اپیزود سی و چهارم رادیوچهارنعل، بخش دوم گفتگو با ریاست فدراسیون سوارکاری.
خلاصه
در اپیزود سی و چهارم رادیوچهارنعل، بخش دوم گفتگو با رئیس فدراسیون سوارکاری، به بررسی چالشها و فرصتهای موجود در ورزش سوارکاری ایران پرداخته میشود. رئیس فدراسیون بر لزوم ساماندهی، آموزش و ایجاد نظم در سوارکاری تأکید کرده و اهمیت اصلاح نژاد و تولید هدفمند اسبهای ورزشی را یادآور میشود. او همچنین به نیاز به مشاوره ژنتیکی برای جلوگیری از تولیدات سلیقهای اشاره کرده و بر استفاده از نژادهای اصیل ایرانی برای تقویت برندهای ورزشی تأکید میکند. تمرکززدایی از ورزش سوارکاری و تأکید بر برگزاری دورههای آموزشی و مسابقات در استانها به منظور بهرهبرداری از تجربیات محلی نیز از دیگر موضوعات مطرح شده است. در نهایت، ارتقاء فرهنگ سوارکاری و ایجاد دپارتمانهای تخصصی در فدراسیون به منظور بهبود شرایط سوارکاران و ارتباط نزدیکتر با جامعه سوارکاری مورد تأکید قرار میگیرد.
موضوعات کلیدی
- آموزش سوارکاری
- مسابقات سوارکاری
- پرورش اسب
- پرش با اسب
- لوازم سوارکاری
- مربیگری اسب
- اصلاح نژاد
- مدیریت باشگاهها
- اسب ترکمن
- نقد و بررسی
- پیشکسوتان
- تحلیل مسابقات
- سوارکاری توریستی
- تمرکززدایی
- تولید اسب ورزشی
- مشاوره ژنتیکی
- اسبهای اصیل
- فرهنگسازی
متن کامل گفتگو
هر نقطه از ایران که زندگی میکنید دیگر نیاز نیست درگیر خرید لوازم سوارکاری چه برای خودتان چه برای اسبهایتان باشید. فروشگاه لوازم سوارکاری بنیامین با ۴ شعبه فعال، یک شعبه در کرج و سه شعبه در تهران، آماده خدمترسانی به همه علاقهمندان اسب و سوارکاری است و همچنین با یک سایت بسیار کاربردی و صفحه اینستاگرام حرفهای.
برای عزیزانی که در شهرهای مختلف هستند، شرایط را مهیا کرده که سفارشاتشان را در خانه تحویل بگیرند. فقط کافی است توضیحات این اپیزود را ببینید و مستقیم به سایت و صفحهشان سر بزنید. متوجه میشوید که نیاز ندارید نگران تهیه لوازم مورد نیازتان باشید. هم میتوانید از برندهای روز دنیا سفارش دهید و هم از برندهای خوب ایرانی. تا یادم نرفته بگویم بنیامین یک سری از لوازم خود را تولید میکند که دست کمی از برندهای خارجی ندارد.
و هم از لحاظ اقتصادی بسیار بهصرفه است. حامی بودن خاصیت برند بنیامین است؛ هم حامی اسب، هم حامی سوارکار، هم حامی مسابقات و هم حامی اپیزود سی و چهارم رادیو چهار نعل. توضیحات این اپیزود را فراموش نکنید. با زدن روی هر لینک میتوانید از سایت یا اینستاگرام فروشگاه بنیامین بازدید کنید و من مطمئنم که آنجا لوازم مورد نیازتان را به راحتی پیدا میکنید.
فروشگاه لوازم سوارکاری بنیامین.
عرض سلام و ادب و احترام خدمت همه شما شنوندگان خوب رادیو چهار نعل. با یک اپیزود دیگر در خدمت شما عزیزان هستم و ادامه صحبتهای آقای کاظمیان، رئیس فدراسیون سوارکاری را در اپیزود ۳۴ قرار است بشنوید.
خیلی خوشحالم از اینکه این افتخار را داشتم که این مصاحبه را ترتیب دهم و رئیس فدراسیون پذیرفت که جلوی دوربین رادیو چهار نعل بنشیند و از برنامههایش بگوید و فضا را باز گذاشته برای همه عزیزانی که اهل پرسش و پاسخ هستند. من احساس میکنم که این مدل رفتارها واجب و حرفهای است و این نشان میدهد که قرار نیست هر رئیسی که میآید در اتاقش بنشیند و فقط نامهها را امضا کند. امیدوارم که از شنیدن اپیزود سی و سوم که بخش اول صحبتهای من با آقای کاظمیان بود لذت برده باشید.
این صحبتها در اپیزود سی و چهارم ادامه همان صحبتهای اپیزود سی و سوم است. پیشنهاد میکنم اگر آن اپیزود را گوش ندادهاید، ابتدا اپیزود ۳۳ را گوش دهید و بعد این اپیزود را. و خواهش دیگر اینکه رادیو چهار نعل با هزینه شخصی من عملاً اداره میشود.
و هیچ اسپانسر و هیچ نهادی من را یاری نمیکند و تنها حمایتی که از شماها میخواهم به عنوان مخاطب رادیو چهار نعل این است که فقط پستها، استوریها و اپیزودها را برای بقیه عزیزان هم بفرستید که آن عزیزان هم از این صحبتها هم لذت ببرند، هم یاد بگیرند، هم برنامهریزی کنند. بیشتر از این مزاحم وقتتان نمیشوم و شما را دعوت میکنم که شنونده اپیزود سی و چهارم گفتگوی من، محسن پورحیدری، با آقای محمد کاظمیان، رئیس فدراسیون سوارکاری باشید.
خب آقای کاظمی، شما یکی از مسائلی که خودتان خیلی بهتر از من به آن واقف هستید، تعداد اسبهای محلی و سوارکارانی است که در سطح ایران پراکندهاند و در بسیاری از جاها هستند که اسب را به عنوان یکی از اعضای خانوادهشان در خانه نگه میدارند و فقط هزینه میکنند و اینها هیچ بازار منسجمی ندارند، هیچ نظم و انضباطی ندارند. مثلاً یک نمونهاش...
چه تمهیدات و چه تصمیماتی برای آنها گرفتهاید که از این آشفتگی بیرون بیایند، یک چارچوب بگیرند، شاید کمی مدل کارشان عوض شود و اسبدوستانهتر با اسبها کنار بیایند. ببینید، خوشبختانه کشور ما کشوری است که مردم خیلی اسبدوست هستند.
و بسیاری از آنها پرورش میدهند و فعالیتهای حتی به شکل بومی محلی دارند اجرا میکنند که اشاره کردید. سوارکاری باید کمی نظاممند شود، از خشونت با اسب جلوگیری شود. یک سری حرکات و رفتارهایی که ممکن است مثلاً به اسب آسیب برساند میتواند سازماندهی شود، آییننامه شود، قانون شود که رعایت کنند. تا الان هم این کارها اتفاق افتاده. یک چیزهایی در سالهای گذشته شروع کردهایم، عدهای هم دارند کار میکنند، کمیتهاش هم درست کردهایم، حمایت هم میکنیم. مسابقاتش هم با همان شکلی که حالا عرف جامعه میپسندد و آنها در آن محله توانستهاند سالیان سال این کار را انجام دهند دنبال خواهیم کرد. اما کمی قانونمندی میکند استفاده از کلاه.
سوارکاریهای توریستی و گردشی داریم که در بسیاری از جاها الان باب شده است. خب آمدهایم کمیته گردشگریمان باید کمی پررنگتر باشد. ما دیروز هم جلسه داشتیم، باید کمی بهتر کار کند، بتوانیم حتی توریست بیاوریم، حتی آدم بیاوریم، کسب درآمد کنیم تا این اسبها که به قول شما حالا فقط خریداری شده و تولید میشود و به یک کارایی داشته باشد. یک سری مسابقات ساحلی داریم.
در ساحل کشورمان یکی از رویاهای من این است که بتوانیم اینها را نظاممند کنیم. مردم مثلاً با پای برهنه، با دمپایی، با شلوارک سوار اسب نکنند، بعد پا در رکاب گیر کند. گاهی من خودم حالا چون مثلاً وقتی آن مناطق صبح برای ورزش نگاه میکنم میبینم حتی تنگ را بلد نیستند، حتی دهنههایی که استفاده میکنند، حتی آبخوریهایی که در دهان اسب باشد، اینها همه اصلاً متناسب با آن اسب و با آن حالتش نیست. اینها را اگر بتوانیم سازماندهی کنیم، خواهش کردهایم از هیئتهایی که حالا این شرایط را دارند بتوانیم سازماندهی کنیم، اینها را در کلاس آموزشی شرکت دهیم. خیلی هم مشتاق یادگیری هستند.
در بعضی از استانها ما حتی مثلاً در گشتهایشان نگاه میکنیم، حتی تنگی که زیر اسب است، یک مادیانی که دارد کره شیریاش متورم است، این تنگ باعث آزرده شدن رگهای شیری شده است. حتی به این موضوع دقت نکردهاند و پس این نشان میدهد ما نیازمند آموزشیم. ما هرجا که حرف از آموزش میزنیم فوری همه فکر میکنند ما راجع به مربیگری صحبت میکنیم. نه، خیلی آموزشهای کوچک کوچک دقیقاً اینها میتواند فضاسازی مناسب بکند برای رشد و توسعه ورزشهای سوارکاری.
سازماندهی کنیم سوارکاریهایی که با اسبهای بومی محلیمان دارد انجام میشود. ما باید برای اسبمان فعالیتهای ورزشی به هر حال فکر کنیم. به عنوان مثال ما در مثلاً سمت خراسان اسبهای یورقه داریم.
خوب یورقهها مدتها به کالسکه بسته میشدند. حالا گاریهایی که الان دیگر آن کارایی را ندارند ولی افرادی هستند که عاشقانه با اینکه قشر زیر خط فقر هستند نگهداری میکنند. ما برای اینها باید چه کار کنیم؟ خب شاید ارابهرانی بتواند خیلی کمک بکند. ما اگر رشته ارابهرانی را بتوانیم راهاندازی بکنیم این کار میتواند بسیاری از اسبهای بومی ما را در مسابقات ایونتینگ جا بدهد. اسبهایی که الان دیروز با تولیدکنندگان اسب عرب خالص ایرانی صحبت میکردیم. ایونتینگ یا مسابقه سهروزه که ترجمه شد نمیگویم سهروزه به دلیل اینکه در سه روز لازم نیست انجام شود. یک بخشش پرش سادهتر، یک بخشش آسانتر و یک بخش کراس کانتری دارد.
مقاومند عنوانهای ثابتی که پرش میکنند و مسافتی را که باید حالا در تایم و قوانین خاص خودش. پس این اسبها با فعالیتهای ورزشی میتوانیم برایشان کارایی داشته باشیم. حالا خیلی رشتههای دیگر هم میتواند فعال باشد. در این رشتههایی که مدال المپیکی دارد ما میتوانیم اینها را بیاوریم اضافه بکنیم و برای آنها کاربری ورزشی تعریف کنیم. وقتی کاربری ورزشی شد حالا تولیدات خرید و فروش میشود، پیدا میکند، هدفمند میشود.
اما یک موضوع دیگر، میخواهم دوباره به تبارنامه و اصلاح نژاد اشاره کنم. در کشور ما تولیدات اسب به صورت سلیقهای انجام میشود. به عنوان مثال، اگر دو نفر بخواهند در خانواده وصلت کنند، به مشاور ژنتیکی مراجعه میکنند تا مطمئن شوند که فرزندانشان مشکلی نخواهند داشت. حال ما اسبهای گرانقیمتی داریم و زاد و ولد آنها به راحتی و بر اساس سلیقه انجام میشود. من یک مادیون دارم و از یک سی خوشم میآید و میخواهم از آن کشش کنم. ما نیاز به یک مرکز داریم.
مشاوره ژنتیکی بدهد و به رکوردها برگردیم، یعنی فلان مادیون شما با فلان خط خونی باید کشش شود تا از تولیدات سلیقهای و بدون نتیجه جلوگیری کنیم. این یکی از وظایفی است که ما میتوانیم در کنار هم انجام دهیم. مؤسسه تحقیقات و مرکز آموزش میتوانند کمک کنند تا تولیداتمان را ارتقا دهیم. تولید اسبهایی که بدون هدف و مشورت و به صورت سلیقهای تولید میشوند، میتواند به اقتصاد کشور و خانوادهها و باشگاهها آسیب بزند. بنابراین باید تولیداتمان را هدفمند کنیم.
حتی من دیدهام روستاییانی که میخواهند قاطر تولید کنند، برای انتخاب الاغی که برای تولید قاطر استفاده میکنند، دقت زیادی میکنند و میگویند این بهترین تولید را دارد. اما در بسیاری از جاها، با اینکه افراد تحصیلکرده هستند، تولیداتشان سلیقهای و احساسی است و باید از این حالت خارج شویم. اگر هدفمند تولید کنیم، میتوانیم اسبهای ورزشی خوبی تولید کنیم و این یکی از رویاهاست که در آینده.
صنعت اسب ما به جایی برسد که با استفاده از ژنهای خوب از اسبهای اصیل ایرانی که مقاوم هستند، مانند اسب ترکمن، اسب کرد، اسب عرب و کاسپین، بتوانیم برندهای ورزشی خوبی برای پرش با اسب، درساژ، ریسینگ و کورس تولید کنیم و آنها را به دنیا بفروشیم. ما نباید این اسبهای خالص را حفظ کنیم. به همین دلیل من بارها گفتهام که باید از تولیدکنندگان اسبهای خالص حمایت کنیم.
ممکن است فدراسیون بگوید بودجه ندارد و فعالیتهای ورزشی را انجام میدهد، اما حمایت ما فقط مادی نیست. میتوانیم در بسیاری از جاها توضیح دهیم، در برنامهها آموزش دهیم و جامعه را آگاه کنیم. یک اتفاق بد این است که هر جا صحبت میکنیم، میگویند سوارکاری برای افراد پولدار است. اینطور نیست.
افراد پولدار که متأسفانه تعدادشان کم است، چرخه اقتصادی این صنعت را میچرخانند، اما اکثریت افرادی که در کشور تولید میکنند، همانهایی هستند که اسبهای بومی و خالص ایرانی را تولید میکنند. امروز میگویم و جرئت دارم بگویم که اینها واقعاً زیر فشار هزینهها و نگهداری این اسبها که تعدادشان هم کم نیست، کمرشان خم شده است.
پس باید کمک کنیم. اگر میتوانیم سوبسید بگیریم، من با دوستان جهاد صحبت کردهام. اگر جای سوبسید هست و میتوانیم امکاناتی برای تولیدکنندگان و اسبهای خالص فراهم کنیم، اولویت دارند. بتوانیم علوفه و نیازهای دیگر را به شکل مناسب تهیه کنیم و برای آن اسبها کاربری ورزشی تدوین کنیم. وظیفه فدراسیون است که این کار را انجام دهد و بعد انشاءالله خیلی زود، که الان هم خیلی دیر کردهایم، شروع کنیم به اصلاح نژاد و تولید اسبهای هدفمند برای ارزآوری به کشور. امروز به جرئت میگویم که تمام اسبیها بگویند هر جا صحبت میشود، چون مخاطب ما جامعه سوارکاری است و ممکن است مسئولین برنامههای ما را نبینند، اما بسیاری از افرادی که در جامعه سوارکاری هستند، ارتباطات خوبی دارند و میتوانند مسئولین را آگاه کنند که اسب میتواند مانند نفت و بسیاری از چیزهای دیگر صادرات غیرنفتی داشته باشد و برای کشور ارزآور باشد. فقط باید هدف این کار را انجام دهیم و به درستی پیش برویم. یک نکتهای که هست، فکر میکنم که حداقل ما مردم از آن غافلیم، جغرافیای وسیع و تنوع آب و هوایی است که به ما اجازه کار میدهد و تمام نژادهایی که شما اکنون نام بردید، واقعاً میراث این کشور هستند و میتوانند با آموزش صحیح و فرهنگسازی صحیح به درآمد و ارزآوری برسند.
سازگاری اسبهای ما با آب و هوا و اقلیم و بیماریها بسیار جالب است. به شما بگویم که مثلاً همین اسب عربی که مثال زدیم، اسب عرب اصیل ما اسب بسیار قویای است که میتواند در ایونتینگ، در رشتههای مختلف، در استقامت کار کند. اما اسبهایی که از خارج میآیند، حالا به اسم اسبهای خیلی ظریف و زیبا، اما کاربری فقط زیبایی دارند که کافی نیست.
یعنی اسبی که میآید با دستها و پاهای خیلی ظریف، در کجای ورزش میتوانیم استفاده کنیم؟ اما زیباست، این زیبایی کافی نیست. ما نباید اینها را با هم تداخل دهیم و باید اسبهای اصیل خودمان را حفظ کنیم. به جرئت میگویم که اسب ترکمن ما بسیار قوی است. امروز وقتی فعالیتهای ورزشی برای اسب ترکمن میگذاریم، چقدر عالی است. کاسپین ما فوقالعاده است و اصلاً قابل مقایسه با پونیهایی که در دنیا با قیمتهای آنچنانی خرید و فروش میشوند و نگهداری میشوند، نیست. بسیاری از اسبهای زیبا را ما در کشور داریم که ظاهر زیبا دارند و لذتبخش هستند، اما اصلاً قابل مقایسه با نژادهای اصیل ایرانی ما نیستند.
باید قدر این نژادها را بدانیم و به آنها کمک کنیم. بیشتر از اینکه بخواهیم واردات انجام دهیم، من مخالف واردات نیستم، اما وارداتی که نیاز داریم و هدفمند است، برای گرفتن مدال و مسابقاتی که بتوانیم نتیجه بگیریم. اما در درازمدت، با این همه نخبه که در کشور داریم، برنامهریزی کنیم تا اسبهایی تولید کنیم که بتوانیم به دنیا صادر کنیم، انشاءالله.
آقای کاظمی، یکی از مسائلی که بسیاری به رادیو پیام دادهاند و پیگیر شدهاند که از شما بپرسم، بحث اوضاع شهرستانهاست و اعتراضشان که همه چیز در تهران متمرکز شده و این تمرکز باعث از بین رفتن زیرساختها در شهرستانها شده است. یعنی هر شهرستانی که فکر کنید، به من پیام دادهاند که ما اینجا نه مربی داریم، نه باشگاه داریم، نه مربی مدرکدار داریم، نه مربی خانم داریم و آموزشهایمان اینگونه است. اوضاعشان بسیار آشفته است. چه کار میخواهید برایشان بکنید؟
منتظر فدراسیون نباشید، خودتان باید شروع کنید. یعنی رئیس هیئتتان، هیئتتان، نه اصلاً خود باشگاهتان. ولی به هر حال آنها چشم به کمک فدراسیون دارند. من کاملاً با شما موافقم، یعنی اینکه فقط همه بنشینند و منتظر باشند فدراسیون کاری بکند، اشتباه است. ما باید اولاً خود مردم نیازهایشان را مشخص کنند. مثلاً در استانی شاید اصلاً ندانند چه نیاز دارند. اینجا کار ماست که آنها را آگاه کنیم که در این رشته استعداد دارند و پتانسیل کار کنند. اما واقعیت را بگویم...
ما باید به صورت تخصصیتر در استانها کار کنیم. اینکه فقط مثلاً بیاییم نگاه کنیم، یادم میآید زمانی که هر کسی میخواست مانژ درست کند، میآمد و مانژ تهران را نگاه میکرد که مثلاً چه ابعادی دارد. هیچکس خودش نمیرفت مطالعه کند یا ببیند در تهران چه رشتهای فعالیت میکند. من با تمرکززدایی موافقم، اما نه به صورت کامل. ما شروع کردهایم و اکنون مجمع خودمان را در استان یزد برگزار کردهایم. چرا باید یزد باشد؟ این برای ما بسیار پرهزینه است و برای مردم سخت است. برخی باید از تهران به یزد بیایند. باید متوجه شویم که استانی مانند یزد که این حجم فعالیت در آن وجود دارد، چه کارهایی انجام داده و چه کارهایی در حال انجام دارد. مثلاً آمده و یک مجموعه ورزشی را دوباره گرفته و کارهای بزرگی انجام داده است که حالا نمیگویم، انشاءالله در آن اتفاق خود دوستان یزدیمان بگویند. پس اول اینکه باید استانهایمان را به آنها بدهیم. من به عنوان یک فرد اصلی اینگونه فکر میکنم. به نظر من هیئتها و باشگاهها بازوهای اصلی فدراسیون هستند. پس برای اینکه این کار را انجام دهم، پیشنهاد کردم که باشگاهها و هیئتها متقاضی برگزاری فعالیتهای آموزشی و ورزشی باشند.
یعنی چه؟ یعنی اکنون مثلاً یک باشگاه در یک استان با هماهنگی هیئت خود میتواند متقاضی برگزاری دوره آموزشی باشد. این دوره آموزشی میتواند با همان سیستمی که توضیح دادم، برای استفاده از سامانههای دیجیتالی بهرهمند شود و کلاس خود را برگزار کند. میتواند متقاضی برگزاری فعالیت ورزشی باشد. همزمان ما میتوانیم مسابقاتی که در کشور و فدراسیون انجام میشود، استانها نیز مسابقه داشته باشند. تا دیروز اینها نبوده، یعنی میگفتند وقتی تهران مسابقه دارد، هیچ استانی مسابقه نگذارد و همه باید به تهران بیایند یا منتظر بمانند تا تهران مسابقه نداشته باشد. تهران همیشه مسابقه دارد.
یا یک کار دیگر بگویم، مثلاً ما در خود تهران وقتی مسابقهای داریم برگزار میکنیم، مثل مسابقه اسب و سوار مبتدی، یک فرد باید از شرق تهران ۶ میلیون تومان یا ۷ میلیون تومان هزینه کند تا به غرب تهران بیاید و در مسابقه شرکت کند. این چیزی است که قبلاً هم مصوب مجمع شده بود ولی اجرا نمیشد. این را اجرا خواهیم کرد. همه باشگاههایی که امکان زیرساخت لازم را دارند، میتوانند مسابقات اسب و سوار مبتدی را برگزار کنند. برای اینکه بها بدهیم، تمرکززدایی که میگویم فقط بحث تهران به استانها نیست. گاهی اوقات شرق و غرب تهران هم هست. یعنی تمرکززدایی باید شکسته شود. لازم نباشد خود یک باشگاه میتواند مسابقات اسب و سوار مبتدی را برگزار کند. چه اتفاقی میافتد؟ شما حساب کنید پنج تا شش تا ده نفر میخواهند با اسب خود بیایند.
اینجا ده تا ۶ میلیون تومان هزینه کنیم میشود ۶۰ میلیون تومان. میتوانند یک مسابقه بگذارند، چهار داور و طرح و مسیر و افراد دیگر که حالا اگر پرش وصل باشد، میتوانند دعوت کنند. کاری برای آنها به وجود میآید. آنها میتوانند کار داشته باشند چون تعداد داوران زیاد شده است. ممکن است این بحث در استانها قابل اجرا نباشد چون استانها مثلاً کوچکتر و جمعتر هستند. یک مسابقه میگذارند همزمان برای اینکه پر اسب و سوار این مال جای بزرگتر اما استانهای دیگر میتوانند مسابقات کشوری درخواست بدهند. میتوانند مسابقات منطقهای درخواست بدهند. میتوانند برنامهریزی کنند. امروز فدراسیون حمایت میکند از.
نه کار بینظم و بیقانون و فلانها. ما دیروز جلسه داشتیم با کمیتههای تخصصی مثل داوری، کلانتری، طراحی مسیر و اینها. ما میگوییم که دیگر کار ما این نیست که بنشینیم داور یا گوینده برای مسابقه انتخاب کنیم. کار ما نظارت است. ما اجازه بدهیم مردم خودشان کار کنند. اجازه بدهیم باشگاهها اما در چارچوب آییننامه و قانون. مثلاً این افراد این سطح باید در این مسابقات باشند. این آییننامه دارد و همه هم باید مصوب هیئت رئیسه و مجمع باشد که کار قانونی انجام دهیم.
چون به هر حال مدتها با مجمع نداشتیم بحث قانون من بودم خودش خیلی مهم است پس باید این شکل کار را دنبال کنیم و استانهایمان برای اینکه از این حالت بیرون بیاید. حالا خیلی از دوستان من میدانم صحبت میکنند که آقا رئیس هیئت ما مثلاً اسبی نیست. رئیس هیئت لازم نیست اصلی باشد. کافی است مدیرانی باشند که از افراد متخصص، از نظر کارشناسان و خبرههای آن ورزش در آن استان بهرهمند شوند. یکی از مشکلاتشان بین صحبتتان عذرخواهی میکنم عدم اجماع نظر است. یعنی هر رئیس هیئتی که میآید، یک عده را انتخاب میکند و یک عده را پشت در میگذارد.
دیگر همه چیز انحصاری میشود و یک عده معترض و یک عده هم کار میکنند. آخرش هم هیچکس تمکین نمیکند و در نهایت با و سوارکاران علاقهمندان واقعاً متضرر میشوند از این قضیه. من بدترین چیزی که میبینم در کار فنی قهر کردن است. مثلاً امروز کاظمیان میشود رئیس فدراسیون، آقای پوری محسن پور حیدری خوشش نمیآید از کاظمیان قهر میکند، فدراسیون میرود و مینشیند چهار سال تا مثلاً. خب این لطمه میخورد در هیئت هم هست. به نظرم به جای اینکه قهر کنیم، به جای اینکه دنبال پست باشیم، پست هم نیست. یعنی من واقعاً میگویم.
در ورزش سوارکاری، در ورزش اصلاً به نظرم رئیس مرعوثی نیست. چه برسد حالا بخواهیم بگوییم کمیته مسئولیت. به نظرم افراد بیایند مشارکت کنند در تصمیمسازیها، در اجرا، در کارهای فنی و تخصصی اگر بلدند. اگر بلد نیستند خب ما میتوانیم از استانهای دیگر کمکشان کنیم. مثلاً ما چند روز پیش با یک هیئت صحبت میکردیم، گفت آقا من نیازمند اینم که دیگر آدم بیاید و برود به درد نمیخورد. یک آدم بیاید یک سال بماند. ما خیلی از مربیانمان در تهران اکنون کار آنچنان قوی ندارند. تعداد کمی خیلی مطرحاند، اسب زیاد دارند. خب میتوانند بروند در استانها.
من بودم این کار را میکردم. یک مربی مجردی که امکانات دارد یا متاهل هم هست، اشکال ندارد. میتواند با خانوادهاش باشد، برود یک استان دیگر، یک حداقل امکاناتی را هم میتواند درآمد داشته باشد، هم میتواند در ارتقای سطح دانش آن استان کمک کند. سطح دانش سوارکاری. من البته تجربه خودم بوده. من یک سال حالا اسم نمیبرم در یک استانی بودم. البته خیلیها میدانند. ولی هیچکس هیچ استقبالی نکرد غیر از حالا آن کسی که آن مجموعه را ساخته بود و این را در شهرستان حس کردم که.
انگار نمیخواهند پیشرفت کنند و آن باز دعواست و آن جنگ است و آن که آقا الان من باید باشم و تو نباید باشی این حرفها یقه سیستمشان را گرفته.
فدراسیون و خود ماها مسئولیت این را داریم که کار فرهنگی بکنیم. به قول شما قهر و بچهبازی را کنار بگذاریم. آقا الان نهاده چیست؟ مسابقه است. شاگرد مربیگری چیست؟ آن را بگذاریم حالا ببینیم چه کار میتوانیم بکنیم. ولی متاسفانه عملاً جنگ قدرتها در شهرستانها اتفاق افتاده. ببین محروم کردن جامعه ورزش سوارکاری از وجود خودمان که حالا اگر یک اپسیلون هم بلد باشیم به نظر من کار اشتباهی است. اصلاً هیچ پستی ندهیم به آدم. هیچی. آقا نه کمیته اما شما بیایید دو تا چیز که بلدی کمک کنید.
آن هم که میگوید در استانها افراد رفتهاند باز هم این راه دارد. ما میتوانیم از فدراسیون با یک حکم با یک چیزی موظف کنیم. مثلاً بگوییم آقای ایکس به عنوان مربی معرفی شد توسط فدراسیون موظف است یک سال در ارتقای فلان حداقل آن استان باید تمام همکاری را بکند. فرد کنار نباشد.
یعنی اگر هدفمند باشد به جای اینکه فرد خود مهاجرت کند ممکن است قد نداشته باشد اما کافی است هیئت و فدراسیون پشت آن فرد باشد به شرطی که آن فرد هم به درستی انتخاب شده باشد. انگیزهاش ببخشید خرید و فروش و جابجایی اسب و اینگونه بیزینسها نباشد، هدفش ارتقاء عشق به آموزش به کودکان و افزایش ارتقاء و ارتقای دانش فنی آن افراد باشد. امیدواریم هر نقطه از ایران که زندگی میکنید.
دیگر نیازی نیست درگیر خرید لوازم سوارکاری چه برای خودتان چه برای اسبهایتان باشید. فروشگاه لوازم سوارکاری بنیامین با چهار شعبه فعال، یک شعبه در کرج و سه شعبه در تهران، آماده خدمترسانی به همه علاقهمندان اسب و سوارکاری است و همچنین با یک سایت بسیار کاربردی و صفحه اینستاگرام حرفهای برای عزیزانی که در شهرهای مختلف هستند شرایط را مهیا کرده که سفارشاتشان را در خانه تحویل بگیرند. فقط کافی است این اپیزود را ببینید و مستقیم به سایت و صفحهشان سر بزنید.
متوجه میشوید که نیازی ندارید نگران تهیه لوازم مورد نیازتان باشید. هم میتوانید از برندهای روز دنیا سفارش دهید و هم از برندهای خوب ایرانی. تا یادم نرفته بگویم بنیامین برخی از لوازم را خودش تولید میکند که دست کمی از برندهای خارجی ندارد و از لحاظ اقتصادی هم بسیار بهصرفه است. حامی بودن خاصیت برند بنیامین است، هم حامی اسب، هم حامی سوارکار، هم حامی مسابقات و هم حامی اپیزود سی و چهارم رادیو چهار.
توضیحات این اپیزود را فراموش نکنید. با زدن روی هر لینک میتوانید از سایت یا اینستاگرام فروشگاه بنیامین بازدید کنید و من مطمئنم که آنجا لوازم مورد نیازتان را به راحتی پیدا میکنید. فروشگاه لوازم سوارکاری یکی از مسائلی که حالا خودتان در صحبتهایتان اشاره کردید بحث.
واردات اسب و تسهیل مسیر آنهاست که البته میگویم حالا صحبت کردیم اگر فکر میکنید باز نکته اضافه کنیم به آن چون خیلی الان میگویند آقا ما آوردیم میخواهیم بیاوریم گرفتاریم مجوز نمیدهند جهاد فدراسیون فلان است این نمیگذارد آن نمیگذارد. من به عنوان یک آدم اصلی به عنوان یک کارشناس میگویم همه قبول میکنند حرف من را. ورود اسبهایی که به درد نمیخورد و فقط ببخشید میتواند مثلا آریال سود تو جیب آن فرد یا دو سه نفر یا کار کند لطمه میزند هم به منابع اقتصادی کشور هم به منابع ورزشی. یهو پر میشویم از اسبهایی که به درد ورزش نمیخورد اما برعکس.
از آن طرف ورود اسبهایی که میتواند ورزش سوارکاری را مطرح کند.
شانس مدالآوری ما را در رشتههای مختلف زیاد کند، ارتقاء دهد سطح سواری ما را مطرح کند. چرا امروز نمیخواهم اسم ببرم بعضی از رشتههای ورزشی که شاید حتی مردم ندانند چیست اما اسمش را آنقدر این رسانه مطرح میکنند فلان ورزشکارش رفت چون من رادیو را خیلی گوش میکنم آدم رادیویی هستم نه مثلا فلان آدم را اسم میبرد اما متاسفانه سوارکارهای تاپ ما سوارکارهای ما که اینقدر اسبهایشان پر هزینه است جابجا کردن برایشان گران تمام میشود شرکت کردن آنها بعد ماها یک حالت خودزنی هم داریم مثل آقای ایکس را نه چون مثلا من تحویل نگرفتم من اصلا.
صحبت ما خودمان خودمان هم میزنیم ورزشمان هم که پر هزینه و گران است و خرید و رقابت در آن سخت است چون به هر حال کشورهایی که پول دارند خیلی میتوانند با خرید اسبهای گرانتر بهتر موفقتر باشند از آن طرف هم غافل شدیم از این موضوع پس بیاییم همه یک بار عزممان را جزم کنیم آن کسی که اسب خرید و فروش میکند میتواند با اسب خوب این کار را بکند بیاییم اسبها را سطح توقعمان را ببریم بالا سطح توقع مالکانمان را ببریم بالا. من چند روز پیش با یکی از افراد ثروتمند جامعهمان در صحبت میکردیم و یک سری اسب خرید ایشان به تازگی.
آنقدر یک چیزهایی را به او گفته بودند که واقعیت نداشت راجع به اسبهایش خوب نمیشود بگویید اسبها که مثلاً خریدم برایت اشتباه است. من خواهش میکنم مربی ما امروز بیایند حالا که این افراد را دارند کنارشون که میتوانند اسبهای حالا مثلاً به جای ارزانتر گرانتر بخرند و بهتر هم باعث میشود که مربیهای ما شانس مدالآوری بیشتر داشته باشند عضو تیم ملی باشند بروند مسابقات برون مرزی مدال کسب کنند این یکه دوم اینکه آن مالک بالاخره متوجه میشود این اسبی که خریده چه سطحی است.
امروز حالا من هم نگویم فردا یکی دیگر میگوید خودش میرود تو میدان میبیند ما به جای که صحبت کنیم و قضاوت کنیم همدیگر را میخواهیم میدان را مهیا کنیم تو میدان خودشان نشان دهند. من اصلا بحثم این نیست که اسب خوب حتما باید گران باشد ممکن است شما یک اسب خریداری میکنی نگاه کارشناسی دارد ارزانتر میخری میآیی باهاش کار میکنی زحمت میکشی اسب خیلی خوبی در میآید آن یک بحث دیگر است بحث کاملا فنی است اما سطح توقع مردم را ببریم بالا هم ما که تو فدراسیون هستیم با برگزاری مسابقات خوب و سطح بالا همانهایی که دارند راهنمایی میکنند مالکان را با پول دادن و.
کمتر خریدم ولی بهتر خریدم امیدوارم که تا حالا تو این صحبتهایی که قرار است انجام بشود یعنی به مالکها و مربیها و بچههایی که کار اسب میکنند رویا فروشی نکنیم به همدیگر چون متاسفانه خیلی رویا فروشیها از این ورزش فرار کردند و رفتند خوب آقا درساژ و کلی حرف نگفته و این چالشی که هیچ وقت من فکر کردم تو این چند سال ندیدم حل بشود چیکارش بکنیم به نظر من حل است هیچ مشکلی نیست.
چرا برای اینکه جوانهایی را دیدم امیدوار شدم وقتی نگاه میکنم با اسب کاسپین بچهها دارند درساژ کار میکنند خیلی امیدوار شدم خیلی ببین باید احترام گذاشت پیشکسوتها تاج سر ما یعنی بزرگ ما هستند باید از تجربیاتشان استفاده کرد از آن طرف هم با جوانگرایی کرد ما باید جوانها خون جدید واردش کنیم ما باید آرام آرام حالا این هم درست میشود کافی اعزام چهار تا حرکت داشته باشیم من به نظرم مشکل حل شده یعنی نمیخواهم بگویم من حل کردم مشکل از وقتی حل شد که بچههای کوچک.
سوار شدم و رفتم مسابقه شرکت کردم این آن سطح پایین هرم که هرچه ما بزرگترش بکنیم در آینده میتوانیم به هر حال یک فضاسازی بکنیم برای قهرمانی برای مدال گرفتن من به نظرم همین قدر بدانید که برای این فدراسیون چقدر اهمیت دارد که امروز یهرسو را ما میشود دبیر فدراسیون و نگاهمان این است که مادر ورزش سوارکاری و باید کمکش بکنیم.
بیشتر فرهنگ است تا به نظر من یک رشتهای ما فرهنگ درساژ را یاد بگیریم عملاً نتیجهاش را توی پرش خواهیم دید. چند سال پیش من به خود شما بود حالا نمیدانم خاطرتان بیاید یا نه دیدم گفتم آقا البته که اجرا شد سال ۸۱ اینا هرکی میخواسته بپرد قبلش یک تستی میداد ولی خب چند سالی بعد دیگر مسدود بود کلاً فراموش شد کما اینکه شما تو الان مسابقه قطعا دیدید.
یک سطح سواریهایی میآید که من مطمئنم آن کسی که دارد تو آن رده میپرد یک دایره ساده نمیتواند بزند ولی با فشار مربی خرید اسب و این حرفها آقا برو جلو پا بده فشار بده یک مبتدی تشویقی تو رده بالاتر گیر میکند کما اینکه ما تو قهرمان کشور پارسال نمودش را دیدیم یعنی ۲۰ نفر روز فینال و ۵ نفر زمین خوردند و یک نفر آمار بیخطا سراند بوده که آن یک خورده جلوتر از آنها کار میکند کسی که قهرمان شد و من این را به نظرم به دلیل نداشتن فرهنگ درساژ.
میبینم که آقا ۷۰ نفر یک نفر خطا ۵ نفر زمینی میگویند درساژ بعضیها میگویند درساژ من دیدم هر جا صحبت میکنیم برای حتی چیز میشوم یکم سادهترش کنیم ما آسانترش کنیم پلههای پایینتر من کاملاً هنوز هم پای این حرف هستم دفترچههایش هم هنوز داریم ما باید برای ورود به رشتههای مختلف بچهها کردن اصلاً نمیگوییم درست کار زمینی بلد باشند.
شروع کنیم شروع کنیم تا برسیم به سطحهای بالاتر این شدنی است و.
باید خیلی جدی بگیریم و الان هم داریم راجع به آن صحبت میکنیم برنامهریزی میکنیم اگر انشاءالله این مسائل حاشیهای و مشکلاتی که بدو ورود حالا خیلی سنگین هم هست انشاءالله بتوانیم اینها را حل کنیم به اصل ورزش بپردازیم و باز اصلش همان آموزش است حتی اگر یک کوچولو هم ما تو این زمینه کار کنیم همان تستهایی که خب یک بار دیگر هم آزمون و خطا کردیم دوباره بیاییم آنها را باب کنیم بیاییم راه بیندازیم مسابقات مبتدی ما فقط تب تب پریدن نباشد ما بتوانیم دو تا کار زمینی هم بکنیم دوباره سوار خوبی راه بیندازیم دوباره ببینیم کسی که دارد خوب سواری میکند.
فقط الان شدیم یک شدن یعنی اصلاً من آن روز نگاه میکنم اصلاً هیچکس به فکر نمیکند خب برود بزند یک بشود با آن شکل آن اسب جوان قرار است بیاید آنجا یک دونه یکم تمرین کند قرار نیستش که بیاید اول بشود من نمیدانم چی شده به این حالت حالا برش میگردیم انشاءالله بیشتر هم شاید کار فرهنگیاش بارش دوش شماست که بتوانید فرهنگسازی بکنیم تو جامعه خیلی هم عالی.
خب آقای کاظمی رسیدیم به بخش پایانیمان و هم شما را من خسته کردم هم خیلی بحثمان طولانی شد شما ماشاالله خوشصحبت و روان صحبت میکنید که اصلاً من عملاً فقط تماشا کردم قسمت آخر صحبتها میخواهم با این عملاً مثال تمام کنم اگر به شما بگویم آقا فقط تو این چهار سالی که اینجا هستی و نشستی.
یک کار را باید انجام بدهی و بقیه چیزهایی که گفتیم و صحبت کردیم و شرح وظایف را بگذاریم کنار آن یک کار چیست که آقای کاظمی خودش علاقهمند است که ببردش جلو خیلی سوال سختی است تا الان فکر نکرده بودم راجع بهش یعنی من به جای که تو این چهار سال مثلاً کارهای دیگر بخواهم فقط یک کار انجام همین یک کار باید انجام بدهید بقیه اصلاً هیچ وظایفی ندارید شما قبل از اینکه این را جواب بدهم فقط این توضیح بدهم چیزی که خیلی به ما لطمه میزند و آسیب میزند.
انرژیمان را میگیرد و اجازه نمیدهد پیشرفت کنیم یک جوری قضاوت کردن همدیگر است یک جوری تخریب کردن همدیگر است یک جوری لوس کردن کارهای خوب همدیگر است یک جوری ندیدن قسمتهای پر لیوان همدیگر است من به نظرم تنها چیزی که اگر قرار باشد یک کار انجام بدهم تو این چهار سال و برایم خیلی مهم است من یک جوری ترجیح میدهم فرهنگسازی و آموزش را مد نظر قرار بدهم آموزش خیلی گنده است خیلی کلمه بزرگی است و اینکه به مردم آموزش بدهیم چه.
کجاها از همدیگر لذت ببرند محسن جان یکی از دوستان اصلی من یک حرف قشنگی زد یکیشان کارخانه دارد گفت من یک روزی برای اینکه محیط کارخانه خسته بودم فرار کنم بیایم آرامش داشته باشم آمدم تو محیط سوارکاری امروز برای اینکه از محیط سوارکاری فرار کنم میروم تو کارخودم و ببین چی شده که ما اینقدر از کنار همدیگر بودن نمیدانم شاید یک استرسی انقباضی تو جامعه سبکهای شاید وضعیت اقتصادی شاید رقابتی شدن شاید حرفهای شدن نمیدانم.
ولی ما کاری که باید بکنیم به نظر من آموزش بدهیم به همدیگر به همدیگر یاد بدهیم که از کنار همدیگر بودن لذت ببریم از اسب داشتن لذت ببریم.
از توی باشگاه بودن لذت ببریم از مسابقه از از معاشرت با همدیگر از اینکه امروز شما لطف کردی داری این مصاحبه را انجام میدهی و اینها همه اینها کی اتفاق میافتد وقتی که آن فرهنگسازی آن آموزش اتفاق بیفتد شاید حالا نسل ماها بگوییم نسلی که دیگر تمام شد شاید نمیتوانیم شکل بدهیم من به این اعتقاد ندارم که میگویند آدمها دیگر مثل شاخه درختند خشک شدند دیگر نمیشود برگرداند من برعکس میگویم من میگویم تا روز آخر باید تغییر کنیم تا روز آخر با چیزی یاد بگیریم تا روز آخر باید از همدیگر آموزش ببینیم و چیزی یاد بگیریم و بتوانیم اصلاح کنیم خودمان را برای تغییر کردن.
نیاز به یاد گرفتن برای یاد گرفتن نیاز به آموزش است من به نظرم اگر یک کار بتوانیم انجام بدهیم آموزش و باز این آموزش در تمام سطوح است یک مثال قشنگ زدی گفتی بچههای ما تا بیرون نروند نمیتوانند یاد بگیرند چیکار باید بکنند مثل رانندگیمان است وقتی مثلاً شما میروی توی کشور دیگر اروپا رانندگی میکنی یاد میگیری بین خطوط بروی وقتی که میخواهی از خط عابر پیاده رد شی ماها را ماها که میرویم بیرون بگوییم یک جای دیگر چون همه دارند از خط عابر رد میشوند ما باید این فرهنگ را تو جامعه سوارکاری احترام گذاشتن به همدیگر احترام گذاشتن به تخصص همدیگر احترام گذاشتن به پیشکسوت.
احترام گذاشتن به آن کسی که آمده پیش ما دارد پول خرج میکند از ما چیزی یاد بگیرد به تمام اینها را باید توجه بکنیم خیلی نکات ریزی است وقتی بحث فرهنگ را میکنیم خیلیها فکر میکنند که این فرهنگ مثلاً مسائل عقیدتی مسائل عبادی است نه خیلی خیلی وسیعتر از اینهاست در صورتی که واقعاً داریم ما گمشده ما فرهنگ پهلوانی و اینها گم کردیم ما یک روزی بزرگمردانی داشتیم مثل تخیر یک روزی فرهنگ داشتیم.
ما اینها را گم کردیم شاید همش دنبال نمیدانم شاید اقتصادی نگاهمان به مادی شده به جای این ما اگر بتوانیم توی ورزشمان باز تو این یک کاری که میگویم تو این ۴ سال شاید هم آدم نتواند تو چهار سال انجام بدهد بعضیها صحبت میکنند میگویند وقتی بعضی مسائل میشود شاید زمان بیشتری نیاز است ما بتوانیم آموزش بدهیم که از با هم بودن از با هم کار کردن کنار هم بودن لذت ببریم و از همدیگر چیزی یاد بگیریم و تخریب نکنیم همدیگر را و قضاوت نکنیم همدیگر را اجازه بدهیم که هر کسی که دارد تلاش میکند آن قسمت فور ولی اینکه کم باشد به خاطر آن که دارد تلاش میکند آن قسمت پر را.
آموزش بدهد به کسی دیگر یا مثلاً از آن استفاده بکند به او احترام برایش احترام قائل باشیم و فکر میکنم تنها چیزی که میتواند مشکلات ما را حل بکند مشکلاتی که احساس میکنیم چه تو بحثهای تخصصی و فنی چه تو بحثهای فرهنگی آموزش اگر اینجوری باشد بخواهم یک گزینه را انتخاب بکنم ترجیح میدهم آموزش انتخاب کنم و این آموزش خیلی زیرشاخههای مختلف دارد و میتواند خیلی وسیع کار بشود خیلی هم عالی به عنوان صحبت پایانی چی.
خیلی دوست دارم بگویم که ایدههایی که حالا داریم میکنیم خوشبختانه دوستان خیلی خوبی داریم حالا خیلی از بچههای اصلی میدانند با افبیآی ارتباطات خوبی داریم یکی از بچههایی که تو افبیآی البته ایشان بزرگمردی خودش مدالآور خودش از قهرمانهاست چیزی یاد گرفتم آقای ژان فیلیپ است و.
چیزی که به من یاد داد چند سال پیش و آن موقع چون خودم تصمیمگیرنده نبودم نمیتوانستم اجرا کنم بحث دپارتمان بود البته یکی دو تا از دوستان عزیز اصلی ما هم که سالها روی این موضوع من یادم است حتی سال ۹۳ هم پیشنهاد دادند به رئیس فدراسیون ولی انجام نشد من ترجیح میدهم کمیتههایم را شکل بدهم به عنوان دپارتمان الان دپارتمان پرش را شکل دادم دپارتمان به هر حال درساژ دپارتمانهای مختلف خواهیم داشت اما چون با چارت سازمانی ما جور در نمیآید چون تو اساسنامه ما دپارتمان نیست.
کمیتهها به شکل کمیته و زیرکمیته هستند، اما در واقع همان منشور دپارتمان را خواهیم داشت برای اداره و مدیریت کمیتههایمان. مثلاً دپارتمان پرش زیرشاخهاش میشود مثلاً آن یا کمیتهای که زیرمجموعه دپارتمان پرش کار میکند، مثلاً داوران، کلانتران، برگزارکنندگان مسابقات، سوارکاران، مربیان، آموزش. هر کسی در دپارتمان خودش بتواند کارهای تخصصی انجام دهد. باز هر کدام از آن کمیتههایی که زیرمجموعه دپارتمان هستند میتوانند خودشان اعضایی داشته باشند و خلاصه منظورم این است که ما بتوانیم از تخصص، تجربه، انرژی و دانش فنی جامعه سوارکاری استفاده کنیم.
بخشهای مختلف برای توسعه آن رشته که حالا مثلاً دپارتمان پرش باشد یا دپارتمان درساژ باشد استفاده کنیم و کارهای خوبی انجام دهیم. به نظر من این میتواند کمک کند. باز هم دوستان عزیزی که متخصص هستند اگر کمکی میکنند. این چیزی بود که ما از قبل هم با دوستان فدراسیون صحبت کردیم و خیلی من هرجا فرصتی بود میتوانستم با فیلیپ صحبت کنم چون آدم بسیار متخصصی است و چند روز نگاه کردم. بله، در جلسات هم از او ایده گرفتم. آدم بزرگی است در ایران.
سیستم کوچینگ اول آن برنامهریزی کرد. مدتها ما میرفتیم سر کلاس. ما آن مربیگری که در ایران سال ۸۶ شروع کردیم ترجمه همان مطالبی بود که به هر حال آن زمان آن کار میکرد. به هر حال میگویم خیلی خودم اشتیاق دارم برای یاد گرفتن و دلم میخواهد که چیزهای جدید یاد بگیریم و الان هم که این فرصت را داریم فدراسیون جامعه سوارکاری هست بتوانیم انشاءالله اینها را پیاده کنیم و در نهایت هدف اصلی من و به شکل شعار بگویم این تمام ایدهام است که آمدم تا جایی که میتوانم مشکلات مردم را.
کم کنم، حل کنم و برایشان فضایی را مهیا کنم تا انشاءالله بتوانند خودشان و خانوادهشان در فعالیتهای سواری کشور و ورزشهای سوارکاری موفق شوند و با آرامش و آسودگی خاطر انشاءالله کار کنند. به امید خدا من میخواهم از شما قولی هم بگیرم برای اینکه حالا آدمها در جریان امور هم باشند و حالا فدراسیون هم امیدوارم کمک کند. ما هر سه ماه یک بار حالا اگر چه عقب جلو شد با هم یک مصاحبه داشته باشیم روند کار کسی ایده داشت به من گفت یا به خودتان گفت در موردش.
صحبت کنیم. خیلی تشکر میکنم واقعاً بابت این وقتی که گذاشتی وسط همه این گرفتاریها و باعث افتخار من بود که بنشینیم اینگونه با هم خیلی دوستانه گپ و گفت کنیم یعنی حالت رسانهای نباشد و آرزوی سلامتی و توفیق روزافزون برای شما و زیرمجموعهتان دارم و.
دمتان گرم که این وقت را گذاشتید. مرسی محسن جان. من از شما و تمام دوستان عزیز که وقت گذاشتند و نگاه کردند سپاسگزارم. من یک خواهش دارم از شما به عنوان رسانه پل ارتباطی ما با جامعه باشید. شاید همه آدمهایی که در کشور هستند امکان اینکه بتوانند حالا مثلاً تماس بگیرند یا این نباشد. شما گاهی اوقات مثل کارهای قشنگی که کردید نظرسنجی کنید از مردم بگیرید پیشنهاداتشان را. آن کار قشنگ بود که شما اینجا رئیس باشید چه کار میکنید با جان و دل این کار را دنبال میکنم. خیلی کارهایی که شدنی باشد رویایی نمیخواهیم فکر کنیم. این اعتقاد باشد خودم هم خیلی دوست دارم که حداقل به مردم.
در بخش وزارتخانه و کمیته ملی المپیک یک سری گزارشهای دورهای داریم ولی به مردم هم گزارش بدهیم. میدانم که خیلی از این کارهایی که دلم میخواهد و شاید تا پایان چهار سال نتوانم انجام دهم.
اما تمام تلاش میکنم کارهای مهم و اولویتبندی کنیم که انجام دهیم و باز این قول به شما میدهم که هر فرصتی که لازم باشد که چهار تا کار کرده باشیم دیگر قرار نیست خیلی رویایی به قول شما صحبت کنیم یا حرکت کنیم. کارهایی که انجام شده و یا مشکلاتی که داریم. من ترجیح میدهم گاهی اوقات که مشکلات داریم مشکلات به مردم منتقل کنیم بگوییم آقا این مشکلات هست. من دلم میخواسته مثلاً این کار را انجام دهیم اما تا امروز به اینجا گیر کردیم و نمیتوانیم این کار را انجام دهیم. خیلی واقعی و روراست با مردم صحبت کنیم و آنها هم بدانند که ما داریم اینجا تلاش میکنیم برای اینکه در جهت اهداف آنها کار جلو ببریم در فدراسیون. گفتم باز است به روی همه.
این به این معنی نیست که خب مثلاً بگویم همه دوستان میآیند تو فدراسیون و ما بلافاصله هرچه آنها میگویند ما میتوانیم انجام دهیم. نه این در باز بودن یعنی فدراسیون خانه سوارکاری. من به زودی هم دنبال این هستم یک تابلوی اینجا بزنیم یا شاید یک جای دیگر بتوانیم بگیریم که اینجا میدانید ما مستأجریم. یک جایی داشته باشیم که حداقل این بالا بنویسیم خانه سوارکاری آن هم در این حدی که مردم احساس کنند که اینجا متعلق به خودشان است مال یک قشر خاص یک مدتی یک تیمی که هستند نیست. من خواهش میکنم مردم پیشنهادات و انتقادات خودشان را بگویند منتقل کنند اول بیایند اینجا.
اگر ما نتوانستیم حل کنیم خود ما کمک میگیریم از وزارت ورزش، کمیته ملی المپیک و نهادهای دیگری که بتوانیم این کار را انجام دهیم. میدانم خیلی اشکالات هست میدانم خیلی مشکلات هست زمان لازم داریم که بتوانیم آدمهایی که میتوانند این مشکلات را حل کنند را پیدا کنیم جایگزین کنیم بگذاریم آنجا و در نهایت این کارها به سرعت انجام نمیشود ولی تمام تلاشمان را خواهیم کرد که این کارها را انجام دهیم. حتماً در خدمت شما و جامعه سبکها خواهم بود. خیلی ممنونم از همه دوستان. سلامتی من فکر کنم اگر آن احساس رفاقت بین فدراسیون و.
عملاً قشر سوارکار جامعه از سواری دوباره اتفاق بیفتد ما موتور محرکمان قویتر میشود. باز هم ممنون که این وقت را گذاشتیم و برای همه عزیزانی که این فایل را شنیدند و تصویر شما و من را میبینند آرزوی سلامتی و توفیق روزافزون دارم و دم شما گرم. خیلی ممنون. خداحافظ.
خوشحالم که دوباره تا آخر این اپیزود همراه من بودید و مایه افتخار من است که شنونده پادکست رادیو چارل هستید و امیدوارم که در آینده به کمک شما و نظرات و انتقاداتتان بتوانم برنامههای بهتری را برایتان بسازم. یکی از قولهایی که داده بودم تحلیل مسابقات سوارکاری از هر عنوان مهمش است که.
امیدوارم که عزیزانی که مسئولیت دارند و مسابقات را برگزار میکنند به هر نحوی همکاری کنند و حاضر باشند صحبت کنند و همینطور از پیشکسوتانمان دعوت میکنم همینجا اگر صدای من را میشنوند.
بیایند و خودشان پیشنهاد بدهند که راجع به مسابقات بحث و نقد و بررسی انجام دهید. تا اپیزود بعدی که در مورد تحلیل مسابقات اسب ترکمن است همگی را به خدای بزرگ میسپارم. مواظب اسبتان باشید.