اپیزود سی و سوم رادیو چهارنعل،گفتگو با ریاست فدراسیون سوارکاری آقای مهندس کاظمیان.
خلاصه
در اپیزود سی و سوم رادیو چهارنعل، گفتگویی جذاب با آقای مهندس محمد کاظمیان، رئیس فدراسیون سوارکاری، انجام شده است. ایشان به چالشهای موجود در صنعت سوارکاری، از جمله دوپینگ و نیاز به بهبود فرآیندها، اشاره کرده و بر اهمیت همکاری رسانهها در اطلاعرسانی تأکید کردند. همچنین، چالشهای شناسایی و هویتگذاری اسبها، مشکلات ورود اسبهای ورزشی و ضرورت راهاندازی کمیسیونهای تخصصی برای نظارت بر واردات و اصلاح نژاد اسبها مورد بررسی قرار گرفت. آقای کاظمیان بر ضرورت آموزش آنلاین و سیستماتیک، رتبهبندی مربیان و باشگاهها، و حمایت از سوارکاران و مربیان تأکید کرد. همچنین، برنامهریزی برای شرکت در مسابقات اوراسیا و توسعه سوارکاری پارا نیز در این مصاحبه مطرح شد. هدف اصلی فدراسیون، کسب مدالهای بینالمللی و ارتقاء شرایط سوارکاری در ایران است.
موضوعات کلیدی
- آموزش سوارکاری
- هزینههای اسب
- پرورش اسب
- فدراسیون سوارکاری
- صنعت اسب
- پرش با اسب
- دوپینگ
- مسابقات اسب
- مسابقات بینالمللی
- رتبهبندی باشگاهها
- بیمه سوارکاران
- تیم ملی
- مدالآوری
- صلاحیت ورزشی
- مدیریت باشگاهها
- مربیگری حرفهای
متن کامل گفتگو
حامی مالی این اپیزود، بزرگترین فروشگاه لوازم سوارکاری ایران با چهار شعبه فعال، فروشگاه لوازم سوارکاری بنیامین است. فروشگاه بنیامین از سال ۱۳۹۴ فعالیت خود را به صورت حرفهای آغاز کرد و با واردات محصولات روز دنیا، فصل جدیدی را در صنعت اسب و سوارکاری ایران پدید آورد.
وقتی وارد هر کدام از شعبههای بنیامین میشوید، امکان ندارد محصول مورد نظر خود را با قیمت مناسب پیدا نکنید. فروشگاه بنیامین تمام نیازهای اصلی سوارکار را به راحتی و با هر بودجهای تأمین میکند. نکته جالب بنیامین اینجاست که شما نگران تمام شدن محصولاتشان نخواهید بود و همیشه اجناس روز دنیا در دسترس شما است. برندهای بزرگی مثل پایلوت، فلکسل، کربل و بسیاری از برندهای روز دنیا دائماً در فروشگاه بنیامین موجود میشود و همچنین.
بسیاری از برندهای با کیفیت تولید داخل در فروشگاه بنیامین همیشه قفسه مربوط به خود را دارد. فقط کافی است از طریق آدرس سایت یا اینستاگرام و یا شماره تماسهایی که در توضیحات همین اپیزود برایتان میگذارم، تماس بگیرید و اجناس خود را هرجا که آدرس بدهید، تحویل بگیرید. فرقی نمیکند سوارکار مبتدی هستید یا سوارکار رده بالا.
فروشگاه بنیامین برای همه قشر سوارکار و اسبی لوازم دارد.
عرض سلام و ادب و احترام خدمت همه شما شنوندگان خوب رادیو. خوشحالم که با یک اپیزود دیگر در خدمت شما بزرگواران هستم. اپیزود سی و سوم رادیو چهار نعل، گفتگو با رئیس فدراسیون سوارکاری جناب آقای مهندس محمد کاظمیان است و من خوشحالم که برای اولین بار.
این شانس را داشتم که یک گفتگوی خودمانی با آقای کاظمیان داشته باشم به عنوان یک رسانه خصوصی و امیدوارم که این صحبتها برای همه ما امیدوارکننده باشد و آینده را برایمان روشنتر کند. از اینکه در بحثها و اپیزودها کامنت میگذارید و کنار رادیو چهار نعل هستید، بینهایت از شما سپاسگزارم. در ضمن به دلیل اینکه گفتگو با آقای کاظمیان نزدیک سه ساعت زمان بود.
و من میدانم برای خیلیها سخت است که بخواهند سه ساعت وقت بگذارند و یکسره این اپیزود را گوش کنند، به همین دلیل این اپیزود به سه بخش تقسیم میشود و هر هفته یک بخش آن را برایتان پخش میکنم. امیدوارم که روزگار خوبی داشته باشیم و برای همه ما خیر و برکت در آینده به وجود بیاید. من محسن پورحیدری هستم و اینجا اپیزود سی و سوم رادیو چهار نعل است.
به نام آنکه هستی نام از او یافت، فلک جنبش، زمین آرام از او یافت. خوشحالم از اینکه در خدمت جناب آقای مهندس محمد کاظمیان، ریاست فدراسیون سوارکاری هستم و خوشحالتر از اینکه این افتخار را داشتم به عنوان یک رسانه تقریباً خصوصی این وقت را از ایشان گرفتم، چون تا قبل از این.
من حداقل خاطرم نمیآید که هیچ رئیس فدراسیونی جلوی دوربین نشسته باشد و به مردم پاسخگو باشد. خیلی تشکر میکنم آقای کاظمی بابت این وقتی که گذاشتید در اختیار من و رادیو چهار نعل. باعث افتخار من است و مطمئنم که مخاطب رادیو چهار نعل از این مصاحبه قطعاً خیلی لذت خواهند برد. ما در خدمت شماییم. خیلی متشکرم. به نام خدا خیلی خوشحالم محسن جان که این فرصت را در اختیار من قرار دادی تا رو در رو بتوانم با جامعه سوارکاری و عزیزانی که عمر و زندگیشان را صرف سوارکاری، نگهداری، پرورش و ارزشهای به هر حال سوارکاری کردهاند، صحبت کنم و سپاسگزارم که.
این فرصت برای من فراهم شد. خیلی دلم میخواست زودتر از اینها صحبت کنم. شما هم خوشبختانه پیگیر بودید. خدا را شکر مخاطبان زیادی هم دارید. خودم هم پیگیر هستم و جزو مخاطبان شما هستم. سلامت باشید و پیگیری میکنم نظرات و صحبتهای بزرگان را و ممنونم که این فرصت را برای من فراهم کردید تا بتوانم با عزیزانی که دارند تلاش میکنند تا بتوانم انشاءالله مشکلاتشان را حل کنم و گرفتاریهای جامعه را کمتر کنم. حالا آن چیزهایی که خودم میدانم، یک اپسیلون از سوارکاری اسب میدانم و آنهایی هم که نمیدانم از دوستان عزیز بتوانم انشاءالله یاد بگیرم.
من در خدمتم اگر سوال خاصی دارید و میخواهید خب این گفتگو را جلو ببریم هر جوری که خودتان برنامهریزی کردهاید. من در خدمتم. بزرگواریم. باز هم ممنون از این وقت و لطف شما آقای کاظمی. خب به هر حال شما جزو بدنه سوارکاری هستید. فارغ از سمتهای دولتیتان و عملاً میشود گفت خانواده اسبی هستید. یعنی تمام خانواده از چندین سال قبل، حداقل جایی که من پدرم خاطرش هست، شما جزو خانوادههای قدیمی در این عرصه هستید. از این بابت واقعاً خوشحالیم که یکی که درد را کشیده، آمده تو این ورزش و یک قیمتی هم پشت سر شما کردند که شما گوش شنوا هستید و تلفنتان آنکال است که من خب این را واقعاً در روسای قبلی ندیدم.
حالا غیبت نمیکنیم. اصلاً به گذشتهها کاری ندارم. واقعاً من خودم شخصاً از گذشتهها رد شدم. سوال اولم این است که چه شد در این اوضاع نابسامانی که شاهدش بودیم همهمان و به قول خیلی از بزرگان این کشتی به گل نشسته، خواستید که چنین مسئولیت سنگینی را با این ریخت و پاش قبول کنید؟ اول اجازه بده تشکر کنم. اشاره کردی به مدیران قبلی فدراسیون سوارکاری، چه آنهایی که به صورت دائمی کار کردند، چه آنهایی که به صورت سرپرست، چه مدت کوتاه چه طولانی. از یکایک آنها واقعاً سپاسگزارم. من قدرشناس.
تمام زحمات عزیزانی هستم که برای اسب حتی اگر یک قدم کوچک برداشتهاند. خیلی از این بزرگان کارهای بزرگ و خوبی کردند که انشاءالله سعی میکنیم کارهای خوب را دنبال کنیم و از اشتباهات آنها هم درس بگیریم که آن اشتباهات را ما نکنیم.
اما اینکه چرا آمدم تو این گود و خب خودت قشنگ گفتی، ببین همه دلمان میسوزد. حالا شاید یکی مثل خود شما آمده با این رسالتی که دارد سعی کرده مثلاً اطلاعرسانی کند، سعی کرده کار رسانهای بکند. یکی دیگر یک جور دیگر. کاری که من بلدم، من همیشه خودم را آفیشیال یا یک آدم فدراسیونی میدیدم و میدانم و خواهم دانست. یعنی تا آخر عمرم.
من خودم یک آدم فدراسیونی میدانم و فکر میکنم کار اداری و فدراسیونی را به هر حال زیاد کردم. از مدیرانی که قبلاً اینجا کار کردند خیلی چیزها یاد گرفتم. حالا هم مثبت هم از اشتباهاتشان درس گرفتم که آن اشتباهات را نکنم. احساس کردم که میتوانم یک کاری بکنم و چون هر چه هم میگذشت میدیدم که گرفتاریها بیشتر میشود و گرفتاریهای مردم خصوصاً در این شرایط اقتصادی کار دارد سختتر پیش میرود، احساس کردم که بیایم تو گود.
نمیخواهم شعار بدهم که من احساس مسئولیت کردم که بیایم خدمت کنم. از این چیزهای کلیشهای نمیخواهم بگویم. اما واقعیت این است که احساس کردم که میتوانم چند گره را باز کنم، چند حرکت انجام دهم. این بود که آمدیم. خب خیلی هم پروسه انتخابات همینطور که خودت هم میدانی و دوستان عزیز میدانند طولانی شد. ولی به هر حال خواست خدا بود و لطف خدا بود و حمایت اعضای مجمع و حالا روسای هیئتها، دوستانی که محبت کردند رای دادند و بنده آمدم تو گود. اما آمدن تو کافی نبود. یعنی اینکه من امروز بنشینم هی بگویم گذشته خراب بود، خودت هم در جریانی. آن روزهای اولی هم که من آمدم، من ترجیح میدهم مرتب این ارتباط را با مردم.
از بقیه دوستانی که در حوزه رسانه تخصصی اسب فعالیت میکنند دعوت میکنم که پل ارتباطی ما با مردم باشند. شاید من فرصت نکنم که هر روز با همه صحبت کنم، اما از طریق شما میتوانم به مردم بگویم که چه کارهایی انجام میدهیم و اگر اشتباهی هم داریم، به ما بگویید. مشکلات زیادی وجود داشت. حالا میگویم نمیخواهم مدام به گذشتهها اشاره کنم. از اینجا به بعد یک صفحه جدید است. یعنی از روز ۲۴ اسفند ۱۴۲ صفحه جدیدی را باز کردم و تلاش کردم که مشکلات را حل کنم. اولین مشکلی که در فدراسیون با آن برخورد کردم و بسیاری دیگر نیز با آن مواجه بودند، بحث دوپینگ بود.
دوستان برای دوپینگ خیلی زحمت کشیده بودند. حالا آنهایی که در کمیته بودند، قصد انتقاد ندارم، اما به هر حال این یک مسئله سلیقهای است. من چون سالها با بچهها کار کردهام، دوپینگ برای من خیلی حساس بود. یعنی خط قرمز من استفاده از داروهای ممنوعه برای اینکه مثلاً بتوانند در مسابقات نتیجه بگیرند، بود. فرقی نمیکند چه رشتهای باشد؛ کورس، پرش، استقامت یا حتی شو زیبایی. من دنبال این بودم که اولین مشکل، یعنی دوپینگ را حل کنیم. خب، در فدراسیون دیدم سه چهار تا یخچال داریم که نمونههای دوم در آن نگهداری میشود.
اسبها در این نگهداری میشوند. نمونه دوم، نمونههایی که میگرفتیم، نمونهای داریم و بی داریم. نمونهای را به آزمایشگاهی در ترکیه میفرستادند و نمونه بی در یخچال نگهداری میشد. اگر کسی اعتراض میکرد، دوباره به یک آزمایشگاه میرفت. با مشورتی که با متخصصان بزرگ دوپینگ انجام دادم، این کار اشتباه بود. به همین خاطر دنبال این بودم که از افرادی که متخصص هستند کمک بگیرم. حالا شما در جریان هستید که من در مدت تعطیلات نوروز هم به جز روز اول، بقیه روزها در فدراسیون بودیم و جلسه داشتیم. بسیاری از بچهها محبت کردند و تعطیلاتشان را نیمهکاره رها کردند و به فدراسیون آمدند و جلسات تخصصی برگزار کردیم.
نه به خاطر نمایش، بلکه به خاطر اینکه بتوانیم گرهها را باز کنیم. اعتقاد من این است که ما با کمک خود مردم میتوانیم گرهها را باز کنیم و اولین بحثمان هم دوپینگ بود. مشورت گرفتم و به اساسنامه رسیدیم. دیدیم که اساسنامه نوشته ما موظفیم بحث دوپینگ را با ستاد مبارزه با دوپینگ و فدراسیون پزشکی ورزشی دنبال کنیم. آقای دکتر نوروزی، رئیس فدراسیون پزشکی، دوست قدیمی ما هستند و خیلی هم محبت دارند. بلافاصله در تعطیلات مزاحمشان شدم.
و با ایشان مشورت کردم. ایشان نهایت همکاری را کردند. خود نادو بسیار همکاری کرد و به این جمعبندی رسیدیم که ما تغییراتی را در کمیته، روند نمونهگیری، آزمایشگاه و حتی کیتها به وجود بیاوریم. ببینید، کیتهایی که ما استفاده میکردیم برای دوپینگ، کیتهای ایرانی بود. لیبلهایش همه در ایران چاپ میشد و بستهبندی ما اصلاً استاندارد مورد تایید آزمایشگاهی که اپرو فدراسیون جهانی دارند، نبود. پس اولین کار ما باید خرید کیت بود.
برای خرید کیت نیازمند این هستیم که قرارداد ببندیم و پول از کشور خارج شود. شرایط تحریم را میدانید. از یک کشوری مثل سوئیس باید اینها بیاید. خب، این یک پروسه زمانبر و بسیار دشوار بود. بحث دوم آزمایشگاه بود. کدام آزمایشگاه؟ آزمایشگاهی که در ترکیه بود. بچهها حالا قرارداد هم با آن نبسته بودند، ولی با آن کار میکردند. کیفیتش خیلی بالا نبود. یعنی اولاً متاسفانه نمونهها اکثراً نمونه خون گرفته میشد. بیشتر در عصبانی. حالا شاید دوستان در جریان باشند. ما دنبال این هستیم که نمونه ادرار باشد، چون در ادرار بسیاری از داروها دقیقتر و بهتر نمایان میشود. به همین خاطر پس آزمایشگاه یکی از بحثهای دیگر بود. دوباره آزمایشگاههای مختلف را بررسی کردیم. با نادو جلسه گذاشتیم. نادو نمونهها را به آلمان میفرستاد. اما خب باز نادو دارد نمونههای انسانی را کار میکند. ما نمونههای دامی را میخواهیم. به هر حال در این داستانها با تغییرات مدیریتی که در کمیته به وجود آمد و از دکتر حسینی که فرد خوشنامی در دوپینگ است دعوت کردیم.
ایشان هم خیلی محبت کردند. یعنی به قدری شرایط دوپینگ ما دشوار و کار سختی است، اما ایشان خیلی محبت کردند و قبول کردند که وارد میدان شوند و از روزی که مسئولیت قبول کردند، تمام کارها را جلو میبرند. مکاتباتی کردیم. امروز که با شما صحبت میکنم، با کیتهایی که فعلاً از ستاد مبارزه با دوپینگ میگیریم، نمونههایمان را در کورسهایی که در حال انجام است، میگیریم و به یک آزمایشگاه خیلی معتبر میفرستیم. اما برای آینده این کافی نیست. اقدام کردیم به خرید و سفارش بیش از هزار کیت استاندارد در کشور سوئیس.
داریم کارهای ارزشمندی انجام میدهیم که این پولها مثلاً به حساب آنها واریز شود و ما بتوانیم انشاءالله با کمک دوستانی که در گمرک هستند، وارد کشور کنیم بدون مشکل. و دنبالش هم هستیم که انشاءالله آزمایشگاه معتبری مثل فرانسه و یا آزمایشگاهی که اپرو دارند، با آنها قرارداد ببندیم. حالا میگویم بحث تحریمها را هم داریم، ولی انشاءالله راهکارهایی را پیدا خواهیم کرد که این بحث انجام شود. پس اولین مسئلهای که خیلی دلم میخواست مشکلش حل شود، دوپینگ بود که تقریباً.
به این مرحله با این روندی که شما رفتید، جواب آزمایش چند وقتی میآید. از زمان ارسال دو تا بحث داریم. آزمایشها یک بحث ارسالش است که ما اگر بخواهیم فعلاً به اروپا بفرستیم، یک سری مشکلات داریم. روند طولانیتر است، ولی باز که آزمایشگاه معتبری که خیلی تجهیز شدهاند و به تازگی کیفیت خیلی بالایی دارند که نزدیکتر هستند، این امکانات به وجود آمده که بتوانیم برای آنها بفرستیم. از وقتی که آنها نمونهها را میگیرند، یک پروتکل دارد. آن پروتکل این است که وقتی انجام میدهند، مشخص میشود. برای ما اینویس میفرستند. اینویس شما را میدهیم پرداختهایش که انجام شود. به محض اینکه پرداخت انجام شود، آنها جواب.
پروسه زنجیروار به هم وصل است. یعنی اگر آزمایشها را نمونهها را ما دیر بتوانیم بفرستیم، نتوانیم مثلاً طولانی بفرستیم، خود این زمانبر میشود. و اگر به موقع آنها اینویس به ما بدهند و ما پول دیر بدهیم، باز دوباره این هم زمانبر خواهد بود. اگر همه اینها به موقع انجام شود، حداکثر دو هفتهای پاسخ خواهیم گرفت و انشاءالله میتوانیم جوابگو باشیم. و بعد از آن تازه مشکل ما آییننامههای مبارزه با دوپینگ ما است. الان بعضی از آن جرایمی که ما داریم، آنقدر زیاد نیست و حالا شاید در پرش کمتر باشد، ولی در عصبانی گاهی اوقات.
افراد حتی آزمایشها را انجام میدهند، چون جرایمش نسبت به آن بهرهبرداری که میتوانند بکنند از آن داروهای ممنوعه اصلاً چیزی نیست. و به همین خاطر باید حتماً آییننامهها را، آییننامههای انضباطی هم انشاءالله اصلاح شود که به هر حال از روز اول با آن مشکل داشتیم و انجام دادیم. سوال.
نکته دومی که برای من بسیار مهم بود این است که هنوز به وظایف ورزشیمان نرسیدهایم. در فدراسیون که آمدیم، بیش از ۵۰۰۰ نمونه از اسبها برای هویتگذاری و شناسایی و ژنومیک آنها داریم. بیشتر این نمونهها مربوط به اسبهای ترکمن و عرب است که باید این کار انجام شود. این نمونهها باید به آزمایشگاه فرستاده میشد و آزمایشگاه هم باید گواهی معتبر داشته باشد.
تا حالا این کار انجام نشده به دلایلی که وجود داشته است. وقتی من به اینجا رسیدم، باید این نمونهها بررسی میشد. اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که ما باید در چارچوب قانون کار کنیم. ظاهراً قبلاً آزمایشگاهی در ایران این کار را انجام میداده، اما اکنون به دلایل مختلفی صلاح نیست با آن آزمایشگاه کار شود. بحثهای نظارتی و اتفاقاتی که در فدراسیون سوارکاری در گذشته افتاده است، مطرح است.
پس اولین کاری که میخواستیم قانونی انجام دهیم این بود که ببینیم کدام آزمایشگاه میتواند این کار را انجام دهد. تا امروز که با شما صحبت میکنم، ددلاینی که برای خودمان مشخص کرده بودیم از مراجع قانونی که در کشور بودند، با مؤسسه علوم تحقیقات دامی و وزارت جهاد و جاهای مختلف نشستیم و بررسی کردیم که کدام آزمایشگاه مورد تأیید کشور است. بحثی داریم به منظور حفاظت از ژنتیک و جلوگیری از خروج ژنهای دامی از کشور که وزارت جهاد هم با آن مواجه بود. پس باید مراجع به ما مجوز میدادند. جلسات متعددی برگزار کردیم و متأسفانه تا امروز هنوز نتوانستیم این مجوز را بگیریم که از طریق آنها این نمونهها را به آزمایشگاه معتبر بفرستیم. در داخل هم برای تست پرنتیج میتوانیم این کار را انجام دهیم که بگوییم آیا این کره پدر این اسب است یا نه، اما برای بحث ژنومیک نمیشود. حالا در این فاصله که پیش آمده، بررسیهایی که داریم انجام میدهیم، قراردادی با آزمایشگاه اسپانیا داریم که گواهی معتبر دارد. قراردادی که از قبل هم تنظیم شده بود و با مسئولین حقوقی وزارت ورزش هم صحبت کردیم. ما داریم طی نامه رسمی میفرستیم و انشاءالله اگر مجوز بتوانیم از وزارت ورزش بگیریم، نمونههایی که الان مانده و مردم منتظر هستند تا پاسخهایشان را بگیرند، به آن آزمایشگاه میفرستیم تا این انباشت از بین برود. یا تفاهمنامهای که با دوستان دیگر داریم که آزمایشگاه دیگری که خود جهاد میفرستد، با آنها اگر به توافق برسیم میتوانیم این کار را انجام دهیم. این یکی از موارد مهم است، اما کنار این...
چیزهایی که مدتهاست در دست فدراسیون نیست، یعنی آن آزمایشگاه و روال قبلی نبوده است. بحث دیگر بحث میکروچیپها است. ما کدهایی را همیشه از وزارت جهاد، معاونت امور دام میگرفتیم و بعد میکروچیپ سفارش میدادیم به کشورهای دیگر خارج از ایران. بعد میکروچیپ را وارد میکردیم و مبانی گمرکیاش را از نظر قانونی رد میکردیم و وارد میشد. بعد تازه میرفتیم میکروچیپگذاری میکردیم. یک پلاکی بود که گردن اسب نصب میشد و شماره ثبت میشد و تازه هویتگذاری میشد. خب در فدراسیون مدتها به دلایلی که فدراسیون...
مشخصات اسبهایی را که میکروچیپگذاری میکرده به معاونت امور دام نمیداده و مردم دچار مشکل شدهاند و آنها میخواهند در سامانهشان ثبت کنند. به همین منظور چه کار میکردند؟ از آن طرف هم ما به هر حال یک بحث داریم چون بحث اسب دغدغه فدراسیون سوارکاری است و سالیان سال بیش از ۵۰ سال است که این کار توسط فدراسیون انجام میشود. خب ما جزو وظایف اصلی خودمان بودیم. درسته که در اساسنامه ننوشته این موضوع را، اما ذاتاً به هر حال چون از گذشته هم جزو وظایف اصلی ماست برای لحاظ کردن تبار اسبها در استادبوکهایی که در مجامع بینالمللی...
به همین منظور ما چه کار کردیم؟ گفتیم که...
ما با وزارت جهاد هنوز نتوانستیم با معاونت امور دام طی کنم. میگویم از ۲۷ اسفند دارم تلاش میکنم ولی به دلیل گرفتاریهایی که دوستان داشتند این جلسه را بگذاریم اما تلفنی به دفعات صحبت کردیم و قرار شده مشکلات را برطرف کنیم و آن کدها را دوباره به ما بدهند و ما بتوانیم میکروچیپ را وارد کنیم. مثل گذشته فدراسیون سوارکاری میکروچیپها را به هر حال میکروچیپگذاری انجام دهد و مشکلاتی که بین ما و جهاد بوده را انشاءالله بتوانیم برطرف کنیم تا گرفتاری مردم کم شود. یعنی احساس هم بر این است که هرچه لجبازی بین ارگانها باشد و مقاومتهای اداری که گاهی اوقات پیش میآید...
چشم مردم میرود. به همین خاطر برای اینکه این گرفتاریها را ما بتوانیم حل کنیم، اولین کار تعامل دوستی را دیدیم و با این شاخص جلو میرویم. امروز هم که مسابقات اسبدوانی انجام میشود، تعدادی کره داریم که آماده میدان بودند و مالکها هزینه کردهاند. من دو راهکار داشتم یا بگویم نه تا میکروچیپهای فدراسیون نیامده اجازه نمیدهم این کرهها بدوند. خب این یک تصمیم غیرکارشناسی و غیرعقلانی است. چرا که کرهای که دو سالش شده یا سه ساله است، اگر در میدان نرود و نتواند مسابقه دهد، فصل را از دست میدهد و هزینههایی که مالک کردهاند همه از بین میرود. سن کره بالا میرود و خب یک ضرر...
برای مالک است. مالک اسبی که زندگیاش اسب و این کره...
من دیدم بهترین راه این است که با مؤسسه صحبت کردیم و یک سری میکروچیپهای قرضی را در اختیار قرار دادیم که کرههایی که فعلاً پای میدان هستند میکروچیپگذاری شوند. فقط بحثهای دیگرش مثل نمونهگیری و اینها را خود فدراسیون انجام میدهد. آن میکروچیپها به شکل قرضی گذاشته میشود برای این کرهها تا فعلاً مشکل فوری اسبهایی که پای میدان هستند را برطرف کنیم. این موضوع هم یکی از موضوعاتی است که دغدغه مردم است و حالا بعد توضیح میدهم که ما در آینده باید چه کار کنیم تا بتوانیم گرفتاری مردم را کمتر کنیم. تا امروز که محسن جان در فدراسیون نشستهام، حالا ساعت کاری خودت دیدی اصلاً تا موقعی که بتوانیم مردم باشند و...
شهرستان آمده باشند، درشان را بتوانم باز کنم، سعی میکنیم که باشیم. همکاران دیگرم را دعوت میکنیم همه بیایند تا بتوانیم مشکلاتشان را انشاءالله حل کنیم. یک سوالی که برایم پیش آمده همیشه این است که آیا فدراسیون سوارکاری که تخصص اصلیاش اسب است و جهاد که تخصص اصلیاش دام است، نمیتواند کمیته مشترکی تشکیل دهد که...
فصلالخطاب این همه مشکلات باشد؟ به نظر شما خیلی سال پیش این کار اتفاق افتاد. حتی برای واردات، واردات را وزارت جهاد مجوز میداد. یعنی سامانه داشت و بچهها میرفتند اسبها را که میخواستند وارد کنند و مشخصات و مدارک را بارگذاری میکردند در سامانه. بعد یک آییننامه مشترک ما با کارشناسان معاونت امور تهیه کرده بودیم. بر اساس آن آییننامه میآمد پرونده در فدراسیون ما صلاحیت ورزشی نصب را بررسی میکردیم. گاهی اوقات مثلاً سیاست بر این بود به فرض...
بعضی از اسبها وارد نشوند و بعضی از اسبهای ورزشی وارد شوند و این کاری بود که اتفاق میافتاد. آنجا صلاحیت ورزشی وقتی در آن کمیسیون همه صورتجلسه را امضا میکردند، میآمد رئیس فدراسیون نامه میزد به معاونت امور، لیست میداد اسبها را بر اساس میکروچیپها و میگفت اینها را ما با ورودشان از نظر صلاحیت ورزشی تأیید میکنیم. این میرفت جهاد و مجوز میدادند وارد میشد. خود جهاد کنترل میکرد که در گمرک همان اسبها باشند و اجازه ورود میداد. قرنطینه و این اتفاق میافتاد. امروز هم متأسفانه این از بین رفته حالا به دلایلی که نمیدانم.
در این مدت به هر حال این مجوزها داده نمیشده، مردم تأخیر داشتند. میدانید که نگهداری از خارج از کشور با این ارز خیلی گران است و گاهی اوقات طولانی میشده. حالا افرادی که مسئولیت داشتند شاید اطلاع نداشتند، شاید حاضر نبودند مسئولیت قبول کنند و به هر حال مقاومتهایی میشده و واردات امروزه توسط یک گروه از جامعه سوارکاری که حالا ما نمیدانیم آنقدر متخصص هستند، اما خیلی دقت کردیم که در فدراسیون آن کمیسیون، کمیسیون تخصصی باشد و بیطرف.
دنبال این نباشد که مثلاً از یک جناح خاصی حمایت کند. اما الان امروز بهگونهای من دیدم بعضی از دوستان در کمیسیون درست کردند و در جاها دارند مجوز میدهند. اینها در واقع اختیاراتی بوده که فدراسیون از دست داده. الان ما داریم تلاش میکنیم دوباره برگردیم. من با آقای دکتر شریف هم صحبت کردم، قرار بر این شد که دوباره این کمیسیون را به شکل قبلی برگردانیم. میخواهم دغدغه مردم نداشته باشم برای اینکه آقا اسبهایشان بیرون مانده. میدانم الان هزینه خیلی زیاد است با این ارز. هی بخواهیم آنجا پروپانسیون بدهند. یک اتفاقی هم که در خارج از کشور میافتد، شما وقتی اسب خریداری میکنید، آن فرد، آن باشگاه تا آن روز به آن اسب میرسد و رهایش میکند. یعنی اسب با یک کیفیت بدنی خوب شما میخرید.
اسب لاغر، اسبی که اصلاً دیگر آن کیفیت را ندارد. چون دقیقاً به همین خاطر که مشکلات مردم حل کنیم، باید هرچه زودتر به یک تعاملی برسیم با بقیه نهادها. حالا این نهادها خود گمرک است، خود معاونت امور دام است، مؤسسه تحقیقات است.
خیلی کارها میتوانیم انجام دهیم. به نظر من باید این چیزها را، این تلف شدن وقتها را خیلی سریع از آن بگذریم. از هویتگذاری، هنوز ما در مشکل هویتگذاری ماندهایم. ما خیلی کارها میتوانیم برای اصلاح نژاد بکنیم. ما خیلی شاید جدی نگیرند مردم و همین رکوردهایی که ما در مسابقات داریم، خیلی به ما حالت مشاورهای دارد، به ما راهنمایی میکند که بازار چه نژادهایی را باید داخل تولید کنیم، از چه خونهایی باید بیشتر استفاده کنیم، چه اسبهایی را باید وارد کنیم، چه اسبهایی را نباید وارد کنیم، چه خونهایی باید داخل گلههای ما باشد، چه خونهایی نباید داخل شود. ما تمام اینها را از آن غافلیم.
گذاشتیم کنار. ببینید فوقالعاده اسبهای اصیل ایرانی خوب داریم، اما امروز میخواهم به جرأت بگویم شاید این اسبهای اصیل ما به درد المپیک نخورند. خب هیچ جای دنیا اینگونه نیست که اسب اصیلشان را ببرند المپیک. اما ما از این اسبهای اصیل اگر آنها را خوب حفظ کنیم، اگر تولیدکننده اسبهای اصیلمان را حمایت کنیم، شاید بگویید جزو وظایف فدراسیون نیست، اما من میتوانم باز به نوعی.
چون خودم میگویم درک میکنم، میدانم مثلاً فعالیتهای ورزشی تعریف کنیم، اسپانسر برایشان بگیریم و خیلی از کارها، جشنوارههایی بگذاریم، یک سری کارها بکنیم که تولیدکننده اسب اصیل ما دلسرد و ناامید نشود. الان خیلی خستهاند، تولیدکنندههای ما واقعاً خسته شدهاند. آنهایی که دارند اسب اصیل کار میکنند، گاهی اوقات توجیه ندارد، گاهی اوقات هزینهها کمرشان را خم کرده. ما برای اینکه از آنها حمایت بکنیم، یک کارهایی را ما باید انجام دهیم، یک کارهایی را به هر حال وزارت جهاد کشاورزی، آن معاونت امور و آنها باید انجام دهند و یک کارهایی را باید خود مردم انجام دهند. حالا میگویید خود مردم چطور.
ببینید امروز ما که در فدراسیون هستیم، مثلاً ۱۰ نفر تولیدکننده مثلاً یک نژاد اسبی به ما زنگ میزنند، یک خواستهای دارند، ۱۵ نفر یک جور دیگر، پنج نفر یک جور دیگر، ۲۰ نفر یک جور دیگر. انجمنی هم بعضیهایشان درست کردهاند، مثلاً انجمن نژادی اسب فلان، آنها خواستههایی دارند.
اینگونه فایده ندارد. یعنی هر کسی مدیر باشد، حالا چه در وزارت جهاد، چه در فدراسیون دچار گیجی و ابهام میشود. آقا با حرف کی باید گوش کرد، کی راست میگوید، کی درست میگوید. بهترین راهش این است که خود مردم انجمن نژادی درست کنند.
و الان هم داریم. ما خیلی از انجمنها داریم. همین امروز هم یک اتفاق خیلی خوب افتاد. ما توانستیم با انجمن اسب کاسپین تفاهمنامه امضا کنیم. چون این انجمن متشکل و خیلی منظم هیئتمدیره دارند، بیش از ۱۰۰ عضو دارند، انتخابات دارند، تولیدکنندهشان خب ما در تفاهمنامه آنچه که آنها خودشان فکر میکردند فدراسیون میتواند کمک کند و یک سری وظایف هم خودم اضافه کردم به این که ما در فدراسیون موظفیم کمک بکنیم به آنها، مثلاً برای آموزش دورههای مربیگری، مثلاً مربی کار کردن کودکان با اسب کاسپین و خیلی چیزهای دیگر.
در این تفاهمنامه امضا کردیم. میدانید این چه حسنی برای من دارد؟ من آنچه که راجع به اسب کاسپین بخواهم مشورت بگیرم با انجمن.
اتفاق بیفتد به جای اینکه ما بیاییم یک کمیته درست کنیم، به جایی که آدمها را سلیقهای انتخاب بکنیم، مثلاً ممکن است از یک جناح، من نمیدانم، ولی خود انجمنها این آییننامه بنویسند، بگویند آقا ما اعضایمان مثلاً بستگی به آن نژاد دارد، به آن جمعیت دارد، به آن مخاطبانی که دارد برایش آییننامه تدوین کنند. آیا افرادی که ۱۰ تا ۲۰ تا ۵۰ تا ۱۰۰ تا مثلاً اسب نگهداری میکنند، فارم دارند، باشگاه دارند، ندارند، اینها را میتوانند مشخص کنند، اینها بشوند اعضایشان، عضوگیری کنند. وقتی عضوگیری کردند میتوانند انتخاباتشان را انجام دهند. بعد از انتخابات هم ما با یک مدیرعامل و یک هیئتمدیره طرفیم و بیشتر جلساتمان را به آنها میگذاریم. آنها در جلسات خودشان نظرات و.
پیشنهادات اعضایشان را میآورند در فدراسیون، میآورند در وزارت جهاد. ما فدراسیون و جهاد کار نظارتی خواهیم کرد. نمیآییم خودمان را درگیر مثلاً اجرا بکنیم، درگیر مثلاً خیلی کار به فرض کمیتههای مختلف ما الان دارند فعالیت میکنند، میتوانند کنار این انجمنها باشند، انجمنهای نژادی باشند، کار کنیم. خیلی جاها مشکلات مردم حل میشود اگر این انجمنها با آن شکل درستش شکل بگیرد.
خدا را شکر عرض میکنم، آخه در خیلی از این نژادها انجمن داریم اما انجمنها فعال نیستند. من حاضرم این را کمک بکنیم هر جوری که میتوانیم. خود مردم همه جمع بشوند برای تولید. هیچ کسی، هیچ رئیس فدراسیون، هیچ معاون فنی دلسوزتر از خود مردم برای تولیداتشان نخواهد بود. پس بهترین شکل این است که ما بیاییم این کار را انجام دهیم، ما انجمنها را تقویت کنیم، حمایتشان کنیم، انجمنها بیایند.
کار را نمیگویم کار اجرا را، ولی بسیاری از کارها را میتوانیم به برونسپاری بسپاریم. بسیاری از کارها را میتوانیم از دیگران مشورت بگیریم. بسیاری از مشکلات را آنها میتوانند به ما منتقل کنند و برایشان راهحلی پیدا کنیم. این کار میشود حل کردن مشکلات مردم به دست خود مردم و این بسیار کمک میکند. در این موضوع بسیار عالی توضیح دادید که من دو سه سوال برایم پیش آمد. خب آقای کاظمیان، چون من یک نظرسنجی گذاشتم، یکی از پرچالشترین مسائل مردم در حال حاضر در صنعت اسب، حالا چه سوارکاری و چه اسبداری، بخش هزینههای اسب و پانسیون باشگاههاست. بسیاری از افراد درباره این موضوع صحبت کردهاند که ما دیگر واقعاً نمیتوانیم اسب نگه داریم با این شرایط. میخواهم ببینم در حیطه اختیارات فدراسیون چقدر این کار جای مانور دارد، کمک، نمیدانم، حمایت، اگر کمیتهای هست، نمیدانم، رانتی، سوبسید یا هر چیزی که اصطلاحش هست.
این چگونه میشود که کمی هزینهها کمتر شود؟ مثلاً کسی که پنج اسب داشت، حالا یکی کرده و آن یکی را هم فروخته. این شبیه شهرنشینی تهران شده است، یعنی کسانی که در وسط تهران بودند، قشر متوسط شدند و حاشیهنشین. عملاً ما داریم در اسب این اتفاق را متاسفانه میبینیم. چه کار میتوانیم بکنیم که جلوی این اتفاق را بگیریم؟ من به عزیزانی که دارند تصاویر ما را میبینند و صدای ما را میشنوند عرض کنم که ببینیم، نظارت بر باشگاه کار ما نیست، چون مجوز وقتی دوست دارند که باشگاه بزنند، از کجا میگیرند؟ از اداره کل ورزش و جوانان استان امور باشگاهها. یک اداره کل داریم ما در وزارت ورزش، اداره کل امور باشگاهها.
اما این دلیل نمیشود بگوییم کار ما نیست و شانه خالی کنیم و خودمان را کنار بکشیم. نه، چیزی که چند سال پیش به ذهنم رسید، چون تجربه کار کردم در هیئت تهران و خود هیئت تهران مسائل زیادی داشت، یک چیزی را یاد گرفتم. ما میتوانیم کمک کنیم به رتبهبندی باشگاهها. ببینید، این اصلاً اصولی نیست که شرق تهران نصف غرب تهران مبلغ پانسیون بگیرد. یعنی چه اتفاقی دارد میافتد؟ اینجا هتل پنج ستاره است؟ اینجا نمیدانم یونجهاش گرانتر است؟ آنجا ارزانتر است؟ اینجا جوش و این نیست.
به نظر من کمی سلیقهای اتفاق میافتد. ما نمیخواهیم در کار باشگاهها دخالت کنیم، اما اگر رتبهبندی کنیم باشگاههایمان را، ما ۲۳۰ آیتم به کمک کارشناسان و متخصصان اصل مشخص کردیم. شاید لازم باشد اینها بیشتر شود. اگر این آیتمها را یک ناظر از اداره کل به همراه چند نفر از خود جامعه سوارکاری بروند و رتبهبندی کنند باشگاهها را، بعد میتوانیم رتبهها را تعریف کنیم. باشگاهی که کلاس A دارد، باشگاهی که پنج ستاره است، باشگاهی که ممتاز است، هر اسمی که بالاترین است و حداکثر، و آنی که پایینترین است و حداقل.
و بقیهاش را میشود محاسبه کرد. امروزه واقعیت باید یک چیزهایی را بگویم، خود باشگاهها مشکلات زیادی دارند. کارگر گران شده، بیمه گران شده، علوفه گران شده، هزینههای جانبی زیاد است، استهلاک، مالیات و چیزهایی که برایشان میآید خیلی زیاد است. اما این هم قابل قبول نیست که اینقدر بیانضباط باشیم. حتی در غرب تهران هم بعضی جاها الان مثلاً شما نگاه میکنید، قیمتهایشان خیلی متفاوت است با بعضی از باشگاهها. میشود این کار را مدیریت کرد، میشود این کار را سامان داد. این به نفع حتی باشگاههاست.
بعضی وقتها ما این فرصت پیش میآید سر کلاسهایی که حالا با دوستان داریم. سر مدیر یک دورههایی ما برای مدیریت باشگاه گذاشتیم، انشاءالله آن دورهها را ادامه خواهیم داد. در دنبال صحبتها میگویم که چه کارهایی برای آموزش خواهیم کرد. ما وقتی سر کلاس درس میدادیم به دوستان میگفتیم، همه میگفتند آقا اسبداری ضرر دارد، اسبداری بیحساب و کتاب کاملاً ضرر دارد، اشکال دارد. وقتی در باشگاه مدیر باشگاه خودش چند اسب نگهداری میکند بدون اینکه حساب و کتاب پانسیونش را بدهد و اتفاقات دیگر، خب اینها خیلی به ضرر اوست.
بهترین کاری که میشود کرد، یک سر و سامان، یک نظم، یک مدیریت، یک انضباط مالی، انضباط اقتصادی که هم ما بتوانیم از باشگاهها حمایت بکنیم، هم بتوانیم از مصرفکننده و مالکین و کسانی که از پانسیون میکنند و حتی کسانی که میآیند در باشگاه آموزش ببینند حمایت کنیم. اینها همه راه دارد. اصلاً نباید یکطرفه برویم از اینور به سمت اینکه بگوییم مثلاً پانسیونها کم شود، باشگاه ورشکست شود و جمع شود. از آن طرف اگر پانسیونها زیاد باشد که مردم ورشکست شوند و رها کنند. میتوانیم به آن تعادل برویم، کار کارشناسی هست.
دعوت میکنم دوستانی که ایده دارند، فکر دارند، میتوانند کمک بکنند به ما تشریف بیاورند. ما در فدراسیون به روی همه باز است. فدراسیون اسمش خانه سوارکاری است، خانه سوارکار.
بیایید اینجا دور هم جمع بشویم، یک راهکاری پیدا بکنیم که هم به نفع مصرفکننده باشد و هم به نفع باشگاهدار ما باشد و بتواند از این امکانات استفاده بکند. راجع به آموزش هم صحبت کنم، یک چیزی بگویم، همین سوال آموزش خیلی مهم است، خیلی هم شاید جاهای.
شعاری شده، کلیشهای شده، خیلی ابزاری شده که همه راجع به آموزش صحبت میکنند، اما فقط صحبت کردن کافی نیست. ما میخواهیم در آموزش چه کار بکنیم؟ چه چیزی آموزش بدهیم؟ چه کسی آموزش بدهد؟ در چه قسمتی؟ امروز نگاه میکنیم هر کسی در فضای مجازی یک دوره آموزشی برای خودش گذاشته، یک کارهایی دارد انجام میدهد و خیلی هم عجیب و غریب. گاهی اوقات هم مثلاً نگاه میکنیم میبینیم اصلاً چه چیزهای واقعاً مضری را دارد میگوید و اینها لطمه میزند و حالا.
مبارزه کردن با مثلاً بستن این پیج خوب یک کار خیلی دشوار و پرهزینه است. شاید اصلاً فدراسیون امکاناتش را ندارد بخواهد این کار را بکند. اما کنار این چه کار بکنیم که آنها کمرنگ بشوند؟ و برای این کار این است که ما باید سیستم آموزشی درست بگذاریم. اولین کاری که برای آموزش و برای تمام کارهای اطراف میشود انجام داد که نیاز به آن داریم، یک سامانه هوشمند IT است. یعنی من از روزی که فدراسیون را شروع کردیم این ضعف و خلأ در سیستم ما بود، یک بخشش تازه آموزش.
ما آمدیم یک تیم انفورماتیک گذاشتیم، کمیته انفورماتیک راهاندازی کردیم، یک تیم از بچههای سوارکاری، هنوز هم دعوت میکنیم. یعنی این تیم آنقدر میتواند بزرگ و قوی باشد. هر کسی در این زمینه، من در مسابقات بعضی وقتها آشنا میشوم با دوستانی که تخصص دارند در کار IT و انفورماتیک، میتوانم دعوتشان کنم، آقا بیا.
خیلی دوست ندارند اسمشان باشد، خیلیها میگویند باشد و ما این تیم را داریم درست میکنیم که بتوانیم این کار را انجام بدهیم. یعنی چطور؟ اولین کاری که باید اتفاق بیفتد باید آموزش خیلی در دسترس باشد. دیگر امروزه مثل قدیم نیست که مردم بیایند فدراسیون بروند، مثلاً یک باشگاهی در یک جایی، یک مدرسی دیر بیاید زود بیاید. مردم وقتشان خیلی ارزشمند است و رفت و آمدن سخت است. پس ما باید یک سیستمهایی را برای آموزش آنلاین فراهم کنیم. افرادی که متخصصاند، ما خیلی از بچههایمان تخصص دارند اما وقت ندارند. خب اینها را ما میتوانیم یک سری ویدیوهای ضبط کنیم. خود شما میتوانید کمک کنید. بچههایی که در این بحث خیلی تبحر دارند میتوانند این کار بکنند. شروع کنیم آموزش با این سیستم ما.
از مربیان برتر دنیا و افرادی که در اصطبلها کار کردهاند، فقط بحث آموزش مربیگری و داوری نیست، بلکه نیاز به آموزش جزئیات دقیق اسبداری داریم. روزی یکی از مربیان بسیار خوب دنیا را برای آموزش دعوت کردیم و سعی کردیم گروههایمان را دعوت کنیم تا در آنجا آموزش ببینند. بسیاری از دوستان ناراحت شدند که ممکن است قیمت گروهها بالا برود، اما امروزه واقعاً به این موضوع نیاز داریم. وقتی اسبهای چند میلیاردی داریم، کسی که با این اسب کار میکند باید آموزش ببیند. چند وقت پیش...
خود شما هم زحمت کشیدید و با سوارکاران جلسه گذاشتم. بسیاری ناراحت بودند که چرا مثلاً فدراسیون با سوارکاران کار زیادی دارد. ما افرادی داریم که مستقیماً با این اسبهایی که سرمایههای مردم و کشور هستند، در ارتباطاند. ما این افراد را آموزش ندادهایم و رها کردهایم. هر کسی با هر مدرک تحصیلی آمده، عاشق اسب بوده و سوارکاری کرده، یا سوارکار شده یا دامپزشک و کارهای دیگر. بنابراین ما برای آموزش به یک سامانه بسیار هوشمند و قوی نیاز داریم.
امروزه دیگر نمیتوانیم خانم یا آقای فدراسیون بنشیند و مسابقه برگزار کند و رنگ درست کند و غیره. بهترین کار این است که برنامهریزی رباتیک داشته باشیم. مثل FBI، ما یک دوره شرکت میکنیم و تا زمانی که به هواپیما نرسیدهایم و به کشور برنگشتهایم، مدرک دیجیتال دریافت میکنیم. اگر قبول شویم، مدرک دیجیتال میآید و اگر بخواهیم پرینت میگیریم. ما باید این کارها را به این سرعت انجام دهیم. لیست مدرسین مشخص باشد، محلهایی که میتوانند کلاس برگزار کنند و افراد دورهها را بگذرانند. مدرسین بارگذاری میکنند و افرادی که قبول میشوند، مجبور میشوند. آن ربات که برنامهریزی شده برای این کار، قبول و مردود را مشخص میکند و مدرک دیجیتال را صادر میکند. شما در...
گواهینامه داشته باشیم اما این کافی نیست. ما چیزی داریم در ورزش سوارکاری و آن حرفه است، یک تخصص است ولی تا الان از آن غافل بودهایم. من خیلی دنبال این گشتم و فکر کردم درباره این موضوع که چه کنیم. الان بسیاری از مربیان ما بیمه نیستند و نمیتوانند بیمه تأمین اجتماعی داشته باشند. این دغدغه اصلی من است. از روزی که آمدم از سردار رزاقیان پرسیدم، معاونت عصبانی فوری زنگ زدم که آیا سوارکاران ما بیمه هستند یا نه. خب این خیلی مهم است. یکی از سوارکاران پیام داده بود که دستش شکسته بود با فوق لیسانس.
یعنی باور نمیکنید یکی از نگرانیهایم از گذشته این بوده که بیمه بچهها. ما حتی یک بار جلساتی گذاشتیم در گذشته، حتی رئیس وقت فدراسیون حمایت کرد که مربیان با باشگاه قرارداد ببندند و باشگاه مربی را بیمه کند. آن روز این فکر را میکردیم که حالا بسیاری از باشگاهها به خاطر هزینههای بالا ترجیح میدادند نباشد، ولی باید این کار انجام شود. حالا چیزی که به ذهنم رسید و مطالعه کردم، بحثهای فنی حرفهای است. ما مراکز فنی حرفهای داریم که از وزارت کار مجوز میگیرند.
گواهی که فنی حرفهای میدهد مثل جواز کسب است و اعتبار دارد.
من برای اینکه بتوانیم قانونمندش کنیم، چون فنی حرفهای که بیرون کار میکنند غیرقانونی است و ما باید جلویش را بگیریم، آمدم برای اینکه از مزایای فنی حرفهای استفاده کنیم. مرکز فنی حرفهای فدراسیون سوارکاری را راهاندازی میکنیم. یعنی ما کلاس مربیگری برگزار میکنیم و همزمان با آن کلاس، یک مدرک فنی حرفهای هم به افراد میدهیم. این مثل جواز کسب است و میتوانند وام بگیرند. فقط هم مربیگری نیست، مثلاً برای نعلبندی میتواند باشد، برای گروهی میتواند باشد و بسیاری فعالیتهای دیگر که دارد مدیریت باشگاه، مدیریت است. هر کاری که انجام میشود، یک گواهی اینجا میگیرند و میتوانند از آن استفاده کنند. علاوه بر آن میتوانند بیمه تأمین اجتماعی کنند.
این بسیار ارزشمند است. یکی از اهدافی که دنبال آن بودم این است که فرد میتواند آن را به عنوان یک کارگاه به هر حال کسب و کار معرفی کند. حالا مثلاً فعالیت نعلبندی میکند، فعالیت گروهی میکند، سوارکار یا هر چیز دیگر و این میتواند حداقل برایش یک حقوق بازنشستگی و استفاده از خدمات تأمین اجتماعی باشد. یکی از کارهایی که به ذهنم رسید، باز اگر دوستان دیگر ایدههایی دارند برای اینکه ما بتوانیم کمک کنیم، بارها عرض کردم این فدراسیون، فدراسیون خود جامعه سوارکاری است. فدراسیون اصلی است. هر ایده و هر چیزی که بهتر شود برای زندگی بچهها میتوانیم انجام دهیم. بیایند این کار را دنبال کنیم.
این بحث رتبهبندی مربیان به چه صورت است؟ چون بسیاری از کسانی که حالا مخصوصاً در شهرستانها بیشتر است، در تهران کمتر شاهدش هستید که مربی ما بلد نیست و اجازه نمیدهد ما پیشرفت کنیم. کسی از مثلاً تهران یا از فدراسیون نمیآید کمک ما کند. این چگونه است که الان مثلاً یک فردی از در باشگاه میآید و میخواهد شروع کند به سوارکاری. از کجا بفهمیم آن کسی که به عنوان استادش است، از لحاظ روانی سالم است، از لحاظ تکنیکی کار بلد است، حمایتگر است یا نه؟ چون یک حرفی که محمود امیری در یکی از مصاحبهها گفت این بود که ما...
عمده آموزش بر پایه حالگیری تا یادگیری است و من این را به شخصه بارها دیدهام، شاید خودم هم انجام دادهام، نمیدانم واقعاً. ولی این رتبهبندی نشدن و این عدم شناخت ممکن است به قیمت جان یک فرد آسیب دیدن و بسیاری مسائل دیگر تمام شود. قطعاً شما هم بهتر در جریانش هستید. برای این چه حرکتی میتوانید بکنید به عنوان بحث دو تا بحث متفاوت؟ یکی اینکه ما بگوییم مربی مدرکدار یا بدون مدرک و یکی رتبهبندی. ببینید، اگر من بخواهم بروم مثلاً یک مورد درمانی نیاز داشته باشم، اولین مطلبی که زده آقای دکتر فلانی یا خانم دکتر فلان، ورود نمیکنم. من مطالعه میکنم، از همین میپرسم.
مورد مثلاً دنداندرد، دلدرد، یک چیزی مثلاً میپرسم شما کدام دکتر رفتی؟ چهار تا میپرسند آقا این دکتر بهتر است، اینجوری اینجوری، این بیمارستان بهتر است یا این شرایط بهتر است. اول پس بررسی من. گاهی اوقات خیلی تعجب میکنم. ما خیلی پروندهها داشتیم که مردم شکایت میکردند. بعد گفتم چی شد؟ گفت ما رفتیم باشگاه، خب آن مربی مدرک نداشته.
به دیوار نوشته زیر نظر متخصصین و فلان. ما هم رفتیم بچهمان را سپردیم. فردا تقوا شکست، کار به دادگاه شکایت. پس اولین کاری که مردم باید بکنند این است که بررسی کنند و بعد وقتی وارد باشگاه میشوند، به نظر من باشگاهها باید لیست و اسامی مربی اصلیشان را با مدرکشان به دیوار زده باشند که مردم بدانند آقا مثلاً آقای فلانی مدرک دارد و ممکن است ۱۰۰ نفر تو باشگاه راه بروند و همه بگویند ما مربی هستیم که متأسفانه این هست.
پس این کافی نیست. باید خود مردم اول نظارت کنند. اما بعد از این حالا مربیها کی مربی خوب است، کی بدتر است؟ از نظر ما فدراسیون باید رتبهبندی شود. نه تنها مربیان، به نظر من داوران، باشگاهها و همه ما باید آخر سال البته کار سختی است، اما قضاوتش را میخواهیم به عهده مردم بگذاریم.
این ایده که دارم چون خود شما این کار زیبا را شروع کردید، وقتی شما شروع کردید نظرسنجی کردید و گفتید به نظر شما بهترین باشگاه کدام است، گفتم به جای اینکه ما بیاییم قضاوت کنیم، بیاییم بگوییم مثلاً این مربی ما گرید داریم، مثلاً بازآموزیها را میگذاریم مربی بهروز شوند و سطحشان بالاتر برود، سطح سه، دو، یک. حالا چیزهایی که داریم اینجا دوره دوره بینالمللی است، مثلاً دنبال این اف کوچینگ سیستم هستیم، الان داریم درخواست میدهیم دوباره برگردیم با اف بی آی. حالا آن هم باید عرض کنم ما اف بی آی هم مدتها به هر حال در حالت تعلیق بودیم، یک سری دورههایمان را بلاتکلیف گذاشته بودیم، اف ما را ساسپند میکرد و داشتیم یعنی داشتیم مح.
یک سری از فعالیتهایمان فریز شده و نمیتوانیم ادامه دهیم. حالا این جلسه آنلاینی که با اف بی آی هفته پیش داشتیم خیلی کمک کرد، الان گزارشهایی که داریم به آنها میدهیم، این گزارشات در حال باز شدن است و کمک میکند. پس ما یک سری دورههای بینالمللی را خواهیم گذاشت برای ارتقای رتبه افرادمان. اف کوچینگ سیستم هم خیلی کمک میکند برای آموزش مربیها با متخصصانی که میآیند کلاس سولی داری، اما باز این هم کافی نیست. به نظر من راهش این است که ما تشویق کنیم به جای اینکه تنبیه کنیم، به جای اینکه ببندیم، آنکه مدرک دارد با شما کار کند. پس باشگاه باید ببیند چه کسانی مدرک دارند.
باشگاه میتواند گریدهای بالاتر انتخاب کند. مثلاً یکی از رتبهبندی ما این است که باشگاهی که مثلاً ۵ ستاره است یا باشگاهی که مثلاً ممتاز است باید مربیهایش مثلاً سطحشان از این کمتر نباشد. اینها حداقل و حداکثر که در رتبهبندی باشگاه داریم، ولی بعد از آن مردم میآیند قضاوت کنند. مثلاً ما میگوییم همان نظرسنجی که شما گذاشتید و من خیلی چیزها در این یکی دو ساله که حالا نگاه میکنم برنامهها را حتی یک پیشنهادی هم دادم هم شما برای دوستان انجام دادید که گفتند شماره رئیس فدراسیون قبل از انتخابات شما چه کار میکردید، این خواهش من در یک جمله بنویس اگر رئیس فدراسیون من یادداشت کردم.
انجام خواهم داد مثل همان نظراتی که دوستان دادند برای مثلاً بچهها و فلان، اما ما برای مربیها و برای کسانی که کار میکنند بهترین راهش این است که آخر هر سال ما یک سری در خود اف بی آی هم دارد یک مهمانی هم میگیریم، گالا میگذارند، یک اسمش را ما هم نمیتوانیم یک مهمانی دورهمی بگذاریم، بهترینها که مردم رای دادند چرا به نظر من بهترین قاضی خود آنها میشود، آنهایی که دارند استفاده میکنند. اگر کسی رفته در باشگاه بهترین خدماتی گرفته با نمره خوب بدهد به آن باشگاه، خیلی از آدمها باشگاه را عوض میکنند، مربیها را عوض میکنند و حتی و حتی مثلاً گروههایی که دارند کار میکنند.
آنها ببینند که دیده میشوند، داورانی که دارند قضاوت میکنند وقتی ببینند دیده میشوند به جای اینکه تنبیه کنیم، محروم کنیم، فلان کنیم، تشویقشان کنیم و آن میتواند خیلی تأثیرگذار باشد. خب آقای کاظمیان، خیلی شاهد در دو سال اخیر شاهد درگیری مسابقات برونمرزی و قرنطینه و این داستانها بودیم و خب خیلی از بچهها واقعاً حسرت مسابقات بینالمللی دارند و ما با توجه به مسائل قرنطینه و سیاسی که داریم، ورود و خروج واقعاً برایمان سخت است، حالا بیشتر ورود داریم تا خروج.
برنامه شما برای مسابقات برونمرزی تیم ملی و خروج اسب چیست؟ خیلی ممنونم که به این نکته اشاره کردید، نکته خیلی اساسی است. یعنی همینجوری جسته گریخته اگر نگاه کنید در ورزشهای سواره، ایمان رشتههایی که فعلاً داریم حدود ۳۰ تا مدال تیمی و انفرادی داریم. ما تا امروز از اینها غافل بودیم، به راحتی اینقدر درگیر حاشیهها شده هر کسی شده مدیر فدراسیون، کار ندارم اصلاً نمیخواهم بد بگویم یا خوب بگویم، هر کسی شده خیلی درگیر حاشیههای فرعی شده، یعنی ما از اصل ورزش هنوز ماندهایم. چه کاری باید بکنیم؟ ما الان یکی از نکاتی هم که اشاره کردم به آن توجه کردم به سنین پایه، گروههای پایه است.
یعنی به نونهالان، نوجوانان و حتی قبل از نونهالی، بازیهایی که ما میتوانیم با اسب با همین کاسپین میتوانیم راهاندازی بکنیم، بچهها را جذب کنیم به سوارکاری و بعد برنامه داشته باشیم. ما باید سواری را با اسب کاسپین با اسبهای کوچک شروع کنند از پایه درساژ را داشته باشیم، بتوانیم یک سری کارهای زمینی بکنیم و خیلی کارهای دیگر، اما اینها هم باز مقدمه است، اینها شاید مثلاً در چهار پنج سال آینده جوابگو نباشد امروز.
محیط چارهای نداریم باید تلاش کنیم اینکه بگذاریم باز دوباره دم بازیهای آسیایی، دم المپیک، دم پاراآسیایی یهو بنشینیم بگوییم حالا الان چه کار کنیم، هیچی ماندهایم دوباره کی اسب دارد خارج، کی پول دارد، کی فلان دارد، دوباره بخواهیم اینجوری تیم ملی ۱۵ نفره برتر رنکینگ دوباره اینجوری تیم ملی انتخاب کنیم. به نظر من تکرار اشتباهات گذشته است. از امروز ما باید و باید تیمهای ملی در رشتههای مختلف شروع کنیم به فعالیت کردن، نه سوریه الکی من بگویم این تیم ملی نه.
برای این کار به محضی که ورود کردیم، آمدیم مسابقات ازبکستان پیش رو داشتیم، با فاصله دو هفته مانده به مسابقات ازبکستان فوری گفتیم ما تیم میخواهیم اعزام کنیم ازبکستان، بعد ازبکستان قرقیزستان بود، بعد قزاقستان بود و بعد هم گفتیم میرویم مسکو که بپیوندیم به اوراسیا لیگ.
و شروع کردیم مکاتبه کردن سازمان دامپزشکی، حتی در تعطیلات نوروز خیلی متشکرم ازشان آمدند اطلاعات در اختیار گذاشتند، اما طرف ازبک ما که قرار بود پروتکلها را بدهد چون برای آنها هم تازگی داشت، یهو مثلاً از ایران ما باید از ترکمنستان رد میشدیم میرفتیم ازبکستان، برای همین اینها یهو آنها ماندند، آشپز ماندند و تا امروز هیچ جوابی به ما پروتکلها را ندادند که چه کار باید بکنیم.
پس دیدیم از این راه جواب نگرفتیم، ما آمدیم یک تیمی را بستیم، نه تیم ورزشی، یک تیم کاری، یک تیمی که بتوانند مشکلات ما را در این پروسه یعنی با خود کمک خود روسها داریم این را میبندیم، از تو خودشان امکاناتی را داریم میگیریم برای این مسابقه که ما برویم اوراسیا لیگ. دو تا تیم الان داریم آماده میکنیم و به زودی اعلام میکنیم برنامههایش را بچهها شروع کنند به کار کردن، تمرین کردن برای شرکت در اوراسیا. پس ما الان خیز برداشتیم برای شرکت در مسابقات اوراسیا که بتوانیم مدال بگیریم در دو رشته و پرش الان ما برنامهریزی داریم.
به زودی مردم خواهند دید، آنهایی که آمادگی دارند میتوانند از طریق زمینی چون هوایی خیلی پرهزینه و گران است، فرصت هم داریم، داریم جا را حالا از قبل ارتباطاتی داشتیم با بعضی از مراکزی که در مسکو هستند، اسبها بروند آنجا مستقر شوند، سه چهار تا مسابقه با جایزه بالا هم باشد، وقتی بچهها اسب میبرند توجیه اقتصادی هم برایشان داشته باشد، از آنور هم اوراسیا را بتوانیم شرکت کنیم و بتوانیم در این قسمت یک حضور پررنگ داشته باشیم. این مال این قسمت کشور، اما خوب آن طرف چه؟ برای رفتن به اروپا الان میدانیم در امارات و در قطر و بچههای ایرانی هم هستند، اسب دارند فعالند. پس آنها هم صحبت کردیم با بچههایی که در امارات دارند کار.
تعدادی از افرادی که آنجا هستند سطح مسابقات را برای ما مشخص میکنند. آنها را به عنوان یک جمع، تیم B و تیم A مینامیم. مشکلی نداریم، میتوانیم ۱۰ تیم ملی داشته باشیم و آنها هم در آن زمینه کار کنند. ایرانیهایی که فعالیت میکنند با چند نفر از ایرانیهایی که در اروپا کار میکنند ارتباط برقرار کردهایم. بنابراین میتوانیم یکی دو تیم هم در اروپا داشته باشیم. اما مسئله رفت و آمد چگونه حل میشود؟ اینکه حالا بگوییم ما در کشور اسب داریم یا نداریم، کارشناسان باید بگویند. اما من به عنوان فدراسیون باید مشکل رفت و آمد را حل کنم. امروزه به جرأت به شما میگویم.
برای رفتن به اروپا تلاش میکنیم قرنطینه ثالث را برداریم، یعنی از یک زون پاک در تهران، فعلاً جای دیگری نه، که مکان آن را دیدهایم و در حال مذاکره با افرادی هستیم که آن منطقه را در اختیار دارند. به عنوان زون پاک به دنیا معرفی کنیم. این زون باید نزدیک فرودگاه باشد، باید در بیابان باشد و اطراف آن باشگاهی نباشد تا بتوانیم آن منطقه را به عنوان زون پاک اعلام کنیم و رفت و آمد اسبها در آنجا قابل کنترل باشد.
اگر این اتفاق بیفتد که کارهایش را شروع کردهایم و اتفاق خوب دیگری که با دامپزشکی افتاد، دامپزشک سری دادههایی دارد که ورود و خروج اسبها را کنترل میکند و میگوید از کجا آمده و چه واکسنهایی خورده است. همان سیستم آیتی که خدمت دوستان عرض کردم، یعنی به زودی بچهها که میخواهند ثبتنام کنند دیگر نیازی به گواهی کاغذی از سازمان دامپزشکی که سالم است یا نیست نخواهیم داشت. شما به محض اینکه میکروچیپ اسب را میزنید، به سامانه مثلاً دامپزشکی چک میشود که این واکسنها خورده است. پس میتواند باشد. به معاونت فنی ما چک میشود که آیا این ثبت شده است و مالکیت آن درست است. به زودی هم فراخوان خواهیم گذاشت که مردم به این سایت جدید بروند.
یکی دو روز آینده رونمایی خواهیم کرد. شماره تلفنهایی که به نام خودشان ثبت شده و شماره ملیشان را دوباره ثبت کنند که اینها کنترل میشود و به سامانه ثبت احوال کشور میرود و کنترل میشود. اگر تایید شد، بعد میتوانند اسبهایی که به نامشان است با اسناد و مدارکی که دارند را آنجا ثبت کنند. با این شکل، اگر رفت و آمد اسب را در کشور حل کنیم، دیگر مردم بهانهای به نام قرنطینه نخواهند داشت. ببینید، تا ابد من همیشه میگویم.
مشکل قرنطینه خواهیم داشت در کشور، چرا که مرزهای وسیع زمینی داریم و اگر بخواهیم این مرزها را ببندیم و کنترل کنیم، بسیار پرهزینه است و اصلاً عملی نیست. اما میتوانیم زونهای پاکی را در کشور به وجود بیاوریم. اسبها از این زون پاک با رعایت پروتکلهای کشوری که مقصد است، به آن کشور میروند، مسابقات را میدهند و دوباره میتوانند به کشور برگردند. حالا اینکه هزینه رفت و آمد بسیار زیاد است، هواپیما گران است، همه اینها درست است و میدانیم. ممکن است بعضی از مسابقات برای سوارکارهای ما توجیه داشته باشد، اما دیگر بهانهای به نام قرنطینه نخواهیم داشت. پس آن کسی هم که اسب خارجی میخرد و میخواهد وارد کشور کند برای مسابقات.
خوب انتخاب کند. آن مالکی هم که میخواهد اسب بخرد، به جای اینکه تعداد زیادی اسب بخرد، میتواند یکی دو تا محدودش کند، اما اسبهای گرانتر و بهتر که بتوانند با آنها مدال بگیرند. پس یکی از هدفگذاریهای اصلی ما در فدراسیون سوارکاری کسب مدال خواهد بود، نه فقط برای پرش، برای رشتههای مختلف که این پتانسیل را دارند. استقامتهای عزیز میگویند به جرأت میتوانند این کار را بکنند. با قطریها صحبت کردیم، ما در شو زیبایی برای قطر میدان داریم، در اسبسواری در قطر میتوانیم فضا داشته باشیم، در پرش با اسب میتوانیم و این استقامت میتوانیم داشته باشیم و این کارها را انجام دهیم.
پس نگاهمان ویژه است به کسب مدال و حضور و باز در پارا، یعنی یکی از رشتههای بسیار حائز اهمیت و میتواند برای ما شانس داشته باشد. ما حتی میتوانیم مدال آسیایی بگیریم چون کلاسبندی کردیم. بچههای جانباز و توانیاب ما، خانمی از فرانسه آمد، خانم پاتوشیا، هنوز با او ارتباط داریم. تا چند روزی که در کشور میشود، به جرأت میگویم بچههایی که در پارا فعالیت میکنند امیدوار باشند. هر جوری شده من اسپانسر جور میکنم، اصلاً نگران پول نباشید چون میدانید اعزامهای ما برای پارا خیلی پرهزینه است چون آن.
جانباز است یا توانیاب است و با چند نفر همراه داشته باشد، رفت و آمد بسیار پرهزینه است اما این کار را انجام خواهیم داد و خیلی شانس داریم. خدا را شکر از روزی که شروع کردیم با آدمهایی که امکانات خوبی دارند رو در رو شدیم، آنها هم حاضرند حمایت کنند. با خیلی از کسانی که میخواهند سرمایهگذاری کنند صحبت کردیم، گفتیم در باشگاهها حتی شما فضایی را مهیا کنید تا بتوانند بچههای پارا سوارکاری کنند. رادیو جوان مفصل با خانم منتظرم صحبت کردیم راجع به آن و چالشهایش و خیلیها شنیدند و خیلیها واقعاً همانجا اعلام آمادگی کردند که ما.
نیاز به کمک بهزیستی داریم، مدارس استثنایی را داریم، آنجا مراکزی هستند که فوقالعادهاند و بعضی چیز جالب به شما بگویم، این انعکاس دادیم به کنفدراسیون آسیا، به قدری استقبال شده که ایران دارد برای پارا کار میکند و حتی چون خانم منتظمی که از افراد ارزشمندی هم خودش و هم تیمش، حالا من میگویم خانم منتظم، تمام بچههایی که دارند کار میکنند در کمیته دوستان عزیزی که بهزیستی و جای دیگر هستند، فداکاری کردهاند، دقیقاً یک کار بسیار ارزشمندی سالها کردهاند. من قدر زحمات را میدانم و از آنها تشکر میکنم و حتی پیشنهاد دادیم به کنفدراسیون آسیا که انشاءالله.
کرسی پارا را ما بتوانیم برای خانم منتظم و برای ایران بگیریم که امیدواریم این پیشنهاد را که حتماً فرستادیم، امیدواریم این اتفاق بیفتد. بچههای ما امیدوار باشند که میتوانیم این فضا را برایشان مهیا کنیم و این کار ادامه داشته باشد. هیچ منتی نیست، آنها میتوانند برای کشور افتخارآفرین باشند. ما دیروز در مراسمی که داشتیم برای تجلیل و فلان، خیلی از بچههای پارا خوش درخشیده بودند. این بیش از هزار مدالی که ایران توانسته در بازیهای آسیایی و پاراآسیایی به دست بیاورد، خب سهم بسزایی را پارا داشتهاند. ما در سوارکاری از آن غافل بودیم، از امروز به آنها با قدرت میگویم مطمئن باشید که این کار خواهند کرد، فقط باید آنها برنامه داشته باشند و طرح داشته باشند که خدا را شکر خانم منتظم دارد کار.
اگر هم استانهای دیگر هستند و میخواهند در این زمینه فعال باشند، با کمیته ما در ارتباط باشند که بتوانند این کار را انجام دهند. مطلبی که میخواستم بگویم، آقای کاظم، الان مثلاً خب شما قطعاً دیدهاید، مثلاً یک کشوری مثل نروژ یک سوارکاری دارد که ۱۰ اسب دارد و میبرد اسپانیا، آنجا مثلاً میپرد و من فکر میکنم اگر واقعاً یا حمایت فدراسیون باشد، بخش خصوصی ما یک چنین تریلی داشته باشیم که امکانات رفت و آمد حداقل ۱۰ تا اسب داشته باشد.
فکر نمیکنم خیلی خروج اسب دیگر برایمان سخت شده باشد و آن هزینههای وحشتناک باشد، چون مثلاً کسی از نروژ با هواپیما برنمیدارد ببرد مثلاً اسپانیا بپرد. فکر نمیکنم حالا اختلاف مسیرش خیلی بیشتر از مال ما باشد. اگر واقعاً بخش خصوصی فدراسیون کمک کند، یک آن اتاقکش را بخرم، خب اینجا ماشین زیاد است، راننده زیاد است و فکر کنم خیلی در هزینههای فدراسیون و بچهها.
بتواند کمک کند. امیدوارم انجام دهیم. ما میتوانیم از امکانات ترکیه استفاده کنیم. میتوانیم اسبهایمان را با همان تریلی که میگوید ببریم ترکیه و در سری مسابقات شرکت کنند، به کشورهای دیگر ببریم و میتوانیم این اتفاق بیفتد. اصلاً یکی از اهداف ما این است، چون با پرواز رفتن و آمدن خیلی پرهزینه است و تقریباً میشود گفت عملی نیست، مگر اینکه بگویی من شانس مدال دارم.
اما بتوانیم زمینی همین کاری که داریم برای سمت روسیه انجام میدهیم. اگر بتوانیم زمینی برویم و مسابقات را ببینیم، حالا میتواند مسابقات اسبدوانی باشد، میتواند مسابقه پرش باشد، استقامت باشد. کلندر تقویمهای اینها را ما ببینیم و در مسابقاتی که میتواند توجیه داشته باشد حرکت کنیم و کشورهای دیگر هم بتوانیم برنامهریزی کنیم و برویم.
این میگویم برمیگردد به اینکه ما بتوانیم با یک انسجام و برنامهریزی حرکت کنیم و انشاءالله مشکلات و حاشیههایی که خب هست، اینها را بتوانیم کمتر کنیم تا به اصل کار و بحث ورزشمان بپردازیم. ما به زودی تیمهای ملی را تشکیل خواهیم داد، مربیها و کمکمربیها. اما میگویم فقط نباید این دوستان به اینکه در ایران چهار تا مثلاً کلاس بگذارند فکر کنند. باید کمی فراتر از این فکر کنند. باید فکر کنند چگونه این تیمشان را به فلان مسابقه ببرند. چگونه الان ما دو روز دیگر المپیک جوانان داریم. خب ما هنوز برای فدراسیون مسابقات FEI Challenge را نگرفتیم. در تقویم فدراسیون جهانی نیستیم.
و CSI نگرفتیم برای امسال. حالا به هر حال الان ما داریم درخواستهایش را میدهیم، صحبت کردیم و چون داریم هی گزارشها را زودتر از تاریخهایی که آنها برای ما مشخص کردند یک سری خواستهها داشتند، خواستهها را خیلی زودتر داریم انجام میدهیم. احساسم این است که بتوانیم ما این گشایش را داشته باشیم و اگر حالا امسال نشود، برای سال دیگر حتماً میشود. ولی تلاشمون این است که همین امسال این فضا را مهیا کنیم. اما تمام افرادی که در جامعه اسب هستند و سوارکاری هستند.
فراتر از این فکر کنند که اسب را خریداری کنم، بتوانم با یک قیمت بالاتر بفروشم و در همین حد این بشود کل کار صنعت اسب. ما باید به مدال و مسابقه فکر کنیم، چون اگر اسبهایمان را بتوانیم بیرون ببریم و در مدال گرفتن موفق باشیم و شانس داشته باشیم، رتبهبندی کنیم، شاید خیلی بتوانیم ارز وارد کشور کنیم. خیلی اتفاق خوبی بیفتد برای جامعه اسب و تولیدکننده. فقط فکر کنم تا بچههای ما حالا در هر کدام از قسمتها از در بیرون نروند و با محیطهای چالشیتر آشنا نشوند، عملاً پیشرفت نمیکنند. خب اینجا خیلی بچهها هستند، مسابقه میدهند، جایزه میگیرند. ولی من میگویم حالا یک مثال قدیمی شاید در این پادکست.
کوچه خلوت باشیم، باید در را باز کنیم برویم بیرون و کما اینکه بچههایی که دیدیم در ایران فوقالعادهاند، ۱۴۰-۱۵۰ میپرند، ولی در محیطهای بینالمللی عملاً شاید ۵۰ درصد توانشان از دست میدهند به خاطر اینکه خب در آن شرایط نبودند و این یک چیز کاملاً طبیعی است در این ورزش.
از اینکه در این اپیزود هم همراه رادیو چهار نعل بودید بینهایت از همتون سپاسگزارم و یادتون باشد این بخش اول صحبتهای آقای کاظمیان بود که من برایتان پخشش کردم. هفته آینده قسمت دوم از صحبتهای آقای کاظمیان دوباره پخش میشود در رادیو چهار نعل و امیدوارم که این صحبتها به دفعات دوباره تکرار شود و ما شاهد این گپ و گفت دائمی با تمام عزیزانی که در صنعت اسب و سوارکاری فعال هستند.
انجام شود. مرسی که همراهم بودید. همگیتان را به خدای بزرگ میسپارم و مواظب اسبهایتان باشید.