هری بولدت – بزرگداشتی برای یک اسطوره

چهار نعل: هری بولدت – بزرگداشتی برای یک اسطوره

این مقاله به مناسبت نودمین سالگرد تولد Harry Boldt منتشر شد، در ژانویه امسال او نود و پنج ساله شد – اما حرف‌های حکیمانه‌اش همچنان طنین‌انداز است...

Harry Boldt، مردی که Nicole Uphoff و Rembrandt را به اوج رساند و آلمان را به مجموعه‌ای از مدال‌های المپیک، اروپا و جهان هدایت کرد، نود ساله شد.

Harry برای سوارکاری و آموزش متولد شده بود.

پدر Harry Boldt، Heinrich، یک اصطبل مسابقه در Essen داشت و Harry به عنوان یک پرش‌سوار موفق شد، تا اینکه با کمک Käthe Franke توجه‌اش را به درساژ معطوف کرد.

Harry و Remus

در بازی‌های المپیک ۱۹۶۴ توکیو، او با Remus مدال طلای تیمی و نقره انفرادی را کسب کرد. در بازی‌های ۱۹۷۶ مونترال نیز همین کار را انجام داد، این بار با Woycek.

Woycek

از سال ۱۹۸۱ تا ۱۹۹۶، او مربی تیم درساژ آلمان بود.

طلای سئول برای Harry و تیم شامل Reiner Klimke، Nicole Uphoff، مربی کنونی آلمان Monica Theodorescu و Ann-Kathrin Linsenhoff...

زندگی Harry همیشه با اسب‌ها گره خورده بود:

او گفت: «این یک موضوع خانوادگی است. پدرم معلم سوارکاری بود. من در مدارس سوارکاری بزرگ شدم و همیشه اسب‌ها را می‌دیدم. اما من قبل از جنگ به دنیا آمدم، در زمان جنگ اسبی نبود و برای من دیر بود، من هجده ساله بودم که شروع به سوارکاری کردم. بعد از یک سال، به عنوان پرش‌سوار مسابقه دادم. دو سال بعد، کمی درساژ را امتحان کردم و دیدم که بیشتر از آن لذت می‌برم. پدرم معلم درساژ بسیار خوبی بود، به همین دلیل من یک سوارکار درساژ شدم.»

اولین اسب درساژ واقعاً خوب شما؟

او گفت: «Remus بود. او اسبی بود که من به توکیو در سال ۶۴ بردم. سال قبل از المپیک من با او عضو تیم آلمان در مسابقات قهرمانی اروپا بودم. در سال ۶۶ به اولین مسابقات جهانی رفتیم، در سال ۶۸ من با Remus به عنوان سوارکار ذخیره در بازی‌های مکزیک بودم. سپس اسب برای رقابت خیلی پیر شد و چند سالی با اسب‌های نه چندان خوب گذشت.»

Woycek – بهترین

او گفت: «در سال ۱۹۷۵، من خوش‌شانس بودم که Woycek را به دست آوردم. او بهترین اسب من بود. او نه ساله بود و اولین سال خود را در گرند پری آغاز کرد، اما صاحبش به پول نیاز داشت و مجبور به فروش شد و این فرصت من بود. من یک حامی پیدا کردم که اسب را خرید و پنج فصل بسیار موفق با او داشتم. بهترین آنها در المپیک ۷۶ بود با مدال نقره انفرادی و مدال طلای تیمی.»

او افزود: «در سال‌های بعدی من عضو تیم در مسابقات جهانی و دو بار در مسابقات قهرمانی اروپا بودم – و مسابقات قهرمانی اروپا آخرین مسابقات او بود، او دچار حادثه‌ای شد و بعد از آن پای عقب راستش خیلی خوب نبود. بعضی هفته‌ها خیلی خوب بود و سپس کمی لنگ می‌شد، بنابراین این پایان کار Woycek بود – و این پایان کار سوارکاری من هم بود.»

چه چیزی Woycek را به اسبی عالی تبدیل کرده بود؟

او گفت: «اول از همه، خلق و خوی او. او برای یک اسب درساژ، بهترین خلق و خو را داشت. وقتی از او می‌خواستید کار کند، بهترین عملکردش را ارائه می‌داد. او بسیار آرام بود؛ چه زمانی که بعد از یک نمایش اسب‌سواری با او در مزارع قدم می‌زدید، چه هفته بعد در یک نمایش اسب‌سواری یا تمرین. او در میدان مسابقه بهتر از خانه بود. او قدم‌های بسیار خوبی داشت، تروت کشیده عالی و کنتر خوبی داشت. او می‌توانست پیاف، پاساژ و پیروئت‌ها را انجام دهد. این‌ها برای این اسب مشکلی نبود.»

چه سوارکارانی به شما کمک کرده‌اند؟

او گفت: «در ابتدا پدرم، او تا سطح S-Prix St George و Intermediaire 1 به من آموزش داد، سپس سه سال بسیار موفقیت‌آمیز با یک بانوی بزرگ آلمانی، Kathe Franke داشتم. او مربی فوق‌العاده‌ای بود، به‌ویژه برای گرند پری و با اسب‌های جوان. این سه سال بهترین زمان یادگیری درساژ برای من بود. این زمانی بود که اسب‌های خوبی داشتم. بعدها وقتی در تیم بودم، مربیان ملی Bubi Gunther، Willi Schultheis و Albert Stecken را داشتم. هر بار که فکر می‌کنید سوارکار بسیار خوبی هستید، همیشه مشکلات کوچکی وجود دارد و این مربیان می‌توانند بسیار مفید باشند.»

Kathe Franke در حال سواری با Hanoverian Arnfried در Verden در سال ۱۹۳۲

او گفت: «Kathe Franke سال‌ها تجربه به عنوان سوارکار مسابقه در بالاترین سطح داشت. او سوارکاری ظریف و باوقار بود، حرفه‌ای بود، اما بسیار باوقار. بعدها که سنش بالاتر رفت، با اسب‌های کالسکه‌ای بسیار موفق بود. هیچ مشکلی برای او وجود نداشت. او در جوانی سوارکار پرش بود و در هر زمینه‌ای شناخته شده بود.»

و اکنون از چالش آموزش به دیگر سوارکاران لذت می‌برید؟

او گفت: «در سال ۱۹۸۰ وقتی دوران نمایش سواری‌ام به پایان رسید، FN آلمان از من پرسید که آیا علاقه‌مند به مربیگری هستم. از سال ۱۹۸۱ مربی تیم آلمان شدم.»

چگونه مربی ملی با مربیان خصوصی اعضای تیم همکاری می‌کند؟

او گفت: «این مشکلی نیست. بیشتر سوارکاران مربی خود را دارند و من با مربیان ارتباط خوبی دارم. وقتی به دیدن سوارکاران می‌روم، مربیان همیشه حضور دارند. مربی خودشان درس می‌دهد و من نگاه می‌کنم. اگر همه چیز درست باشد، خوشحال هستم. ما بر اساس قوانین FEI کار می‌کنیم، آن‌ها به ما می‌گویند چه چیزی درست است – و ما همه سوارکاران فردی داریم که باید یک تیم تشکیل دهند و در یک سطح سواری کنند.»

اما در مورد Nicole Uphoff شما همچنین مربی شخصی او بودید؟

او گفت: «بله، از مارس ۱۹۸۸، من مربی شخصی او هستم. او در Duisberg زندگی می‌کرد و سپس اسب‌های بیشتری داشت و اصطبل در Duisberg کوچک بود، بنابراین به Warendorf نقل مکان کرد و از آن زمان من مربی شخصی او شدم.»

آیا کار با اسبی به این جوانی و با این همه فشار در المپیک دشوار بود؟

او گفت: «برای یک سوارکار معمولی بیست و یک ساله، شاید این یک مشکل باشد. اما او بسیار قوی و خونسرد است. سال قبل از المپیک، در مسابقات قهرمانی اروپا، دیدیم که Rembrandt می‌تواند اسبی دشوار باشد، اما در روزهای قبل از مسابقه در کره، مشکلات دیده می‌شد، اما هر روز بهتر و بهتر می‌شد. او بسیار قوی و مصمم است و هیچ مشکلی با اعصاب ندارد. او اسب خود را به خوبی می‌شناسد.»

او گفت: «بله، این با دوره Marzog آغاز شد. Marzog بسیار شیک بود و کمک‌های بسیار ظریفی از سوارکار دریافت می‌کرد. این یک روش جدید بود - قبل از آن ما اسب‌هایی مانند Granat و Woycek داشتیم که سنگین وزن بودند، مانند شکارچیان و بسیار پویا. اکنون با Marzog، بسیار شیک و مانند یک اسب Thoroughbred. سپس در سال بعد Gaugin de Lully که تقریباً مشابه است... سپس سال گذشته Corlandus با Margit Otto-Crepin از فرانسه، این اسب بسیار عالی با یک سوارکار بسیار شیک. این دوره است و اکنون Rembrandt ادامه می‌دهد.»

او گفت: «فکر می‌کنم ده سال آینده این دوره از شیکی خواهد بود.»

آیا فدراسیون آلمان پس از شروع پیروزی‌های Marzog نشست و عمداً سبک را تغییر داد؟

او گفت: «بله، وقتی نتایج داوران را می‌بینید و به اسبی مانند Marzog امتیاز بهتری نسبت به اسبی با کیفیت مشابه اما نه چندان شیک می‌دهند، باید به دنبال اسب‌های شیک‌تر باشیم.»

شیکی در اسب‌ها یا در تمرین؟

او گفت: «نوع اسب باید شیک باشد. با یک اسب شیک، بیشتر شبیه Thoroughbred، تمرین متفاوت از آنچه با اسبی مانند Ahlerich که بسیار بزرگ و قوی است، انجام می‌دهید. نوع Thoroughbred نرم‌تر است.»

او گفت: «در تیم ما سه اسب بسیار خوب داشتیم. Rembrandt، سپس Courage با Ann-Kathrin Linsenhoff، یک اسب سوئدی شیک. سپس Ganimedes داشتیم - او یک میانگین بین Thoroughbred و Warmblood است، گاهی اوقات برای Monica Theodorescu کمی دشوار است، اما او در کره عملکرد بسیار خوبی داشت و اسب بسیار سالم است، فکر می‌کنم او با Rembrandt در تیم ادامه خواهد داد. Courage پانزده ساله است، شاید بله، شاید نه.»

او گفت: «اسب خود را بسیار خوب حمل می‌کند و این به سوارکار اجازه می‌دهد تا با افسارهای بسیار سبک بنشیند. ما نمی‌خواهیم افسارهای آویزان داشته باشیم، اما کمی نرمی و سبکی - این چیزی است که داوران دوست دارند ببینند.»

و با این حال Rembrandt بسیار طولانی و پایین کار می‌کند؟

او گفت: «Rembrandt می‌تواند با پشت خود بسیار قوی باشد. اگر Nicole Uphoff را در روزهای قبل از مسابقه در سئول می‌دیدید که با Rembrandt کار می‌کرد، همیشه سرش پایین بود تا پشتش را شل کند، با سرش پایین به زمین - تروت، کنتر متوسط و جمع شده. Rembrandt می‌تواند به گونه‌ای کنتر کند که فقط در جا کنتر کند، حتی با سرش پایین.»

او گفت: «به همین دلیل است که وقتی او در میدان مسابقه است، همیشه سبک در دست است و انتقال از یورتمه و چهارنعل کشیده به جمع شده برای او مشکلی ندارد، زیرا او در روزهای قبل از مسابقه تنها با او به صورت طولانی و پایین کار می‌کند. آوردن این اسب به بالا مشکلی نیست – تنها مشکل پایین آوردن او است. او همیشه دوست دارد کمی بالا برود و به همین دلیل است که او همیشه با سر پایین و گردن گرد کار می‌کند تا پشت او بهتر کار کند – تا نمای اسب بسته‌تر شود. این روش برای هر اسبی مناسب نیست، اما برای این اسب راه درستی است.»

او گفت: «نه، Nicole Uphoff سوارکاری با تجربه است، او جوان است، اما تجربه زیادی دارد و می‌تواند او را بدون استفاده از افسار کمکی یا افسار کششی پایین بیاورد.»

شما ترجیح می‌دهید از افسار کمکی استفاده نکنید؟

او گفت: «برای سوارکارانی که تجربه زیادی ندارند و در پایین و گرد کردن اسب‌هایشان مشکل دارند، چرا از افسار کمکی استفاده نکنند؟ بهتر است از افسار کششی استفاده کنند تا اینکه سوارکار یک یا دو ساعت سوار شود و اسب و سوارکار عرق کنند و همیشه در حال مبارزه باشند و ناامید شوند. برای سوارکارانی که تجربه زیادی ندارند، می‌تواند کمک‌کننده باشد.»

او گفت: «در زندگی‌ام اسب‌های زیادی سوار شده‌ام، برخی اسب‌های دشوار، و شما به افسار دوگانه یا افسار کمکی نیاز دارید. افسار دوگانه همیشه بهترین راه نیست – می‌تواند مشکلاتی با زبان ایجاد کند، پس بهتر است با افسار کمکی سوار شوید. اما آنها کمی خطرناک هستند، شما باید با افسار کمکی احساس کنید که چه زمانی به آنها نیاز دارید و وقتی اسب دیگر در برابر دست نیست، باید فوراً به او بدهید – در غیر این صورت خطرناک است زیرا گردن اسب کوتاه‌تر و کوتاه‌تر می‌شود.»

شما دوست دارید سوارکارانتان اسب‌هایشان را طولانی‌تر و پایین‌تر کنند…

او گفت: «این تنها راه درست است. قبل از شروع درس، اسب باید در عضلاتش شل باشد. او ۲۳ ساعت در اصطبل می‌ایستد و فقط کمی راه می‌رود، وقتی سوار او می‌شوید و بدون گرم کردن او به مدت ۲۰ دقیقه تا نیم ساعت، طولانی و پایین شروع به کار می‌کنید، این برای اسب دوستانه نیست.»

آیا او می‌تواند خیلی طولانی، خیلی پایین برود؟

او گفت: «اسب باید کمی بسته باشد. نه به طوری که سرش پایین باشد و پاهای عقبش به عقب کشیده شوند. مهم است که گردن گرد باشد، نه تنها طولانی بلکه گرد. شما همیشه باید گردن اسب را شکل دهید. اگر همیشه اسب را در موقعیت بالا سوار کنید، گردن زیبا نخواهد بود، سفت مثل چوب خواهد شد. ابتدا باید اسب خود را طولانی و پایین کار کنید، یورتمه و چهارنعل، انتقال‌ها. وقتی احساس می‌کنید همه چیز خوب است، وقتی می‌توانید او را به چپ و راست خم کنید و او دست شما را دنبال می‌کند، این لحظه‌ای است که من شروع به آموزش جمع کردن و جمع کردن بالاتر می‌کنم، می‌توانیم درس را شروع کنیم.»

او گفت: «یکی از درس‌هایی که بیشترین مشکلات را دارد، پیروئت است. سواری که تا به حال بر اسبی که پیروئت‌های بسیار خوبی انجام می‌دهد، سوار نشده باشد، نمی‌تواند به اسب خود آموزش دهد. در تمام کشورها سوارکارانی را می‌بینید که اسب‌های خود را به بالاترین سطح رسانده‌اند، اما اغلب پیروئت‌های خوبی نمی‌بینید. بیشتر اوقات، ولت‌ها یا اسبی که سفت است و در سه یا چهار قدم می‌چرخد را مشاهده می‌کنید. من اغلب می‌بینم که سوارکاران پیروئت را به درستی انجام نمی‌دهند – بله، آنها پیروئت هستند، اما فقط نمره چهار یا پنج می‌گیرند.»

او افزود: «بسیاری از سوارکاران فکر می‌کنند وقتی خیلی محکم و سنگین در زین می‌نشینند و کمی به عقب متمایل می‌شوند، این بهترین روش برای پیروئت است، اما اشتباه می‌کنند. باید کمی راحت‌تر روی پاهایتان بنشینید، نه آنقدر سنگین در زین. اشتباه است که پاهای عقب اسب بیش از حد زیر بدنش بیاید، گاهی اوقات به طوری که پاهای عقب تقریباً به پاهای جلو نزدیک می‌شود – این فقط منجر به مسدود شدن یورتمه می‌شود.»

او گفت: «بهتر است سوارکار کمی اسب را به داخل خم کند و گردنش را گردتر کند و به سمت جلو بیاورد و خیلی سنگین ننشیند، در پیروئت اسب باید در قدم‌های بسیار کوچک یورتمه برود. این تنها زمانی ممکن است که شما خیلی راحت بنشینید و اسب Durchlassigkeit باشد، نیم‌توقف‌ها، نیم‌توقف‌ها – او باید همچنان یورتمه برود و نمی‌تواند اگر سوارکار خیلی سنگین در زین بنشیند.»

اغلب از سوارکاران می‌خواهید که به عنوان آماده‌سازی، یورتمه تراورس انجام دهند؟

او توضیح داد: «اغلب مشکل زمانی است که شروع به نگه‌داشتن بخش عقبی به سمت داخل می‌کنید. یک پیروئت بخش عقبی را به سمت داخل نگه می‌دارد. سوارکارانی را می‌بینید که بیش از حد از افسار داخلی استفاده می‌کنند و بخش عقبی خارج می‌شود، این بزرگترین مشکل است. بخش عقبی باید دایره‌ای کوچکتر از پاهای جلوی اسب برود – بنابراین بخش عقبی باید قدم‌های کوچکتر یورتمه برود و پاهای جلو، قدم‌های بزرگتر یورتمه بروند. برای نگه‌داشتن بخش عقبی در جای خود، با کمی یورتمه تراورس آموزش می‌دهید. یورتمه تراورس برای شروع پیروئت فقط کمکی به سوارکار با تجربه کم است. با یورتمه تراورس روی ولت شروع کنید تا به اسب یاد دهید که با پاهای عقب یورتمه کوچکتر انجام دهد.»

او گفت: «بیشتر اسب‌ها برای انجام یک پیروئت خوب بیش از حد سفت هستند، باید به آنها سوار شد تا انعطاف‌پذیرتر شوند. یورتمه‌های بسیار کوچک می‌تواند اسب را انعطاف‌پذیرتر کند و یورتمه سه ضرب بهتری ایجاد کند، سپس از این یورتمه کوتاه، همیشه به یورتمه متوسط، یورتمه کشیده، انتقال دهید، این مهم است که همیشه روی دایره‌های کوچک کار نکنید.»

منبع: The Horse Magazine

مشاهده در وب‌سایت اصلی