چگونه اسبها میشنوند و مشکلات مرتبط با شنوایی
اسب شما در مرتع خود آرام در حال جویدن یونجه است. ناگهان جویدن را متوقف میکند، سرش را بلند میکند، گوشهایش را تیز میکند و با دقت به افق خیره میشود. او صدایی دوردست را شنیده است، صدایی که گوشهای شما قادر به تشخیص آن نیستند.
حساس بودن به محیط اطراف بخشی از طبیعت اسب شماست و حس شنوایی قوی نقش بزرگی در این امر دارد. در این مقاله، دو کارشناس توضیح میدهند که چگونه شنوایی به اسبها کمک میکند تا محیط خود را درک کنند و چگونه با مشکلات مربوط به شنوایی برخورد کنند. Allison J. Stewart، BVSC، DACVIM، DACVECC، استاد پزشکی داخلی اسب در دانشگاه Auburn است. Bonnie Beaver، DVM، به عنوان استاد رفتارشناسی حیوانات در دانشگاه Texas A&M فعالیت میکند.
کارشناسان میگویند شنوایی اسبها تفاوت چندانی با شما ندارد. شما میتوانید صداهایی با فرکانس موجی از ۲۰ هرتز (پایینترین صدا) تا ۲۰,۰۰۰ هرتز (بالاترین صدا) را تشخیص دهید؛ برای اسبها، این محدوده از ۵۵ هرتز تا ۳۳,۵۰۰ هرتز است. Beaver میگوید: «آنها نمیتوانند به اندازه ما صداهای پایین را بشنوند و فقط کمی بالاتر را میشنوند.» بسیاری از حیوانات، از جمله سگها، صداهای با فرکانس بالاتر را میشنوند؛ بسیاری میتوانند صداهای پایینتر را بشنوند.
اما اسبها در شکار صداهای ضعیفی که شما به راحتی ممکن است از دست بدهید و تمرکز بر جهت صداها مهارت دارند. گوشهای آنها دارای همان ساختارهایی است که شما دارید، اما تفاوتهای طراحی این تواناییها را تقویت میکند.
چه گوشهای بزرگی داری
این گوشهای بزرگ تفاوت بزرگی ایجاد میکنند. با اندازه بزرگ و شکل فنجانی خود، هر گوش خارجی (پینا) مانند یک دیش رادار عمل میکند و امواج صوتی را جمعآوری و متمرکز میکند. شما باید سرتان را بچرخانید تا روی منبع صدا تمرکز کنید، اما اسب شما دارای ده عضله است که میتوانند هر پینا را در یک قوس کامل ۱۸۰ درجه بچرخانند و او میتواند آنها را به صورت مستقل حرکت دهد، به طوری که یکی به جلو و دیگری به عقب هدفگیری کند.
پینا امواج صوتی را به کانال گوش هدایت میکند که آنها را به همان روشی که صحبت کردن در یک لوله صدا را تقویت میکند، تقویت میکند. در گوش میانی، امواج صوتی به پرده گوش (غشاء تمپانیک) برخورد کرده و آن را به لرزش در میآورند. این لرزشها از طریق غشاء به استخوانچهها، سه استخوان کوچک در طرف دیگر، منتقل میشوند. این استخوانها که به دلیل شکلهایشان به نامهای چکش، سندان و رکاب شناخته میشوند، زنجیرهای را تشکیل میدهند که لرزشها را به غشاء دوم منتقل میکند که آغاز گوش داخلی را نشان میدهد.
گوش داخلی دارای اندامهای حسی برای شنوایی و تعادل است. بخش شنوایی گوش داخلی، حلزون نام دارد که به شکل پوسته حلزون است و با مایعاتی پر شده که با ارتعاشات غشاء حرکت میکنند. این حرکت، سلولهای مویی ریزی (سیلیا) را تحریک میکند که سیگنالهای عصبی را به مغز ارسال میکنند. سلولهای مویی مختلف به فرکانسهای صوتی متفاوت حساس هستند.
مایع گوش داخلی همچنین از کانالهای نیمدایرهای عبور میکند که به اسب کمک میکند تا تعادل خود را حفظ کند. این کانالها با سلولهای مویی حسی پوشیده شدهاند و در زوایای مختلف قرار دارند، بنابراین حرکات مختلفی مانند حرکت به طرفین، بالا و پایین و زاویهدار را تشخیص میدهند.
اول فرار کن، بعد بپرس
یک شاخه میشکند و اسب شما مانند تیر از کمان رها میشود. واکنشهای سریع او هنگام سواری یا کنترل او میتواند استرسزا باشد، اما این واکنشها به عنوان دفاعی در برابر شکارچیان توسعه یافتهاند. زمانی که اجداد او وحشی بودند، اسبهایی که هنگام شکستن شاخه فرار نمیکردند، احتمالاً شکار شیرها میشدند. آنهایی که فرار میکردند زنده میماندند و با گذشت نسلها، این واکنش سریع به بخشی از ذات آنها تبدیل شد.
همه اسبها این واکنش پایه را دارند، اما واکنش به صداهای ناگهانی از یک اسب به اسب دیگر متفاوت است. وقتی یک سنگریزه به دیوار میدان برخورد میکند، یک اسب ممکن است ۱۰ فوت به طرفین بپرد در حالی که دیگری به سختی گام خود را تغییر میدهد. بیور میگوید: «ژنتیک و تجربه باعث این تفاوتها میشوند. برخی از اسبها ذاتاً ترسوتر هستند و این میتواند پایه ژنتیکی داشته باشد. برخی دیگر تجربههایی نداشتهاند که آنها را در معرض محیطهای پر سر و صدا قرار دهد، بنابراین ممکن است بیش از حد واکنش نشان دهند.» او میگوید: «ما آزمایشهای شنوایی کافی انجام ندادهایم تا بدانیم آیا تفاوتهایی در حساسیت به صدا وجود دارد یا خیر. اگر هم وجود داشته باشد، احتمالاً جزئی است.»
او افزود: «بهترین راه برای مقابله با این موقعیتها این است که آرام بمانید و اسب را از خطر درکشده دور کنید. یک سوارکار آرام و پایدار برای اسبهایی که تمایل به واکنش دارند، بهترین است تا آنها یاد بگیرند به سوارکار اعتماد کنند.» تنبیه یک اسب برای ترسیدن، فقط ترس او را تقویت میکند.
بیور اضافه میکند که قرار دادن اسب در معرض صداها در شرایط غیرترسناک بهترین راه برای آموزش پذیرش آنها است. تکنیکهای حساسیتزدایی و شرطیسازی معکوس میتوانند کمک کنند. در حساسیتزدایی، اسب در محیطی امن و آشنا در معرض صدا قرار میگیرد. (به یاد بیاورید Black Beauty اثر Anna Sewell که در کنار خطوط راهآهن چرا میکرد تا به دیدن و شنیدن صدای ترسناک قطارها عادت کند.) در شرطیسازی معکوس، شما اسب را در حالی که در معرض صدای ترسناک است، معمولاً با خوراکیهایی مانند تکههای هویج یا پلتهای خوراکی، پاداش میدهید تا او صدا را با چیزی خوشایند مرتبط کند. در هر دو تکنیک، مهم است که با جلسات کوتاه و سطوح صدای پایین شروع کنید و تنها زمانی که او صدا را تحمل میکند، شدت را افزایش دهید.
او گفت: «اسبها معمولاً به صداها به صورت جداگانه واکنش نشان میدهند،» بنابراین فرض نکنید که اسب شما آنچه را که یاد گرفته است در موقعیتهای جدید اعمال خواهد کرد. ممکن است بفهمد که صدای تراکتور در حال آمادهسازی میدان تهدیدی نیست، اما این به معنای پذیرش صدای تریلر تراکتور که از پشت به او نزدیک میشود، نیست.
گوشگیرهای پنبهای یا مخصوص اسب میتوانند صداها را در مواقعی که نویزهای ناگهانی ممکن است مشکلساز شوند، کاهش دهند—مثلاً زمانی که ساختوساز در نزدیکی در حال انجام است یا در یک سالن سرپوشیده پوشیده از برف که ممکن است یخ به طور ناگهانی از سقف سر بخورد. (البته قبل از استفاده از گوشگیرها در مسابقات، قوانین مربوط به رشته خود را بررسی کنید.)
حتی با وجود گوشگیر، برخی اسبها از صداهای بلند مانند رعد و آتشبازی چنان وحشتزده میشوند که ممکن است به خودشان (یا شما) آسیب برسانند. زمانی که طوفانها نزدیک میشوند (یا چهارم جولای فرا میرسد) این اسبها در اصطبلهای خود ایمنتر هستند.
کاهش شنوایی
استوارت میگوید: احتمالاً بسیاری از اسبها با افزایش سن، مقداری از قدرت شنوایی خود را از دست میدهند، اگرچه این موضوع به طور گستردهای مورد آزمایش قرار نگرفته است. محققان در استرالیا اخیراً توانایی شنوایی دو گروه از اسبها، سنین ۵ تا ۸ و ۱۷ تا ۲۲ سال، را مقایسه کردند و کاهشهای خفیف تا متوسطی در گروه مسنتر یافتند. (محققان از آزمایش پاسخ شنوایی برانگیخته ساقه مغز یا BAER استفاده کردند که در آن الکترودهایی که به پوست سر اسب متصل میشوند، واکنش مغز به صداهای کلیک را نظارت میکنند.) انسانها نیز با افزایش سن کمتر میشنوند—یک عمر قرار گرفتن در معرض صدا به گیرندههای حسی در گوش داخلی آسیب میرساند. بیور میگوید که اسبها ممکن است کمتر از انسانها دچار کاهش شنوایی شوند. او میگوید: «اسبها به اندازه انسانها عمر نمیکنند یا در محیطهای مشابه [مانند کنسرتهای راک و آیپادها] زندگی نمیکنند.» در زندگی روزمره، احتمالاً کاهش شنوایی خفیف در اسب خود را متوجه نخواهید شد.
ناشنوایی در اسبها نادر است. میتوان آن را با آزمایشهای الکترونیکی یا به سادگی با بررسی واکنش اسب به یک صدای ناگهانی، مانند دست زدن یا انداختن یک سطل، رد کرد. صدا باید یک واکنش ترس را تحریک کند—حداقل، یک تکان گوش. اگر اسب هیچ واکنشی نشان ندهد، احتمالاً نمیتواند آن را بشنود.
استوارت میگوید: یک نوع مادرزادی ناشنوایی در برخی اسبها با الگوهای پوشش «سفید پاشیده» رخ میدهد. یک اسب سفید پاشیده دارای یک خط سفید بسیار پهن یا صورت «طاس»، اغلب با چشمان آبی و نشانههای سفید متغیر بر روی پاها و بدن است. برخی از این اسبها ناشنوا به دنیا میآیند. محققان سه جهش ژنتیکی جداگانه را شناسایی کردهاند که میتواند این الگو را تولید کند. دو مورد فقط در نژادهای Paint و Quarter Horse دیده شد و سومی در آن نژادها و همچنین در نژادهای Morgan، Trakehner و چند نژاد دیگر ظاهر شد.
اسبهای Splashed white به دلیل سرکوب سلولهای تولیدکننده رنگدانه به نام ملانوسیتها در طول رشد، دارای صورتهای سفید و چشمان آبی هستند. استوارت میگوید: اگر کمبود رنگدانه به گوش داخلی برسد، بر سلولهای مویی حساس به صدا تأثیر میگذارد و منجر به ناشنوایی میشود. همه نشانههای سفید با خطر ناشنوایی همراه نیستند و میتوان اسبها را برای جهشهای Splashed white آزمایش کرد. (دانشگاه کالیفرنیا، دیویس، یک آزمایش ارائه میدهد.)
استوارت میگوید: شنوایی باید به عنوان بخشی از معاینه پیش از خرید آزمایش شود. اما او اشاره میکند که ناشنوایی برای یک اسب نقص بزرگی نیست. زیرا اسب ناشنوا نمیشنود که چه چیزی در اطرافش میگذرد، او به وضوح از صداها نمیترسد، اما ممکن است اگر چیزی ناگهان او را لمس کند یا بدون هشدار در دیدش ظاهر شود، بترسد. او گفت: «معمولاً مشکلی نیست اگر از پشت به اسب نزدیک نشوید.»
بیور موافق است. او گفت: «شنوایی اغلب یک سیستم هشدار اولیه یا ثانویه برای شکارچیان احتمالی است و این برای بیشتر اسبها امروزه عامل مهمی نیست.» او افزود: ممکن است نیاز باشد که روشهای کمکی خود را تغییر دهید — «واضح است که چیزهایی مانند 'whoa' کار نمیکنند» — اما بیشتر اسبهای ناشنوا به خوبی سازگار میشوند. بسیاری از آنها در مسابقات نمایش موفق بودهاند.
مشکلات پینا
شایعترین مشکلات گوش در اسبها، مشکلات پوستی هستند که پینا را تحت تأثیر قرار میدهند.
گزش مگس. مگسهای سیاه و دیگر مگسهای گزنده عاشق گوشهای اسبها هستند و محل گزش میتواند ملتهب، پوستهپوسته، خارشدار و گاهی عفونی شود. از یک پماد آنتیبیوتیک موضعی برای کمک به کنترل عفونت در حالی که گزشها بهبود مییابند استفاده کنید. با استفاده از دافعها، ماسک مگس با پوشش گوش برای چرخش و یک کلاه گوش در زمان سواری، مگسها را دور نگه دارید. از کوتاه کردن موهای گوش خودداری کنید مگر اینکه برای درمان عفونت مجبور باشید — موها به محافظت از پوست در برابر گزش کمک میکنند.
پلاکهای اورال. پلاکهای اورال رشدهای صاف، پوستهپوسته و سفید رنگی هستند که در سطح داخلی (مقعر) پینا ظاهر میشوند. آنها توسط ویروسهای پاپیلومایی که اغلب توسط مگسهای سیاه گزنده منتقل میشوند، ایجاد میشوند. استوارت میگوید: «آنها را نادیده بگیرید.» اگرچه پلاکها زیبا به نظر نمیرسند، اما به اسب آسیبی نمیرسانند. تلاش برای حذف آنها معمولاً باعث ناراحتی زیادی میشود که اسب نسبت به دست زدن به گوشهایش حساس میشود. از مراحل بالا برای جلوگیری از رسیدن مگسهای سیاه به گوشها استفاده کنید. این مگسها در حوالی سپیدهدم و غروب بیشترین فعالیت را دارند، بنابراین در این زمانها اسب را در داخل نگه دارید.
سارکوئیدها. استوارت میگوید: گوشها محل اصلی برای این تومورهای پوستی شایع هستند. سارکوئیدها بدخیم نیستند اما میتوانند به طور تهاجمی رشد کنند. آنها میتوانند به صورت نواحی بدون مو و پوستهپوسته، برآمدگیهای سخت زیر پوست یا رشدهای زگیلی یا گوشتی ظاهر شوند. برخی از آنها خام و تحریکشده میشوند و برخی به صورت تودههای بزرگ و شبیه گلکلم رشد میکنند. تصور میشود که عفونت با ویروس پاپیلومای گاوی، که باعث زگیل در گاوها میشود، ممکن است رشد آنها را تحریک کند.
استوارت میگوید: «سارکوئیدها ظاهری ناخوشایند دارند، اما معمولاً آنها را به حال خود رها میکنیم مگر اینکه آنقدر بزرگ شوند که برای اسب مشکلی ایجاد کنند.» درمانهای مختلفی وجود دارد — جراحی، کرایوتراپی (انجماد)، شیمیدرمانی، پرتودرمانی و غیره — اما هیچکدام تضمینی نیستند و تومورها تمایل به رشد مجدد دارند. او گفت: «درمان به طور کلی ۷۰ درصد موفقیت دارد. ممکن است نیاز به درمان مجدد چندین بار داشته باشید. اسب ممکن است به شدت از دست زدن به گوشهایش ناراحت شود و گوشش تغییر شکل پیدا کند.»
تا کنون هیچکس راهی برای جلوگیری از سارکوئیدها پیدا نکرده است. با این حال، کنترل خوب مگسها ممکن است کمک کند، زیرا مگسها میتوانند ویروس را منتقل کنند. درمان با داروی شیمیدرمانی سیسپلاتین به نظر میرسد رشد مجدد این تومورها را کند میکند. این دارو به صورت تزریقی یا از طریق مهرههای کاشته شده آزاد میشود.
مشکلات عمیق
اگر اسبی مشکلی در عمق گوش داشته باشد، ممکن است سرش را تکان دهد یا گوش آسیبدیده را در زاویهای عجیب نگه دارد، به سمت پایین متمایل کند، زیرا تحریک شده است. او ممکن است از دست زدن به گوشش نیز ناراحت شود، اما این علامت قابل اعتمادی نیست. بیور میگوید: «گوشها حساس هستند و به طور طبیعی چیزی هستند که باید محافظت شوند. اگر اسب تجربهای دردناک داشته باشد یا به اشتباه با آن رفتار شده باشد، بهویژه هنگام کوتاه کردن مو، میتواند رفتار اجتنابی را تشدید کند.»
از دامپزشک خود بخواهید گوش را معاینه کند. استوارت میگوید حتی با اتوسکوپ، دستگاهی که در بسیاری از حیوانات و انسانها استفاده میشود، دیدن داخل کانال گوش دشوار است زیرا کانال گوش اسب دارای یک خم ۹۰ درجه است. دامپزشک میتواند با استفاده از یک آندوسکوپ کوچک و انعطافپذیر دید بهتری داشته باشد. معاینه ممکن است موارد زیر را کشف کند:
کنهها. کنهها میتوانند به کانال گوش و همچنین پینا حمله کنند. نوعی کنه که در جنوب غربی یافت میشود، به نام کنه گوش اسپینوس، بهویژه به این معروف است؛ آلودگی با این کنهها میتواند درد، التهاب و گاهی حتی اسپاسم عضلانی ایجاد کند. برای پیدا کردن و برداشتن کنهها، اسب باید به شدت آرامبخش داده شود.
مایتها: این بستگان کوچک کنهها نیز میتوانند وارد کانال گوش شوند، اگرچه در اسبها کمتر از برخی دیگر از حیوانات رایج هستند. درمان با ایورمکتین میتواند به کنترل آنها کمک کند.
عفونت: عفونتهای کانال گوش از نوعی که سگها و گربهها را آزار میدهد، در اسبها بسیار نادر است. استوارت میگوید: «در ۲۰ سال گذشته یکی ندیدهام. در یک مطب حیوانات کوچک، انتظار دارید هر روز یکی ببینید.» با این حال، عفونتهای باکتریایی میتوانند ناشی از آلودگی کنه باشند. آنها با داروهای موضعی و سیستمیک درمان میشوند.
عفونتهای گوش میانی نیز در اسبها بسیار نادر است، اما رخ میدهد. عفونت میتواند از طریق سیستم تنفسی از طریق لولههای استاش، که گوش میانی را به حلق متصل میکند، یا کیسههای گلوتار که از لولههای استاش باز میشوند، گسترش یابد. همچنین میتواند از کانال گوش خارجی یا از طریق خون به گوش میانی برسد. این عفونتها با آنتیبیوتیکهای سیستمیک درمان میشوند.
گفتگوی گوش
اسبها از زبان بدن برای ارتباط با یکدیگر استفاده میکنند. موقعیت سر و بدن، حالات چهره و حرکات دم همه پیامهای زیادی را منتقل میکنند. اما برای اینکه سریع بفهمید اسب چه فکری میکند، کافی است به گوشهایش نگاه کنید.
گوشها بهطور شل به طرفین: او گفت: «فقط دارم استراحت میکنم.» او آرام است.
گوشها به جلو تیز شده: او گفت: «چه خبر؟» اگر چیزی که میشنود واقعاً جالب (یا نگرانکننده) باشد، به سمت صدا برمیگردد و در جای خود ثابت میماند.
گوشها به عقب: او گفت: «این را دوست ندارم.» ممکن است نگران، ترسیده یا ناراحت باشد.
گوشها کاملاً به عقب چسبیده: او گفت: «از فضای من دور شو!» او جدی است.
گوشها به جلو و عقب حرکت میکنند: او گفت: «اینجا خیلی چیزها در حال رخ دادن است.» حرکت مداوم حالت پیشفرض گوشهای اسب است که به او کمک میکند محیط اطرافش را زیر نظر داشته باشد. حرکت سریع میتواند نشاندهنده عصبی بودن باشد؛ این حالت را اغلب زمانی میبینید که اسب در محیط جدیدی با صداهای ناآشنا قرار دارد.
یک گوش به عقب: او گفت: «دارم گوش میدهم.» ممکن است با یک گوش به سوارکار یا اسب دیگری که از پشت نزدیک میشود توجه کند، اما با گوش دیگر همچنان محیط اطراف را پایش میکند.
گوشها افتاده: او گفت: «از محیط جدا شدهام.» گوشها ممکن است زمانی که اسب در حال چرت زدن، تحت تأثیر دارو یا بیمار است، افتاده باشند. این میتواند نشانهای از تسلیم نیز باشد.
برای اطلاعات بیشتر:
- یاد بگیرید چگونه برنامه کنترل مگس خود را تقویت کنید تا از اذیت شدن اسبتان (از جمله گوشهایش) توسط مگسها در تابستان جلوگیری کنید اینجا.
این مقاله در شماره نوامبر ۲۰۱۴ مجله Practical Horseman منتشر شده است.