعنی به عنوان کمک مربی و دانشجو کنارشان بودم. از خوزستان می‌آمدم و مرتب مسافرت می‌کردم و به کلاس‌هایم می‌رفتم.

تمام تابستان را می‌ماندم و ایام عید و تعطیلات کاملاً پیش ایشان بودم و در این بین هم گاهی می‌آمدم و دوره‌ها را شرکت می‌کردم. زمانی که خانم دکتر منتظرم رئیس کمیته پارا سوارکاری فدراسیون شدند، تصمیم گرفتند که از دانشجوهایی که خودشان پرورش داده‌اند و با خودشان کار کرده‌اند برای استان‌های مختلف استفاده کنند و در مورد من پیشنهاد دادند به آقای مهندس برون، رئیس هیئت خوزستان، که.

من را به عنوان رئیس کمیته پارا سوارکاری خوزستان معرفی کنند. ضمن اینکه ما تا الان این کمیته را در استانمان نداشتیم، یعنی یک چیز کاملاً نوپاست و چند روزه است و اینکه فکر می‌کنم مثلاً صفر تا صدش را خود من باید شروع کنم و تازه این فرهنگ‌سازی را ایجاد کنم و این برنامه را داشته باشم که معرفی کنم به دوستانی که احتیاج به کمک دارند، چه در زمینه جسمی و چه در زمینه ذهنی که ما می‌توانیم به کمک اسب.

کنار شما باشیم، کنار خانواده‌های شما باشیم و کمک کنیم که شما زندگی راحت‌تری داشته باشید. ضمن اینکه به خاطر کم‌توانی، خیلی از دوستان به مرور زمان ناتوان‌تر خواهند شد و اسب خیلی به آن‌ها کمک می‌کند که این روند کندتر شود و حتی خیلی از مشکلاتشان برطرف شود. یعنی عملاً شما تقریباً حول و حوش سه ماه است که این مسئولیت را پذیرفته‌اید. در این سه ماه چه مشکلات و مسائلی داشتید راجع به این داستان در شهرتان با توجه به اینکه به هر حال مبحث گرما و دمای هوا یکی از معضلات.

اسب‌داری در آن منطقه است و خوب یک معضل دیگر هم مطمئنم که بحث اطلاع‌رسانی به مردم آن شهر است. حالا من نمی‌دانم نسبت این بحث محدودیت‌ها یا معلولیت‌های جسمی در استان خوزستان به چه صورتی است نسبت به مترجمی که بحث جنگ و این داستان‌ها بوده چه چالش‌هایی پیش رویتان دارید. چیزی که خودم پیش‌بینی کردم معرفی این رشته قطعاً خیلی سخت خواهد بود و اینکه آماده کردن زمینه‌های حداقلی لازم برای این کار مثل.

جمع کردن و جمع‌آوری کردن یک سری اسب‌هایی که در سایزهای مختلف و با یک تربیت مخصوص کمک به دوستان توان‌یاب. بحث تربیت و منابع اصلی با توجه به اینکه ما در خوزستان اسب عرب در اختیارمان است، پس با یک بله اسب‌های عرب اسب‌های پرخون و پرهیجانی هستند.

و اینکه خب خیلی از مالک‌هایشان خیلی تمایلی به اینکه اسبشان را در اختیار این کار قرار دهند با توجه به اینکه به هر حال یک سری آسیب‌ها ممکن است در آینده برای اسب پیش بیاید ندارند که این کار را انجام دهند و من باید خودم این اسب‌ها را تهیه کنم. البته خوب خدا را شکر رئیس هیئتمان آقای برون این قول را به من دادند که در این زمینه به من کمک کنند. اولین کاری که کردند این بود که.

باشگاه یک باشگاه را در اختیار من گذاشتند که گفتند که این باشگاه به خاطر داشتن مانژ مخصوص چون ما مانژ باشگاه در اختیار من قرار داد و روی این بحث بچه‌های پارا سوارکار خیلی تأکید داشت که به خاطر حالا محیط مناسبی که آنجا دارد و اینکه مانژ مخصوص مانژ بیضی دارد یعنی مانژ مخصوص بچه‌ها و مبتدی‌ها که ما آنجا خیلی راحت می‌توانیم با بچه‌های پارا کار کنیم مثلاً من گفتند که شما می‌توانید روی این باشگاه مانور دهید و اسب هم گفتند که برایت کم‌کم تهیه می‌کنیم.

کنار بچه‌های کنار حالا آدم‌هایی که علاقمند به سواری هستند و می‌آیند این ورزش را شروع می‌کنند با بچه‌های پارا هم شما شروع کن و یکی دیگر اینکه باشگاه دیگری که فعال هستند باشگاه آقای نیکروان باشگاهی که در اهواز چیز هستند اسب‌های اسبچه‌هایی تهیه کرده که اسبچه‌هایی تهیه کرده که این اسبچه‌ها دقیقاً در باشگاه اسواران تربیت شده‌اند و سابقه کار با بچه‌ها بله تهیه کرده که.

آره این مثلاً یک حرکت خیلی خوب بود که ما اینجا علاوه بر اینکه حالا و بیشتر بحث باشگاه آقای نیکروان پونی کلاب یعنی چون از چه در اختیارشان است ما سه تا اسبچه داریم و حالا دو تا اسب عرب یک مقدار جمع و جور که رفتار خیلی خوبی دارند برای همین ما بیسمان را گذاشتیم روی کار با بچه‌ها علی‌الخصوص بچه‌های پارا این طرف هم داریم کار می‌کنیم و کم‌کم ان‌شاءالله این را آشنا می‌کنیم مردم من قرار شد که.

با رئیس کمیته‌های مختلف در خوزستان صحبت کنم معرفی کنم برایشان یک جلسه داشته باشم با آن‌ها و برایشان بگویم ما می‌خواهیم چه‌کار کنیم و من فکر می‌کنم بحث معنوی این موضوع خیلی مهم است چون که با توجه به اینکه ما در شهرمان مسئله جنگ را داشتیم و مسئله حالا شاید مثلاً در خوزستان حالت قومیت‌ها به ازدواج فامیلی خیلی مقید هستند بنابراین شاید تعداد بچه‌هایی که با معلولیت‌های خاص به دنیا می‌آیند.

خیلی برایشان مهم است که اقوام که در خودشان ازدواج کنند مثلاً یک چیزی یک سنت ازدواج فامیلی مرتب بله بینشان هی نسل به نسل چیز می‌شود بله و یک چیز دیگر هم خدمتتان بگویم که حالا شاید یک تبلیغ منفی باشد ولی واقعیت است ما حالا به خاطر شرایط آب و هوایی که داریم و به خاطر بحث جنگ آثار روحی خیلی بدی روی خوزستانی‌ها داشته که من خود من مثلاً شاید.

فکر می‌کنم چهار یا پنج تا خانم هستند که به خاطر به دلیل افسردگی که دکترشان این‌ها را معرفی کرده و می‌آیند آنجا بله قطعاً چون بچه‌های جنگ‌اند چون هم‌سن و سال خود من و دارند می‌آیند به خاطر اینکه دچار حمله‌های پنیک می‌شوند یا اینکه دچار افسردگی خیلی شدید هستند و دکترشان معرفی‌شان کرده این‌ها می‌آیند کنار اسب حالا آن اصطلاح خوبی که شما گفتید خواهش اسب‌زیستی زیست اسبی زیست اسبی.

می‌آیند آنجا و زیست اسبی انجام می‌دهند به اسب‌ها رسیدگی می‌کنند و شاید سوار هم بشوند این‌جوری نیست که حتماً بله می‌آیند آنجا و با اسب‌ها وقت می‌گذرانند خب اگر حالا بخواهید از این تریبونی که الان در خدمت شما است آدم‌ها را دعوت کنید حالا مخصوصاً در خوزستان اهواز و حالا در آن منطقه چه چیزی دارید برایشان بگویید چون احتمال خیلی زیاد شاید خیلی از مسئولینی که حالا آنجا چه مسئولین چه آدم‌هایی که به عنوان منابع تخصصی خصوصی این منابع را دارند باشگاه دارند اسب دارند یا امکانات دارند اصلاً ممکن است فرد دارای معلولیت در خانه داشته باشند چه چیزی خواسته شما است که بخواهید به آن‌ها اعلام کنید.

من از همه دوستان خودم در خوزستان می‌خواهم که به من کمک کنند تا بتوانیم این جریان پارا سوارکاری را در شهرمان معرفی کنیم و به این ترتیب به کودکانی که نیاز به کمک دارند یاری برسانیم، چرا که همه ما یک خانواده هستیم.

احساس می‌کنم ناراحتی و گوشه‌نشینی یکی از اعضای این جامعه می‌تواند به همه آسیب برساند و اینکه شما در کنار کمکی که انجام می‌دهید مطمئن باشید یک خانواده را خوشحال می‌کنید، زیرا زمانی که شما با سرمایه‌گذاری‌تان بتوانید اسب تهیه کنید، ما این کودکان را به کار پارا بیاوریم و کمکشان کنیم که خود را در جامعه نشان دهند و شاید حتی حرفی برای گفتن در کشور داشته باشیم.

اولاً که به هر حال روی مسئله بیزینس و درآمدزایی به استان کمک کردیم و ضمن اینکه این خانواده‌ها به آینده بچه‌هایشان امیدوارتر می‌شوند و اینکه باری از روی دوششان برداشته‌ایم، به این دلیل که کمکشان می‌کنید در کنار خانواده‌هایشان خوشحال‌تر زندگی کنند و بار روانی و جسمی که روی خانواده‌ها هست کمتر شود و به هر حال فکر می‌کنم این یک حرکت خیلی بزرگی است که حالا اگر دوستان با حمایت‌هایشان به من کمک کنند من خیلی از شما ممنون می‌شوم و اینکه ما در خوزستان اسب‌داران بزرگی داریم به هر حال به ذات و اسب عرب. حالا درست است که اسب‌های پرخونی هستند ولی از نظر جثه جزو پونی‌ها هستند. حالا خوششان هم نمی‌آید ولی می‌توانیم مثلاً سایزهایی داریم که جزو پونی‌ها هستند. می‌توانیم از این اسب‌های کوچک‌تر استفاده کنیم و حالا یک چیزی که هست مثلاً نریان‌ها در خوزستان نریان‌های بیدار معمولاً کاربردی برای خانواده‌ها ندارند.

خانواده‌هایی که تولیدکننده هستند در روستاها و این‌ها که من فکر می‌کنم مثلاً می‌توانند این اسب‌ها را به ما بدهند حالا ما با کمک اسپانسرها اخته کنیم و رویشان کار کنیم و در اختیار این بچه‌ها قرار دهیم. یک واقعیتی که باید بپذیریم این است که اسب ورزشی، اسب اسپرت، اسبی است که قرار است مخصوصاً به افراد دارای معلولیت سواری بدهد. قاعدتاً بهترین حالتش این است که اخته باشند و خوب بحث ترینینگشان هست و برایتان واقعاً آرزوی سلامتی می‌کنم. امیدوارم که روشن باشد همیشه رادیو کنار خودتان دارید اگر هر جا احساس می‌کنید که باید چیزی را تحت عنوان رسانه داشته باشید در خدمت شماست. اگر صحبت پایانی دارید من در خدمت شما هستم. من از شما خیلی تشکر می‌کنم. شما حرکت بسیار خوبی را شروع کرده‌اید و خیلی ممنونم که با این کارتان به هر حال دارید صدای ما را به گوش خیلی‌ها می‌رسانید و من واقعاً ممنونتان هستم. اختیار دارید خواهش می‌کنم وظیفه من است یا شاید دینی است که از طرف این بچه‌ها به خاطر اینکه منابعشان محدود است و شاید واقعاً در کل کشور بچه‌ها همیشه مغفول مانده‌اند عملاً و کوچک‌ترین کاری که من می‌توانم برای شما و برای این بچه‌ها انجام دهم ان‌شاءالله که این حرف‌ها آن کسانی که باید بشنوند بشنوند و کمک کنند راه شما روشن‌تر باشد استهلاک کمتری داشته باشید و در نهایت دعای خیر این بچه‌ها خانواده‌هایشان و همه اعضای جامعه سوارکاری پشت سر شما و خانواده‌تان باشد. مرسی که باز این وقت را گذاشتید ممنونم ان‌شاءالله که.

تن‌تان سالم و دلتان شاد باشد. خب در خدمت جناب آقای اصغر طهماسبی هستیم یکی از قهرمانان ملی این سرزمین و باعث افتخار است که شما نشسته‌اید. واقعاً ممنون که وقت گذاشتید.

به من افتخار دادید که در مورد بحث پارا سوارکاری صحبت کنیم. مرسی که در این رویداد کنار بچه‌ها بودید و حمایت می‌کنید. شما به عنوان یکی از اعضای کمیته پارا درساژ در فدراسیون مشغول به کار هستید در کنار خانم دکتر منتظم. تا اینجای کار چه پیشرفتی در این مدتی که استارت کردید به کار و چه ویژنی را در آینده برای این سیستم در نظر گرفته‌اید؟ بسم الله الرحمن الرحیم. خیلی خوشحالیم که در خدمتتان هستیم با افتخار. واقعیتش من فکر می‌کنم با توجه به اینکه مجموعه پارا.

سبک کاری جدیداً خیلی منسجم و قوی دارد کار می‌کند در کنار رشته‌های دیگر کمیته ملی پارالمپیک. فکر می‌کنم یعنی اولین دوره‌ای است که کمیته ملی پارالمپیک ورزش‌ها را جدا کرده به تفکیک. موزه پارا کاملاً متفاوت و اختصاصی دارد اداره می‌شود و خیلی خوشحالم که ما فکر می‌کنم اولین رشته ورزشی هستیم که فعالیتمان را شروع کردیم. این فعالیت هم حدوداً از یک ماه و نیم دو ماه قبل از دوره که از زمانی که آقای دکتر کاظمیان.

دستور دادند که خانم دکتر منتظم مسئولیت کمیته را در اختیار داشته باشند زحمتش را بکشند. این افتخار را ما داشتیم در خدمت خانم دکتر منتظم و فدراسیون سوارکاری انجام وظیفه کنیم. در این مدت کوتاه چندین جلسه تشکیل شد با اعضای کمیته. خوشبختانه جای تشکر دارد اعضای کمیته از استان‌های مختلف کشور که در ورزش مستحضر هستید این اتفاق کم می‌افتد در صورتی که افتادن این اتفاق خیلی کمک می‌کند. در این.

بازه زمانی یک ماه و نیم تقریباً برنامه‌ریزی‌ها و چندین جلسه رفت و برگشت انجام شد. حمایت فدراسیون داشتیم. با دبیر محترم فدراسیون نایب رئیس محترم فدراسیون جلسه‌ای داشتیم. اعضای کمیته خدمت ایشان بودیم. حمایت‌هایشان را اعلام کردند کمک کردند رهنمود دادند به ما و با همت و مدیریت و درایت خانم دکتر منتظم این اتفاق رقم خورد که امروز خیلی خوشحالیم که توانستیم اولین دوره مسابقات و اردوی چند روزه را برگزار کنیم و به نحو احسن مسابقات برگزار شد.

و مهمان ویژه‌ای داشتیم جناب آقای دکتر حسن‌زاده دبیرکل کمیته پارالمپیک. سرکار خانم دکتر استان تهران معاونت ورزش بانوان وزارت ورزش تشریف داشتند. بسیار مسابقات جذاب و زیبایی بود هم که تعدادی بچه‌هایی که دارای معلولیت هستند خوب دیده می‌شوند، بولد می‌شوند، خیلی خوب تشویق می‌شوند، حس خوبی بهشان دست می‌دهد که در جامعه آدم‌های خیلی مفیدی‌اند و اینکه هیچ تفاوتی بینشان نیست. یک مورد ویژه‌تری وجود دارد که سرکار خانم غزالی رجایی‌زاده نابینا هستند.

بسیار یعنی وقتی معاون وزیر، معاون بانوان وزیر محترم ورزش، دبیرکل کمیته ملی پارالمپیک، نایب رئیس بانوان استان تهران و مسئولین دیگر مدیران دیگر ایستاده کف می‌زنند، ایشان یک دنیای دیگر به رویش باز می‌شود. دقیقاً با حال بهتر می‌تواند زندگی‌اش را ادامه دهد، ورزشش را ادامه دهد و من یک تشکر ویژه دارم از خانم دکتر منتظم که جالب است همین خانم رجایی‌زاده و آقای سهیلی کریمی که قهرمان اول دوره دوم این دوره مسابقات شدند که چندین سال است.

این اتفاق می‌افتد شاگردان خانم دکتر منتظم هستند. خانم دکتر منتظم در این چند سال واقعاً زحمت این بچه‌ها را کشیده. خوشحالیم که شما به عنوان یک قهرمان که شما در حوزه تکواندو جزو قهرمانان ملی و جهانی هستید کنار این تیم هستید و احتمالاً که قوی که با ارتباطاتی که دارید تلاش می‌کنید که حمایت بیشتر از این بچه‌ها بشود. فکر کنید جناب طهماسبی در آینده با این روند که دارید جلو می‌روید چه کار قرار است بکنید؟ چه دستاوردی را این بچه‌ها قرار است که برای کشورمان به ارمغان بیاورند عملاً.

بله، من اعتقاد قلبی دارم که ما کار نیمه‌تمام گذشته را در این دوره المپیک به پایان خواهیم رساند. در پارالمپیک، آقای سهیل کریمی در انتخابی نماینده ایران برای مسابقات پارالمپیک پاریس بودند و اکنون مجدد با حمایت‌های آقای دکتر کاظمیان و خانم غفاری، نایب رئیس محترم ورزش فدراسیون و دبیرکل محترم کمیته پارالمپیک، این دوستان بسیار قوی و محکم در حال حمایت از ورزش‌های پارالمپیکی هستند.

من ایمان دارم که یک همدلی به وجود آمده در فدراسیون سوارکاری که در ارتباط با جهت‌دهی درست با مدیریت سرکار خانم دکتر منتظم، قطعاً در پارالمپیک ما مدال خواهیم گرفت. بله، کشورهای دیگر که سرمایه‌گذاری می‌کنند، نمی‌توانند از مدال‌آوری چشم‌پوشی کنند. بله، آقای دکتر حسن در صحبت‌هایشان فرمودند و من به شخصه خودم در سوارکاری اگر قرار باشد المپیکی شویم، سوارکاری بله، کاملاً ما این امکان را داریم حتی به مدال می‌توانیم فکر کنیم.

دوستان لیگ رشته‌های دیگر، ما چندین رشته داریم در پاره سوارکاری که فعال هستند. استان‌های ما بسیار فعال‌اند به واسطه ارتباطات خاص و بسیار دوستانه و قوی که خانم دکتر با استان‌ها دارند. اکنون استان مازندران ما، خانم مصدقی پیشنهاد داده‌اند که به واسطه اینکه خودشان درگیر مجموعه پارا هستند، مجموعه سوارکاری بنا گذاشته‌اند و تأسیس کرده‌اند و در حال خدمت‌رسانی به بچه‌های عزیز هستند.

این‌ها می‌توانند در راستای اهداف فدراسیون قدم بردارند و آنجا یک پایگاه دوم شود. نه تنها آنجا، آذربایجان شرقی که می‌دانید چقدر خوب درخشیده‌اند، استان کرمان که چقدر عالی بوده‌اند. از تمام استان‌های کشور این همدلی و وفاق به وجود آمده و به اعتقاد من قطعاً و ایمان دارم که ما می‌توانیم در پارالمپیک صاحب مدال باشیم به لطف و مرحمت فدراسیون، کمک فدراسیون، رئیس محترم فدراسیون، دبیر محترم فدراسیون و مهمتر از همه این‌ها.

وزارت ورزش، نایب رئیس بانوان سرکار خانم دکتر خیلی زحمت کشیده‌اند. امروز افتخار داده بودند دکتر حسن‌زاده خیلی حمایت کرده‌اند و ما امیدواریم که قدم‌های خوبی بتوانیم برداریم با حمایت‌های این دوستان. ان‌شاءالله به لطف شما و حمایت و تلاشی که شما می‌کنید، قطعاً خالی از سلامت لطف و مدال نخواهد بود این قصه و برایتان آرزوی سلامتی و افتخار داریم و.

به عنوان یکی از اعضای کمیته پارا سوارکاری مهمان برنامه برایتان آرزوی سلامتی و توفیق دارم. متشکرم. من هم تشکر می‌کنم از جنابعالی و از مجموعه فعالیتتان و اینکه لطف خدا به خودم می‌دهم که در این حیطه لطف کرده و من را در مسیری قرار داده که بتوانم خدمتی بکنم به یک سری افراد خاص جامعه. خدا را خیلی متشکرم. خدا نگهدار.

خب، در این بخش من از سرکار خانم حوریه زمانداری که زمانی هم رئیس کمیته پارادرسژ بودند، خواهش کردم که افتخار دهند و مهمان برنامه باشند و جزو سوارکاران فعال در این حوزه هستند. خیلی ممنون که این وقت را گذاشتید و افتخار به من دادید و رادیو چهار نعل. خانم، در این چند سالی که می‌خواهم بدانم چند سال است که در این حوزه فعالید؟ خواهش می‌کنم. عرض سلام و احترام دارم. من از سال ۹۵ از زمانی که آقای دکتر جاویدی.

رئیس هیئت استان آذربایجان شرقی شدند و کمیته پارادرسژ را پایه‌گذاری کردند، من حضور داشتم و تا الان هم هستم. به عنوان آذربایجان شرقی تبریز شروع کردید؟ بله، چند سال به عنوان یک سوارکار خوب، چون این ورزش عملاً در کشور ما نوپاست، درست است و به لطف و حمایت شماهاست که تا الان آمده جلو و من قطعاً آینده خیلی روشنی برای شما می‌بینم. چه مسائل و مشکلات و معضلاتی طی این چند ساله شما درگیرش بودید حالا به هر نحوی.

ورزش سوارکاری ورزش نوپاست که مخصوصاً حالا در بین جامعه افراد دچار محدودیت حرکتی که خانم دکتر منتظم زحمتش را کشیده‌اند و کار را شروع کرده‌اند. ما استارت را زده‌ایم و خوب پیش می‌رویم ولی مشکلات خیلی زیاد است در این رابطه به لحاظ اینکه تمرین اسب مناسب.

افرادی که دچار محدودیت حرکتی هستند نمی‌توانند هر اسبی را سوار شوند و محیطی که باید در آنجا تمرین داشته باشند واقعیت خیلی مسائل هست. حالا در استان ما باشگاه‌های خصوصی خیلی همکاری می‌کنند، اسب در اختیار بچه‌ها می‌گذارند ولیکن باز پوشش داده نمی‌شود. حالا مثلاً به لحاظ تجهیزات و وسایلی که حالا زین مناسب هر کسی باید باشد چون معلولیت‌ها خیلی متفاوت و با توجه به.

تفاوتی که در معلولیت‌ها هست و پوزیشنی که دارند، افراد نشستن روی هر زینی برایشان مناسب نیست. این از یک طرف است که باید هر نفر زین مناسب خود را داشته باشد و همین‌طور اسب مناسب که همه این‌ها مستلزم هزینه است که خیلی کم اتفاق می‌افتد. یعنی باشگاه‌دارها آنچه را که موجود دارند در اختیار ما می‌گذارند، تلاشی نمی‌کنند تهیه کنند برایتان. بله، کسی نیست که در این رابطه سرمایه‌گذاری کند. درست است. بله، من خیلی تلاش می‌کردم مدتی که در کمیته.

استان بودم و سرپرست آنجا بودم، خیلی تلاش کردم که از طریق شهرداری جایی را ما بگیریم از شهرداری که کلاً صرفاً برای سوارکاری باشد و هیپوتراپی با اسب باشد و متأسفانه تا الان که مثمر ثمر نبوده. به صورت کلی صحبت کنیم راجع به این قضیه منابع اصلی شما که شامل اصل لوازم و محیط هست عملاً با مشکلات و محدوده این‌ها حتی تهیه نشده خیلی جاها. خب، الان با توجه به اینکه حالا خانم منتظم.

ریاست این کمیته را به عهده گرفته‌اند و خوب چندین سال است که من حداقل شاهدم که خیلی تلاش می‌کنند از تمام استان‌ها آدم‌ها را جمع کنند، تمام منابع را دارد عملاً بسیج می‌کند برای پیشرفت. فکر می‌کنید که چه اتفاقی در آینده برای این رشته خواهد افتاد؟ امیدم به این است که آینده خیلی خوبی داشته باشد مخصوصاً که از موقعی که خانم دکتر منتظم دوباره برگشته‌اند در کمیته، تلاششان خیلی.

البته از اول هم که خیلی تلاش می‌کردند ولی بیشتر شده. بله، بله، خانم دکتر منتظم پایه‌گذارشان بوده‌اند همان سال ۹۵ به دعوت هیئت استان ما تشریف آورده بودند تبریز. بعد امیدوارم که راهگشا باشد این تلاش‌ها برای حضور سوارکارانمان در میادین جهانی و بین‌المللی و همین‌طور بعد هیپوتراپی برای بچه‌هایی که دارای معلولیت‌های خاص و ویژه هستند، اوتیسم و.

سندروم دان که قرار است در المپیک ویژه شرکت داده شوند. امیدوارم که خیلی شما این پتانسیل و شانس را برای این بچه‌ها و خودتان می‌دانید. خیلی خوشحالم که انقدر حداقل خودباوری رسیدید که به این قطعیت و من به شخصه آرزوی توفیق می‌کنم برای همتان. خوب، به عنوان صحبت پایانی چه صحبتی با کسانی که الان صدای شما را می‌شنوند و تصویر شما را می‌بینند دارید و خواهشی که دارم که بدون.

پیچیدگی و مماشاتی راحت هر صحبتی دارید بکنید که آنکه قرار است بشنود بشنود و شاید واقعاً این صحبت‌ها کمک کند که ماها بیشتر با انگیزه شویم که کمک بیشتری به این بخشی که خیلی نادیده گرفته شده انجام دهیم ان‌شاءالله. اما شما فرمودید خیلی نادیده گرفته شده، امتیازات و بودجه‌هایی که برای رشته‌های دیگر ورزشی در کمیته ملی پارالمپیک تخصیص داده می‌شود در نظر بگیرند کمیته سوارکاری را حیطه سرمایه‌گذاری خصوصی.

قوانین ویرایش:

۱. کلمات و جملات محاوره‌ای را به فارسی رسمی و روان تبدیل کن.

۲. غلط‌های آشکارِ آوایی/املاییِ ناشی از پیاده‌سازی صوت را تصحیح کن (مثال: «بستر گسر» → «بستر گستر»).

۳. اصطلاحات تخصصی اسب‌سواری را با املای درست بنویس (مثال: «مانش‌تون» → «مانژتون»؛ و واژه‌هایی مثل مانژ، درساژ، پرش، استقامت، زین، دهنه، رکاب، نژادها، نام اسب‌ها و واژه‌های لاتینِ ترانویسی‌شده).

۴. معنا و محتوای اصلی را حفظ کن؛ چیزی از خودت اضافه نکن و چیزی حذف نکن.

۵. این متن بخشی از یک متن بلندتر است؛ اگر ابتدا یا انتهای آن یک جمله‌ی ناقص است، همان‌طور ناقص نگه‌اش دار و کاملش نکن.

متن:

و کاری است که با یک دست هیچ‌گاه صدا ندارد. باید تلاش جمعی داشته باشیم. در این رابطه هر کسی به نوبه خود می‌تواند کمک کند و ان‌شاءالله که بتوانیم کار را خیلی بهتر از این پیش ببریم. امیدوارم. باز تشکر وقتی که گذاشتید و افتخاری که به من دادید. برایتان آرزوی سلامتی و پیشرفت روزافزون می‌کنم و این قول را به شما می‌دهم که هر کجا که احساس کردید نیاز دارید صحبت کنید، احساس کردید نیاز دارید که.

راجع به مسائلتان صحبت کنید، رادیو چهار نعل تمام قد در خدمت جامعه است و دمتان گرم که وقت گذاشتید. خیلی متشکرم. آرزوی موفقیت در این قسمت. من از سرکار خانم غزاله منتظری خواهش کردم به عنوان رئیس کمیته.

پارا سوارکاری و پارا درساژ مهمان برنامه رادیو ۴ نعل باشند و در مورد رویداد پارا درساژ در مجموعه آیلند برگزار شد صحبت کنم. خانم منتظری که این وقت را در اختیار من و رادیو ۴ گذاشتید و تبریک می‌گویم بابت این زحمات بدون چشم‌داشت و اثر خیرخواهانه‌تان. واقعاً خودم چون آنجا حضور داشتم و لذت بردم از این همت و تلاشی که هم شما و هم بچه‌های دور و برتان برای این قشر از جامعه می‌کشید. واقعاً خدا قوت دارید و برایتان آرزوی سلامتی می‌کنم. خب ما در خدمت شماییم.

رویدادی که صحبتش را کردید و در موردش پرسش کردید درباره اولین رویداد پارا درساژ و پارا سوارکاری فدراسیون سوارکاری در سال ۱۴۰۳ بود. با اینکه سه روز رویداد بود اما یک رویداد بسیار بزرگ بود و پر از کار و نتایج خوب. به این صورت که قسمتی از این رویداد مربوط بود به سوارکاران بزرگسال دارای معلولیت جسمی حرکتی. ما این سوارکاران را بر اساس مهارت‌ها و نتایج گذشته دعوت کردیم به اردو.

آنها سه روز در اردو بودند. روز اول پذیرش خودشان و اسب‌هایشان، روز دوم صبح و بعد از ظهر تمرین و روز سوم یک رویداد رقابتی برایشان برگزار شد. همزمان با این فرایند آموزشی رقابتی ما یک کلاسی داشتیم برای مربیان، فارغ‌التحصیلان تربیت بدنی و علاقه‌مندان به پارا سوارکاری برای اینکه به آنها آموزش دهیم چگونه افراد دارای معلولیت را استعدادیابی کنند برای پارا سواری. شاهد آن جلسه.

و مدرسین این دوره‌مان آقای دکتر ناصر نجاریون از کاردرمانگرهای بسیار بسیار خوب کشورمان و همین‌طور ایشان فعالیت بسیار طولانی در سوارکاری کشور دارند و خانم دکتر نازآفرین محمد که دکترای تربیت بدنی فیزیولوژی ورزشی دارند و همراه پارا سوارکاری از سال‌های بسیار قدیم بودند به مربیان آموزش دادند که چگونه صدای فرایند استعدادیابی را.

دنبال کنند و این کلاس به صورت تئوری ابتدا در صبح روز ۲۳ خرداد برگزار شد و بعد از ظهرش به صورت عملی تمام کسانی که در کلاس بودند آمدند و فایل‌های استعدادیابی را پر کردند. آن روز ما یک فراخوان داشتیم برای اینکه تمام افراد دارای معلولیت چه ذهنی چه جسمی حرکتی.

در مجموعه سوارکاری آیلند حاضر شوند. تمام افراد دارای معلولیتی که زیر ۲۱ سال هستند. حالا چرا زیر ۲۱ سال؟ ما دنبال این هستیم که تیم پارا سوارکاری جوانان کشور را بسازیم برای اینکه چشم‌اندازمان پارالمپیک بعدی است و می‌خواهیم این تیم را از حالا شناسایی کنیم، استعدادیابی کنیم، بعد آموزش دهیم و بعد وارد آموزش حرفه‌ای شویم. برای همین فراخوان داشتیم و آن روز تعداد زیادی از افراد دارای معلولیت که شاید تا حالا تجربه سوارکاری هم نداشتند به مجموعه.

مراجعه کردند و همزمان با رویداد رقابتی‌مان و کلاس آموزشی‌مان آنجا اولین بار تجربه کردند. بینشان سوارکارانی هم بودند که تجربه سوارکاری داشتند، آمدند و فایل‌های استعدادیابی توسط همان‌هایی که صبح تئوری درس گرفته بودند پر شد و یاد گرفتند که چگونه مستندسازی کنند فرایند استعدادیابی را. شاید یک اتفاقی است که در سوارکاری هم تا به حال رخ نداده و همزمان با این برنامه آموزش به.

مربیان‌مان آن برنامه آموزشی را که داشتیم برای افراد دارای معلولیت و برنامه رقابتی یعنی ما این اردوی‌مان را اسمش را گذاشتیم اولین رویداد آموزشی رقابتی استعدادیابی سال ۱۴۰۳ پارا سوارکاری و من این را هم اضافه کنم که رقابت ما و آن کلاس آموزشی‌مان برای افراد دارای معلولیت بزرگسالی جسمی حرکتی رشته پارسال بود یعنی همه ایونت پارا سوارکاری بود اما رقابت‌مان در حوزه‌اش.

یک نکته خیلی جالبی که حداقل من روز آخرش که آنجا بودم، روز رقابتش آنجا بودم و برایم خیلی جالب توجه بود آن اتمسفری که آن فضا داشت. این بچه‌ها، بچه‌هایی که حالا تیم شما عملاً کار می‌کردند تحت عنوان مربی بودند، سایت هلپر می‌گویید اگر اشتباه نکنم، هر کسی که در مجموعه بود یک اتمسفر خیلی خوب یعنی من احساس نکردم که آقا اینها گرما بهشان فشار آورده، کار سخت‌تر از خیلی با انرژی واقعاً دست تک‌تک‌شان می‌بوسم. خانم منتظری یک نکته که الان هست می‌خواهم ببینم که شما این فراخوانی را که.

برگزار کردید چگونه بوده اطلاع‌رسانی‌تان به چه صورت بوده، چگونه این بچه‌ها را جمع‌آوری کردید و آوردید در آن محدوده؟ من در مصاحبه قبلی هم خدمت شما گفتم، گفتم خدا را شاکرم برای اینکه این انرژی خیلی قشنگ سینک می‌شود. ما اطلاع‌رسانی‌مان خیلی گسترده واقعیت نبود یعنی ابزار اطلاع‌رسانی‌مان خیلی کم بود شاید در حد اینستاگرام یا تلگرام فدراسیون یا پیج شخصی من بود.

حالا با یکی دوتا انجمن که ارتباط دارم با افراد دارای معلولیت شاید کار کردند ولی واقعیت این است که می‌توانست خیلی گسترده‌تر باشد اما بسیار استقبال خوبی شد و شما آنجا بودید و دیدید نه تنها استقبال خیلی خوبی شد در فرایند استعدادیابی برای مسابقه هم خیلی پرطمطراق و خوب بود تا جایی که به هر حال معاونت وزارت ورزش تشریف آوردند از کمیته ملی پارالمپیک آمدند و باعث افتخار من بود شخصاً که از مربی‌های پیشکسوت مثل استاد عزت‌الله وجدانی آنجا حضور داشتند و کنار تیم بودند و حتی.

شاگرد داشتند در این رقابت. اینها باعث خوشحالی است و عقیده دارم این همان انرژی خوبی است که موج می‌زند و این فرایند را جلو می‌برد و آرزوی موفقیت دارم برای پارا سوارکاری کشور. ان‌شاءالله که این بچه‌ها واقعاً با این حمایت و این انرژی که شما می‌گذارید، شماها و بچه‌هایتان می‌گذارید در آینده حداقل یک اسمی، یک پرچمی، یک جا در این ورزش در کل دنیا ببرند بالا و به نظر من شاید بارها تکرار کردم تنها ورزشی که ما تنها تنها رشته سوارکاری که ما ممکن است در شانس مدال المپیک داشته باشیم. یک نکته‌ای که.

قبل از اینکه حالا این رویداد برگزار شود با هم در ارتباط بودیم بحث پیدا کردن مکان برگزاری این رویداد بود یعنی می‌دانستم یعنی من در جریان بودم که شما با چه مشقتی و با چه وسواس و چه درگیری دنبال این بودید که یک باشگاهی را بگیرید و یک شرایطی را برای بچه‌ها تحصیل کنید که حالا می‌دانم آن چیزی که فیوریت شما بود نبود ولی خب باز هم مجموعه آیلند همکاری کرد. دمشان گرم واقعاً خسته نباشید دارند. این قضیه چرا حل نمی‌شود؟ چرا این باشگاه‌ها به شما نه می‌گویند و.

این همه پول درمی‌آورند، این همه باشگاه‌شان هر روز شلوغ است، سه روزش هم بگذارند در اختیار این بچه‌ها چه اتفاقی واقعاً می‌افتد؟ من می‌خواهم این‌گونه بگویم که این پیچیدگی کمی به ماهیت قضیه پارا سوارکاری هم ارتباط دارد یعنی فقط این نیست که باشگاه‌دارهای ما تمایل به همکاری ندارند، گاهی وقت‌ها پیچیدگی‌های خاص خود را دارد.

باشگاه‌هایی نیز بودند که تمایل داشتند این رویداد در باشگاه آن‌ها برگزار شود و حتی با من تماس داشتند و بدون هیچ چشم‌داشتی باشگاهشان را در اختیار ما می‌گذاشتند. منتها ما مقداری مشکلات جانبی داریم که حالا من قبلاً هم خواهش کرده‌ام و اکنون هم می‌گویم، اگر قرار است که ساخت و ساز یا تغییراتی در هر باشگاهی صورت گیرد، به موضوع افراد دارای معلولیت توجه شود. حالا نمی‌گویم به‌عنوان یک مشتری نگاه کنند، ولی به‌عنوان یک رسالت اجتماعی به هر حال وقتی یک ساختمان ساخته می‌شود، باید به پله‌های آن دقت کنیم تا ویلچر بتواند عبور کند.

ما بحث مناسب‌سازی را در باشگاه‌ها داریم و برای همه باشگاه‌ها مناسب‌سازی انجام نشده است. این اولین چیزی است که باید به آن دقت کنم وقتی می‌خواهم یک رویداد را در جایی برگزار کنم. به مناسب‌سازی باید خیلی دقت کنیم، زیرا بعداً مشکلاتی پیش می‌آید، مثلاً می‌گویند که مسیر برای عبور ویلچر سخت بود یا برای واکر مشکل بود. خب، باید به این موضوع دقت ویژه داشته باشیم. از طرف دیگر، افراد دارای معلولیت بسیار به گرما و آفتاب حساس هستند. اگرچه که مجموعه سوارکاری آیلند در منطقه کویری تقریباً گرم است و آن روز خاص هم روز رقابت آخر بسیار گرم بود، ولی در کنار آن گرما، راحتی‌هایی هم داشت. مثلاً مانژ سرپوشیده‌ای که در اختیار ما گذاشتند، مه‌پاش‌ها و پنکه‌هایی که داخل سالن وجود داشت. از طرف دیگر، مسئله اقامت سوارکاران من هم هست. خب، تیم‌های مختلف می‌آیند و سوارکاران فقط از استان تهران نیستند.

از استان‌های مختلف می‌آیند و همان مسابقه‌ای که شما شاهد بودید و همان برنامه استعدادیابی از استان‌های مختلف مانند آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، کرمان، البرز، تهران، مازندران، ما بسیار سوارکار داشتیم. بنابراین من باید برای اقامت آن‌ها و همراهانشان هم فکر می‌کردم. مجموعه سوارکاری آیلند خوابگاه بسیار وسیعی دارد و تقریباً مناسب‌سازی هم شده است. این امکانات می‌تواند در اختیارشان قرار بگیرد.

فقط تنها مسئله‌ای که دارد این است که مقداری نوپا است و مقداری هم با تهران فاصله دارد، ولی شرایط را متناسب با آن رویدادی که ما در نظر داشتیم واقعاً به بهترین شکل توانستند مدیریت کنند و حتی خود شما شاهد بودید که برای کلاس استعدادیابی فضای بسیار خوبی را در اختیار کل مجموعه و کلاس ما قرار دادند که همه با راحتی توانستند در هوای مطبوع بنشینند و از کلاس بهره ببرند.

در مورد مسابقه هم فکر می‌کنم جز گرمایی که به هر حال در همه مسابقه‌ها هست و همه را اذیت می‌کند، ولی ما توانستیم یک سرپناه سایه در اختیار سوارکاران بگذاریم تا نوبتشان شود برای اجرای تستشان. زحمت کشیدند، ولی در کنار تمام این مسائل واقعاً از تمام مدیران باشگاه‌ها که می‌توانند امکاناتی را در اختیار سوارکاران ما بگذارند، درخواست می‌کنم که دریغ نکنند و به‌خصوص برای مسابقاتشان.

می‌تواند انگیزه خیلی خوبی ایجاد کند و انرژی خوبی را به چرخش در بیاورد. بله، متأسفانه من چون خیلی عادت کرده‌ام در زمینه تمرین که شفاف و بی‌پرده صحبت کنم، اینجا اسم می‌آورم، ولی خب، باشگاه‌هایی هستند که خیلی راحت می‌توانند حداقل روز مسابقه‌شان را یک سالن در اختیار افراد بگذارند و شرایطی را فراهم کنند. امیدوارم که کمی دست از عدد و رقم بردارند و کمی به رسالت‌های اجتماعی‌شان بپردازند. خب، خانم منتظر شما در.

طی این فرایند برگزاری این رویداد حمایتی هم از جایی شدید، چه حالا مالی چه به قول معروف معنوی. من ابتدا باید بگویم که خوب در سطح فدراسیون سوارکاری و کمیته ملی پارالمپیک بسیار به پارا سوارکاری کمک می‌کنند و این کمک غیر از حالا آن حمایت‌هایی که فعلاً آقای مهندس کاظمیان واقعاً این‌گونه به من با هر تصمیمی که می‌گرفتم می‌گفتند تصمیم، تصمیم خودت است. خب، این برای من خیلی.

مهم است به خاطر اینکه در واقع مطمئن می‌شوم و این کار را پیش می‌برم. آن اطمینان را برای من ایجاد می‌کند، ولی به غیر از این بحث اطمینان، بحث مالی هم هست. یعنی فدراسیون سوارکاری بی‌دریغ آمد و حمایت کرد از این رویداد. بهترین جوایزی که ممکن بود، بهترین امکاناتی که ممکن بود را برای سوارکاران ما آماده کرد. از طرف دیگر، کمیته ملی پارالمپیک حمایت مالی داشت برای ما و غیر از این، خوب مجموعه سوارکاری آیلند.

بدون هیچ چشمداشت مالی تمام پرسنل و تمام امکانات را بسیج کردند برای اینکه ما یک رویداد بسیار راحت و خوب را آنجا برگزار کنیم و سه روز واقعاً مجموعه در اختیار تیم پارا سوارکاری کشور قرار گرفت که من از همین‌جا از کمیته ملی پارالمپیک، فدراسیون سوارکاری و مجموعه سوارکاری آیلند بسیار تشکر می‌کنم. یک قسمت خیلی مهم هم هست. ببینید وقتی که ما.

بودجه داشته باشیم، فضا داشته باشیم، سوارکار داشته باشیم، حالا تیم اجرایی می‌خواهیم. تیم اجرایی خودتان می‌دانید در مسابقات که کادر اجرایی ما هست، هزینه خیلی بالایی هم دارد و برای این رویداد کادر اجرایی ما خیلی بیشتر است. تعدادشان نسبت به یک رویداد نرمال پرش مثلاً یا هر نفر چند تا عملاً.

آدم نیاز دارد. هر کسی که شرکت‌کننده است به هر حال یک مربی می‌خواهد، یکی از استان می‌خواهد، یک همراه می‌خواهد که بتواند در مسابقه باشد. آن مربوط به خودش است، ولی در فضای رویداد شما دیدید که ما مثلاً برای آن خانمی که.

سوارکار روشندل ما هستند، ما به ازای هر نقطه از مانژ درساژ یک کالر داشتیم. یعنی یک مربی که از قبل کار کرده بود به جای یک حرف از مانژ درساژ قرار می‌گرفت و تست را حفظ بود و می‌خواند که به سمت آن نقطه بیاید. آن سوارکار بنابراین همین‌جا ما ۸ نفر می‌خواستیم که در نقاط مختلف مستقر باشند. به هر حال کلانتر می‌خواستیم، کمکی برای کلمه می‌خواستیم، ما یک محاسبه می‌خواستیم، یک منشی داور می‌خواستیم، یک داور می‌خواستیم.

قسمت تشریفات ما خیلی مهم بود، چون ما میزبان معاون وزیر خانم دکتر کاظمی‌پور بودیم. از کمیته ملی پارالمپیک تشریف آورده بودند، کمیته و فدراسیون بودند، مدرسین ما بودند و تعداد زیادی افراد به‌عنوان مقامات آمده بودند آنجا. بنابراین ما یک کادر اجرایی بسیار قوی و سازمان‌یافته می‌خواستیم و این نمی‌شد که در روز تصمیم بگیریم و افرادی را دعوت کنیم به کار. ما از قبل برنامه داشتیم.

و برای این برنامه شاید سال‌ها تمرین کردیم. حالا این‌ها که بودند که کار را هندل کردند که من باید از آن‌ها بسیار بسیار متشکر باشم. جالب است بدانید من فقط یک نفر پرداخت هزینه دستمزد برای آن رویداد داشتم با آن همه کادری که شما دیدید و شاهد بودید. تمام بچه‌ها دانشجویان من بودند که سال‌های سال کنار من حالا در مقطع کاردانی و بعد هم کارشناسی.

آمدند کار کردند، کارآموزی کردند و کار را یاد گرفته بودند. می‌دانستند سایت هلپر چیست، می‌دانستند که هورس لیدر کیست، می‌دانستند کالر برای افراد روشندل چیست و کار کاملاً تقسیم شده بود از قبل. انگار تمرین کرده بودند و آن روز خیلی عادی و نرمال آمدند کمک کردند و من قدردان تک‌تک این بچه‌ها هستم و امیدوارم که کنار این تیم همیشه باقی بمانند. خدا به همه‌تان سلامتی و طول عمر بدهد که واقعاً کار بزرگی انجام می‌دهید، یعنی کمک کردن و کنار آن بچه‌ها بودن.

خیلی کار سختی است. از نظر من که آنجا شاهدش بودم، از نزدیک نگاه کردم و برای همگی شما آرزوی سلامتی می‌کنم. خب، رویداد بعدی شما کی است و چه چالش‌هایی پیش روی شماست که ما بتوانیم حداقل به واسطه این گفت‌وگو که با هم داریم، بتوانیم برای رویداد بعدی کمی موانع را کمتر کنیم و دغدغه‌ها را حداقل برای شما که برگزارکننده و عملاً رهبر این سیستم هستید، کاهش دهیم. رویداد بعدی ما خیلی نزدیک است، یعنی از ۲۱ تیر ماه تا دوم مرداد ماه است.

خانم پاتریسیان، سرمربی تیم ما که از ۲۰۱۵ نیز همراه تیم ما بوده‌اند، از فرانسه به ایران می‌آیند و ما در روزهای بیست و یکم، بیست و دوم و بیست و سوم در استان البرز میزبان سوارکاران دارای معلولیت جسمی حرکتی از استان‌های تهران، البرز و گیلان هستیم. در روز بیست و چهارم، یک نشست در ام‌پی‌سی کمیته ملی پارالمپیک با حضور نمایندگان ان‌پی‌سی و.

شخص آقای مهندس کاظمیان، خانم غفاری و آقای دکتر رحمانی به عنوان مسئولین محترم فدراسیون سوارکاری و همچنین اعضای محترم کمیته پارا سوارکاری داریم که در آنجا قرار است برنامه‌های بلندمدت ما مطرح شود و خانم پاتریسیان یک راه بلندمدت را برای فدراسیون و ام‌پی‌سی باز کنند و بگویند که در سال‌های آینده چه برنامه‌ای دارند و یک نقشه راه دوباره ترسیم کنند.

در روزهای ۲۵ و ۲۶ تیر ماه به هر حال تاسوعا و عاشورا است و ما کار نخواهیم کرد، ولی در روزهای بیست و هفتم، بیست و هشتم و بیست و نهم در آذربایجان شرقی، شهر تبریز، باشگاه صباکاری سهند میزبان سوارکاران دارای معلولیت از استان‌های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و زنجان هستیم و بعد از آن در روزهای سی‌ام و سی و یکم و اول مرداد در کرمان.

میزبان سوارکاران استان کرمان هستیم. حالا وقتی می‌گویم میزبان، باید بگویم این فرایند آموزشی توسط خانم پاتریسیان به چه ترتیب است. اردوهای سه روزه‌ای که داریم برای هر استان به این صورت است که در هر استان ۸ سوارکار دارای معلولیت را می‌پذیرند. مثلاً وقتی که ما در البرز میزبان هستیم، هشت سوارکار در البرز حضور پیدا می‌کنند که این هشت سوارکار از استان تهران، البرز و گیلان هستند. این هشت سوارکار با مربیانشان داخل کلاس می‌آیند.

صبح اول وقت، مربیان این هشت سوارکار که ممکن است ۸ مربی باشند یا هفت مربی، داخل کلاس سوار اسب می‌شوند، یعنی ساعت هفت صبح روی اسب هستند. یک ساعت با خانم پاتریسیان کلاس دارند و همان چیزهایی را که قرار است یک بار یاد بگیرند یا یک بار مرور کنند که به شاگردانشان یاد بدهند. و بعد از آن، هر شاگرد از آن ۸ نفر، هر کدام سر ساعت مقرر، یعنی برنامه داریم، برنامه نوشته شده و بخشنامه منتشر خواهد شد.

تا یک روز آینده و هر سوارکار سر ساعت خود در مانژ حاضر می‌شود و با مربی خود آموزش را شروع می‌کند. خانم پاتریسیان نظرات خود را برای آموزش می‌دهند و اگر راه آموزش اشتباه باشد، خودشان وارد می‌شوند و شروع به آموزش می‌کنند تا الگو برای مربی در مانژ باشند و آموزش‌ها در واقع یک ویرایش روی آن‌ها انجام می‌شود. خود خانم هم به فرد دارای معلولیت آموزش خواهند داد و هر روز.

جمع‌بندی و ارزیابی می‌شود و آن ارزیابی‌ها آخر وقت در اختیار مربی و سوارکار قرار می‌گیرد تا روز بعد عملکرد بهتری داشته باشند. پس هر استان سه روز و به این صورت که صبح با کلاس مربیان شروع می‌شود و بعد از کلاس مربیان، سوارکاران همان مربیان می‌آیند و کلاس آموزشی خواهند داشت. خیلی هم عالی. فقط من خواهشی که از شما دارم چون خیلی وقت نیست، تقریباً فکر کنم شما ۱۲ روز فرصت دارید برای اطلاع‌رسانی. خواهشی که دارم حداقل شما شروع کنید، همیشه در اختیار شماست و اگر کمک دست من باشد، طبق معمول.

به عنوان یک وظیفه مثل سرباز در خدمت شما هستم و امیدوارم زودتر اطلاع‌رسانی شروع کنید تا بتوانیم تا آن زمان که هست، علاقه‌مندان هم پیدا شوند. باید اینجا اضافه کنم که ما ۲۴ سوارکار داریم چون به سه استان می‌رویم برای این آموزش، ۲۴ سوارکار دارای معلولیت را توانستیم در کمپ جا بدهیم. این انتخاب بر اساس مهارت‌ها و نتایج گذشته است و البته شناسایی افراد دارای معلولیت که توانایی اجرای تست‌های جسار را دارند.

شاید پرسش شود که چرا من انتخاب نشدم. اگر کسی انتخاب نشده، فقط به این دلیل بوده که شاید اطلاعاتی از او نداشتیم که خواهش می‌کنم همگی حتماً با من در ارتباط باشند و اطلاعاتشان را در اختیار قرار دهند. من ویدیوهای سواری‌شان را خواهم گرفت و به دست خانم پاتریسیان می‌رسانم و از طرف دیگر، غیر از بحث اطلاعات، بسیاری از سوارکارهای ما هستند که هنوز در حوزه توان‌بخشی.

دارند سوارکاری می‌کنند، یعنی وارد پارادورساژ نشده‌اند. هنوز به پارادورساژ نرسیده‌اند، یعنی ممکن است یک نفر سوارکار باشد و دارای معلولیت هم باشد ولی هنوز قابلیت اجرای تست‌های درساژ را متناسب با گرید خود نداشته باشد. برای همین داخل تیم دعوت نشده ولی ما به او کمک خواهیم کرد که خود را به کمپ بعدی ما برساند و ان‌شاءالله در تیم بعدی ما باشد و من امیدوارم روزی برسد که ما مجبور شویم در هر استان به جای یک کمپ سه روزه آموزشی، دو یا سه کمپ سه روزه آموزشی داشته باشیم.

خیلی ممنون که این وقت را گذاشتید و برایتان باز آرزوی سلامتی و توفیق می‌کنم. اگر صحبت پایانی دارید، سوال از من پرسیده می‌شود که خوب، اوکی، تمام این فرایندها برای افراد دارای معلولیت جسمی حرکتی است. نه، ما برنامه‌های بسیار بسیار خوب و گسترده‌ای برای افراد آی‌دی، یعنی افراد دارای معلولیت ذهنی هم داریم که حالا دو نمونه‌اش را برایتان می‌گویم. یک مرداد ماه سال ۱۴۰۳ ان‌شاءالله استان قزوین میزبان اولین دوره.

مسابقات پارا سوارکاری المپیک ویژه است و افراد دارای معلولیت ذهنی آنجا می‌توانند بیایند و در مسابقات شرکت کنند که یک رویداد بزرگ خواهد بود. همین‌طور ۲۴ مهر ماه ۱۴۰۳ ما رویداد قهرمانی کشور جوانان را داریم که البته این دستور کار ان‌پی‌سی است که ما قهرمانی جوانان برگزار کنیم تا انگیزه‌ها را زیاد کنیم ولی خوب می‌دانید.

تیم جوانان ما بسیار بسیار نوپاست. شاید برای اولین بار نتوانیم قهرمانی واقعی، آن چیزی که مد نظر سوارکاران است، مثلاً می‌گوییم قهرمانی کشور، قهرمانی بزرگسالان، شاید نتوانیم آن‌طور برگزار کنیم ولی واقعاً یک ایونت بزرگ است. تمام افراد دارای معلولیت جسمی حرکتی و حتی ذهنی به صورت مجزا البته در این قهرمانی جوانان ما، یعنی زیر ۲۱ سال شرکت خواهند کرد که یک مسابقه بزرگی است که توسط ام‌پی‌سی کمیته ملی پارالمپیک برگزار می‌شود. ان‌شاءالله که راهتان سبز باشد و.

حمایت‌هایی که می‌خواهید به امید خدا برسد. کمی افراد در این رشته ورزشی چشمشان را بر عدد و رقم ببندند و به قول شما رسالت اجتماعی‌شان را انجام دهند به هر نحوی که می‌توانند. اسب، باشگاه، امکانات، ماشین، نمی‌دانم هر چیزی که مورد نیاز شماست. من این را به شما می‌گویم که حالا همین‌جا چون گفتید چه چیزهایی احتیاج دارید، ببینید الان ما همین کمپی که داریم، سه روز تهران، سه روز آذربایجان شرقی تبریز و سه روز هم کرمان. خب اولین چیزی که کم داریم اسب برای مهمانانمان، یعنی الان.

سوارکار استان گیلان باید یا برای خود اسب بیاورد یا از تهران اجاره کند یا قرض بگیرد. اگر کسی اسب مناسبی دارد که می‌تواند یک تست ساده درساژ، قدم، یورتمه و چهارنعل را اجرا کند و حالا ریتم مناسب دارد، اسب سرکشی نیست، ترسو نیست و می‌تواند در اختیار این سوارکار، مثلاً از استان گیلان در البرز بگذارد یا حتی سوار اسب داریم در استان آذربایجان شرقی که می‌تواند در اختیار تیم بگذارد یا حتی کرمان.

بسیار سپاسگزار می‌شوم که با من ارتباط بگیرند و این امکانات را در اختیار ما قرار دهند. به طور مداوم این را اطلاع‌رسانی می‌کنم و یک حالت فراخوانی می‌گذارم که افراد صدای من را بشنوند و این کمک را به شما و به آن بچه‌ها و قشر جامعه که کلاً دیده نمی‌شوند، انجام دهند.

برای شما آرزوی سلامتی می‌کنم. باز هم ممنونم که این وقت را گذاشتید و خدا پشت و پناهتان. خدا نگهدار محبت و لطف شما عزیزان هستم که تا آخر این اپیزود هم همراه من و رادیو چهارل بودید. امیدوارم که از شنیدنش لذت برده باشید و امیدوارم که برویم فکر کنیم و ببینیم که چگونه می‌توانیم به این عزیزان در این حوزه و در رشته پارا سوارکاری بیشتر کمک کنیم. همگی را به خدای بزرگ می‌سپارم و در نهایت مواظب اسب‌هایتان باشید.

مشاهده در وب‌سایت اصلی