اپیزود پنجاه و هفتم راديوچهارنعل ،گفتگو با امیر محمد حسینعلی و پدرش حمید حسینعلی درباره آینده این نسل
خلاصه
در اپیزود پنجاه و هفتم رادیوچهارنعل، گفتگو با امیر محمد حسینعلی و پدرش حمید حسینعلی به بررسی آینده سوارکاری و چالشهای پیش روی نسل جوان میپردازد. امیر، سوارکار جوان و مستعد، با اشاره به تجربیات خود در سوارکاری و ورود زودهنگامش به این عرصه، به اهمیت یادگیری و مهارتهای جایگزین برای تأمین آیندهاش تأکید میکند. وی همچنین بر لزوم حمایت پیشکسوتان و فدراسیون سوارکاری برای بهبود مهارتهای سوارکاران جوان تأکید دارد. در این مصاحبه، به تولیدات داخلی لباسهای سوارکاری و نقش اسبهای خالص ایرانی، بهویژه اسبهای ترکمن در سوارکاری نیز پرداخته میشود. پدر امیر نیز به مشکلات برگزاری مسابقات و نیاز به جوایز ارزشمند برای ترغیب نوجوانان اشاره میکند و بر اهمیت حفظ نژادهای داخلی بهعنوان سرمایه ملی تأکید میورزد. این گفتگو نمایانگر امیدها و نگرانیهای نسل آینده سوارکاری در ایران است.
موضوعات کلیدی
- تجربه سوارکاری
- سوارکاری پایه
- لباس سوارکاری
- تولید داخلی
- سوارکار نوجوان
- قهرمان کشور
- پرش اسب
- مسابقات سوارکاری
- مربی خوب
- اسبهای جوان
- رنکینگ سوارکاران
- هزینه نگهداری
- آموزش سوارکاران
- فدراسیون سوارکاری
- رقابت سوارکاری
- اسب ترکمن
متن کامل گفتگو
مدتی است که دقت میکنم و میبینم که بسیاری از لباسهایی که ما استفاده میکنیم تولیدات داخلی ایران هستند. زمانی بود که هر چیزی میخواستید باید وارد میکردید، اما اکنون تولیدکنندگان بسیار خوبی مانند آرایلی توانستهاند محصولاتی تولید کنند که ما را از خرید لباسهای خارجی بینیاز کرده است. آنها شلوار سوارکاری، کت سوارکاری، پین و تیشرت و حتی جوراب تولید کردهاند.
این محصولات به راحتی با محصولات خارجی قابل مقایسه هستند و این نشان میدهد که ما توانایی تولید داریم و تنها کافی است از یکدیگر حمایت کنیم. بسیاری از اوقات این حمایت باعث میشود که محصولات بهتری نیز به بازار عرضه شود. آرایلی نیز توانسته در بازار ایران جایگاه خوبی پیدا کند و حتی صادرات را آغاز کرده است. لینک صفحه اینستاگرامشان را برای شما در توضیحات قرار میدهم. به صفحهشان بروید و هر محصولی را که میخواهید انتخاب کنید، به آنها پیام دهید و درب منزل تحویل بگیرید بدون هیچ دردسری.
مهمترین نکتهای که آرایلی در این چند سال به خوبی رعایت کرده است، هم طراحیهای بهروز و هم جنس محصولاتش است. خودم شخصاً ۴-۵ سال است که از محصولاتشان استفاده میکنم و واقعاً بینیاز از خرید لباسهای خارجی هستم. قدر یکدیگر را بدانیم و از تولیدکنندگان داخلی بیشتر حمایت کنیم. سلام و درود خدمت همه شما شنوندگان خوب رادیو.
امیدوارم که روز و روزگارتان خوب و تنتان سلامت باشد. با اپیزود پنجاه و هفتم رادیو ۴ نقد دوباره مهمان شما عزیزان هستم. من در سال ۱۴۰۴ تصمیم گرفتم که به سراغ نسل جدید بروم و کمک کنم که این عزیزان بیشتر دیده شوند، بتوانند از مشکلاتشان بگویند و بتوانند برای خود آیندهای ترسیم کنند و این جز با صحبت کردن در مورد این مسائل حل نخواهد شد. مهمان این برنامه من امیر محمد حسینعلی است که یکی از استعدادهای سوارکاری کشورمان است.
به همراه پدرش هستند که افتخار دادند و جلوی دوربین و میکروفون رادیو چهار آمدند. صحبتهای جذابی است و قطعاً میدانم که این صحبتها و این مشکلات برای بسیاری مشترک است. امیدوارم که بعد از شنیدن این صحبتها بتوانیم با هم فکر کنیم و با همدلی کمک کنیم نسل بعدی سوارکاریمان کمتر درگیر مشکلات شوند و بتوانند آیندهشان را خودشان بسازند. این مصاحبه در استودیو کیمیا کامیار ضبط شد و بسیار از ایشان تشکر میکنم بابت حمایتی که از من و رادیو چهار دارند. کیمیا کامیار خود یکی از.
عکاسان جوان و حرفهای و همچنین یک سوارکار نوجوان و حرفهای است. همکاران من در این اپیزود مثل همیشه عکاس این اپیزود کیمیا کامیار، طراح کاور پست اینستاگرام و همچنین پوستر این اپیزود فرشید جهانبازی عزیز و آهنگسازهای خوب اپیزودهای رادیو ۴ نسل سرکار خانم نگین گودرزی و عرفان مقدم عزیز هستند.
بیشتر از این صحبت نمیکنم. دعوت میکنم اپیزود پنجاه و هفتم رادیو چهار را گوش کنید. به نام خدا جناب آقای محمد حسینعلی، مرسی که دعوت ما را پذیرفتید و مهمان رادیو چمن بودید. برای من شخصاً باعث افتخار است که یک نوجوان با استعداد را روبروی خودم ببینم و با او گفتوگو کنم. اگر سلام و علیکی دارید بفرمایید که بعد برویم سراغ سوالات. عرض میکنم خدمت شما بینندگان رادیو چمن. امیر محمد حسینعلی هستم. خیلی هم عالی. خوب، چه سالی هستید؟ متولد ۸۶. ۸۶ شروع کردید؟ از ۶ سالگی. از ۶ سالگی. اولین مربیتان که بود؟ اولین مربی پدرم بود. خب بعد یعنی پدرتان شما را روی اسب گذاشت؟ بله. خب چند سال با پدرم کار کردم، بعدش رفتم پیش آقای رامین شهابی.
مجید شریفی و اکنون هم که دارم مستقل کار میکنم. خیلی هم عالی. دوازدهم. دوازدهم. بعد در کنار این چطور هم به باشگاه میروید و هم درس میخوانید؟ به سختی. معدل سال قبل چقدر بوده؟ فکر کنم ۱۸ و خوردهای. واقعاً ۱۸؟ مطمئنید؟ بله، خوب خوشحالم کردید. واقعاً معدلتان ۱۸ است؟ هم درس میخوانید و هم کار میکنید، خیلی خوب است. منتهای مراتب.
من فکر میکنم که یک سوارکار لیسانس یا فوق لیسانس سوارکار دیپلم سوارکارترین نظر من است. چون که من میآیم تحصیل شاید حالا یک رشته دیگر هم درس بخوانید ولی اینکه دیدگاهتان عوض شود نسبت به دنیای اطرافتان به نظر من چیز خوبی است. حالا انشاءالله که برنامه دارید که درس ادامه بدهید یا نه؟ بله، ادامه میدهم. تا چه مقطعی؟ لیسانس. چه رشتهای میخواهید بخوانید؟ به رشتهاش فکر نکردهام. رشتهای باشد که فکر میکنم رشته مرتبط است و کمکتان هم میکند. خوب است، باز آدم بخواند و مطالعه کند، باز خیلی کمک میکند.
امیدوارم. خب ببینم چند تا از مقامهایی که خیلی دوست داشتید را به من بگویید. قهرمان کشور شدم. چه سالی؟ سال ۴۰۱ فکر کنم. نوجوانان؟ نوجوانان بله. فینال اف بی آی بود. سال ۴۰۳ کسب کردم. اول شدید؟ دوم شدم. دوم شدم. باریکلا. بعد یکم قهرمان استان شدم. حالا استان تهران. این مقامهایی که خیلی دوست داشتید که دیدم سوار میشوند. نژاد ایرانی حالا یا دو سر یا دو خون اصطلاحاً.
نتیجه بگیرید که بالاخره هم استایلش هم مدلش خوب باشد که بتوانم سوار اسب بشوم. حالا اسبی بودند که مثل ترکمن و اینها که زورم بتواند به آنها برسد و توانستم با آنها سواری کنم. انتخاب پدرتان بوده در حقیقت، صلاح دانست که با این اسب شروع کنند. ولی خب الان یک دو سه سال دیگر کمتر سواری میشوند، بیشتر الان دارم روی خارجی وارداتی.
جوابگو نیستم به خاطر اینکه در رده بتوانیم بمانیم مجبوریم که بعد یک چیزی که حالا قبل اینکه ضبط کنیم با هم صحبت میکردیم راجع به این بود که خودتان تربیت میکنید آن دو خونه و اینها یا حالا ترکمنها را چطور اینها را یاد گرفتید؟ دیگر در شرایطش قرار گرفتن، مطالعه کردم. دیدم چند تا کتاب سواری خواندید تا الان؟ والا آنلاین میخوانم، میروم مقالهها را میخوانم. جدی؟ بله، ترجمه میکنم. باریکلا. خب میخوانم و یعنی دائم.
دارم یاد میگیرم. همش میچرخم تو اینستاگرام مربوط به اسب و کلیپها را نوع تمرینها را اینها را همه را من در میآورم و خب خوب است. نونهالانم قطعاً زیاد شرکت کردید. از نونهالان وارد نوجوانان شدن چه چالشهایی برایتان داشته؟ چه چیزهایی؟ چه مسائل؟ ارتفاع پایینتر، مسیرهای خود به تبع.
بالا رفتن ارتفاع چه چالشی آن وسط داشتید؟ تو این تعویض رده یکی اینکه باید بهروز میکردم سواریام را چون ارتفاع که میرود بالاتر نمیتوانید سواری خیلی عادی داشته باشید. یک ذره باید هوا جمعتر و با علم سواری کرد. ارتفاع بالاتر بعد بیشتر آماده کردم و فضای جدیدی است که باید خودتان را آماده کنید برایش. دیگر آماده شدم و چالش خاصی نداشتید؟ نه چالش خاصی نداشت. بعد تو این وسطها چقدر روی کار زمینی اعصاب و پرش وقت گذاشتید؟
کار زمینی کار میکنم. یعنی پرش شاید مثلاً ماهی یک بار من ببرم. خودتان رفتید؟ بیشتر مطالعه کردم دیدم اینجوری راحتتر است. مثلاً باز اسبهای کره داستانشان فرق میکند. کلاً جوانه مثلاً از جوان بیشتر بپرانید یاد بگیرد ولی یاد گرفتن دیگر بلدند فقط بدنشان آماده بماند و مغزشان راحت بشود چون پرش بلدند دیگر نیازی ندارند.
مربی تخصص الان که میدانم که آمدید یک سال اگر اشتباه نکنم نه چهار سال زودتر جوانان نه یک سال زودتر تو ۸۶ ۸۶ یعنی الان ۲۰ سالتان است؟ نه ۱۸ ساله ۲۱ نیست تا ۲۱ سالگی ۲۱ سالگی تا ۲۱ سالگی آها متوجه شدم ببخشید من یک لحظه اشتباه کردم.
شما یک سال زودتر آمدید. چه چیزی در خودتان دیدید که یک سال زودتر بیایید و با کسانی که از شما بزرگتر و با تجربهتر هستند رقابت کنید؟ حس کردم که اسبم خیلی آماده شده و برای اینکه زودتر سوارکاریام را به سطح بالاتری برسانم و از اسبهایم که جوان هستند استفاده کنم، ترجیح دادم که بیایم و وقتم را بگذارم. اگر بخواهیم با همین سرعت به بزرگسالان برویم و در آنجا پرش کنیم، با دنیایی از رقبا روبرو میشویم. فکر نمیکنید که این...
سرعت را در خانه کنترل کنید؟ شاید در بزرگسالان با تجربهتر باشید یا فقط روی توانایی شخصیتان حساب میکنید؟ بالاخره تجربه به دست میآید. هر مسابقهای که میروید، تجربه جدیدی کسب میکنید. چیزی که حداقل از تجربه خودم در این چند سال متوجه شدم این است که وقتی بچهها زودتر ردههایشان را پر میکنند و به بزرگسالان میرسند، وقتی وارد رده بزرگسال میشوند و رقبا را میبینند، خیلی شفاف متوجه میشوند که مثلاً در سن ۱۳ یا ۱۴...
جمشید خانی، فرامرز بال، هوایجی، محمود پورحیدری، رامین شهابی، مجید شریفی، علیرضا خوشدل، کمی نیستند که با آنها رقابت کنید. تفاوت آنها با شما چیست؟ شاید مهارت سواریتان نزدیک به هم باشد، ولی بحث تجربه خیلی مهم است. این سرعت زیاد فکر نمیکنید ممکن است شما را کمتجربه نگه دارد؟ نه، سعی میکنیم خودمان را بهروز نگه داریم. سعی میکنم علم سواریام را بهروز کنم، اطلاعاتم را بهروز کنم، نوع کار کردنم را بهروز کنم. همه اینها به نظرم باعث میشود آدم خودش را بالا بکشد.
دوره سواری کنید و برگردید. آن چیزی که همیشه هست جزو اهدافم است. با مربی خوب کار کنم و برگردم دوباره سواری کنم. برای سربازی چه برنامهای دارید؟ واقعاً چقدر عجله دارید که زندگی تمام شود و زودتر به کارتان بچسبید؟ در نهایت چهکاره میشوید؟ همکار بدهم، سوارکاری بله. به نظرتان آینده زندگی با مربی سواری تأمین میشود؟ فکر کردهاید؟
چه مهارتی غیر از سوارکاری بلدید؟ پیش پدرم کار میکنم. بالاخره یک روزی به هر دلیلی نخواهید ادامه بدهید، چه مهارت جایگزینی دارید که بتوانید امرار معاش زندگیتان را راحت انجام دهید؟ فکر کنم آن هم باز مربوط به بحث میشود. نه، اصلاً دنیای اسب بخواهید بیرون باشید و به هر دلیلی فکر نکردهاید. میدانید چرا این سؤال را از شما پرسیدم؟ چون...
خیلی شفاف میخواهم بگویم کسی که شغلش سوارکاری است، عملاً روی لبه تیغ راه میرود. خیلی از سوارکارها بودند که حالا مثلاً همین اواخر امیر زاهدی بود. یادم است سال ۱۸ فکر کنم چهار یا پنج نقاش بود که زمین خوردند و دو سه سال زندگیشان مختل شد. حالا خدا را شکر که اینها برگشتند ولی به هر حال همیشه این خطر هست. میخواهم ببینم فکر کردهاید تا حالا که اگر یک روز نخواهید سواری کنید، حالا چه کار میکنید؟
فکر کنید که الان مربی نباشید ولی به عنوان یک مالک اسب سطح بالایی از سوارکاری دارید. منتظر این نیستید که فردا روز مالک اسب برایتان بیاید، اسپانسر بیاید، شهر مسابقه نرود بیرون، حالا مالک زیرآبتان نزند. چه شغلی را فکر میکنید میتوانید جایگزین کنید که از بابتش راحت زندگی کنید ولی سواری هم داشته باشید؟ به جای اینکه آپشن بفروشید به عنوان یک مربی، آپشن بخرید به عنوان یک مالک اسب با همه عشق و علاقهای که میدانم دارید. ۴۰ سال از شما میپرسم به خاطر اینکه...
خیلیها فکر میکنند که اینجا همیشه درآمد ثابتی دارند و همه جوره شاید برایشان اوکی است ولی در عمل ما این را در ایران شاهد نیستیم. یعنی خیلی از زندگی حالا پیشکسوتها و قدیمیها را ببینید واقعاً یک زمانی باید در امرار معاش زندگیشان با سختی مواجه شدند. در اروپا داستانش فرق میکند. کشورهای پیشرفته سوارکارها توانمندی دارند که باشگاه برای خودشان بخرند ولی ما با توجه به شرایط اقتصادی و محیط زندگیمان این درگیری را نداریم. یعنی هی گرفتار میشویم. چه فکری غیر از این کردهاید که نکن ولی باشم کارش باید بگویم دوست دارید نه میتوانید بگویید میتوانم نگویید اصلاً بهش فکر نکردهام.
حرکت دیگری بزنم یعنی سطح سواریام را بکنم خودم باشد که راحت بتوانم باهاش کار کنم آزادی داشته باشم. حرکتی میخواهم بزنم آره من روی آن دارم فکر میکنم. این مستلزم این نیست که تحصیلات آکادمیکی خوبی هم در آن زمینه داشته باشید. فکر کنید خب آن هم خیلی تأثیر دارد. آن هم آره آن تأثیر دارد. تأثیر دارد. خیلی امیدوارم که ما حداقل در ۲۲ سالگی با یک لیسانس خیلی حرفهای در یک پرستیژ حرفهایتر از این چیزی که الان...
باشید. خب در سالی که گذشت، سال ۴۰۳، شما یکی از شانسهایی بودید که به بیرون از ایران اعزام شوید و از این قضیه ابراز ناراحتی کردید و من کاملاً به شما حق میدهم. چه اتفاقی افتاد که شما نتوانستید بروید؟ دو نفر اول رنکینگ بودید تا جایی که یادم است. چه اتفاقی افتاد که شما نتوانستید بروید؟ شیطنت میشود گفت چی میشود حالا یک سری حرکاتی بود که انجام شد و...
اطلاعرسانیهایی که باید انجام میدادند و نکردند. مسابقهای که امتیاز دارد یعنی اولین مسابقهای که در یک سال امتیاز دارد باید اعلام شود چون قبل از آن ۱۰ تا مسابقه، ۱۰ تا جام، ۱۰ تا مسابقه اسپانسری مختلف برگزار شد هیچ امتیاز نداشت. یعنی تمام جامهایی که تحت عنوان تور و نمیدانم این داستان برگزار شد ۹۵ درصد مسابقه امتیاز نداشت. قبلش اعلام میکردند قبلاً داشت. قبلاً تمام امتیاز داشت. خب مثلاً مسابقه هیئت برگزار میکرد مثل آنها نداشت ولی تمام مسابقات جام...
رنکینگ و امتیاز داشت ولی حالا موقع پارسال که موقع اعزام که شد هرچی دیدیم حساب کردیم دیدیم هر مسابقه امتیاز نداشته یعنی تمام جامها فینال حتماً بردم تو نوجوانه آن هم امتیاز نداشت. این ۹۵ درصد مسابقه دادن امتیاز نداشت. بعد از قهرمانی کشور هیچ مسابقهای نبود که امتیاز داشته باشد یعنی تنها مسابقه قهرمان کشور بود که امتیاز داشت که بعد یک مسابقه گذاشتند و بعد که اطلاعرسانی هم نکردند که این مسابقه...
خیلی دخیله تو اینکه امتیازت برود بالا روی اینکه اعزام میخواهیم بکنیم و اینها دو شرکت گرمترین هفته سال یادم است. آره بعد من برای اینکه حال اسبم و خودم شرکت نکردم مسابقه را چون تجربه داشتم یک سال دیگر مسابقه قهرمانی ایران بود باشگاه ابریش. آره من مریض شدم، خودم مریض شدم، اسبم یک هفته زیر سرم بود داشتم. آره یادم است واسه همین شرکت نکردی و آن امتیاز سوم هم میشدیم نفر اول میشدم من نفر اول.
نفر اول اعزام میشدی. جالب است ببینم شما به عنوان یک نوجوان خوب توقع دارید بزرگترها یعنی پیشکسوتها برایتان چه کار کنند؟ توقع دارم نه به عنوان کسی که مثلاً بیایند مثلاً به شما بگویند امیر محمد حسین علی مثلاً فلان رفتار نکن یا مثلاً یک کلاسی برگزار کنند یا خودشان پیشقدم شوند چه میدانم یک چیزی به شما آموزش دهند. شما پذیرای این هستید؟ صد در صد پذیرای خیلی آدم دوست دارد ولی خوب اینجوری نیستند. فکر نمیکنم کسی پیدا شود که همچین کارهایی بکند بعد...
بیشتر من نمیدانم چرا حس رقابت دارم انگار بین کسانی که دارند سواری میکنند که چون سوارکاری ورزشی است که پوستاندازی ندارد مثل رشتههای دیگر مثلاً یک سن ورزشی خاصی ندارد تا هر سنی که بخواهید میتوانید سواری کنید خب برای ما خیلی سختتر اینکه بخواهیم از این سن با کسانی که اندازه سال که ما سوار میکنیم قهرمانی کشور دارد رقابت کنیم آنها خیلی سخت است ولی خوب با هم داریم.
تا حالا چه میدانم نه اینکه حمایتی نداری حتی مثلاً چالش هم داشتی با آنها خیلی ناخودآگاه بله صد در صد این چالش را حس کردی مستقیم بوده رو در رو بوده یا نه؟ چه به تو گفتم باشگاه کار میکردم نه یک باشگاهی کار میکردم مالک همان باشگاه که حالا مثلاً خیلی ادعای قدیمی بودن ۶۰ سالم و فلان بیسار اینها تخریب میکردند آقای تو نمیتوانی بیا.
از اول شاگرد ما بشو نمیدانم همین پارسال این چه طرز سواری و این مربعی کار کردی چیست الان فلان و بیسار آدم میماند این همه ادعایی دارید مثلاً قدیمی تو مثلاً به قول چهار تا مقام گرفتی و یک باشگاه درجه یک ساختی و اینها چه رفتاری آخه خب امیر محمد تو به عنوان کسی که ابتدای شیب سوارکاری هستی جوانی و دوست داری آینده بسازی توقع از فدراسیون چیست دوست داشتم فدراسیون چه کاری برایت انجام دهد.
فدراسیون که باید اهمیت بدهد به سوارکاری پایه خوب بیاورند از خارج بله یا مثلاً اردو بگذارند برای سوارهای پایه آموزش بدهند به آنها کلینیک گذاشتند دانش افزایی شرکت کردی بیشتر برای اینکه بخواهند پول بگیرند چیزهایی باشد من شرکت کردم اصلاً شرط گذاشته بودند که یک سال ما تیم ملی را از توی همین کلینیکها انتخاب میکنیم من رفتم.
بعد کسانی انتخاب شدند که اصلاً تو کلینیک شرکت نکرده بودند برای مسابقه ببین الان صدای تو ممکن است هر مسئولی بشنود پس فردا الان بابت این ادعایت چه سندی داری داری یعنی میتوانی ثابت کنی چیزی که میگویی بله اصلاً سرش خیلی بد شده بود جنجال شده بود جدی من نمیدانستم بعد اصلاً مسابقهای هم نبردند دیگر بعد خب خیلی باید اهمیت بدهند به آن سوار دو روزی اگر قرار باشد یک سوارکاری از ایران میخواهد برود المپیک بیاید برای مسابقات دقیقاً سواره فکر نمیکنم.
من بخواهم خلاصه کنم حرف تو این است که فدراسیون برای شما تو بخش آموزش باید بیشتر وقت بگذارد مثلاً حالا با آوردن مربی و ترینر و این داستان منابعی که الان مثلاً ما به عنوان مربی پیشکسوت نمیدانم حالا سوارکار خبره حالا هر اسمی که میگذاری کفاف کار شماها را نمیدهند تا یک جایی خوبند ولی خب مثلاً تا یک حدی دیگر حرفهای میشوی دیگر نیاز داری که یعنی تو الان احساس نیاز میکنی که مربی خارجی کار چند تا عین خودت فکر میکنی خوب هستند بالاخره به یک جایی میرسند.
یک صدای ردهای میرسد حس میکند که باید بیشتر بداند خب باز هم تشکر میکنم که این وقت را گذاشتی و آمدی برای من خیلی باعث افتخار بود که به عنوان یک بچه به عنوان یک نوجوان در حقیقت با درد دل کنم نقطه نظرت را بدانم به عنوان صحبت پایانی هر صحبتی داری درد دل میخواهی بکنی چه میدانم کسی باید شکایت کنی فحش هم بدهی فحش پخش نمیکنم ولی هر چه احساس میکنی دوست داری بگویی که بقیه هم بشنوند الان آزادی من برای سن و سالهای خودم حالا کوچکتر سواری پیشنهاد من این است که با اسبهای خودمان کار شروع کنند یعنی از ایرانی آها.
اسب ایرانی چون زور و تکنیک و قدرت کمتری دارد مجبور میشود از همان ارتفاع یک متر با دقت سوار شوی با علم سوار شوی این را یاد میدهد بالا با اسب خوبی ببینی تا نوجوانان باید ببینی جوانان گیر کنی خب من اصلاً این چیزها را نشنیده بودم فلان و همچین گامهایی را چون با اسب ایرانی سواری خیلی سختتر است با آنها چون نه زور دارند نه تکنیک زیادی دارند نسبت به اسبهای خارجی بعد اینکه بتوانی با آنها بسازی و سوار کنی با هر اسبی میتوانی سوار کنی.
خیلی مهم نیست میتوانی اسبت را بسازی خیلی هم حرف قشنگی زدی شخصاً یاد گرفتم باریکلا درود به پدر مادرت که این وقت را برای تو گذاشتند ایشالا هرجا هستی سالم باشی خیلی دوست دارم که یک روزی تو تلویزیون اینترنشنال دنیا تو مسابقات اینترنشنال روی سبکهای اول ببینمت آرزوی قلبیام است دمت گرم باز هم وقت گذاشتی مرسی جناب آقای حسین علی مرسی که دعوت من را پذیرفتید و به عنوان پدر امیر محمد حسین علی پذیرفتید که با من هم مصاحبه کنید من قطعاً صحبتهای شما و.
امیر محمد عزیز را تو یک اپیزود میگذارم که همه شنوندهها با هم بشنوند اگر حالا سلام علیکی دارید بفرمایید که من بروم سراغ سوالات خواهش میکنم ممنون از دعوتتان سلام عرض میکنم خدمت بینندگان در خدمتتان هستم سلامت باشید خب آقا من سعی میکنم خیلی کوتاه باشد که حالا مباحث خیلی طولانی نشود بزرگترین دغدغه شما به عنوان یک پدر نوجوان سوارکار چیست با توجه به اینکه حالا من میدانم شما تولید کننده اسب هستید باشگاه دارید ولی میخواهم فارغ از آن بحث اصلی به عنوان یک پدر در برای پسر بچه ۱۶ ۱۷ ساله چیست تو این ورزش.
دغدغه هر والدینی وقتی یک بچه یک ورزشی را شروع میکند آن محیط سالم آن مجموعه که توش فعالیت میکند خیلی دوست دارد که مثلاً آن مجموعهای که فرزندش دارد آنجا فعالیت میکند محیط سالمی باشد و به نظر من من اگر واقعاً میتوانستم یا مثلاً چیزی دستم بود میگفتم که آقا فدراسیون حتماً باید نظارت داشته باشد به باشگاه سوارکاری حداقل به داستان خودمان سوارکاری نظارت داشته باشد که مثلاً محیط سالمی برای بچههای ما ایجاد کند مثلاً چه مدل نظارتی مثلاً شما فرض کن الان رئیس ف چیکار میکنی.
نظارت داشته باشد دیگر مثل خیلی از اصناف دیگر مثل خیلی از فدراسیونهای دیگر نظارت داشته باشد تو محیطهای باشگاه و سوارکاریها بله بعد شما خوب میدانم که باشگاهدار هستید سالیان سال نزدیک فکر کنم ۲۰ سال است که باشگاه دارید و خیلی هم پیشرو بودید تو تولید اسبهای خالص ایرانی خب پسرت هم ماشالله یکی از مزیتهایش این است که با اسبهای خالص باید همیشه تو میدان جایزه گرفته نتیجه گرفته با همان اسب قهرمان رسیده چرا شما هیچ وقت نخواستی بروی این به جای اینکه مثلاً بروی باشگاه بزنی یا از گران برای بچهات بخری.
خوب ببینید من خودم نظرم این بود که تو سوارکارهای پایه کسانی که پایه هستند با اسبهای خالص خودمان یا با اسبهای داخلی خودمان بهتر میتوانند نتیجه بگیرند هم از نظر سایزی هم از نظر زوری هم از نظر تکنیکی اینها برای بچههای ما خیلی مناسبترند ببینید یک مقدار سخت هستند ولی سخت نیستند بله بله البته خب میدانید آن هم وقتی تو بادیش میروی وقتی تو سیستمش میروی آن هم ترین خود را دارد یعنی شخصیت خود را دارد اسب خالص یک نمایی دارد که اگر آن لما رعایت شود.
خیلی نتیجه میگیرم من مثلاً خودم شخصاً اعتقادم این بود که آقا شما مثلاً آن هزینهای که برای اسبهای خارجی که داری میکنی برای ارتفاع بلند یا هرچی شما باید آن هزینه را نصب پایه بکنی برای از ترکمن یا مثلاً از خالصی که داری صرفاً نگی که مثلاً چون این اسب بومیه یک اسب خودمان است احتیاجی ندارد اینجوریه نمیخواهد نه همه این بستهها را واقعاً نیاز دارد که بتوانی نتیجه بهتری بگیری که متاسفانه تو ردههای نونهالان خیلی زیاد دیدم مثلاً یک بچه مثلاً ۴۰ کیلوئه یک اسب مثلاً گنده سوار شده میخواهد بیاید بالا جمع برود عصر نمیپیچد زور بچه نمیرسد اسب خوندار نیست.
بازی رفته بیرون نظرم این است که یک مقداری خب بعضی از مربی همین مربی که اینجوری نیستند بعضی از مربیان من فکر میکنم سودشان تو این کار نیست قیمت پایینشان و مانور قیمتی که میتوانند برای مالک داشته باشند ولی به نظر من نتیجهگیری خیلی بهتری دارند اسبهای خالص حالا قیمت اصلاً ماکس گرانترینش که من فکر میکنم گرانش را خودمان معامله کردیم.
آیا میتوانم بپرسم برای راحتی بگویید این اختلاف با خارجیها چقدر است؟ چون اکنون واقعیت این است که همه ما در این زمینه فعال هستیم. اکنون عصر به خارجی که مثلاً یک رده ۱۳۰ بپرد و نمیدانم حالا یک سلامتی داشته باشد، سه چهار میلیارد باشد. من دارم دور و برم میشنوم و میبینم که مثلاً تا ۱۱۰، ۱۵، ۲۰ راحت میپرند. آنها چه قیمتی دارند؟ والله من رنج قیمتی آنها را نمیدانم، حقیقتاً. ولی اسبی که خودم معامله کردم، روی پایه ۸۰۰ میلیون تومان بوده. ۸۰۰ میلیون تومان جدی به این نرخ رسیده، میپریده ۱۲۵ میپریدند از خود همین محمد با خود امیر.
معامله شده باشد. بله، ما واقعاً معامله کردیم و فروختیم و ما اکنون واقعاً خالصی نداریم دیگر. چرا؟ با توجه به شرایط موجود دیگر از بین رفت، همه چیز ساخته شده، دیگر خیلی ضعیف شده. ببینید مربیها نمیآیند اسب خالص بخرند، اسب برای بچههایشان، برای شاگردانشان.
و این باعث شده که اسب خالص اسب ترکمنها خیلی کمرنگ شود. یک مقدار کملطفی دو سه سال اخیر خیلی زحمت زیادی کشیدهاند. ردههای ترکیه شوشتر بله، خودش اسپانسر میشود، میرود آنجا برنامهریزی میکند، پارکور چین همه را برمیدارد میبرد آنجا مسابقه خوزستان داشته باشیم ولی گذاشته. واقعاً خیلی دارد زحمت میکشد. من واقعاً میگویم این کار بازار تکان نداده هنوز. والله ببینید یک مقداری هنوز زنده نگهش داشته.
نفس میکشد، هنوز دارد نفس میکشد. من چند سال پیش خدمت یکی از دوستان گفتم به نظر من ما تقریباً از بین رفتهایم. ما فقط یک زمانی آمدیم، حالا میگویم امیر محمد آمد یک زمان خالص یک ذره پرید و نتیجه گرفت و خیلیها را آوردند. دوباره هی این کمرنگ و کمرنگتر شد. حتی ما خودمان که اکنون تولید کننده از ترکمن بودیم یا مثلاً آموزششان میدادیم، تربیتشان میکردیم، دیگر واقعاً حتی یکم نداریم. چرا؟ به خاطر اینکه نمیخرند. به خاطر اینکه نمیخرند. مشکلی که تو فدراسیون بود از شناسنامه نمیشد، اسبها پاسپورت نمیشدند.
عرضم به خدمت شما که تو جابجایی فدراسیون بود، هزینه بالای نگهداری و قیمت پایین اینجا اسب ترکمن واقعاً خیلی مظلوم است. چون هزینه واقعاً مقاوم است، مقاوم است، واقعاً مقاوم است. میآید آن کاری که شما میخواهید برایتان انجام میدهد، اما متأسفانه قیمت خیلی پایینی دارد. متأسفانه نقش دلالی در آن تأثیر گذاشته. درست است نباید حق دلالی عملاً یک نژاد و اصطلاحاً.
اوت کرده دیگر، یعنی فرستادن بیرون عملاً. دقیقاً ما یکی از شفافش همین میشود دیگر. شفافش این است که ما اسبهایمان در دو دوره به آنها خیلی آسیب رسید. یکی دوره نادر بود که حمله نژاد درست کرده، حمله کرد. یکی هم اینجا درون کنونی واقعاً از بین رفتند به خاطر همین قیمتها. به خاطر همین قیمتها یکی از تولید نمیکند. ببین علوفههای گران، کارگر گران، هزینهها سرسامآور. بعد و واقعاً هم فروش نیست. در صورتی که واقعاً ردههای پای.
با بچههای ترکمن راه بیفتد که اصلاً اینها بازارشان بهترین بهترین اسبها برای بچههای پایه نونهال. من فکر نمیکنم ترکمنها بهتر داشته باشیم. بگویم خیلی شفاف ۱۵ ساله خارجی اینقدر باب شدند و همه دیگر تقریباً خیلی از ماها با خون ترکمن اینها کار میکردند. من یادم است خیلی از بزرگتر ترک خدا حفظش کند، پیشکسوت آقا رضایی، خیلی از قدیمیها رفتند ترک خوبی هم آوردند اینجا واقعاً گرفت. ما واقعاً با اسب خالص.
تو میادین جنگیدیم با اسب وارداتی و نتیجه هم گرفتیم. تو ارتفاع مد نظرتان باشد هر مسابقه که ما شرکت کردیم جایزه گرفتیم بلا استثنا با خالص. ما حتی یک مسابقه هم نبود یک جایزه نگیریم. ما تمام مسابقه ۹۰ درصد مسابقه را یک بودیم، ۱۰ درصدش هم بین ۱ تا ۳ بودیم. همین اسب خالص ایرانی آقای حسین علی.
حساسیتهایی که میدانم روی زحمت و حساسیتی که روی نژاد خالص ایرانی دارید. من اکنون یک سوال میکنم شما را صبح میآیند. آقا شما نفر اول تصمیم گیرنده تو زمین اسب خالص چه آفری میدهید یا چه قانونی میگذارید؟ چه کار میکنید که اسب احیا کنید یا نگه دارید یا اصطلاحاً توسعه دهید؟ ببینید اسبهای خالص ما یک سرمایه ملیاند دیگر. هزاران سال تا اکنون به دست ما رسیدهاند. ما باید یک جوری این را حفظشان بکنیم. حتی برایشان باید یک آپشنهایی بگذاریم. من به نظرم نمیدانم میتوانیم مثلاً علوفه بهشان بدهیم، سمی علوفه داشته باشند. میتوانیم مثلاً تو تولید کمکشان بکنیم.
میتوانیم عرضم به خدمت شما کسانی که تو مسابقات بحثهای خالص شرکت میکنند یک مزیت خاصی نسبت به سواری داشته باشند، امتیاز بالاتری بگیرند. میتوانیم اینها را بگذاریم که تشویق شوند دیگر استفاده کنند از این اسب ترکمن خالص ایرانی باشد. به نظر من یک مقداری ما باید فدراسیونمان روی اسبهای خالصمان که سرمایه ملیمان است مثل خیلی از آثار باستانیمان میتوانیم روی حساستر باشد. حالا انصافاً کاری ندارم ولی آقای کاظمیان این را میدانم که شخصاً خیلی دارد تلاش میکند که اینها را به یک.
سرانجامی برساند. حتی دارد سوارهرم دارد مثلاً یک سر و سامان که عرب خالص هم یک کاربری ورزش چون عملاً بدون بازار هیچ تولید کننده شروع نمیکند تولید. چند سال پیش دفعه اول که عرفان آسی سه نفر چهار نفر میپرید اکنون کشور پارسال ۵۰ نفر پریدند. خب به نظر من نشانه خوبی است ولی اینکه حالا اینکه حالا مثلاً یک سوارکاری اسب خالی سوار میشود آفر دیگر داشته باشد این قابل توجه. خوب برگردیم سر صحبتمان در مورد.
به عنوان یک والد یک بچه نوجوان شما اکنون مثلاً میگویم این دلخوری را در حقیقت از فدراسیون داشتید سر حالا آن توقع اعزام میشده حالا مسابقه رنگی نباشد قصه این داستان چه بوده؟ قهرمان کشور شد بعد بعدش دیگر هیچ مسابقهای برگزار نشد. مسابقه که رنک داشته باشد برای نوجوانان یک زمانی اصلاً نه نگفتند که یعنی هیچ قانون خاصی وجود ندارد که اینها رنک دارند یا ندارند.
این سلیقهای عمل میشود. سلیقهای است مسابقه برگزار میکنم تو این ده تا مسابقه که ما نونهال نوجوان جوانه من میآیم آخر سال این مسابقهای که میخواهم اعزام کنند یک مسابقاتی که داریم یا آخر سال رنکینگ اینها را اعلام کنیم. ما میآییم یک مسابقه خیلی مهمی میگذاریم ولی رنک ندارند سوارکارانمان. خب چه فایدهای دارد یا مثلاً حتی این میآید آن جوان زحمت میکشد، نوجوان زحمت میکشد، مثلاً توی مسابقه میپرد بعد میبیند آخر کار که قهرمان شده جایزهاش یک روز است.
جایزه نقدی خیلی به درد این بچهها به نظر من نمیخورد. یک چیزی باشد که یادآوری بتوانند نگه دارند روحیهشان بالاتر برود. مثلاً چه چیزی؟ مثلاً کاپی جامی تو خیلی مسابقه ندارد نمیدهند. بله نفر اول که قهرمان شده با نفر هشتم همان روز را میگیرند، فرق نمیکند برایشان. باعث انگیزه نمیشود برایشان. آن مسابقه که شما توقع داشتید که با توجه به شرایطی که حالا بوده و تا آن موقع دو بار این اتفاق افتاد دیگر دوباره این اتفاق افتاد حالا دفعه.
ابتدا که دعوت کرده بود، گفتند که نمیدانم نفر سوم نبود و اینها. سری دوم که در نوجوانان بود، مگر قهرمان شد، نفر اول قهرمانی کشور هم که رفته بود جوانان. آها، اولاً امیرمحمد باید میرفت و رنکش هم حتی حساب کرده بود، رنکش بالا بود. یک مسابقهای برگزار کردند، هیچ مسابقهای هم برگزار نشده بود تا آن تاریخ، یعنی مسابقه مهمی برگزار نشده بود که رنک داشته باشد. یک مسابقه برگزار شد، یعنی در گرمای ۵۲ درجه تهران که با قطعی سراسری برق بودیم در کل کشور. بله، بعد خب ما چون قبلاً هم نیامده بودیم، گفتیم خدمتتان تجربه داشتیم، در مسابقات شرکت کردیم، ما تا یک ماه از بالا نمیآمدند.
بعد عرضم به خدمت شما که هیچ مسابقهای نبود، یک مسابقه گذاشتند که ما شرکت نکردیم. ما شرکت نکردیم، آن نفری که شرکت کرد در مسابقه جایزه شد. قرار هم نبود که کسی را اعزام کنند، در آن مسابقه تصمیم گرفتند که اعزام کنند. آها، یکدفعهای، یکدفعه بین در راند دوم موقعی که نوجوانان تمام شد، همان داخل مسابقه اعلام کردند که.
ما میخواهیم که این مسابقه را شرکت کنیم. چرا؟ چون آن بنده خدا رنکش از امیرمحمد ۲ امتیاز مسابقه شرکت نکرده بودم ولی مثل قبل بینتیجه نمیگیرد. کسی جوابگو نیست و ما هم نتیجه نگرفتیم. آقا، باز هم ممنون که وقت گذاشتید و به عنوان صحبت پایانی به قول قدیمیها هرچه دلتنگت میخواهد بگوید حالا.
ببینید، من از زبان تمام سوارکارهای پایه، والدین، مربی ادامه میدهم، یعنی اینکه با پایهها صحبت کنم، با جوانان و اینها. بعد در برنامه و نوجوانان و سوارکاران و اینها هستند. بله، چون من خودم بالاخره بچه نوجوان بود و اینها دیدم، با آنها کار کردم و اینها. دغدغهشان در مسابقه رفتن و جایزه گرفتن است، آن پول نیست، آن مبلغ نیست. اینها که مثلاً آن رزت هم خوب است ولی اینها مثلاً به کافه به آن یادگاری برایشان انگیزه میشود، خیلی مهم است. ما با کاپهای رنگارنگ و قشنگ همینجوری که.
فدراسیون هیئت ما پول خوبی دریافت میکند بابت مسابقهها، همانجوری هم بچهها توقع دارند که یک کاپهای ارزشمندی که واقعاً نسبت به هزینهای که والدین دارند انجام میدهند، یک چیزی باشد که آبرومندانه باشد. این را وقتی در دکور خانهشان میگذارند، یک کاپ آهنی نمیدانم پلاستیکی مواد دو که من اگر بخواهید اصلاً عکسش را برایتان میفرستم ببینید نباشد. چون این بچهها رویشان نمیشود حتی این کاپ را در دکورشان بگذارند که به کسی نشانش بدهند. خب این چه فایدهای دارد؟ اینها واقعاً دارند زحمت میکشند، اینها واقعاً دارند زحمت میکشند.
تلاش میکنند. پدر و مادرشان واقعاً دارند هزینه میکنند برای اینکه اینها بتوانند به جایی برسند. خب اینها تنها راهی که خوشحال میشوند این است که اولاً که احترام بهشان گذاشته شود، آکادمیهای خوب اینها را دعوت کنند، مربی خارجی داشته باشند، دیده شوند، دیده شوند. بله، دیده شوند. چون آینده سوارکاری کشور ما با اینها شکل میگیرد. ما یک واقعیت بپذیریم، این نسل آینده بله. خب و من این چیزی که حداقل من در ۲۵ سال سابقه کارم، یعنی خودم در واسطه پدرم تقریباً به شوخی تاریخ ۵۰-۶۰ سالگی میتوانم از این ورزش ما هرچه آمدیم جلوتر نسلهای.
پیام ضعیفتر شده، یعنی شما در نونهالان مثلاً ۷۰ تا بچه، در نوجوانان مثلاً میشوند ۶۰ تا، در جوانان میشود ۲۰ تا. بعد خروجیاش بزرگ، پدر و مادر پول داشته باشند از تو کلاس بخرند، آن بچه میماند. آن هم باید به نظر من فقط نتیجه این است که ما از سوارهای پایه غافل شدیم و همش آمدیم آقا مسابقه بگذاریم، آقا اصل ۱۵۰ میخواهیم فلان و واقعیتش این نیست. یک سوالی، الان بیشترین جایزه نقدی که در مسابقه گرفتید چقدر بوده؟ بیشترین جایزه نقدی گرفتید فکر میکنم هفت میلیون. هفت میلیون برای چه مسابقهای؟ برای مسابقهای که ثبتنامش بوده ۴ میلیون. بله.
چه مسابقه ثبتنام ۴ میلیون؟ مثلاً آزمون، یعنی یک تور نوشته ولی خب مثلاً آقای آسیایی خدا خیرش بده در این اسب خالص ایرانی جایزه خیلی خوبی چند سال پیش که مثلاً ۱۰ میلیون تومان پولی بود برای خودش. مسابقاتی بود که ۱۰ میلیون جایزه میداد، سکه واقعاً میداد. واقعاً به نظر من آقای آسیایی را برای اسب خالص خدا فرستاده، یعنی واقعاً یک جایی من واقعاً دمش گرم، واقعاً لذت میبرم و خیلی جالب است با این همه کملطفی که بهش شده، با این همه اذیتهایی که شده همچنان دارد ادامه میدهد.
دست از این حواشی برداریم. ما اصل کار دیگر عرفان اصلاً ما همش در حواشی هستیم، یعنی ما انقدری که حاشیه داریم ورزش نمیکنیم. بگوییم دیگر شفاف باشیم، ورزش نمیکنیم. حالا انشاءالله خدا کمک کند. آقا باز هم ممنون بابت سلامت بالا سر پسر تا انشاءالله که بچهتان را روی سکوهای قهرمانی جهان، المپیک و اینها ببینیم. باز هم سلامت باشید، سلامت باشید، خداحافظ. اگر شما هم علاقمند به صحبت در رادیو چهار نخ هستید تحت هر عنوانی.
فقط کافی است که از هر طریق ارتباطی مثل دایرکت اینستاگرام یا کانال پشتیبانی تلگرام با من تماس بگیرید و بتوانیم در مورد یک موضوع مشترک به گفتگو بپردازیم. امیدوارم که از شنیدن این صحبتها لذت برده باشید. برای همگیتان آرزوی سلامتی و دل خوش دارم و مثل همیشه مواظب اسبهایتان هم باشید.