راهحل سهثانیهای برای به دهنه کردن اسب
مقدمه: چرا باید اسب را بهدهانه کنیم؟
بهدهنه کردن اسب از آن مواردی است که برای یک اسب به اندازه هزار کلمه ارزش دارد. این ویژگی، سواری را لذتبخشتر میکند؛ چون اسب منظمتر، راحتتر، در ارتباطتر و قابلکنترلتر به نظر میرسد.
هر حرکتی که اسب انجام میدهد، روانتر و هماهنگتر میشود و حتی مشتاقتر و مایلتر به همکاری به نظر میرسد.
در طبیعت، وقتی اسبی میترسد، سرش را بالا میگیرد، گردنش سفت میشود، پشتش گود میشود و تنها هدفش نجات پیدا کردن است. اما وقتی آرام و راضی است، سرش پایینتر قرار میگیرد، گردنش کشیده میشود و پشتش حالت گرد و نرم پیدا میکند.
این همان تصویری است که در بهدهنه بودن اسب میبینیم؛ حالتی که نشاندهنده آرامش ذهنی، تعادل و آمادگی برای همکاری است.
اسبی که بهدهنه نیست، معمولاً از نظر ذهنی کاملاً همراه سوارکار نیست. حواسش راحت پرت میشود، در برابر صداها یا عوامل ترسناک واکنش غریزی نشان میدهد و مقاومت میکند.
بدنش نیز هماهنگی لازم را ندارد؛ مانند یک ماشین روغنکاریشده حرکت نمیکند، بلکه شبیه مجموعهای از قطعات جدا از هم است. هدایت کردن، چرخاندن و حتی نشستن روی آن دشوارتر میشود.
هدف اصلی بهدهانه کردن چیست؟
حتی سادهترین اسبها در طبیعت میتوانند موزون و متعادل حرکت کنند. اما وقتی زین روی پشتشان قرار میگیرد و وزن سوارکار اضافه میشود، تعادل طبیعی آنها تغییر میکند.
هدف آموزش این است که زیبایی، هماهنگی و سهولت حرکتی که اسب در طبیعت دارد، دوباره زیر زین بازگردانده شود.
این اتفاق زمانی بهتر رخ میدهد که اسب بتواند وزن خود را بیشتر با عضلات خط بالایی بدن، یعنی کپل، پشت و گردن حمل کند.
وقتی اسب بهدهانه است:
بدنش در یک قالب منحنی و گرد قرار میگیرد.
پاهای عقبش بهتر زیر بدن قرار میگیرند.
عضلات خط بالایی بهدرستی ساخته میشوند.
انعطافپذیری، نرمی و آغاز تجمع افزایش پیدا میکند.
تمرین دادن اسب در حالت بهدهانه، مانند سرمایهگذاری است که ارزش اسب را افزایش میدهد؛ زیرا هر تمرین درست باعث بهتر شدن توانایی، تعادل و همکاری او میشود.
از اصول پایه شروع کنید
قبل از تلاش برای بهدهانه کردن، باید چهار ویژگی پایه وجود داشته باشد:
حرکت روبهجلو
مستقیم بودن
ریتم
تماس
بدون این چهار ویژگی، به نتیجه مطلوب نمیرسید.
ابتدا مطمئن شوید اسب شما با گامهای آزاد، بلند و رها حرکت میکند و از نظر ذهنی نیز روبهجلو است.
یعنی با کوچکترین اثر پا، سریع و با اشتیاق پاسخ میدهد.
اگر پا را آرام ببندید و اسب فوراً جلو رفت، یعنی آماده است.
اما اگر بیتفاوت ماند یا با بیحوصلگی حرکت کرد، فشار پا را بیشتر نکنید؛ زیرا فقط باعث کرخت شدن اسب میشود.
در عوض همان کمک ملایم را تکرار کنید. اگر باز هم پاسخ نداد، از یک هشدار کوچک با شلاق استفاده کنید تا متوجه شود کهبه کمک پا باید پاسخ داشته باشد.
هدف این است که اسب بفهمد: «کمک کوچک یعنی پاسخ کوچک و سریع.»
ریتم؛ پایه تعادل و هماهنگی
بعد از حرکت روبهجلو، مرحله بعدی ریتم است.
ریتم هر اسبی منحصربهفرد است، اما یک اصل در همه اسبها یکسان است: ریتم منظم، اسب را در تعادل نگه میدارد.
نه خیلی سریع و نه خیلی آهسته؛ بلکه با فاصلههای مساوی بین گامها.
برای بررسی ریتم اسبتان، قدمهایش را بشمارید.
در قدم باید چهار ضربه یکنواخت بشنوید:
یک، دو، سه، چهار.
یک، دو، سه، چهار.
اگر ریتم نامنظم است، آن را با آرامتر کردن حرکت یا تنظیم فاصله گامها اصلاح کنید.
در یورتمه، حرکت دو ضربی است. دو پای قطری همزمان به زمین میرسند و یک لحظه تعلیق وجود دارد که هر چهار پا از زمین جدا هستند.
در چهارنعل، معمولاً سه ضرب شنیده میشود:
یک، دو، سه.
البته بعضی اسبها چهارنعل چهارضربی دارند.
تماس؛ ارتباط بین سوارکار و اسب
تماس آخرین بخش گرم کردن است، زیرا اسبی که بهدهانه است باید دستهای سوارکار را بپذیرد و همراه آن حرکت کند.
یک تماس خوب یعنی یک خط مستقیم از دهنه، از بین دستهای شما تا آرنجهایتان.
این ارتباط باعث میشود انرژی حرکت از عقب بدن اسب عبور کند، از گردن و ستون فقرات عبور کند و به او کمک کند وزن خود را بهتر حمل کند.
دهنه، اتصال بین موتور اسب یعنی پاهای عقب، و دستهای سوارکار را برقرار میکند.
حس دستها باید ثابت و ملایم باشد؛ حدود نیم تا یک پوند فشار.
نه آنقدر محکم که اسب را متوقف کند و نه آنقدر شل که ارتباط از بین برود.
تصور کنید یک جوجه پرنده را در دست گرفتهاید: نه آنقدر فشار دهید که آسیب ببیند، نه آنقدر رها کنید که فرار کند.
ثبات در تماس
تماس باید ثابت باشد.
دستجلوها نباید مدام شل، سفت، دوباره شل و دوباره سفت شوند.
تماس ثابت به اسب احساس امنیت میدهد، چون همیشه همان پیام را دریافت میکند.
گاهی یک تماس کمی محکمتر، بهتر از تماسی است که دائماً قطع و وصل میشود.
هر بار که با قدمهای اسب دست خود را شل و سفت میکنید، برای او مانند یک پیام متناقض است.
کشسان بودن آرنجها
آرنجها باید نرم و انعطافپذیر باشند.
مفاصل آرنج باید بتوانند با حرکت سر و گردن اسب همراه شوند.
در قدم، چهارنعل و یورتمه، دستهای شما باید حرکت طبیعی اسب را دنبال کنند.
وقتی اسب گردن خود را حرکت میدهد، دست شما باید اجازه این حرکت را بدهد.
در یورتمه آزاد، بدن سوارکار بالا و پایین میرود، بنابراین آرنجها باید این حرکت را جذب کنند تا دستها ثابت بمانند.
اگر آرنجها قفل شوند:
تماس از بین میرود.
دستها بالا و پایین میپرند.
اسب نمیتواند ارتباط آرامی با دست شما داشته باشد.
تماس یکنواخت در دو دست
در هر دو دست باید وزن مشابهی احساس کنید.
اسب نباید به یکی از دستجلوها آویزان شود.
برای ایجاد تماس یکنواخت:
دستها نرم اما بسته باشند.
شستها بالاترین نقطه باشند.
دو دست شبیه هم قرار بگیرند.
فاصله هر دو دست از بدن برابر باشد.
زاویه و جایگاه دستها هماهنگ باشد.
هر تفاوتی بین دو دست، باعث تغییر پیام شما به اسب میشود.
از کجا بفهمیم اسب گرم شده است؟
اسب زمانی آماده کار اصلی است که:
روبهجلو حرکت کند؛ هم از نظر جسمی و هم ذهنی.
پاهای عقب رد پاهای جلو را دنبال کنند.
ریتم ثابت داشته باشد.
تماس را بپذیرد.
دستها، آرنجها و دهنه ارتباطی نرم و مستقیم ایجاد کنند.
وقتی این ویژگیها وجود دارد، بهدهانه کردن بسیار آسانتر میشود.
اگر هرکدام از این کیفیتها از بین رفت، ابتدا همان را اصلاح کنید و بعد دوباره ادامه دهید.
تکنیک سهثانیهای بهدهانه کردن
برای بهدهانه کردن، از ترکیب سه کمک استفاده میکنیم:
ساقها برای ایجاد انرژی.
دستجلوی خارجی برای کنترل و جمع کردن انرژی.
دستجلوی داخلی فقط در صورت نیاز، برای صاف نگه داشتن گردن.
در قدم:
هر دو ساق بهآرامی کنار بدن اسب اثر میدهند.
این همان کمکی است که برای حرکت روبهجلو استفاده میکنیم.
اما این بار اجازه نمیدهیم انرژی فقط به جلو فرار کند؛ با دستجلوی خارجی آن را نگه میداریم.
تصور کنید آخرین قطرات آب را از یک اسفنج بیرون میفشارید.
این حالت را حدود سه ثانیه حفظ کنید.
ممکن است اسب ابتدا گردنش را به بیرون خم کند. در این حالت با کمک ملایم دستجلوی خارجی او را صاف کنید.
میزان خم شدن گردن نشان میدهد چقدر باید از دست خارجی استفاده کنید.
پس از سه ثانیه، دستجلوی خارجی را رها کنید.
رها کردن، پاداش اسب است.
همانقدر که اثر دادن مهم است، قطع کردن اثر هم اهمیت دارد.
وقتی اسب بهدهانه میشود چه حسی باید داشته باشید؟
وقتی اسب واقعاً بهدهانه میشود، انگار مجموعهای از بخشهای جدا از هم ناگهان تبدیل به یک مجموعه هماهنگ و یکپارچه میشود.
پشت اسب شروع به نوسان میکند، قدمها نرمتر و روانتر میشوند و در عین حال که راحتتر میتوان روی آن نشست، انرژی و قدرت بیشتری نیز احساس میشود.
اگر این کار را در یورتمه نشسته انجام میدهید، احساس میکنید هر بار که از زمین بلند میشوید، حرکت شما ریتمیکتر و نرمتر شده و زمان بیشتری در هوا میمانید.
در دستهایتان باید تماس راحت و صمیمی با دهان اسب احساس کنید.
نه یک تماس خشک و سفت، نه اینکه اسب به یکی از دستجلوها آویزان باشد.
دستها باید نرم، پذیرنده و کشسان باشند.
همچنین گامهای اسب بلندتر میشوند، چون پاهای عقب بیشتر زیر بدن قرار میگیرند و اسب مسافت بیشتری را با هر گام طی میکند.
البته انتظار نداشته باشید اسب در اولین تلاش کاملاً بهدهانه شود.
اگر حتی تغییر کوچکی در فرم بدن، حس دستها یا کیفیت گامها مشاهده کردید، همان لحظه او را تشویق کنید.
یک «آفرین» و نوازش گردن به او نشان میدهد که مسیر درست را پیدا کرده است.
با هر بار تکرار، همکاری، درک و توانایی اسب برای حمل سوارکار در حالت بهدهانه بیشتر میشود.
چه مشکلاتی ممکن است رخ دهد ؟
گاهی وقتی دستجلوی خارجی را میبندید، اسب ممکن است:
سرعتش را کم کند.
بایستد.
سرش را بالا ببرد.
مقاومت نشان دهد.
دلیلش این است که اسب قبلاً یاد گرفته:
پا یعنی حرکت کن.
دست یعنی توقف.
حالا شما همزمان از پا و دست استفاده میکنید و اسب هنوز معنی این ترکیب را نمیداند.
باید به او آموزش دهید که دست خارجی یک دیوار است، اما دیواری نیست که نتوان از آن عبور کرد؛ بلکه دیواری است که انرژی را به مسیر درست هدایت میکند.
یکی از روشها این است که ابتدا از اسب یک طولانی کردن گام بخواهید و سپس دستجلوی خارجی را ببندید.
انرژی اضافی حرکت، او را از میان دست شما عبور میدهد.
این تمرین را چند بار تکرار کنید.
وقتی دیدید گردن اسب کمی بلندتر و گردتر شد، حتی به اندازهای کوچک، او را تشویق کنید.
سپس همان اثر را بدون طولانی کردن گام امتحان کنید و ببینید آیا یاد گرفته است که به جای مقاومت، از تماس عبور کند و به جلو برود.
اشتباه بزرگ: اره کردن دستجلوها
یکی از اشتباهات رایج، چیزی است که به آن «اره کردن دستجلوها» میگویند.
یعنی سوارکار دائماً دست راست و چپ را یکیدرمیان میکشد، انگار میخواهد دهان اسب را اره کند.
ممکن است برای چشم آموزشندیده، اسب ظاهراً بهدهانه به نظر برسد، اما در واقع تنها چیزی که کنترل شده، فک اسب است.
بدن اسب هنوز زیر کنترل واقعی شما نیست.
وقتی درخواست حرکت یا انتقال میکنید، متوجه میشوید بخش بزرگی از بدن اسب خارج از تأثیر شماست.
اگر اسب تماس را حفظ میکند اما گردنش کوتاه میشود، احتمالاً مشکل این است که شما به جای استفاده از دست خارجی، بازوهایتان را به عقب میبرید.
برای اصلاح این عادت، تصور کنید جلوی دست شما یک دیوار نامرئی وجود دارد.
دستها نباید از این دیوار عبور کنند و به عقب کشیده شوند.
با پاها اسب را به جلو بفرستید و وقتی انرژی به دست خارجی رسید، آن را به شکل مشت ببندید.
تشخیص پشت دهنه رفتن اسب
اگر پوزه اسب به حالت عمودی نزدیک شده، اما:
گردنش کوتاه شده،
وزن واقعی در دستها احساس نمیکنید،
فقط یک حلقه از دستجلو دارید،
و قدمها کوتاه و ریز شدهاند،
احتمالاً اسب پشت دهن رفته است.
یعنی شما فقط فک او را جمع کردهاید، بدون اینکه انرژی از عقب بدن ایجاد شده باشد.
بهدهانه بودن واقعی باید همراه با حرکت، انرژی و مشارکت بدن اسب باشد.
مشکلات دیگر و اصلاح آنها
اگر اسب کپلش را به یک طرف میچرخاند، احتمالاً فشار پاهای شما مساوی نیست.
اگر اسب سرعتش را زیاد یا کم میکند یا ریتمش از بین میرود، احتمالاً ارتباط بین پاها و دست خارجی هماهنگ نیست.
تمرین کنید تا بتوانید پاها و دست خارجی را با یک پیام مشترک استفاده کنید.
اگر اسب سریعتر شد:
کمی اثر دست را بیشتر کنید.
اگر آهسته شد:
کمی فشار دست را کمتر کنید.
هدف این است که اسب بین انرژی پا و محدودیت نرم دست، تعادل پیدا کند
تست بررسی درست بودن تماس
برای اینکه مطمئن شوید انرژی واقعاً از عقب به جلو حرکت میکند، بعد از سه ثانیه اثر دادن، بهآرامی انگشتان هر دو دست را باز کنید.
اگر اسب:
پوزهاش را به جلو و پایین کشید،
گردنش را دراز کرد،
افسار را آرام از بین انگشتان شما عبور داد،
یعنی تماس شما درست بوده است.
اگر فقط خودش را میکشد اما کاملاً پایین نمیآید، یعنی بخشی از کمک تماس درست منتقل نشده است.
اگر سرش را بالا برد، یعنی هنوز پیام دست را درک نکرده است.
در این حالت:
دست خارجی را دوباره فعال کنید.
آرنج را کنار بدن نگه دارید.
دست خارجی را کمی جلو ببرید.
با دست داخلی فقط در صورت نیاز برای صاف نگه داشتن گردن کمک کنید.
اگر گردن صاف ماند، اسب تماس را پذیرفته است.
اگر گردن به بیرون خم شد، هنوز ارتباط کامل نشده است.
ارزیابی قبل از تکرار
اگر نتیجه نگرفتید، قبل از تکرار از خودتان بپرسید:
آیا اسب واقعاً روبهجلو بود؟
آیا ریتم مناسب داشت؟
آیا تماس من درست بود؟
آیا از دست خارجی بیش از حد یا کمتر از حد استفاده کردم؟
آیا سه ثانیه کامل نگه داشتم؟
آیا بعد از آن رهاسازی کردم؟
آیا دوباره دستهایم را پشت دیوار نگه داشتم؟
بعد از بررسی، دوباره تلاش کنید.
پایان جلسه و سرد کردن
جلسه را با سرد کردن درست تمام کنید.
اجازه دهید اسب افسار را آرام از میان انگشتانتان پایین بکشد و در یک فرم کشیده، پایین و بلند حرکت کند؛ چه در قدم و چه در یورتمه.
سرد کردن بخش ضروری تمرین است.
همانطور که یک ورزشکار بعد از تمرین شدید ناگهان بدنش را رها نمیکند، اسب هم نیاز دارد بدنش آرام به حالت طبیعی بازگردد.
قاعده ساده است:
گرم کنید.
تمرین کنید.
سرد کنید.
تبدیل بهدهانه کردن به یک عادت روزانه
تقریباً مطمئن باشید که از همان اولین جلسه، نتیجههای این سیستم را احساس خواهید کرد.
اما در چند جلسه اول، هدف اصلی شما این نیست که فقط یکبار اسب را بهدهانه کنید و فکر کنید کار تمام شده است.
بخش زیادی از زمان سواری شما صرف این میشود که ویژگیهای پایه را دوباره و دوباره برقرار کنید:
حرکت روبهجلو
مستقیم بودن
ریتم
تماس
ممکن است یکی از این ویژگیها را از دست بدهید. در این حالت دوباره آن را به دست بیاورید، کمکها را تنظیم کنید و ادامه دهید.
این روند طبیعی آموزش است.
وقتی بتوانید در قدم، اسب را بهطور ثابت، درست و بهدهانه نگه دارید، مرحله بعد ورود به یورتمه است و پس از آن میتوانید به چهارنعل بروید.
افزایش سرعت حرکت، چالشهای جدیدی ایجاد میکند؛ چون حفظ تعادل و ارتباط در سرعت بالاتر دشوارتر است.
اما هر زمان که احساس کردید مشکلی ایجاد شده، به حرکت آهستهتر برگردید.
به قدم برگردید تا دوباره به اسب و خودتان یادآوری کنید که کمکها و تماسها چه معنایی دارند.
پایان کار نیست؛ شروع مسیر است
بهدهانه کردن پایان آموزش نیست؛ بلکه شروع راه است.
کمکهایی که یاد گرفتهاید همیشه بخشی از ابزار کار شما باقی میمانند، اما به مرور زمان اجرای آنها سادهتر و طبیعیتر میشود.
دیگر لازم نیست مرتب آنها را تکرار کنید.
در ابتدا ممکن است به سه ثانیه زمان نیاز داشته باشید، اما به مرور این زمان کمتر میشود؛ شاید به یک ثانیه یا حتی کمتر برسد.
احساس میکنید اسب از حالت بهدهانه خارج شده است.
پاهایتان را اثر میدهید، دست خارجی را تنظیم میکنید و در یک لحظه دوباره ارتباط برقرار میشود.
بوم؛ اسب دوباره بهدهانه است.
اما تفاوت بزرگ اینجاست:
شما دیگر مثل بعضی سوارکاران نخواهید بود که فکر میکنند اگر در پایان یک جلسه توانستند اسب را بهدهانه کنند، کار تمام شده است.
بهدهانه بودن یک حالت موقت برای رسیدن به پایان تمرین نیست؛ بلکه بخشی از کیفیت دائمی سواری است.
گرم کردن دهدقیقهای روزانه
در نهایت، تمام چیزهایی که در این آموزش یاد گرفتید تبدیل به یک گرم کردن کوتاه و هدفمند میشود.
البته اگر با اسب بسیار جوان کار میکنید، آموزش بهدهانه ممکن است بخش اصلی تمام جلسات شما را تشکیل دهد.
اما برای اسب باتجربه، روند میتواند بسیار سادهتر باشد.
گرم کردن من با اسبهایم اینگونه است:
تقریباً بهمحض گرفتن دستجلوها، ویژگیهای پایه را بررسی میکنم.
در چند دقیقه اول از اسبم میپرسم:
«آیا به کمکهای من پاسخ میدهی؟»
مطمئن میشوم که ما یک زبان مشترک داریم.
یعنی اسب میداند:
فشار ساق چه معنایی دارد.
تماس دست چه پیامی دارد.
چگونه انرژی را به جلو هدایت کند.
چگونه در تماس باقی بماند.
این گرم کردن به من نشان میدهد که اسب آماده است قبل از شروع تمرینهای پیچیدهتر، مثل:
ژیمناستیک
حرکات درساژ
حرکات جانبی
تعویض دست
تجمع و کالکشن
به کمکهای من پاسخ دهد.
نتیجه نهایی
اسب بهدهانه فقط اسبی نیست که سرش پایین باشد.
بهدهانه بودن یعنی:
ذهن آرام و آماده همکاری
بدن هماهنگ
حرکت از عقب به جلو
تماس درست با دست سوارکار
تعادل و نرمی
استفاده صحیح از عضلات بدن
وقتی اسب بهدهانه است، سواری نهتنها زیباتر، بلکه آسانتر، لذتبخشتر و مؤثرتر میشود.
هدف این نیست که اسب را مجبور کنیم در یک فرم خاص قرار بگیرد.
هدف این است که به او کمک کنیم بهترین حالت طبیعی خودش را زیر سوارکار پیدا کند.
وقتی این ارتباط ایجاد شود، شما دیگر فقط روی اسب سوار نیستید؛ بلکه همراه با او حرکت میکنید.
بهروزرسانیشده از شماره اکتبر ۱۹۹۳ مجله Practical Horseman.
بهعنوان عضو Amazon Associate، Practical Horseman ممکن است هنگام خرید از طریق لینکهای سایت ما، کمیسیون همکاری دریافت کند. لینکهای محصولات توسط سردبیران Practical Horseman انتخاب میشوند.
منبع: Practical Horseman – Training