بررسی کتاب جدید Paul Belasik درباره روش 'Long and Low' در درساژ مدرن

چهار نعل: بررسی کتاب جدید Paul Belasik درباره روش 'Long and Low' در درساژ مدرن

بار دیگر افتخار بررسی کتاب جدیدی از Paul Belasik نصیبم شده است

Long and Low, A Revolution in Modern Dressage (CRC Press)

Long and Low, A Revolution in Modern Dressage (CRC Press)

Paul Belasik یکی از جواهرات دنیای سوارکاری است، اما متأسفانه او یکی از معدود نمونه‌های باقی‌مانده از گونه‌ای در حال انقراض، یعنی مفسران جدی درساژ است. در مجموعه‌ای از کتاب‌ها، Paul تحقیقات عمیق خود را در مورد نوشته‌های بزرگان سوارکاری همراه با دیدگاه‌های تازه خود که شامل فلسفه شرقی و هنرهای رزمی است، به نمایش گذاشته است. در این اثر جدید، او به یکی از مسائل داغ روز، long and low می‌پردازد که آن را دشمن سرسخت هدف واقعی هنر سوارکاری، یعنی جمع‌آوری می‌داند.

Paul تقصیر را به گردن نظامی‌های آلمانی می‌اندازد:

در زمان نگارش کتابش "Classical Dressage Training in Practice According to the H. Dv. 12"، Gert Schwabl von Gordon به گفته خودش، آخرین نماینده زنده مدرسه سواره‌نظام هانوفر آلمان بود. او احساس وظیفه می‌کرد، او گفت: «تا اصول هنر کلاسیک سوارکاری را همان‌طور که در مدرسه مشهور جهانی درک و پرورش داده می‌شد، روشن کند» (9). با این حال، همان‌طور که خواهیم دید، آن‌ها "کلاسیک" را بازتعریف کرده بودند. Schwabl von Gordon به ما یک گزارش منحصر به فرد از زادگاه long and low ارائه می‌دهد. او توضیح می‌دهد که ستاره شمالی آموزش در مدرسه سواره‌نظام هانوفر، H. Dv. 12 بود.

H. Dv. 12 کتابچه راهنمای سواره‌نظام آلمان برای آموزش اسب و سوارکار بود؛ مقررات ارتش 12. این مقررات در دستورالعمل‌های خود مختصر هستند. اطلاعات یا توضیحات زیادی درباره long and low یا چگونگی دستیابی به آن وجود ندارد و آنچه هست می‌تواند متناقض به نظر برسد. در کتابچه راهنما تحت بخش قسمت C. آموزش اسب‌ها، XI. اسب‌های درساژ در سال اول و دوم، به بحث درباره رهایی (losgelassenheit) می‌پردازد. می‌گوید: «اسب باید یاد بگیرد که همان حالتی را که بدون سوار پیدا کرده است، دوباره به دست آورد و به همان اندازه بدون محدودیت حرکت کند - با گردن بلند و بینی پایین - تحت وزن سوار. اگر بتواند این حرکت بدون محدودیت را حفظ کند، 'رها' است (98). » در نهایت، با حروف درشت آمده است، «رهایی [losgelassenheit] اسب پیش‌شرط اساسی برای موفقیت کل درساژ است» (98).

Paul با این موضوع مخالف است – جالب است که چگونه این ایده انقلابی، که حالت طبیعی اسب در حرکت "با گردن بلند و بینی پایین" است، به‌طور غیرمستقیم برای همه سوارکاران سواره‌نظام آلمان مطرح شده است. این دستوری است که از مقررات صادر شده و باید اطاعت شود، که این حالت پیش‌شرط موفقیت کامل درساژ است.

این long and low چگونه به نظر می‌رسید و قرار بود چه کاری انجام دهد؟ به گفته Schwabl von Gordon، «در اینجا خلاصه‌ای از ویژگی‌های اساسی سوارکاری long and low آمده است.

در اینجا باید به دو معیار به‌همان اندازه مهم اشاره کرد: کشش گردن اسب و پایین آوردن آن در حالی که بینی اسب در حالت عمودی قرار دارد.

اسب نباید به‌طور آزادانه روی دهنه حرکت کند — به این معنا که سوارکار نباید اجازه دهد اسب به یک پای پنجم تبدیل شود.

در عوض، باید یک تماس سبک اما پیوسته بین دستان سوارکار و دهان اسب برقرار باشد.

تعیین نقطه شانه به عنوان نقطه مرجع ثابت برای پایین آوردن گردن اشتباه است زیرا تنها با کشش واقعی به سمت پایین، گویی اسب چیزی را دنبال می‌کند یا به دنبال قارچ‌های ترافل می‌گردد، سوارکار می‌تواند اطمینان حاصل کند که اسب، پشت و عضله پهن (latissimus dorsi) نیز کشیده می‌شود.

او ادامه می‌دهد که درگیر شدن بخش عقبی بدن اسب هدف نیست، بلکه انعطاف‌پذیری است.

این انعطاف‌پذیری به نوعی «شرایط لازم برای درگیر شدن بخش عقبی بدن اسب در چارچوب کاری را ایجاد می‌کند.

هیچ توضیحی برای چگونگی تکامل این به جمع‌آوری ارائه نشده است.

همان‌طور که معمولاً وقتی یکی از کتاب‌های Paul را می‌خوانم، با همه نوشته‌های او موافق نیستم.

اوایل که شروع به یادگیری سوارکاری در رشته درساژ کردم، خوش‌شانس بودم که با Oswald Johnen، فارغ‌التحصیل سیستم آلمانی در Warendorf، تمرین کردم.

Oswald به وضوح بیان کرد که شروع کار با دهنه بلندتر و گردن کشیده برای ایجاد «قدرت رانش» است و اینکه همان‌طور که از طریق عناصر مقیاس تمرین کار می‌کردیم، هدف ما با تمریناتی مانند شانه به داخل، تغییرات، نیم‌پاس، ولته‌ها و غیره به‌طور قاطعانه توسعه «قدرت حمل» – جمع‌آوری بود.

Harry Boldt یکی از بزرگان درساژ آلمان – جمع‌آوری شده؟

بازگشت به Paul و von Schwabl: اما برای انصاف، اشاره‌ای گذرا به این موضوع شده که همه این‌ها باید با دهنه سبک انجام شود.

همچنین دستورالعملی وجود دارد که اسب باید «بلافاصله به درخواست دهنه تنظیم‌کننده خارجی پاسخ دهد، اسب را به حالت بلند و پایین کشیده شود!

» (Schwabl von Gordon 18).

نیازی به تخیل زیاد نیست تا ببینیم چگونه صحنه‌ای که Baron Biel توصیف می‌کند از سوارکاران در مدارس آلمانی که با اسب‌هایی «بیش از حد خم شده، سرهایشان به‌طور غیرطبیعی پایین کشیده شده»، می‌تواند با آموزش این سیستم از اطاعت فوری اسب برای پایین آوردن سرش توسعه یافته باشد.

(Podhajsky, 20).

یکی از نقاط قوت بزرگ Paul تمایل او به بررسی تاریخ به عنوان کلیدی برای درک مسائل امروز است.

اگر طولانی و پایین به‌وضوح با نظریه و سیستم کلاسیک در تضاد بود، این آموزش انقلابی جدید درساژ قدرت خود را از کجا به دست آورد؟

ظهور طولانی و پایین در اواخر دهه 1800 با انحلال سواره‌نظام‌های جهان و تولد درساژ رقابتی همزمان شد.

با پیشرفت‌های جنگ مکانیزه، سواره‌نظام منسوخ شد.

در مواجهه با تهدید از دست دادن شغل خود، بسیاری از سوارکاران نظامی به گسترش سوارکاری برای عموم مردم روی آوردند.

سوارکاران آینده‌نگر مانند آلمانی جنجالی، Gustav Rau، از تغییر کاربری اسب‌های سواره‌نظام و مزرعه برای پرورش اسب‌های ورزشی مدرن حمایت کردند.

(در مدت زمان نسبتاً کوتاهی، دو جنگ جهانی آلمان را ویران کرد. آنها چیز زیادی برای شادی نداشتند جز اسب‌هایشان.)

پس از چندین شکست تلخ برای سوارکاران آلمانی در سال ۱۹۲۸، Rau یک اصطبل ویژه درساژ در مدرسه سواره‌نظام هانوفر تأسیس کرد.

Rau، Otto Lörke را برای مدیریت این برنامه منصوب کرد. Lörke در این قالب جا افتاد. او سیستم نظامی آلمان را زمانی که در هنگ اولان گارد سلطنتی پروس خدمت می‌کرد، آموخت. Lörke به گفته همه، سوارکار شیکی نبود، اما در ورزش جدید درساژ خوب عمل کرد. او در هانوفر شروع به توسعه ماشینی کرد که اسب‌ها و سوارکاران مسابقه‌ای تولید می‌کرد که می‌توانستند برنده شوند.

Otto Lörke و Fanal

Otto Lörke و Fanal

مشخص شد که کارشناسان بازاریابی صنعت نوپای درساژ از ظاهر افسران آلمانی که اسب‌های آلمانی را در ورزشی از سوارکاری دقیق می‌رانند، آگاه بودند. طولی نکشید که Lörke تیمی از سوارکاران جوان زن را معرفی کرد، دو نفر توسط او و سومی توسط شاگردش Willi Schultheis آموزش دیده بودند. در سال ۱۹۵۶، Liselott Lisenhoff، Anneliese Kuppers و Hannelore Wiegand مدال نقره المپیک استکهلم را به خانه آوردند. اسب خونگرم اکنون اسبی برای همه، هر قشری بود. با این حال، با اسب آلمانی یک دفترچه راهنمای رسمی مالک نیز همراه بود. این دفترچه راهنمای Steinbrecht با تأکید بر عناصر کلاسیک درساژ نبود، بلکه ادامه‌ای از سبک نظامی آلمانی بود. حتی در بالاترین سطوح، تأکید به نظر می‌رسید بر جلوی اسب‌ها باشد. بسیاری از عکس‌ها و حتی ویدئوهای آموزشی Schultheis نشان می‌دهند که اسب‌ها در جلو اغراق شده و با دشواری درگیر با عقب هستند. سوارکار به جای تعادل بر روی پا، سنگین‌نشسته بود.

بار دیگر، من با دوستم اختلاف نظر دارم، عکس Linsehoff روی Piaffe به نظر من تقریباً بی‌نقص است.

او گفت: «این اصول هنر کلاسیک سوارکاری در مدرسه سواره‌نظام هانوفر به کار گرفته شد و آنقدر موفق بود که سوارکاران آلمان از مدرسه سواره‌نظام همه شش مدال طلای سوارکاری را در بازی‌های المپیک ۱۹۳۶ برلین در رقابت‌های فردی و تیمی به دست آوردند» (Schwabl von Gordon، ۱۲). در واقع، این اصول به تنهایی مسئول نتایج نبودند. Schwabl و ارتش آلمان یک روایت داشتند، اما روایت دیگری از Podhajsky وجود داشت که در همین المپیک‌ها مدال‌آور بود.

مدال‌آور طلای آلمانی، Kronos

در My Dancing White Horses او می‌نویسد: «...

پس از انتظار طولانی، نتیجه رویداد اصلی درساژ اعلام شد: «Kronos (آلمان) اول، ۱۵ امتیاز؛ Absinth (آلمان)، دوم، ۱۸؛ Nero (اتریش)، سوم، ۱۹؛ Theresa (سوئد)، چهارم، ۲۶» و به همین ترتیب.

همچنین متوجه شدم که اطرافم نیز بسیاری از افراد سر تکان می‌دادند و این نتیجه که در همه جا، از جمله روزنامه‌ها، مورد بحث بود.

داور آلمانی مسئول عقب راندن من به جایگاه سوم بود، زیرا نه تنها سه هموطن خود را اول، دوم و سوم قرار داد، بلکه من را برخلاف چهار داور دیگر که من را در بین چهار نفر اول قرار داده بودند، تنها در جایگاه هفتم قرار داد.

Podhajsky و Nero

Podhajsky و Nero

بار دیگر با هر دو Podhajsky و Paul اختلاف نظر دارم.

Rau کتابی درباره آن بازی‌ها منتشر کرد که شامل بسیاری از عکس‌ها بود (در آن زمان ClipMyHorse وجود نداشت)، اما با نگاه به برندگان مدال طلای آلمان، H. Pollay و اسبش Kronos، و یکی از عکس‌های Podhajsky و Nero، احساس می‌کنم شاید داوران درست تصمیم گرفتند.

Paul همچنین به نکته‌ای اشاره می‌کند (به همراه تعدادی دیگر که در این بررسی کوچک به آن‌ها نمی‌پردازم) که سلیقه داوران به سمت تأکید بر استعدادهای Warmblood تغییر کرد و با این موضوع موافقم.

وقتی برای اولین بار گزارش‌دهی درساژ بین‌المللی را شروع کردم، در هر نمایش تیمی از Lippizaners با سوارکارانی بلند قامت و با سبیل‌های چشمگیر حضور داشتند، اما به تدریج آن‌ها، مانند Andalusians، ناپدید شدند زیرا تأکید بر تروت گسترده به نقطه تمرکز اصلی تبدیل شد.

Charlotte Dujardin – کوتاه و بالا؟

امروزه چالش از پدیده بسیار زشتی به نام کوتاه و بالا است. این رویه به نظر می‌رسد در هلند آغاز شده باشد، اما حتی به سوارکاران قبلاً درستکاری مانند دو ستاره بریتانیایی Hester و Dujardin نیز گسترش یافته است. شاید نیاز به متن دیگری از Paul داریم که توضیح دهد چگونه این اتفاق افتاده است.

در همین حال، از Paul Belasik تشکر می‌کنیم که ما را به فکر واداشت و نوری بر آنچه باید هنر درساژ باشد، افکند.

کتاب Paul در استرالیا و نیوزیلند از طریق Booktopia و در سایر جاها از طریق Routledge و Amazon در دسترس است.

منبع: The Horse Magazine

مشاهده در وب‌سایت اصلی