کریستوف هس: درساژ هماهنگی و تعادل است
گزارش: Chris Hector & عکسها: Roz Neave
کریستوف هس در سال ۲۰۱۶ از سمت خود به عنوان رئیس بخش آموزش در مرکز آموزش و تربیت وارندورف در آلمان بازنشسته شد. او همچنان در سطوح مختلف به فعالیت خود ادامه میدهد. برخی از دیدگاههای او را به اشتراک بگذارید.
در دنیای گاهی خشک و رسمی درساژ، کریستوف هس همچون نسیمی تازه، نه، طوفانی از هوای تازه است. او یکی از پرشورترین افرادی است که میشناسم و خوشبختانه برای اسبهای درساژ جهان، بخش بزرگی از این شور و شوق به بهبود وضعیت آنها اختصاص دارد، نه تنها در نحوه سواری بلکه در نحوه پرورش، رشد و نگهداری آنها. و خوشبختانه برای اسبها، کریستوف فردی بسیار تأثیرگذار است. او در هر فرصتی سیستم آموزشی دوستدار اسب را ترویج میکند - سیستمی درساژ که واقعاً به سلامت روانی و جسمی اسب کمک میکند.
کریستوف یک تور پرشور در استرالیا را به پایان رساند، از غرب شروع کرد، در جنوب استرالیا و ویکتوریا توقف کرد و در نیو ساوت ولز به پایان رسید و در همه جا پیام یکسانی داشت: درساژ باید منطقی باشد، درساژ باید اسب خوشحالی را ترویج کند: «این بالاترین هدف ماست، یک اسب خوشحال، یک ورزشکار خوشحال...» او در کلینیک داوران، مربیان و سوارکاران درساژ در مرکز سوارکاری Werribee به مخاطبان گفت.
کریستوف ابتدا یک جلسه تئوری برگزار کرد، جایی که عکس او واقعاً موضوع را تعیین کرد، عکسی از یک اسب آزاد در یک مزرعه.
«در گذشته وحشتناک بود، همه اسبها همیشه در اصطبل بودند. هرچه بیشتر اسبها را بیرون ببینیم، بیشتر متوجه میشویم که هنگام آموزش آنها زیر زین چه باید بکنیم.»
«بسیاری از اسبهای امروزی هیچ تماسی با حیوانات دیگر ندارند. مهم است که درک کنیم اسب برای اصطبل به دنیا نیامده است، اسب میخواهد در مزارع بدود. اگر اسب تنها باشد خوب نیست، اسبها به تماس با دیگر اسبها نیاز دارند. آنچه ایدهآل است این است که اسب بتواند در گروهی از دو یا سه اسب بیرون برود، مانند زمانی که در حال رشد بود.»
کریستوف بارها و بارها تأکید میکند که باید با اسب کار کنیم:
«اسب همیشه سعی میکند فرار کند، این بخشی از طبیعت اوست. وقتی سوارکار از دهنه برای متوقف کردن اسب استفاده میکند، این اولین حرکت اشتباه سوارکار است. ما باید همیشه به اسب یک در باز بدهیم. وقتی اسب را با دستان خود نگه میداریم، اسب را از تعادل ذهنی و جسمی خود خارج میکنیم و این آغاز ناهماهنگی بین اسب و سوارکار است.»
«به اسب احساس آزادی بدهید وقتی روی آن مینشینید، همیشه احساسی که میتواند به جلو حرکت کند. بیشتر سوارکاران در سراسر جهان از دستان خود برای کنترل اسب استفاده میکنند، گردن شروع به کوتاه شدن میکند و سپس همه چیز اشتباه میشود.»
عکس دیگر Christoph، که یک سوارکار را نشان میدهد که سوارکار دیگری را بر روی شانههایش حمل میکند، موضوع دوم کلینیک او را باز کرد: مسئولیت سوارکار در سوارکاری صحیح.
او گفت: «هرچه تعادل سوارکار در زین بهتر باشد، ارتباط بهتر خواهد بود. دو چیز است که سوارکار باید داشته باشد - تعادل و انعطافپذیری. هرچه وضعیت نشستن سوارکار بدتر باشد، بیشتر به فروشگاه زینفروشی میرود تا زین و رکاب جدید بخرد. سوارکار باید تعادل خود را در زین پیدا کند، نه اینکه توسط زینی که نمیتوانید در آن حرکت کنید، در موقعیت نگه داشته شود.»
Christoph به عنوان یک دانشجوی مشتاق در زمینه پرورش اسبهای درساژ، فلسفهاش را با ظهور اسبهای مدرن درساژ هماهنگ میکند: «هرچه حرکت اسب بهتر باشد، سوارکار بهتری باید باشید. اگر فکر میکنید تنها با خریدن یک اسب با حرکات زیبا در اروپا نیازی به یادگیری سوارکاری ندارید، اشتباه میکنید. گامهای بزرگتر سختتر برای سوارکاری هستند، پیافه آسانتر از تروت گسترده است.»
او گفت: «من اسبهای برتر را میبینم که پس از چند سال، هفته یا حتی روز با سوارکاری که تعادل یا انعطافپذیری ندارد، افت میکنند. سوارکاران اغلب متوجه نمیشوند که از افسار برای حفظ تعادل بدن خود استفاده میکنند.»
او افزود: «Bill Roycroft از استرالیا میتوانست با یک دست مسیر پرش در رم را طی کند. بهترین تمرین این است که تمام حرکات را با یک دست انجام دهید، سپس به راحتی میتوانید قضاوت کنید که آیا به درستی سوارکاری میکنید یا خیر. من سعی کردم یک حرکت یکدستی را به تستهای درساژ ما بیاورم، موفق نشدم، اما اگر احساس کنید که سوارکار میتواند با یک دست سوارکاری کند، این یک اسب و سوارکار خوب است - عالی!»
او گفت: «آیا سوارکار میتواند هر دو افسار را رها کند؟ اغلب این کار به یک فاجعه کامل منجر میشود، اسب به سادگی فرار میکند.»
او ادامه داد: «آیا سوارکار میتواند تمام حرکات را با افسار بلند، بلند با تماس، و سپس تا جایی که ممکن است بلند انجام دهد؟ این امکان وجود دارد که پیافه را با افسار بلند انجام دهید وقتی که سوارکار ۱۰۰٪ با بدنی متعادل سوارکاری کند و اسب تحت کنترل او باشد.»
او گفت: «اینها اصول روحیه سوارکاری خوب هستند.»
او افزود: «گرند پریس پایه، پایه، پایه است. این سوارکاری نمایشی نیست، بلکه کار پایهای است. اصول ممکن است آسان به نظر برسند اما در واقع پیچیده هستند - شما به کسی نیاز دارید که از زمین به شما کمک کند. کسی که بگوید، خیلی سریع یا خیلی کند است.»
او گفت: «آیا اسب به درستی به دنبال تماس با افسار است؟ برخی از اسبهای کلاس بالا در گردن و سر سبک هستند، اما همیشه پشت افسار هستند. شما باید همیشه این احساس را داشته باشید که اسب یاد میگیرد بدن خود را کش بدهد. نه فقط کشش گردن و جلوی بدن، بلکه کل بدن. اسب به گردنش نیاز دارد تا بدنش را متعادل کند - مهم نیست که بینی اسب جلو یا پشت خط عمودی باشد، تا زمانی که اسب در حال کشش باشد. اگر اسب کشیده نشود، نمیتواند خم شود. اول کشش، سپس خم شدن.»
او گفت: «چرا وقتی میخواهیم اسب بهخوبی خود را حمل کند، آن را طولانی میرانیم؟ زیرا این خودحملکردن نتیجه کشش است.»
این همان حرکتی است که اسب باید انجام دهد؛ این احساسی است که هنگام آموزش نیاز داریم، باید حس کنیم که اسب چگونه حرکت میکند...
او گفت: «یکی از اولین چیزها در سوارکاری این است که اسب را به پذیرش پای داخلی وادار کنیم. پای داخلی سوارکار اسب را هدایت میکند، سرعت و راستای حرکت را تنظیم میکند، اما این تنها در ترکیب با استفاده صحیح از دست خارجی و پای خارجی سوارکار مؤثر است، که باید پنج تا ده سانتیمتر عقبتر باشد، بیشتر به پنج نزدیکتر تا ده.»
همانطور که از کسی در موقعیت Christoph انتظار میرفت، محور سخنرانی او مقیاس آموزش آلمانی بود و بهویژه سه عنصر اول آن.
او گفت: «ریتم، این بسیار مهم است، قدم چهار ضرب، تروت دو ضرب، و کنتر سه ضرب. بسیاری از داوران به سه ضرب کنتر توجه کافی نمیکنند. آنها به قدم نگاه میکنند و اگر دو ضرب باشد، نمره ۱ میدهند و آن را برای همیشه از دست میدهند، اما به کنتر چهار ضرب نگاه میکنند و میگویند ‘کنتر جمعشده زیبا’. ریتم باید شامل ‘تمپو’ باشد – شما میتوانید تمام مدت خیلی سریع یا خیلی آهسته برانید. گامها باید فعال باشند، اما نه شتابزده، و باید نوسان کافی در پشت نشان دهند، پشت پل بین پاهای عقب و جلو است. هرچه تمپو بهتر باشد، اسب انعطافپذیری بیشتری در گامها نشان خواهد داد. سوارکار خوب حس شگفتانگیزی برای زمانبندی در زین دارد. هدف این است که اسب تنبل را فعالتر کنیم و اسب بیشازحد پرانرژی را آرامتر کنیم.»
او گفت: «آرامش بسیار مهم است. در سراسر جهان سوارکارانی را میبینیم که میتوانند تنش را کنترل کنند و آزمونی دیدنی ارائه دهند، اما قادر به نشاندادن اسبی نرم نیستند.»
او گفت: «تماس به معنای کشش در سراسر بدن است. آیا حرکت از پشت شروع میشود، از روی پشت میگذرد و به دهان اسب میرسد؟ سوارکار باید پاهای عقب اسب را در انگشت کوچک خود حس کند.»
او گفت: «دستهای سوارکار به دهان اسب گوش میدهند. آیا اسب خوشحال است؟ آیا کشش دارد؟ آیا در مقابل کمکها قرار دارد؟ آیا دهنه را میپذیرد؟ حساسترین قسمت اسب دهان اوست، این فرصتی است برای سوارکار تا حس کند چه اتفاقی میافتد. این جایی است که با اسب صحبت میکنیم، تماس حساس ما با دهان.»
او گفت: «برخی فکر میکنند هرچه تماس شلتر باشد، بهتر است، اما اسب باید به دنبال تماس باشد. گاهی اوقات بهتر است تماس قویتری داشته باشیم تا شل. اغلب اسبها با تمایل به تماس شل به دنیا میآیند – ما باید در انتخاب اسبهای نریان بسیار مراقب باشیم که به دنبال اسبهای زیبا با گردنهای بسیار بلند و تماس بسیار نرم نباشیم – این اسبها ‘شل’ هستند اما عمدتاً بیشازحد خمیدهاند و تمایل به جلو مناسب ندارند. ابتدا ما یک تماس ثابت میخواهیم، سپس تا حد امکان نرم.»
هرگز بدون تماس پایدار کار نکنید.
او گفت: «مردم میگویند که اسبهای امروزی بسیار بهتر هستند اما سوارکاران بهتر نیستند. اسبهای امروز همیشه در چارچوب هستند، اما اغلب به درستی به دنبال تماس نمیگردند.»
او افزود: «این انعطافپذیری است. بسیاری از مردم فکر میکنند که باید سر اسب را تا حد ممکن به چپ یا راست ببرند، تا اسب بگوید صبح بخیر. نه – این چیزی نیست که ما میخواهیم، ما فقط میخواهیم کمی از چشم و بینی اسب را ببینیم. اسب را از تعادل خارج نکنید.»
او ادامه داد: «هدف درساژ این است که اسبی هماهنگ و در مقابل خود داشته باشید. این ارتباط فوقالعاده است، اسب به سوارکار اعتماد دارد تا بپرد – هم اسب و هم سوارکار آرام، مثبت و به جلو هستند. درساژ انجام حرکت، حرکت، حرکت نیست زیرا در کتاب قوانین آمده است، بلکه این است که اسب را مطیع کنید، اسب را انعطافپذیر کنید، اسب را در مقابل خود قرار دهید. ورزشکار خوشحال.» اینگرید کلیمکه نشان میدهد...
منبع: The Horse Magazine