پژوهش: مالکان رفاه اسب را مهم میدانند، اما به راهنمایی بیشتری نیاز دارند
مالکان اسبها توجه عمیقی به رفاه اسبهای خود دارند، اما هنوز میتوان کارهای بیشتری انجام داد تا آنها برای بهکارگیری بهترین راههای مبتنی بر شواهد در روال واقعی و روزمره، «توانمندتر» شوند.
پژوهش تازهای از هارتپوری، دانشگاههای سوئد و هلند و شرکت بازاریابی سوارکاری ایکوری، جنبههایی از مراقبت و شیوههای نگهداری را بررسی کرده است که مالکان برای حفظ رفاه اسبها ضروری میدانند.
این مطالعه با عنوان «رفاه چیست؟ مطالعهای کیفی درباره برداشت مالکان اسب از رفاه اسبها» در ماه ژوئن در نشریه بینالمللی علوم اسب منتشر شد.
ویکتوریا لوئیس (Victoria Lewis)، از نویسندگان این پژوهش، به هورس اند هاوند گفت ایده اصلی این تحقیق از مطالعهای شکل گرفت که اینگا ولفرام (Inga Wolframm)، دیگر نویسنده مقاله، پیشتر در هلند انجام داده بود.
دکتر ولفرام پرسشنامه اولیهای را که استفاده کرده بود و شامل پرسشهایی بر پایه سناریوهای مختلف بود، در اختیار گروه قرار داد و پژوهشگران آن را برای این پروژه تطبیق دادند.
در این مطالعه هشت پرسش باز مطرح شد؛ از همان جنس سؤالهایی که ممکن است در دنیای واقعی پیش بیاید.
برای مثال: «دوستی میخواهد اسبش را در یک مرکز پانسیون یا نگهداری اسب مستقر کند که رفاه اسب در آن اولویت اصلی باشد. چه توصیهای به او میکنید؟»
از دیگر پرسشها این بود که فردی که تازه سوارکاری را شروع کرده، چه چیزهایی باید بداند یا بتواند انجام دهد؛ مالکان دوست داشتند در آغاز مسیرشان با اسبها چه چیزهایی را از قبل میدانستند؛ نظرشان درباره روشهای سنتی تمرین چیست؛ و برای بهبود رفاه اسب در همه جنبههای زندگیاش باید تمرکز بر چه مواردی باشد.
دکتر لوئیس گفت: «فکر میکنم این روش امکان پاسخهای عمیقتری را فراهم کرد؛ پاسخهایی که شاید با یک نظرسنجی استاندارد صرف به دست نمیآمد.»
این گروه ۳۴۱ پاسخ دریافت کرد و دکتر لوئیس گفت در جریان تحلیل، چند محور جالب توجه پدیدار شد.
رفاه اسبها اولویتی بسیار بالا بود و افراد بهویژه بر این موضوع تأکید داشتند که اسبها باید بهطور منظم امکان حضور در فضای باز و دسترسی به دیگر اسبها را داشته باشند؛ هرچند این مسئله، بهخصوص در باشگاههای سوارکاریِ پانسیونی، میتواند دشوار باشد.
او گفت نکته دیگری که «خیلی به چشم آمد» این بود که مردم میخواهند مربیانی پیدا کنند که نهتنها دانش خوبی داشته باشند، بلکه از نظر اخلاقی و استانداردهای رفاه اسب نیز در سطح بالایی باشند.
آموزش بیشتر نیز بهعنوان یکی از حوزههای کلیدی مطرح شد و تأکید بر این بود که این آموزش باید بر پژوهشهای علمیِ مبتنی بر شواهد درباره اینکه رفاه چیست و چه نمودی دارد، متمرکز باشد.
دکتر لوئیس افزود یکی از «محورهای قدرتمند» کلی این پژوهش آن بود که مالکان، رفاه اسب را «اولویتی کلیدی» میدانستند.
او گفت: «برای من چشمگیر بود که آنها درک نسبتاً خوبی از این داشتند که رفاه اسب باید چگونه باشد؛ درکی که ارتباط نزدیکی هم با بخشی از شواهد و پژوهشهای انجامشده داشت.»
او افزود: «فکر میکنم هرچه بیشتر یاد بگیریم چگونه کارها را بهتر انجام دهیم و این دانش را به اشتراک بگذاریم، برای تکتک اسبها بهتر خواهد بود.»
از دیگر نکات جالب این بود که رفاه فقط به دانش فنی یا شیوههای مدیریتی محدود نمیشود، بلکه «بهشدت تحت تأثیر چارچوبهای شناختی و اخلاقیای قرار دارد که انسانها از طریق آنها نقش خود را در رابطه میان انسان و اسب درک میکنند».
این پژوهش بررسی کرده است که باورهای مالکان درباره حسمندی، ظرفیت عاطفی و تفسیر رفتار چگونه «بهطور عمیق تجربه زیسته اسبها را شکل میدهد».
این مطالعه همچنین تأکید کرده است که مالکانِی که «بهطور فعال در پی دانش علمی جدید میروند... ممکن است آمادگی یا تمایل بیشتری برای به چالش کشیدن رویههای سنتی و اجرای جایگزینهای انسانیتر داشته باشند».
در این مطالعه آمده است: «رفتار مالکان ایستا نیست، بلکه در معرض مربیگری، آموزش و خوداندیشی تکامل مییابد. بنابراین، برنامههایی که با هدف ارتقای رفاه طراحی میشوند، نباید فقط مهارتهای عملی را در بر بگیرند، بلکه باید فرصتهایی برای درگیری نقادانه با اصول اخلاقی و علمی نیز فراهم کنند.
«با گنجاندن رشد فردی در آموزش سوارکاری، این صنعت میتواند گذار از دیدگاههای منسوخِ اسبداری به سوی شیوههایی مبتنی بر همدلی، شواهد و سلامت اخلاقی را بهتر حمایت کند.»
این مطالعه در جمعبندی میگوید یافتهها «نگرانی گسترده و واقعی درباره رفاه اسب را تأیید میکند» و میافزاید: «گام بعدی در توانمندسازی افراد از طریق راهنمایی مبتنی بر شواهد و آموزش در دسترس است تا شیوههای متمرکز بر رفاه را در برنامههای روزمره نهادینه کنند.
«تقویت این پیوند میان نیت و عمل، برای تضمین آیندهای اخلاقیتر، آگاهانهتر و پایدارتر برای اسبها و افرادی که از آنها مراقبت میکنند، ضروری است.»