اپیزود سی و ششم رادیو چهارنعل، تحلیل برگزاری مسابقات تور با حضور شراگيم حبیبی و رامین ابریشمی.

چهار نعل: اپیزود سی و ششم رادیو چهارنعل، تحلیل برگزاری مسابقات تور با حضور شراگيم حبیبی و رامین ابریشمی.

خلاصه

در اپیزود سی و ششم رادیو چهارنعل، شراگیم حبیبی و رامین ابریشمی به تحلیل برگزاری مسابقات تور سوارکاری پرداخته و چالش‌های موجود در این حوزه را بررسی می‌کنند. حبیبی بر لزوم توجه بیشتر به سوارکاران شهرستانی و تنوع در مسابقات تأکید می‌کند و کیفیت پایین اسب‌ها و سوارکاران را در مقایسه با استانداردهای جهانی مورد انتقاد قرار می‌دهد. همچنین، اهمیت فرهنگ‌سازی و آموزش مناسب در سوارکاری به‌منظور افزایش جذابیت مسابقات و تشویق سوارکاران به شرکت در رقابت‌ها مطرح می‌شود. در این گفتگو، چالش‌های مالی و هزینه‌های بالای مسابقات نیز به عنوان موانع اصلی پیشرفت ورزش سوارکاری ذکر شده و پیشنهاداتی برای بهبود شرایط و کاهش آسیب‌ها ارائه می‌گردد. در نهایت، تأکید بر حفظ سلامت اسب‌ها و برنامه‌ریزی بهتر برای مسابقات به عنوان نکات کلیدی مطرح می‌شود تا بتوان به سطح بالاتری در سوارکاری دست یافت.

موضوعات کلیدی

متن کامل گفتگو

عرض سلام و ادب و احترام خدمت همه شما شنوندگان عزیز رادیو. خوشحالم که با اپیزود سی و ششم دوباره مهمان شما هستم. طبق قولی که داده بودم، در مورد برگزاری مسابقات تور با چند تن از بزرگان و عزیزان در این ورزش گفتگو کردم.

به دلیل حجم بالای گفتگوها مجبور شدم که در دو اپیزود برایتان پخش کنم، یعنی اپیزود سی و ششم و سی و هفتم که در مورد برگزاری مسابقات تور است. در اپیزود سی و ششم رادیو چهار نعل، من با شراگیم حبیبی که سوارکار و مربی است و رامین ابریشمی به عنوان برگزار کننده مسابقه مصاحبه کردم که مجموع این گفتگو چیزی نزدیک به یک ساعت شده که امیدوارم از شنیدنش لذت ببرید. در اپیزود سی و هفتم من با مجید شریفی به عنوان سوارکار و مربی و مهرداد کاظمی هم به عنوان طراح مسیر مسابقه صحبت کردم که در اپیزود سی و هفتم قرار است آن صحبت‌ها را بشنوید. خیلی تلاش کردم که با یک سری دیگر از دوستان هم صحبت کنم، حالا به هر دلیلی نشد و امیدوارم در آینده دوباره امکانش باشد که با آنها صحبت کنم، مخصوصاً راجع به مسابقات تور و به طور کلی فرایند برگزاری مسابقات در حال حاضر در کشور عزیزمان. در ضمن، طراح پوستر کاور پادکست و همین‌طور پست اینستاگرام دوست عزیزم و همکار گرامی‌ام فرشید جهان‌بازی است که از راه دور همیشه هوای من را داشته است. بیشتر از این صحبت نمی‌کنم و دعوتتان می‌کنم اپیزود سی و ششم رادیو چهار نعل، گفتگوی من با شراگیم حبیبی و رامین ابریشمی را بشنوید. اگر دنبال کنه گچ، تاندون ژل درمانی برای تاندون، روغن سم، روغن زین و اسپری مگس هستید، وقت خودتان را نگه دارید و همین الان به لینکی که در توضیحات همین اپیزود گذاشتم وارد شوید و محصولات خوب هورس را با خیال راحت خرید کنید که حامی مالی این اپیزود و اپیزود سی و هفتم است. با تحقیقات و دانش روز دنیا توانسته محصولات خیلی خوبی را برای اسب‌ها تولید کند. اگر نگران دست و پا و آرامش اسبتان هستید، در استفاده از آن شک نکنید. خودم به شخصه از تمام محصولاتشان استفاده می‌کنم و خیلی خوب نتیجه گرفتم و در فصلی که الان هستیم، با توجه به وجود مگس‌ها، اسپری مگس شاهکار است، هم خیلی باکیفیت است و هم خیلی به‌صرفه. در مورد بقیه محصولاتش که اصلاً نیاز به توضیح ندارد، فقط کافی است یک بار امتحانش کنید. برای مشتری‌هایش بسته‌بندی‌های متنوعی دارد که نسبت به نیازتان هزینه کنید.

چندین نماینده فعال هم در تهران و هم در شهرستان‌ها دارد که این امر باعث می‌شود که به راحتی محصولاتتان را دم در خانه‌تان یا دم باشگاهتان تحویل بگیرید. در آخر مهم این است که قدر تولیدکنندگان داخلی را بیشتر بدانیم و با خرید کردن از آنها حمایتشون کنیم. در این بخش من از شراگیم حبیبی عزیز که هم از سوارکاران شرکت‌کننده در این دوره از مسابقات است و هم رئیس کمیته پرش فدراسیون سوارکاری، قبل از هر چیزی به او تبریک می‌گویم بابت انتصاب به عنوان رئیس کمیته پرش. خیلی خوشحالم از این موضوع که یک آدم جوان در این منصب قرار گرفته است. اولین سوال ازت انجام بدم و شاید سخت‌ترین سوال است: کلاً به صورت کلی تو موافق برگزاری مسابقات تور به این صورت هستی یا نه؟ قبل از هر چیز من سلام عرض می‌کنم خدمت شنوندگان رادیو چهار نعل. امیدوارم که حال همگی خوب باشد.

من به شخصه حالا خودم با برگزاری مسابقات مخالفت خیلی زیادی ندارم به صورت تور که باشد ولی به نظرم دیگر خیلی تکراری شده و باید تنوعی در این مسابقات شکل بگیرد. اما مشکل به نظر من این است که چون باید برای کل کشور داریم راجع بهش صحبت می‌کنیم، ما می‌دانیم که مسابقات تور برای بچه‌هایی که از شهرستان می‌آیند و از حومه تهران می‌آیند خیلی سنگین تمام می‌شود از لحاظ هزینه و خوب وقتشان را خیلی می‌گیرد. شاید دوستان سوار شوند و در یک رده شرکت کنند و برگردند.

به نظر من باید کلاً همه کشور را در نظر بگیریم. صحبتی که ما حالا در این کمیته با اعضای کمیته هم داشتیم، بچه‌ها هم خیلی موافق بودند با این موضوع که ما فوکوسمان را از تهران برداریم و حومه تهران و شهرستان‌ها را بیشتر به آنها توجه کنیم. چون من در حال حاضر کسانی که خیلی در جریان این ماجرا هستند، سال‌های قبل ما خیلی از شهرستان‌های دیگر سوارکار می‌دیدیم، اسب می‌دیدیم که شرکت می‌کردند ولی در یکی دو سال گذشته.

دارد کمرنگ‌تر می‌شود و به نظر من باید خیلی راجع به این موضوع بررسی کنیم که ببینیم دلیلش چی بوده و کمک کنیم که این اتفاق بهتری بیفتد. چون من می‌دانم که مثلاً یک اسبی که از مشهد می‌خواهد تا اینجا بیاید، هزینه اسب خیلی عجیب و غریبی دارد و خوب فرق می‌کند با کسی که اسبش در همان باشگاه وجود دارد و حضور دارد و می‌آید شرکت می‌کند و می‌گذارد در همان باکس و این باید یک کمکی بشود از طریق فدراسیون، از طریق قوانینی که ما در کمیته پرش می‌گذاریم که بتوانیم یک کمکی بکنیم که اینها بیشتر حضور داشته باشند. به نظرم این نظر شخصی من است البته.

از تهران خارج کنیم و برویم به سمت شهرهای دیگر، می‌تواند کمک کند که شهرستان‌ها یک خورده انگیزه بیشتری پیدا کنند برای حضور در مسابقات، برای پیشرفت بیشتر، برای یادگیری بیشتر. ولی صحبتم همین هفته پیش در جلسه بررسی شد. ما مشکل بزرگمان این است که وقتی که تقاضا به ما می‌دهند، یعنی به فدراسیون می‌دهند، آن استانداردها بعضی مواقع در بعضی از شهرستان‌ها راجع به باکس، راجع به بستر مانژ، راجع به موانع رعایت نمی‌شود و آن کیفیت لازم را ندارد و خوب من مطمئنم که اگر شهرستان‌ها.

این پیشنهاد را بدهند و این چند تا چیز حالا یک سری چیزهای بیشتر هم هست چون بیسیک ماست. یعنی ما وقتی که اصلاً شما یک باشگاه شهرستانی باش که ما پیشنهاد می‌دهد و اگر ما راجع بهش تحقیق کنیم ببینیم بستر خوبی ندارد برای شرکت، اصلاً صورت مسئله پاک می‌شود. چون ما اولین چیزی که واقعاً می‌خواهیم برای اینکه مسابقه را برگزار کنیم یک مانژ بستر مناسب باشد. این به نظر من اولین چیز است، بعد موانع، بعد حالا.

چیزهای دیگر که در کنار اتفاقی نیفتد و با این گرانی اسب‌ها واقعاً دیگر ریسک کردنی وجود ندارد. چون دیگر حالا محسن جان خودت می‌دانی ما زمانی که بچه بودیم من یادم است که اسب‌ها را با خاور ۱۰ تن حتی تا مشهد، کرمان، اصفهان می‌بردند و خوب بالاخره شرایط آن بود ولی امروز با این وضعیت موجود خیلی باید دست به عصاتر راجع به هر چیزی تصمیم بگیریم. یعنی نظر شخصی من است راجع به این موضوع، نظر بچه‌های کمیته یعنی صحبت‌های من این‌جوری.

مسابقات تور مسابقات سنگینی است چه برای سوارکار، چه برای اسب و چه برای مالک، هم از لحاظ هزینه‌ای، هم از لحاظ انرژی و وقت. و الان مثلاً مثل همین جام که ۵ روز انجام شده، ۵ روز اکثر شما که در این مسابقه شرکت می‌کنید، حالا چه خودتان می‌پرید، چه شاگرد دارید، چه مال کسر شما باید بپرد، عملاً از سیستم اصلی‌تان جا می‌مانید، از سیستم کار روتین اسب‌هایتان. به نظرت این هزینه‌ای که شماها، یعنی این درآمدی که ممکن است از جایزه به دست بیاورید.

آیا ارزش دارد که برای این میزان وقت و انرژی، مثلاً ۵ روز بعد از ساعت ۸ صبح تا حداقل ۸ تا ۱۲ ساعت اینجا باشید؟ آیا این جوایز نسبت به این زحمت و هزینه و قیمت اسب‌ها منصفانه است؟ مشکل اصلی ما این است که زمانی شرایط خاصی بود؛ مثلاً یورو ۲۰۰۰ تومان یا ۳۰۰۰ تومان بود و فاصله‌اش خیلی کم بود، اما مثلاً ماشین جایزه می‌دادند و اتفاقاتی از این دست می‌افتاد.

الان به شما بگویم، محسن جان، که اگر به نفر اول ۵۰ تومان می‌دهند، به نفر اول ۱۰۰ تومان بدهند، باز هم فرقی نمی‌کند. یعنی فاصله ما در این چند سال خیلی زیاد شده و ما باید سعی کنیم از اسپانسرها کمک بگیریم و شرایط را درست کنیم. چون واقعاً فکر می‌کنم مشکل با یک رقم کوچک حل نمی‌شود و این جایزه باید خیلی بیشتر از این‌ها کمک کند. درباره همین که فرمودید، من کلاً با اجبار افراد خیلی مخالفم. برای این موضوع می‌گویم نباید افراد را در این شرایط موجود مجبور کنیم که در این تور شرکت کنند و این مبلغ را بپردازند. ما می‌توانیم این را با ثبت‌نام‌های روزانه و مدیریت بهتر و شرایط بهتر درست کنیم تا این صحبت‌ها و حرف و حدیث‌ها جمع و جور شود و شاید اصلاً سوددهی آن بیشتر از آن باشد. به نظر من این هم هست، ولی خب این هم بالاخره برای خودش مسابقاتی بوده که در این شرایط برگزار شده و در این چند سال اخیر این‌گونه شده است. قبل از آن هم مسابقات برگزار می‌شد و توری هم نبود، ولی باز هم سواری پیشرفت کرد. یعنی می‌خواهم بگویم همه چیز بوده، با اینکه توری هم نبود.

هیجان مسابقه ۱۲۰ می‌گذاشتند، حداقل نصف جایگاه پر بود. ۱۴۰ می‌گذاشتند که دیگر اصلاً جا نبود کسی بنشیند. ولی الان شما نگاه کنید در روز فینال چنین مسابقه‌ای تعداد خیلی کمی آدم نشسته‌اند. ما شاید فقط بگوییم قهرمان کشورمان است که همه می‌آیند و می‌نشینند و نگاه می‌کنند، ولی بقیه مسابقات حتی جذابیت برای تماشاچی هم ندارد. به نظر من سوارکاری در شرایط بحرانی به سر می‌برد و باید از آن.

گروه اسب‌ها تا مربی و رئیس فدراسیون و تمام سیستم موجود کمک کنند که این ورزش سرپا بماند. این نظر شخصی من است و فکر می‌کنم دوستانم با این نظر من موافقند که بتوانیم از این بحران عبور کنیم. چون من احساس می‌کنم که شرایط موجود شرایط خیلی خاصی است و بالاخره یک حباب است که اگر بترکد، خیلی فاجعه‌بار می‌شود. ولی حالا خدا را شکر، حالا آمدن آقای کاظمیان، من فکر می‌کنم.

شرایط مدار، چون بالاخره اسبی هم بودند و از قدیم در سیستم بودند، فکر می‌کنم بشود اتفاقات خوبی بیفتد. ولی این موضوعی هم که من درباره‌اش صحبت می‌کنم.

صرفاً به فدراسیون ربطی ندارد. باید فرهنگ را درست کنیم. خب چرا بگوییم؟ یک سوال دیگر از شما دارم. به صورت کلی، شما به عنوان حرفه‌ای، قهرمان کشور و زمانی عضو تیم ملی.

کیفیت اسب‌ها و سوارکاران را چگونه می‌بینید؟ از تور کوچک بگیرید و بروید بالا. از شما خواهش می‌کنم که تعارف را کنار بگذارید و راحت صحبت کنید. ببینید، این نقدی است که ما مجبوریم به آن فکر کنیم. نمی‌توانیم آن را در کمد بگذاریم و درش را ببندیم. نه، ما باید روزی به این نقطه برسیم که آقا، ما داریم چه کار می‌کنیم با سوارکارانمان، با اسب‌هایمان، با مالکانمان. و من خودم به شخصه نظرم این است که نسبت سواری‌هایمان و اسب‌هایمان هم حتی نمی‌خواهیم. یعنی ما خیلی وقت‌ها یکی از اروپا می‌آوریم، خیلی باکیفیت هستند، ولی ما حتی نمی‌دانیم چه می‌خورند و کارشان چیست. مشکل بزرگ ما، محسن جان، این است که.

خیلی مدعی هستیم. این خیلی به نظر من بد شده است. من خودم مثلاً دوبار قهرمان کشور شدم، ولی نظری راجع به خودم دارم. راجع به یک قهرمان می‌گویم، کسی که قهرمان کشور شده، دلیل این نسبت به سواری خوبش و برتری‌اش نسبت به کسی نیست. این نظر شخصی من است. یعنی می‌گویم حتماً کسی که قهرمان کشور می‌شود، سوارکار خوبی نیست. دقیقاً حالا یک شرایطی است که می‌شود بعضی وقت‌ها. یعنی توهین به دوستان نباشد، منظورم این است که ما سوارکارهایی هم داریم که قهرمان کشور نشده‌اند.

ولی سوارکاری خیلی خوبی هستند. منظور من این است که شاید تیم ملی نبودند و جایزه بزرگی نگرفتند، ولی سوارکاران خوبی هستند. آن یک رویداد بوده، ولی من از یک نظر شخصی که خودم دارم درباره این موضوع این است که باید ما با وجود مکمل‌هایی که در کشورمان آمده، زین و یراقی که در لوازم ما آمده، شرایط اسبی که حالا چه خوب و بدش را کاری ندارم، یک سری اسب با یک سری رقم آمده در کشور ما. در ۸۵ میلیون جمعیت.

سوارکار داریم، ولی به تعداد خیلی محدود. ما باید خیلی بیشتر از این‌ها داشته باشیم. هنوز یک ورزش همگانی نشده است. وظیفه ماهاست. یکی از دوستان آمده بوده، رفته بوده یکی از کشورهای اروپا، آمده بوده، رفته بوده پیش آقای بردبار، دیده بوده مکمل را شوکه شده بوده، گفته باریکلا، این‌ها را شما اینجا دارید و شما بعضی وقت‌ها در اروپا می‌روید در یک سری از این داروخانه‌های مراکز مثلاً مکمل فروشی، این سلکشن را نمی‌بینید. بله، این سلکشن تکمیل را نمی‌بینید. در خیلی جاها، در لوازممان، در خیلی چیزهایمان.

ولی من راستش را بخواهید، سواری بیست سی سال پیش را از لحاظ تکنیکی و آموزش کار زمینی و اشتیاق مردم به شانه به داخل، بله، تازه به آن امکاناتی که گوگل نبود، یوتیوب نبود، اینستاگرام نبود، هیچ‌کس چیزی نبود. یادم است یک فیلمی از آن‌ور می‌آمد، دست همه می‌چرخید، آخر سر هم هدش خرابش می‌کرد این فیلم را. من خودم این شرایط را داشتیم و مردم دنبال یک اثر درست هافبس بودند. من یادم است در باشگاه درباره‌اش کار می‌شد، ولی الان یک چیزی شما خیلی چیزی نمی‌بینید در باشگاه. بله، یک رینگولا بعضی مواقع سر اسب دور چهار نعل می‌روند و.

خلاصه قضیه، من به شما یک چیز بگویم، یک سری اسب‌ها هستند که این‌ها انقدر ایزی و خوب و تاپ‌اند، با هر شرایطی می‌پرند و ما اسب‌هایی هم داشتیم که به قیمت خیلی گران و عجیبی وارد کشور شده‌اند و دیدید یکی دو تا مسابقه مهمان بودند، بعد دیگر یک جوری جا زدند که خداحافظ. یعنی آن‌ها حساس بودند، ولی خب یک سری اسب‌ها هم هستند که با هر روشی می‌روند. شما جو بدین، کنسانتره بدی، آنجا بدی، آن ۱۴۰ را می‌پرند. یعنی جواب سوال من را هنوز نداده‌اید. کلاً حالا چه این مسابقه که ما تخصص درباره این مسابقه صحبت کنیم.

حالا چه مسابقات دیگر، منظورت این است که ما نسبت به آن حجم امکانات و لوازم و اسب و اسکچ و مکمل و نمی‌دانم هرچه که فکر کنی، ما به روز دنیا هستیم، غیر از سواری و بله، ما یک مداد به نظر من بیشتر به نظر من احتیاج دیگر نداریم به مکمل، احتیاج نداریم به حتی اسب. ما احتیاج داریم به یک سری مربیانی که حتی از زین کردن اسب، بعضی وقت‌ها مانژ گرم کردن اسب و روان ما با ما کار کند.

یعنی من اسبی از اروپا خریدم آوردم که طرف به من می‌گوید پنج تا تومانش بپرون برو تو پارکور ۴۵. یعنی من باید چگونه ذهنم را مدیریت کنم با چهار پنج تا مانع بروم خودم را راضی کنم. به من می‌گوید مثلاً این کار را کن، آن کار را کن. یک سری چیزها برای ما غیرقابل باور است که مثلاً با پنج شش تا می‌شود رفت تو، ولی آن‌ها خودشان آمدند اینجا، ما را سوار شدند و با چهار تا پنج تا رفتند تو پارکور ۴۰. اصلاً نمی‌شناختندش. جلوی چشم من این اتفاق افتاده. من راستش را بخواهید، خیلی وقت خیلی وقت‌ها که یک سری چیزها را چه در اروپا چه در ایران می‌بینم.

از سواری خودم ناامید می‌شوم. باید ببینم چقدر احساس و تجربه خوب در اسب‌ها وجود دارد و باید به این موارد توجه کنیم. به نظر من، مشکل اصلی شما این است که به سواری‌های قبلی برگردید. نسل‌های قبلی، بله آقای چشم، به ذهن من آقای داوود بهرام، بله، شما استیل و کار زمینی ایشان را ببینید. شما نسل امروز را نگاه کنید و بگویید یک اثر هاف را توضیح دهید.

یک اثر کفل به داخل توضیح دهید، یک اثر شانه به داخل، این‌ها پایه سوارکاری هستند. پس چگونه می‌خواهیم این مسیر را طی کنیم و به آن ۱۵۰ یا ۱۶۰ برسیم؟ من در مصاحبه با آقای کاظمیان گفتم که تا ما درساژ و فرهنگ‌سازی نکنیم.

تا درساژ به این نرسد که ما اصلاً فرای مسابقه برگردیم به دهه اوایل دهه ۸۰ یا حتی دهه ۶۰ که آقای آیراملو آمد مسابقه، ولی خب متأسفانه نیست. وسط مسابقه هم هستید، بخش می‌گیرم و گرفتاری رده مالکین.

جزء اتفاقات خطرناک و خوش‌یمن سوارکار است. یعنی اگر طرف خوب است، مالک‌ها با انگیزه می‌آیند. سواری طرف واقعاً کیفیت سواری‌شان به نظر من یک جای دراماتیک است. یعنی شاید تعداد محدودی از آن‌ها هستند که به نظرم به انگشتان دو دست نمی‌رسد که واقعاً تلاش کنند. بقیه فقط به میدان مسابقه می‌آیند، یک گاز به اسب می‌دهند، دو تا پیچ می‌زنند، کاری می‌کنند و تمام می‌شود و می‌رود و چهار تا عکس در اینستاگرام و استوری. ولی ما نگاه می‌کنیم، مثلاً نمودش در قهرمان کشور مالکین پارسال.

۷۶ نفر پریدند، یک نفر مسابقه فرهنگ را بیشتر جدی می‌گیرند، آموزش بیشتر، آدم مربی و خبره. چه نظری دارید راجع به این موضوع؟ بله، این خوب است. این که الان شما می‌فرمایید، با این روش ما دیگر مالکینی نداریم که بتوانند ۵ سانت بلندتر از این‌ها بپرند. چون این چیزی است که من هم خودم دارم می‌بینم. ما آمدیم حالا یک سری قوانین گذاشتیم که حالا اگر بشود که تصویب بشود که مثلاً مالکین.

در یک چهار تا پنج تا بی‌خطا بروند با یک تیر بی‌خطا که بتوانند بیایند و بپرند. البته بگویم این دست‌انداز و این چیزهایی که ما درست می‌کنیم، این سرعت‌گیرها نمی‌تواند کل این مجموعه را درست کند. این یک کار فرهنگی است. شما نمی‌توانید، باید ببینیم در ذهن این مربی و مالکین چه می‌گذرد. دقیقاً برای من خیلی جای سوال است با وجود فالو کردن خیلی از سوارهای تاپ دنیا و روش‌ها و سواری‌ها، شما هنوز یک سری آدم می‌بینید.

یک مدلی سواری می‌کنند که اصلاً هیچ جای دنیا دیگر شاید سواری نشود. خیلی برای من هم جای سوال است. ولی خب نمی‌دانم، فکر می‌کنم بهترین مسیر این است که حالا یک مقدار فضایی درست کنیم بعد این مالکین که مثلاً باشد، یک رده‌ای برای آماتورها، آماتور تور داشته باشد، آماتور تور رده آماتور ۲۵، آماتور ۳۰. نگاه کنید بدونند یک چند نفر بیایند بزنند بروند بعد برسند به آنجا نتوانند.

بعد بقیه هم ببینند که این مدل جواب نمی‌دهد، باید روی بیسیک بیشتر کار کنند که اگر بخواهند آن کلاس را بپرند امیدوارم تا آنجا آسیبی نبینند و بمانند در این ورزش که می‌روی دیگر یک جایزه که می‌گیری دیگر هیچی در ذهنت نیست و می‌گویی دیگر من به تهش رسیدم. مربی‌اش که شما در اروپا خیلی‌هایشان متأسفانه آمدند به سمتی که ما برویم مربی، ما مربی نداریم الان.

مسابقه اسمش نیست به این چیزی که حالا ما می‌گوییم تمرین. اتفاقی که دارد می‌افتد در این چند سال اخیر، حالا ما درگیر مسائل اقتصادی هستیم بحثی توش نیست. ولی حالا خدا را شکر هنوز جماعتی که اسب دوست دارند کنار اسب هستند، یک خورده از لحاظ شرایط مالی شاید بهتر باشند. ولی مسابقاتمان خیلی دارد بی‌روح و یکنواخت و خسته‌کننده می‌شود. دیگر عملاً لااقل این احساس من نسبت به این قضیه. به نظر تو چرا راهکاری می‌شود آورد یا چیکار کنیم که یک خورده مسابقات جان بگیرد، یک خورده آدم‌ها بیشتر بیایند، یک خورده.

بیشتر درگیر اسب و سوارکاری بشوند. خیلی دیگر بی‌حالیم همه‌مان. یک چیزی که من احساس می‌کنم و می‌بینم این است که بخشی از این موضوع که خیلی شاید کوچک هم هست، باز برمی‌گردد به برگزاری مسابقه و مسابقات. بعضی وقت‌ها می‌بینید آدم‌ها از تو خود باشگاه‌ها حالشان بد است. بله.

بله، ما باشگاه‌داریم، مربی‌هایمان یک مقدار یک جاهایی یک سری اجحاف می‌شوند. بله، من تا جایی که بتوانم، تا جایی که بتوانم این ذهن من است، فقط حق به صاحب است می‌دهم. چون بالاخره یک کار خدماتی است دیگر. بریم یک کاری می‌کنیم ایشان باید راضی باشد. ولی مردم بخشی‌شان از این مسابقات و این‌ها به خاطر این نمی‌آیند ببینند. حالا حالشان خوب نیست بعضی‌هایشان اصلاً دیگر.

باشگاه بودن شرایط شرایطی است که باید از تو خود باشگاه‌ها حال این آدم‌ها را خوب نگه داشت، بهشان یک انرژی داد، یک امیدی داد، یک حس خوبی. در این قسمت من از رامین ابریشمی عزیز خواهش کردم که افتخار بدهد و با رادیو مصاحبه کند. مسئول برگزاری تقریباً فکر کنم ۱۰، ۱۲ تا از تورهای چه صدام پیشرو چه آزمون بوده و.

انصافاً هم کارش را خوب بلد است. مدیریت سیستمش واقعاً سخت است ازش نقص بگیریم. من ازش خواهش کردم به عنوان مسئول برگزاری که این همه مسابقه را تا الان انجام داده در خدمتش باشم. رامین مرسی که این وقت را گذاشتی و واقعاً ازت ممنونم. می‌دانم خیلی درگیر کار و این‌ها بودی ولی لطف کردی به من. اگر حالا می‌خواهی سلام علیکی بکنی شروع کن که بعدش من سوالاتم را شروع کنم پرسیدن. مرسی محسن جان. سلام عرض می‌کنم خدمت بینندگان و شنوندگان برنامه خوب رادیو. همچنین به تو محسن عزیز سلام ویژه دارم. خسته نباشید. برنامه بسیار خوبی را آغاز کردید و امیدوارم که این روند.

ادامه داشته باشد. احساس می‌کنم که جامعه ما به یک همچین برنامه‌ای که در واقع تلفیقی از نقد، بررسی و تاریخ شفاهی ورزش خاص خودمان، سوارکاری باشد، نیاز داشت و خیلی خوشحالم که یک نفری از بطن جامعه، از کسی که از پدر، عمو و چند نسلش در این رشته درگیر بودند شروع به فعالیت کرد. آرزوی موفقیت دارم و در خدمت شما هستم. دمت گرم. مخلصیم. لطف دارید رامین. یک سوالی که از من خیلی شده بارها که قطعاً از خودت هم شده می‌پرسند که آقا برگزاری تور نفعش برای یعنی بازده‌اش برای.

آن کسی که برگزار می‌کند یعنی برگزارکننده است یا برای اسب یا برای کل جامعه سواری مفید یا مضر است؟ می‌خواهم ببینم تو به عنوان کسی که چندین مسابقه را تا الان انجام داده‌ای، نظرت راجع به این داستان چیست؟ ببینید ما در گروه است و باشگاه سوارکاری آزمون فلسفه مسابقه‌مان که به سمت تور آمد و آغاز شد بیشتر بحث آموزش اسب‌ها و در واقع سوارکار آموزش از باب ترینینگ نه از باب آموزش که به معنای رایجش است. آن چیزی که من در این سال‌ها دیدم و به قولی شاید بگویم میوه‌ها یا.

آن ثمره‌ای که این تورها داشت حضور سوارکارانی بود که از این بطن این تورها آمدند بیرون مثل ارشیا فیض، یزدان ملاسر، رضا علی مولایی، علی راستگو پسند، آرمین لمی که خوب جدیداً در تور کوچک دارد پرش می‌کند که از همین تور مالکین شروع کرد، امیرحسین قلندر که در طول متوسط هم پرش می‌کند و خیلی‌های دیگر که حالا حضور ذهن ندارم. این عزیزان هم که اسم به دلیل که شاید حالا بیشتر دیدمشان یا بیشتر تمرکز مخصوصاً رده‌های پایه این کمک کرد. چرا این کمک را کرد؟ به این دلیل که ما وقتی که رده تعریف می‌کنیم.

رده B1 بزرگسالان داریم، A1 بزرگسالان داریم و رده‌های پایه که حالا مثلاً B نونهال، B نوجوان. هیچ وقت در رده سنی، مخصوصاً رده‌های پایه که در واقع آینده‌های سواری کشورها هستند، این اتفاق رقابتی پیش نمی‌آمد. خب من خودم هم سواری کردم. من همیشه وقتی که می‌آمدم کنار علی خوشگل و مسعود کاری و خدا رحمت کند رامین شک و بقیه اساتید، حتی رخشان، من پرشیا در کنارش می‌پریدم. برای من یک انگیزه مضاعفی بود، یعنی ناخواسته در آن رقابت می‌افتادی که خوب، پس من هم مثل این‌ها باشم، بجنگم و به این‌ها برسم. این خیلی کمک می‌کرد به پیشرفت.

احساس ما هم در این اتاق فکر آزمون و صدام پیشرو این بود که با این اتفاق می‌توانیم کمک کنیم به پیشرفت سوارکاران رده‌های پایه و همچنین رده‌های مالک. خب بزرگسالان که به هر حال تکلیفشان روشن است از لحاظ کمی و کیفی کار، اما به این دوستان خیلی کمک کرد به این اتفاق و خب شاهدش هم بودیم. اما در خصوص اسب هم خب به دوستان، آره به من هم زیاد گفتند، اما بحث این است که ما این را به چشم یک مسابقه نگاه نمی‌کنیم، به چشم ترینینگ نگاه می‌کنیم. ما در کلیه تورهایمان روز اول روز ترینینگمان است. آن چیزی که ما در فکرمون و ذهنمان هست در رده ترینینگ است. خب اگر سوارکاری دوست داشت گاز بدهد، دوست داشت حرکتی بکند که یک شه دیگر، آن در واقع در ذهن ما نبوده. ما گفتیم آقا مثلاً در طول کوچک رده ۱۱۵ را به عنوان ترینینگ گذاشتیم که بیاید اسبی که حالا آمده بالاتر، یک مشقی بکند در طول متوسط تو ارتفاع پایین به همین ترتیب و همچنین تور بزرگ. حالا ممکن است سر جداول داوری دوستان به هر حال پیشنهاداتی دادند. خیلی از جاها پیشنهادات اعمال شده. بعد از این هم خب حالا تو همین مسابقه.

در واقع روز جمعه بعد از ظهر یک گپی با محمدحسین ماکار نژاد با هم زدیم. پیشنهاد خیلی خوبی داد. جداول را تغییر می‌دهیم، اما فلسفه تور بحث ترینینگ اسب‌ها و در واقع ترینینگ سوارکارها بود که خوب برسند به رده‌های بالاتر، بتوانیم رده‌های بالاتر را با تعداد بیشتر برگزار کنیم. احساس خود من در این چند سالی که در بخش برگزاری دارم کار می‌کنم که حالا شما لطف داشتید گفتید، به این نتیجه رسیدم که آن در واقع محقق شده. آن هدف حالا قطعاً هیچ وقت ایده‌آل نخواهد بود، صد در صد هم نیست. ما تلاش این است که بیشتر و بهتر برویم جلو، ولی احساس می‌کنم طول این کمک را به جامعه.

به نظرتان مفید بوده؟ به نظر من کاملاً مفید بوده به خاطر اینکه همین‌جوری که خدمت شما و دوستان عرض کردم، اینکه سوارکاران ما تو رقابت با سوارکاران مطرح کشور، سوارکاران به نام قرار می‌گیرند، این خودش باعث ایجاد انگیزه می‌شود. شما خودت سوارکار بودی، من هم بودم و خیلی از دوستان. شما وقتی کنار یک بزرگی داری پرش می‌کنی، یک انگیزه دیگر بهت می‌دهد. آره درسته، ولی یک نکته که هستش الان تو صحبت‌ها داشتم بهش فکر می‌کردم. خیلی خوبه که آدم کنار اسم‌های بزرگ بپره، کنار سوارکارهای بزرگ بپره، ولی خوب همه یادمان هستش، یعنی یادمان نمی‌رود که آقا این.

قصه یک وسیله خوب هم می‌خواهد، یک اسب خوب هم می‌خواهد و حالا با توجه به شرایطی که ما تو شرایطی هستیم که متأسفانه اقتصادمان پویا نیست و نمی‌توانیم برنامه‌ریزی بکنیم و ارز برایمان خیلی گران است، تو این چند ساله شاهد ریزش واردات اسب و چه تولیدش چه یعنی ما ورودی خیلی جدیدی به بازار نداریم. شاید حداقل تو این سه سال اخیر من فکر کنم سالی ۱۰ تا اسب رده‌های بالای ما اضافه شده، ولی از آن‌ور خب ریزش هم داشتیم. خیلی خوبه آن رقابت، ولی چون ما این شرایط اقتصادی برایمان مهیا نیست و نمی‌توانیم اسب جابجا کنیم، بیاوریم چه تولید کنیم چه حالا هر چیزی، خیلی.

اتفاق خاصی تو این رقابت نمی‌افتد. چون چند تا اسم آوردی، خیلی اسامی را من می‌دانم، ولی همه این‌ها با پشتوانه مالی که می‌توانند بیایند تو آن سطح رقابت کنند و این را نباید یادمان برود. من بحثم بیشتر سر این بود که این تورها از نظر تو به عنوان برگزارکننده که کل این چند تا مسابقه را عملاً آمایش کردی، نظرت این است که مثبته که البته تو تقریباً تا ۷۰-۸۰ درصد هم نظرم.

خب رامین توی صحبت‌هایمان الان یک چیزی که هستش خیلی دوست دارم در موردش صحبت کنم و خیلی از آدم‌های فنی این حوزه از خبردارند در موردش صحبت می‌کنند، بحث تور کوچک است. من اگر بخواهم خیلی شفاف صحبت کنم امیدوارم از حرف من ناراحت نشوی، ولی تور کوچک عملاً شده تولید یعنی قتلگاه اسب‌ها.

خیلی شاید اغراق‌آمیز گفتم، ولی ما داریم می‌بینیم خیلی مثلاً مثال می‌زنم شما ۱۲۰ تا اسب توی تور کوچک ثبت‌نام می‌کنند، شاید از این ۱۲۰ تا به نظر من شاید ۴۰ تایشان می‌توانند بیایند تورهای بعدی، یعنی ۳۰ تایشان می‌رسند به طول بزرگ، ۱۰ تایشان هم به تور متوسط، ۳۰ تایشان می‌رسند، ده تا می‌رسند بزرگ، ولی عملاً نگاه می‌کنیم با آن فرمت باراژ و آن قهرمان تور کوچک و این حرف‌ها یک اتفاق بدی می‌افتد، یعنی ما اسب‌ها را آنجا تمام می‌کنیم می‌رویم بیرون. این را نمی‌توانید عوضش کنید یا چه می‌دانم یک تغییری در جدولش بدهید، جایزه‌اش بردارید اصلاً اسمش را از تور کوچک و قهرمان تور کوچک.

تور یا طول آماتور یا حالا هر اصطلاحی که آن شور و هیجان یک خورده ازش بگیرد، یک خورده سوارکار به فکر ثبت‌نام می‌کنیم به جای اینکه مثلاً ۱۰ تومن حالا هر چقدر جایزه ببریم، بیاییم فکر کنیم که سال بعد برویم توی متوسط، دو سال بعدش برسیم به طول بزرگ، ولی عملاً آن باراژ و آن جایزه این اجازه را نمی‌دهد. این تو برنامه‌هایتان هست یا اصلاً بهش فکر کردید که بخواهید انجامش بدهید یا نه؟ آره دقیقاً این فکر را یک چیزی حدود یک سال پیش این فکر را رسید به ذهنمان، تو اتاق فکرمان مطرح شد.

سوارکارهای زیادی گپ و گفتمان کردیم، به قول دوستان حالا خارج از حوزه اسب تحقیقات میدانی انجام شد با کارهای بسیاری. حالا محمد حسین ماکار نژاد اسم ببرم، مهرداد کاظمی به عنوان طراح مسیر با ابوالفضل و خیلی از علیرضا و خیلی دوستان دیگر، حالا شاید اسمشان عذرخواهی می‌کنم تو ذهنم اگر نیست، با خیلی از دوستان من گپ و گفتم. اصلاً این کار من خیلی دوست دارم که نقد کنم، نقد بشوم و بشنوم حرف دوستان. به جمع‌بندی رسیدیم با خود آقای محزون، خانم غ، همه دوستان نشستیم، خانم فائزه غریبی با همه گپ و گفتمان.

به یک طرحی رسیدیم. طرح تقریباً اوایل طرح خام بود، اما هرچی رفتیم جلوتر به هر حال خودت می‌دانی وقتی قرار است یک روشی تغییر بکند نیاز به یک پختگی دارد. ارائه کردن و بدون هیچ تفکری قطعاً دچار چالش می‌شود، اما طرح الان خیلی پخته شده. به نظر من به کمیته پرش هم پیشنهادش داده شده. احساس می‌کنم که به زودی شاید حالا نشود در اولین مسابقه که حالا ما به زودی خواهیم داشت اگر امکانش نباشد، ولی در مسابقه بعدی قطعاً این کار را خواهیم کرد در ظرف یکی دو ماه آینده.

آن طرح به طور کلی این‌گونه است که حالا آن چیزی که در ذهن من است و به دوستانم پیشنهاد دادم، یعنی ذهن من که منظورم ذهن تیم‌مان است. اگر هرجا اول این را بگویم، اول بحث، اگر جای کلمه من می‌آورم، منظورم شخصی نیست، ما یک تیم هستیم و دارم از جانب تیم صحبت می‌کنم. هدف ما این است که این تور را بتوانیم به سمت همان پیشنهادی که شما دادید ببریم. حالا می‌گویم هی پخته‌تر شد. مثلاً آن اول بود آماتور، خب دوستان گفتند آماتور شاید کلمه خوبی نباشد، گفتیم باشد برویم مثلاً اسمال یک اسمال استاد تور بگذاریم که استاد الان خیلی حرف قشنگی می‌شود به عنوان مثلاً ترینینگ تور در نظر بگیریم. ما در این فکر هستیم که این کار را انجام دهیم، این تور در واقع کوچک را.

به دو گروه تقسیم کنیم که بتوان این کار را انجام داد. حالا می‌گویم نمی‌دانم شاید من اجازه نداشته باشم هنوز جزئیاتش را بگویم ولی اتفاقات خیلی خوبی قطعاً در حال رخ دادن است. اصلاً طرح دیگر در واقع الان به مرحله اجرا رسیده. خب خیلی عالی، پس خوشحالیم که یک کار قشنگی کردید. در جام قبلی رده طول عصر جوان را بالایش را برداشتید چون که واقعاً فاجعه بود. یعنی اسب‌های جوان باید تجربه کسب کنند. بله، در اروپا اسب‌هایشان تا هفت سالگی جوان حساب می‌شوند و ۱۴۰ هم دارند می‌پرند ولی ما نه.

ترینینگ‌مان اروپایی نیست، نه جغرافیای‌مان اروپایی است، نه آب و هوای‌مان اروپایی است، نه امکانات‌مان اروپایی است. پس به نظر من قیاس مع‌الفارقه ولی اینکه بالایش را برداشتید و یک جایزه تقسیم کردید واقعاً کار پسندیده‌ای بود. آره، این هم پیشنهاد اتاق فکرمان بود، بسیار پیشنهاد خوبی بود. ما در واقع از پارسال این کار را شروع کردیم. خب خودت می‌دانی از روز اولی که اصلاً بنیان‌گذار اسب جوان به نوعی شرکت صدرا و مجموعه آزمون بود به دلیل اینکه خب دنبال تولید و دنبال پیشرفت اسب.

اول اگر خاطرت باشد اسب شش و هفت و هشت می‌آمدند بعد شد پنج و شش و هفت. خب این اصلاً قابل قیاس نبود، توان اسب‌ها یکی با هم نبود. اصلاً به قول مهرداد طراحی مسیرشان فرق می‌کرد. همه و همه ما یک خورده رفتیم جلوتر. اول پنج و شش هفت تا هشت، دیگر گفتیم هفت و هشت می‌رود بالا می‌پرد، کردیمش پنج و شش. پنج و شش هم دیدیم خب باز هم یک خورده انصاف رعایت نمی‌شود. یعنی نمی‌توانی شیشه را بسنجی نه می‌توانی پنجه را بسنجی. از طرفی یک سری دوستان گفتند ما نمی‌فهمیم اسب پنج یا شش ماهه چجوری بدانیم که انتخاب‌مان چه باید باشد حتی مثلاً برای خرید.

جدا کردیم ولی توانمند بودن، یک خورده رفتیم جلوتر لیست ثبت‌نام‌شان را جدا کردیم و هی روز به روز پخته‌تر شدیم. الان به اینجا رسیدیم که در واقع به قول شما بدون باراژ، بدون با احتساب زمان یک دور بپرند که فشاری به اسب‌ها نیاید. حتی ممکن است مثلاً در روزهای آینده در مسابقه آینده یک مقدار دیگر جدول روز دوم هم تغییر دهیم. نمی‌دانم خوشبختانه یا متاسفانه یک معضلی که ما در این بخش‌ها داریم این است که ما یک مقداری مجبوریم هدایت کنیم مثل پلیس راهنمایی. شاید این خیلی جالب نباشد برای ما.

اما خب بعضی اوقات می‌بینیم رعایت نمی‌کنند دیگر. حالا ممکن است از این حرف من خیلی از دوستان خرده بگیرند اما واقعاً یک جاهایی می‌بینی که نه دیگر مجبوری نقش پلیس را بازی کنی، هی جداول داوری را عوض کنی طبق قوانین بتوانی یک جوری اجرا کنی که هی حفظ کنیم ما این سرمایه را که بتوانیم برسانیم به رده‌های بالاتر. ولی قطعاً این اتفاق خوب در عصر جوان هم به زودی با یک تغییر کوچک خواهد افتاد که به سلامت اسب‌ها کمک کند. حالا این بحث حفظ کردن که من می‌گویم آن کسی که تصمیم‌گیرنده است چه برای یک مسابقه چه برای فدراسیون چه هر چیزی باید بیاید روی بخش آموزش فکر کند.

و بعد از آن بخش آموزش، بخش فرهنگ‌سازی. بالاخره یک فرهنگ‌سازی که تو می‌گویی اگر کسی بهش برخورده به نظرم باید شرایط خودش را دوباره بازنگری کند و الا حرف منطقی است. آقا من به عنوان یک سوارکار نمی‌دانم باید چیکار کنم. شما می‌گویی آقا توی محسن پویایی خودم را حس می‌کنم که کسی بهش بر نخورد. نمی‌دانی که نباید این رده بیاری گاز بدهی. من مجبورم یک قانونی برای تو بگذارم که من آن اسب را حفظ کنم تا تو بروی بعداً یاد بگیری که بیشتر بدانی. البته من یک مطلبی تو این قضیه اضافه کنم در واقع با اقلیت این قضیه روبرو می‌شود یعنی واقعاً خیلی برای من لذت‌بخش است بعضی اوقات یک احساس غروری می‌کنم که تو این رشته فعالم که می‌بینم.

سوارکارهای ما مربی‌های ما در واقع دارند تریل می‌کنند اسب جوان یعنی از چرخش‌ها از قوس‌ها از پیچ‌ها از خطایی که به اصل می‌دهند و واقعاً این خیلی لذت‌بخش است برای بقیه دوستان سعی می‌کنیم ما کمک کنیم. یک معضل خیلی بزرگی که الان هستش و خیلی‌ها در موردش صحبت می‌کنند بحث نسبت جایزه‌ها و هزینه‌هایش.

مثالش عرض می‌کنم مثلاً یکی از یک باشگاهی از شرق تهران تا اینجا تقریباً ۶ تومان هزینه برایش نمی‌صرفد بخواهد هر روز بیاید ببرد. می‌آید مثلاً می‌گویم اینجا حالا اصلاً تهران را فاکتور می‌گیرم از یک شهر دیگری می‌خواهد بیاید اینجا ۵ روز تور بپرد. یک تعداد اسب برنامه‌ریزی می‌کند می‌آورد. دو تا مسئله دارد یک دانه مسئله حمل و نقل خودش است یعنی اسب‌هایش که باید بیاید و به قول معروف اینجا پانسیون کند و هزینه آن پانسیون است که هزینه به نظر من زیادی است. حداقل آن‌هایی که از شهرستان می‌آیند یا احساس می‌کنید آقا می‌شود این هزینه را کمتر کرد کمتر کنیم چون.

تهش این است که مالکان خسته می‌شوند. واقعیتش را بگویم تو خودت یک زمان مالک بودی و آن موقع هزینه‌ها با الان خیلی فرق می‌کرد. الان فرض کن مثلاً یک اسبی از تهران می‌خواهد بیاید یک پاس روز دارد هزینه ثبت‌نامش هست هزینه کارگرش هست هزینه اسکان خودش هست هزینه اسب‌کش‌اش یک رقم خوب واقعاً چشم‌گیری می‌شود شاید مثلاً بگویم به جرات بگویم خرج سه ماه اعصاب برای مسابقه هزینه کند. این را چه راهکاری دارید شما که یک خورده آقا آن‌هایی که الان صدای من را می‌شنوند حالا برنامه‌ریزی تو آینده می‌توانید یک حمایتی بکنید حالا به اصطلاح امروز یک سوبسید به این‌ها بدهید.

جایزه نمی‌گیریم کمتر هزینه کردیم آمدیم تجربه کسب کنیم. چه چیزی تا حالا در این مورد فکر کردید که بتوانید یک راهکاری برای سوارکاری که مخصوصاً از راه‌های دور می‌آیند به قول چاره بیندیشید برایشان؟ چیزی که در واقع ما انجام دادیم این بود که خوب خودت می‌دانی باشگاه سوارکاری خالی نگه داشتن باکس‌هایشان خیلی کار سختی است اما در واقع باشگاه آزمون و گروه پیشرفت است بخاطر که بتواند کمک بیشتری بکند یعنی در واقع شاید اول جامعه هدف ما در این قسمتی که کمک کنیم جامعه سوار استان‌ها تشریف.

تعداد باکس‌های ما خالی نگه داریم. ما تقریباً فکر می‌کنیم تو این باشگاه نزدیک ۳۰ تا ۴۰ باکس سی‌تاری که مطمئنم چون همین آخرین آماری که دو روز پیش داشتم که ۳۴ پنج تا اسب اسکان داریم این حدود باکس ما خالی نگه داریم در واقع این ضرر را باشگاه متحمل بشود که بتوانیم اسب‌هایی که از سایر استان‌ها می‌آیند بهشان اسکان بدهیم چون خودت می‌دانی که اگر خیلی از جاها شاید این کار نکنند امکاناتش را نداشته باشند و آن باعث می‌شود که مجبور شوند که این دوستان.

در باشگاه‌های مجاور در واقع اسکان بدن که باز خودش یک هزینه حمل و نقل دارد. با این اتفاقی که افتاد، این هزینه را باشگاه متحمل شد و این هزینه حمل و نقل داخلی را از دوش سوارکاران و مالکینی که از استان‌های دیگر می‌آیند برداشت. اما در بحثی که در تهران مستقر هستند، شما حق دارید ولی در واقع چاره‌ای نیست. به دلیل گستردگی و پراکندگی شهر تهران این اتفاق می‌افتد. به هر حال شهر تهران، شهر بزرگی است و هیچ کاری هم نمی‌شود کرد. به هر حال دوستانی از لوازم کردان می‌آیند.

این حمل و نقل هست اما ما تا جایی که باشگاه و امکانات باشگاه اجازه بدهد، سعی کردیم که باکس‌هایی را در اختیار این دوستان بگذاریم که هزینه حمل و نقلشان را به حداقل برسانیم. ولی واقعاً غیر از آن می‌دانید دیگر، بیشتر از این کاری از دست ما به عنوان برگزارکننده و یا به عنوان باشگاه و گروه صدرا بر نمی‌آید. چرا که خب آن راننده اصلی دارد پولش را می‌گیرد و می‌گوید خب من هزینه دارم، این حمل و نقل هم هزینه دارد و او هم نمی‌تواند نگیرد. ما هم در واقع بیشتر از این دیگر پتانسیل نداریم. یعنی اگر قرار باشد ما یک...

کمکی بکنیم که مثلاً به حداقل برسد تعداد رفت و آمد. اولاً که خب این یک چیزی است که من این وسط به عنوان پاورقی اضافه کنم. خیلی از سوارکاران، که خود من هم جزو آن‌ها بودم، زمانی که می‌پریدم دوست نداشتم اسبم خارج از خانه‌اش بماند. یعنی این هزینه را می‌دادم مثلاً از آزمون می‌رفتم. اما برای فواصل دورتر، خوب این کار ما اگر امکانات باشگاهمان اجازه بدهد، امکانات مجموعه، خب قطعاً سعی می‌کنیم که تعداد باکس بیشتری فراهم کنیم. شاید مثلاً برویم به سمت باکس‌های پرتاب، اما آن هم مشکلات خودش را دارد. فضا می‌خواهد که آن فضا وجود ندارد. اما آن چیزی که الان در ید و توانایی مجموعه است این است که خب تعداد ۳۰ تا ۴۰ باکس را در...

فصول مسابقه خالی نگه دارد که بتواند کمک کند به اسکان اسب‌هایی که می‌آیند. برنامه ندارید که خود جایزه‌هایتان را افزایش دهید؟ جایزه تماشاچی نه، جایزه‌ها را افزایش دهید. طول کوچک آن جایزه را بگذارید در طول متوسط و بزرگ که اگر آقا یک سوارکاری می‌خواهد برنامه‌ریزی کند به جای اینکه بیاید بگوید آقا من قهرمان طول کوچک هستم به آن بسنده کند و چهار تا عکس از آن در بیاورد، بیاید بگوید خب حالا من بشوم قهرمان طول متوسط و بروم بشوم قهرمان بزرگ.

پلیس بازی در بیاوریم اینجا را خواهش می‌کنم پلیس شوید. جایزه بیشتر شود. یک اتفاقی که نمی‌دانم حالا حتماً خودت این را بهتر از من می‌دانی چون ماشاالله خیلی حواست جمع است. ما مسابقاتمان مخصوص مسابقات تور دیگر شده. مسابقات روتین هیئت سوارکاری هیجانی در محل مسابقه نمی‌بینی غیر از روز فینال تور بزرگش. یک تعداد محدودی آدم که آن‌ها اصولاً همراه اسب‌ها و سوارکاران می‌آیند.

این را باید یک فکری برایش بکنی آقا. یک تعداد آدم اینجا شاید علاقه‌مند باشند شاید مسابقه را ببینند. یک برنامه‌ای در کنارش بگذارید برایشان. خیلی مسابقات یکنواخت می‌شود. این‌ها حرف‌های من به شخصه نیست. این‌ها خیلی چیزهایی است که به من گفتند و حالا با بچه‌ها که صحبت کردیم آن اظهار نظرشان یک قسمتش هم نظرات خودم است که حالا آمدم الان تو را گذاشتم اینجا بهت فشار من به شخصه از روزی که حالا شاید خیلی هم ربطی به بحث نداشته باشد از روزی که برگزارکننده شدم خوب من از در واقع مشهد شروع کردم. دیگر به قول آقای کاظمین مهران گفت که تو اینجا وقتی می‌شوی برگزارکننده همش باید بگویی چشم بله چشم.

محل مسابقه جای بحث نیست. بعدش حالا دیگر کم کم حالت اسفنج پیدا کردن اما ذهنم پرید یک بار دیگر خارج شدم آقا چیکار کنیم که خوب مسابقات پرشورتر شود. ببینید خوب خودت بهتر از من می‌دانی کار داری خبر می‌کنی خبرها را خبرنگار نیست. ببین مسابقات در هم داوریش که ثابت است. در واقع شما مثلاً لونژین هم که می‌بینید آ۲ دارد ببخشید نمال دارد یک دوره با دارد خوب جداول که ثابت.

در واقع خیلی دستتان قسمت باز نیست اگر مثلاً بخواهی بروی سراغ یک رده‌هایی مثل مثلاً که فان‌تر باشد نمی‌دانم مثلاً امتیازی جوکر داشته باشد خب آن هم که خیلی در واقع با تفکر که ما در اتاق فکر و این فلسفه داریم که جور نیست اما برمی‌گردد به اینکه ما بتوانیم محیطی را فراهم کنیم که تماشاچی هم از آن محیط لذت ببرد. چرا آن را ما در قهرمان کشور این کار را کردیم آن هم به دلیل زمانی بود که داشتیم به دلیل امکانات و خوب به هر حال نوع مسابقه می‌طلبید که با یک فرم دیگر برگزار شود. ما آمدیم پارکینگ را غرفه غرفه کردیم.

غرفه‌داران آمدند غرفه گرفتند به هر حال یک محیطی بود که در آن تایمی که خوب بین دو تا راند و این اتفاقات بود این فرصت به تماشاچی می‌داد که لذت ببرد از حضورش در باشگاه. اما در مسابقاتی که داریم الان برگزار می‌کنیم به دلیل آن نوع برگزار به آن نوع فرمی که دارد برگزار می‌شود و زمان‌بندی که دارد خیلی این امکان را نمی‌دهد برای غرفه حتی اگر ما هم امکانش فراهم کنیم که می‌توانیم فراهم کنیم استقبالی نمی‌شود از سمت نه منظور من غرفه نیست منظور من یک چیز فان‌تر است.

تماشاچی از روی صندلی‌اش بلند نشود بخواهد برود بگوید دوری بزنیم الان مثلاً فلان اگر قرار باشد مسابقه برگزار کنم حتماً انجام ولی مسابقه طناب‌کشی می‌گذارم سوارکاران بین باشگاه‌ها فقط هم سوارکاران چون بهتر است بیاید بکشد نه خود سوارکاران بیایند مسابقه را انجام دهند یا مسابقاتی در این سبک و سیاق خورده از این یکنواختی بیاییم بیرون یک خورده فاصله بگیریم ما این کار کردیم محسن جان آمدیم ما در سال ۱۴۲ اگر اشتباه نکنم ما این کار آغاز کردیم.

یک مسابقه تیمی گذاشتیم که بالا برگزار شد دو نفره امدادی می‌گویم تیم امدادی آمدیم مسابقه سوار پیاده را گذاشتیم ببخشید از زمستان ۱۴۰۱ سوار پیاده را گذاشتیم آمدیم جلوتر اما یک اتفاقاتی افتاد که من خودم به شخصه با تمام فشاری که مجموعه به من آورد هم گروه صدرا و هم باشگاه آزمون دیگر زیر بارش و اصلاً به صلاح ندانستم دوست داری بگویی اتفاق اشاره بکن ولی واقعاً امکانش دیگر نیست امیدوارم یک روزی دوباره برگردیم به این قضیه.

چگونه بگویم آن هیجانی که ایجاد شد آن هیجان در واقع به سمت بهتر شدن نرفت آن هیجان به سمت این رفت که یک مقداری دچار چالش کرد مسابقه را آن هیجان باعث شد در امدادی وحشت اسب شد من اسب‌هایی را دیدم با آن سر و صدایی که تماشاچی ایجاد کرد افتاده وسط میدان جنگ بعد یک گلادیاتور سوارش شده تو بحث مسابقه سوار پیاده.

آن هم یک اتفاقات و یک چالش‌های خودش را داشت که در واقع احساس کردم با تجربه که به دست آوردم با همفکری که با اتاق فکرمون داشتیم گفتیم فعلاً ما از برگزاری مسابقات دست نگه داریم تا ان‌شاءالله حالا برویم یک خورده جلوتر یک خورده شرایط پس بهش فکر کردید انجام دادیم فراتر از فکر انجام دادیم ما یک دونه امدادی رفتیم دو تا سوار پیاده انجام نمی‌صرفه اقتصادی نه معنوی معنوی که قطعاً اقتصادی.

چیزی ندارد در یک اتفاقی که الان افتاده از اول سال ۱۴۰۳ من می‌گویم شما سه تا تور با فاصله کمتر از یک ماه یعنی دوتاش پشت سر هم بود هفته به هفته یکیش هم تقریباً با فاصله دو هفته بله چه احساس نیازی کردید که با این فاصله زمانی مسابقه تعریف کردید مخصوصاً الان که دیگر آب و هوا دارد مثلاً تو آخر واقعاً.

روز فینال، هوا بسیار گرم و ۳۵ درجه بود و این موضوع تأثیر زیادی بر عملکرد اسب‌ها و سوارکاران داشت. علاوه بر این، اکثر سوارکارانی که در تور بزرگ شرکت می‌کنند، از صبح درگیر شاگردان، مالکین و نوجوانان هستند و از ساعت ۸ صبح عملاً در محل حضور دارند که این باعث می‌شود بخش زیادی از انرژی‌شان از دست برود. دلیل اینکه این‌قدر پشت سر هم تور برگزار می‌کنید چیست؟ ببینید، اولین مسابقه‌ای که امسال برگزار کردیم، اگر اشتباه نکنم نوزدهمین دوره جام صدام و بیستمین دوره جام آسمان بود. به هر حال، بعد از یک استراحت یک ماه و نیمه یا دو ماهه برای اسب‌ها، مسابقه را آغاز کردیم. فلسفه ما از مسابقات دو هفته‌ای ربطی به این مطلب که حالا در استراحت بودند ندارد. زمانی که مسابقه را آغاز کردیم، در کشور برای اولین بار به این سمت رفتیم به خاطر اینکه گفتیم کمی سوارکارهای سایر استان‌ها را هم ببینیم. حالا من شاید به دلیل اینکه شهرستانی هستم، این موضوع را بهتر لمس کنم. البته الان با هزینه‌هایی که در تهران برای حمل و نقل وجود دارد، شاید این قضیه برای دوستان تهرانی هم مطرح باشد. دوستی که از شهرستان، از استان‌هایی مثل خراسان، همدان، آذربایجان و گیلان می‌آید، هزینه‌ای را می‌پردازد. ما به این فلسفه رفتیم که یک کرایه رفت و برگشت بدهد اما بیشترین مسابقه را که می‌تواند بپرد. این یک دلیل بود که مسابقات دو هفته‌ای را برگزار کردیم. دلیل آن این بود که ما دیدیم چون اسب جوان داریم و این عزیزان هم در کل کشور اسب جوان دارند، این امکان را به آنها بدهیم که وقتی مدام در یک محیطی پرش می‌کنند، برای اسب همه‌چیز عالی و ایده‌آل است. اما وقتی از مشهد یا همدان می‌آیند، شاید اولین بار است که به تهران می‌آیند و یک مسابقه و یک رده برایشان هیچ فایده‌ای ندارد. پس این امکان را به آنها بدهیم که بتوانند هفته اول آن فلسفه‌ای که داریم را اجرا کنند.

تمرین را انجام دهند و در هفته دوم به گرفتن جایزه، مقام و امتیاز فکر کنند. اما استناد می‌کنم، چون دوست دارم همه‌چیزم را با سند بگویم. امیدوارم بتوانم تا آخر که حضور دارم موفق باشم. استناد می‌کنم به حرف آقای علی آقا بختیاری و آقای رضا بخشی که سوارکار همدان هستند و الان در خراسان فعال‌اند. رضا بخشی گفت که هفته اول ما نگاه می‌کردیم به در و دیوار سالن، ولی هفته دوم چقدر خوب بود. علی آقا بختیاری فرمودند که هفته اول کمی جوان بود و هوشیار نبود، اما هفته دوم احساس کردم اسب ناگهان دو سال بزرگ‌تر شده است. در واقع آن فلسفه‌ای که ما داریم به مرحله اجرا گذاشته شده است. به همین دلیل است که ما دو هفته می‌رویم. اما اینکه حالا فرمودید هفته سوم چند درصد شرکت‌کننده از شهرهای مختلف بستگی به فصول سال دارد. خوب، امتحانات بچه‌ها خیلی تأثیرگذار است، آب و هوا خیلی تأثیرگذار است، حمل و نقل هم. بیشترین آماری که در این تعداد تور برگزار کردید، چقدر بوده؟ فکر می‌کنم ۲۰ درصد، شاید هم بیشتر.

مسابقات ما از کلوچه نادری گیلان، زنجان، خراسان، همدان و اصفهان شرکت‌کننده دارد. حالا متأسفانه یکی دو تا از سوارکاران اصفهان دچار مصدومیت شده‌اند و نتوانستند بیایند، ولی از اصفهان ۲۰ درصد شرکت‌کننده داریم. ببخشید، اما یک بحثی که خیلی مطرح است و من خیلی گله‌مندم از جامعه‌مان، این است که بحث برنامه‌ریزی ما در واقع برنامه را کلان می‌بندیم. اصلاً بحث آن کسی که یک اسب دارد یا پنج تا نیست. یک برنامه است و شما در همه دنیا هم همین‌طور است. من این را یک بار از رامین شفیعی و همچنین آقای رخشان رادپور شنیدم. حالا اگر می‌گویند رامین، شاید به خاطر اینکه سنمان نزدیک است. اینکه در همه جای دنیا هم همین‌طور است. برنامه داده می‌شود و شما می‌توانید بار کنید. هفته نزدیک مثلاً غرب اروپا می‌روید مسابقات غرب می‌پرید، آن که شرق است شرق می‌پرد. شاید هیچ‌کس بار نکند از آلمان برود هلند، از هلند بیاید بلژیک، از بلژیک برود مثلاً آمستردام. برنامه‌ریزی چند تا مسابقه را اما اینجا من گله‌مندم به این دلیل که خوب دوستان می‌گویند چرا ما مسابقه را گذاشتیم، شما باید برنامه داشته باشید.

شما باید ببینید کدام به دردتان می‌خورد. من خودم آن زمانی که مسابقه می‌خواستم، یک بار رفتم مسابقه خرمدره. همه گفتند برای چی؟ گفتم به خاطر خلوت رفتم خرمدره و جایزه هم شدم، ۱۲۵ سوم شدم. خلوت بود و به دردم می‌خورد. ولی مثلاً شاید به درد یکی دیگر نخورد. اگر دوستان برنامه‌ریزی کنند، این اتفاق نمی‌افتد. اما چه می‌گویند دوستان عزیزمان؟ این گله را به من می‌کنند که نه، ما نمی‌توانیم نپریم. خب چرا نمی‌توانیم نپریم؟ به دلایلی که حالا قطعاً شاید نباشد من باز کنم. نه اتفاقاً خوب است اگر بگویی فشار می‌آورد. اگر نرویم جواب سوالش بده، اگر نیاییم.

مثلاً نمی‌دانم نباشیم دیده نمی‌شویم. اما ببینید این‌ها مسائل حاشیه‌ای است. این‌ها را در واقع ما به عنوان برنامه‌ریز یا شاید حتی فدراسیون سوارکاری وظیفه‌ای در قبال آن نداریم. ما وظیفه داریم بهترین شرایط را برای برگزاری فراهم کنیم و این موقعیت را به سوارکارانمان بدهیم. اصلاً همیشه این معضل بود که می‌گفتند آقا نه، از این مسابقه باید یک ماه فاصله باشد. قدیماً این‌طور بود. جامعه یگانگی پیش پیرمرد می‌پریدیم. بعد کم‌کم گفتند نه، از این مسابقه تا مسابقه باید مثلاً ۱۵ روز یا ۲۰ روز فاصله باشد. دلیلی ندارد چون آنجا هر هفته مسابقه داشته باشید. سوارکاری که برنامه‌ریزی می‌کند.

اسبش نسبت به توانایی سوارشان، نسبت به توانایی و پتانسیل اسبش تصمیم می‌گیرد که آیا این مسابقات برود یا نرود. الان می‌توانم اسم علیرضا، دوست بسیار نزدیک من، مربی من بوده، اسطوره این رشته است. مسابقه این مسابقه پرش نکرده، اتفاقی نیفتاد برایش. بهترین مسابقه مسابقه پرید، یک مسابقه قبل به همین ترتیب. محمود پورحیدری، برادر خودت، فکر می‌کنم اولین مسابقه ما پرش نکرد تو تور بزرگ. نه نپرید. ابوالفضل محمد بوده، محمد خیلی از خیلی از سوار رامین، خیلی از دوستان. ببینید ما وقتی که برنامه می‌نویسیم، وقتی که برنامه‌ریزی در اتاق فکر همه را باید ببینیم. ما نمی‌توانیم.

بگوییم که برای سوار تک اسب برنامه‌ریزی کنیم یا برویم برای سواری که پنج تا دارد. ما می‌گوییم آقا این برنامه هست. حالا اونی که تک اسبه برنامه‌ریزی می‌کند که در زمان‌های بهتری حضور پیدا کند و شاید در هوای بهتر، شاید در میادین خلوت‌تر. آن سوار اسب بیشتر باز موقعیت برای آن هم فراهم است که هر هفته بپرد. درست است؟ می‌دانید این برمی‌گردد فقط و فقط به نظر من به مدیریت سوارکاران. البته البته با به هر حال با اینکه من از به هر حال.

جامعه را حس می‌کنم پوست و گوشتم از این جامعه است و مقدار زیادی می‌طلبد که مالکین ما هم مربیانشان را حمایت کنند. حالا این درد دل شاید سوارکاران باشد که هیچ وقت نگفتم ولی به من زیاد می‌گویند تحت فشار نگذارند برای شرکت در همه مسابقات. اجازه دهند خود مربی نسبت به پتانسیلی که اسب دارد و نسبت به شرایطی که وجود دارد تصمیم بگیرد آیا در این مسابقه باشد یا نباشد. یک نکته‌ای که هست پیرو صحبت‌های شما، نقش ما حداقل در چند سال اخیر، من فکر کنم سه یا چهار سال اخیر است.

ما چیزی به نام تقویم ورزشی نداریم و نداشتن این تقویم ورزشی برای همه ما که دوست داریم برنامه‌ریزی کنیم، شده چالشی که حالا امیدوارم آقای کاظمیان و آقای دکتر کریمی در سوارکاری تمهیداتی را بچینند که زودتر واقعاً تقویم ما را بدهند. من یادم است زمانی که حاج آقا رمضانی بود، اول سال یک دفترچه‌ای بود که تقویم کل مسابقات فدراسیون و هیئت با هم تلفیقی بود. کارت بیمه‌مان هم در آن بود و عضویت هیئت هم در همان دفترچه بود که به ما می‌دادند. ولی خب حداقل من فکر کنم اگر اشتباه نکنم هفت هشت سال است که حداقل هیئت استان تهران تقویمی ندارد.

تداخل ایجاد می‌کند. البته فدراسیون فکر می‌کنم تا همین تا قبل از اینکه وارد دوره سرپرستی بشویم این اتفاق می‌افتاد و تقویم داشتیم. به هر حال بعد از اینکه وارد دوره سرپرستی شدیم به دلیل اینکه خوب سرپرست هم به هر حال مشخص نبود تا چه زمانی، شاید مشکلاتی بوده که نمی‌توانستند تقویم بدهند. فکر می‌کنم بیشتر به این دلیل شد که یک وقفه افتاد ولی قطعاً مطمئنم که حالا امیدواریم بهتر شود. رامین، تا حالا فکر کرده‌ای که یک خورده شرایط مسابقه را از لحاظ آب و هوایی تغییر بدهی؟ یعنی ساعت مسابقه را جوری طراحی کنی که اسب‌ها، من همه داستانم در مورد اسب‌هاست.

اسب‌های خود تو در شرایط آب و هوای بهتری بپرند. وقتی ظهر ۳۵ درجه است خب این اتفاق خوبی برای خیلی سبک‌ها نیست. مجبوریم مکمل و خمیر استفاده کنیم و خب این طبیعتاً هزینه‌بر است. خیلی‌ها هزینه را ندارند بدهند، خیلی‌ها دارند ولی باز هم آن چیزی که می‌خواهند از اسب در نمی‌آید. واقعاً باید یک فکری کرد. شماها کاری کرده‌اید که بخواهید آقا این ساعت را عوض کنید؟ دیگر از صبح به بعد از ظهر استارت کنیم؟ ببین آره، ما اتفاقاً حالا این دمای ۳۵ درجه که شما فرمودید.

این هفته مسابقه تقویم بود، بله هفته پیش. اما به دلیل اتفاقی که در کشور افتاد که جا دارد تسلیت هم بگویم به جامعه ورزشی کشور، ما ناخواسته برنامه به هم خورد. خب آن هفته هوا بسیار ایده‌آل بود و اما افتادیم به این هفته که یک روز یکی دو روزش خوردیم به گرما. اما ما این فکر را کردیم که بیاییم در واقع این تغییر را دقیقاً شما می‌گویید انجام دهیم. اینکه ما برویم به سمت اینکه حداقل کاری که می‌شود این است که ما یک کلاس یا دو کلاس صبح برگزار کنیم مثلاً ساعت ۱۱ یا ۱۲، بعد مسابقه را تعطیل کنیم و برویم بعد از ظهر یک کلاس یا دو کلاس را هم شب.

اما چرا همه کلاس‌ها را نمی‌بریم شب؟ به دلیل اینکه خب خودت بهتر از من می‌دانی این است که ما باید به نوعی هم رفتار کنیم که خیلی هم استراحت و ساعت خوراک اسب‌ها را به هم نریزیم. یعنی شاید مثلاً ساعت ۱۲ شب برای اسب خیلی جذاب نباشد پرش کند. کما اینکه ما یک سال در واقع آقای مهاجر در ماه رمضان که مسابقه داشت در باشگاه بام، این را می‌شد دید که مثلاً ساعت ۱۲ شب دیگر اسب کیفیتی ندارد چون خب همیشه خوابیده دیگر. آن ساعت، ساعتی که فشار مسابقه است، یک جوری برنامه‌ریزی کنیم که مثلاً تا ده شب تمام شود. چرا قطعاً در این مسابقه که پیش رو داریم این برنامه را داریم.

خوب داریم کار می‌کنیم یک خورده نورمان را تقویت کنیم که در واقع بحث اصلی همین است، نورها را تقویت کنیم. فکر می‌کنم اگر اتفاقی نیفتد و همه چیز بر وفق مراد پیش برود، ما در اولین مسابقه که برگزار کنیم این کار را خواهیم کرد که حداقل دو کلاس را شب ببریم و دو کلاس هم در صبح ببریم که به آن پیک گرما نخوریم. خب خیلی هم عالی. من دیگر سوالی ندارم. اگر خودت صلاح می‌دانی راجع به مطلبی صحبت کنی ازت تشکر می‌کنم. اختیار مطلب خیلی کلی است. دلم می‌خواهد که در واقع خیلی فشار به برگزارکننده نیاورم، نه به ما نه به همه برگزارکننده‌ها. ما معضل اصلی‌مان.

بحث شاید اسپانسری باشد. چه بخواهیم چه نخواهیم، بحث بخش اقتصادی خیلی بخش مهمی است و این وابسته به کل کشور ما است. تا جایی که توان داشته باشیم روی جداول جوایز و روی کیفیت‌مان کار می‌کنیم. اما این یک همت همه‌جانبه را می‌طلبد که بتوانیم به بهترین نحو پیش برویم. از مالکین عزیز درخواست می‌کنم شاید این درد دل سوارکارها باشد. همین‌طور که عرض کردم خیلی فشار ندهند، فشار نیاورند در واقع مربی‌ها به سوارکارها برای اینکه حالا در همه رده‌ها بگذارند تحت فشار که حتماً باید.

راست باشیم، یک مقداری بیاییم در مسابقات پتانسیل اسب و پتانسیل خودمان را بسنجیم و بعد حضور پیدا کنیم. این شاید خیلی کمک کند به جامعه، خیلی کمک کند به کیفیت بهتر. حالا این بحثی نیست که در واقع بخواهد خیلی باز شود، بحثی نیست که بخواهد خیلی رویش بحث شود. اما یک چیزی هست که همه حرف ما حفظ سلامت است. یک کاری بکنیم که اسب‌هایمان سلامت بمانند، اسب‌هایمان با بهترین کیفیت پرش کنند. ان‌شاءالله با تمهیداتی که الان فدراسیون.

پیش رو دارد و اندیشه بتوانیم در مسابقات برون‌مرزی با بهترین کیفیت حضور داشته باشیم. مثل مسابقاتی که خب با اسب‌های داخل توانستیم برویم سال ۲۰۱۴، ۲۰۱۵، سال ۲۰۰۶ بازی‌های آسیایی و همین‌طور که کیفیت اسب‌ها را نگه داشتیم، نگه خواهیم داشت. هر روز به روز کیفیت سوارکاران هم همین‌طور که الان عالی است، عالی‌تر شود. این نکته خیلی خوبی را اتفاقاً اشاره کردی که از تمام صحبت‌ها بخواهم حداقل نیست هر مسابقه بپریم. قرار نیست که فقط من همیشه.

حرفی به شاگردان خودم می‌زنم. آقا یک تایمی بیایید برای مسابقه که پیام بازرگانی مسابقه نشوید و فقط برنامه مسابقه را پر نکنید. ولی متأسفانه در حداقل چند تا مسابقه اخیر، حالا چه تور چه جام چه حالا هرجایی، خیلی از سوارکاران فقط که برنامه را پر کنند بدون اینکه خودشان آگاه باشند. امیدوارم که این تلنگر را حداقل این حرف بهشان بزند. آقا ممنون از اینکه وقت گذاشتی. خیلی لذت بردم از هم‌صحبتی بسیار باسواد و مرتب صحبت می‌کنیم و من سورپرایز شدم. این را بگویم دمت.

وقت گذاشتی که حالا ان‌شاءالله به زودی اپیزود را با بقیه بچه‌هایی که حالا قرار است صحبت کنیم ببریم جلو ببینیم که خدا چه می‌خواهد. دمت گرم. مرسی مرسی محسن جان خیلی ممنون که وقت گذاشتی. خیلی خوشحال شدم. برای خودت و برنامه خوبی که داری آرزوی موفقیت می‌کنم. امیدوارم که هر روز این برنامه کمک کند به پیشرفت رشته سوارکاری به خصوص پرش که ما در آن درگیر هستیم. ان‌شاءالله با حمایت هم دمت گرم. خداحافظ. قربانت بروم. روز بخیر. خداحافظ.

از اینکه در این اپیزود هم همراه من بودید بسیار سپاسگزارم و برای همگی‌تان آرزوی سلامتی و توفیق روزافزون دارم. همین الان می‌توانید اپیزود بعدی را یعنی اپیزود ۳۷ گفتگوی من با شریفی و مهرداد کاظمیان را بلافاصله بشنوید. برای همگی‌تان آرزوی سلامتی.

دل خوش و شادکامی دارم. مواظب اسب‌هایتان باشید.

مشاهده در وب‌سایت اصلی