مزایا و معایب ممنوعیت شبکههای اجتماعی برای زیر ۱۶ سال در دنیای اسبسواری
دولت در تاریخ ۱۵ ژوئن اعلام کرد که ممنوعیت برای افراد زیر ۱۶ سال از بهار آینده اجرایی خواهد شد، با هدف "بازگرداندن دوران کودکی به کودکان".
Sylvia Bruce، مشاور سلامت روان در خیریه Riders Minds، به H&H گفت که این ممنوعیت برای سوارکاران هم جنبههای مثبت و هم منفی دارد.
او گفت: "رسانههای اجتماعی میتوانند انتظارات غیرواقعی ایجاد کنند، مثلاً در مورد توانایی سواری، لباس، موفقیت، تصویر بدن و مالکیت اسب." او افزود: "ممنوعیت میتواند اضطراب، فشار و استرس برای کامل به نظر رسیدن را کاهش دهد و از افتادن در دامهای مقایسهای مضر جلوگیری کند.
او گفت که ممنوعیت میتواند به سوارکاران جوان کمک کند تا بیشتر از حرفهایهای مجرب بیاموزند به جای اینکه از روندهای ویروسی نامناسب تقلید کنند و افزود: "توسعه مهارتهای سوارکاری اعتماد به نفس و مقاومت را میسازد، رشد و توسعه و رفاه کلی را حمایت میکند، که برای رفاه اسب و سوارکار یک برد-برد است.
او افزود: "ممنوعیت میتواند از فشار برای گرفتن اسپانسر، تأمین قراردادهای برند، ارسال مداوم، بهرهبرداری برای سود و اجتناب از دامهای مقایسهای با دیگران در فضای آنلاین محافظت کند. محتوای سوارکاری میتواند مقایسههای منفی، انتقادهای آنلاین و فشار برای دنبالکنندگان و لایکها را تقویت کند. ممنوعیت عوامل مؤثر بر سلامت روانی ضعیف، مانند جستجوی تأیید آنلاین و اجتناب از قلدری سایبری را حذف میکند."
اما، خانم Bruce افزود، عدم دسترسی به رسانههای اجتماعی میتواند تعامل جامعه، حمایت و ارتباط را محدود کند؛ سایتها میتوانند به سوارکاران جوان کمک کنند تا ارتباط برقرار کنند و ممنوعیت میتواند "انزواء، تنهایی و قطع ارتباط" را افزایش دهد، همچنین آموزش و شمول را کاهش دهد.
ممنوعیت رسانههای اجتماعی میتواند به معنای کاهش یادگیری باشد
او گفت: "بسیاری از سوارکاران از نمایشهای آنلاین، مشاورههای رفاهی، بررسیهای تجهیزات، ایدههای آموزشی و پوشش رویدادها یاد میگیرند." او افزود: "ممنوعیت دسترسی به دانش، الهام، یادگیری و فرصتهای مشارکت ارزشمند را حذف میکند، به ویژه برای گروههای حاشیهای.
او افزود: "و مقایسه نیز الهامبخش و انگیزهدهنده است. ممنوعیت دسترسی به صداهای مثبت، آموزنده و تشویقکننده در جامعه سوارکاری را حذف میکند. ممنوعیت دسترسی به آموزش، دانش، فرصتهای رشد و توسعه شخصی را محدود میکند، که همه برای سلامت روانی بهتر حیاتی هستند."
Esme به H&H گفت که تنها ۱۰٪ از بینندگان او تحت تأثیر قرار خواهند گرفت زیرا بقیه بالای ۱۶ سال هستند.
او گفت: "من همیشه محتوای خود را به گونهای ساختهام که هر کسی در هر سنی بتواند آن را ببیند، اما همچنین، من ویدیوهای خود را ویرایش و فیلمبرداری میکنم و باید برای خودم هم در ۲۵ سالگی سرگرمکننده باشند!"
او افزود: "من میبینم که بسیاری از خانوادهها ویدیوهای من را با هم تماشا میکنند که به نظر من بسیار زیباست؛ این چیزی است که کل خانواده میتوانند بنشینند و تماشا کنند و لذت ببرند."
Esme اضافه کرد که بیشتر ویدیوهای او به صورت بلندمدت هستند؛ او گفت که درک میکند که تمایل به ممنوعیت کلیپهای کوتاهمدت به سبک TikTok که میتوانند اعتیادآور باشند وجود دارد، اما ویدیوهای او بیشتر شبیه به قسمتهای یک برنامه تلویزیونی هستند.
ویدیوهای او همچنین در YouTube Kids موجود هستند، که برای کودکان طراحی شده و مشمول این ممنوعیت نمیشود.
او همچنین اشاره کرد که Instagram حسابهایی مخصوص نوجوانان دارد که محدودیتها و کنترلهای والدین بیشتری دارند.
گزینههای غیرقابل تنظیم
او گفت: «چیزی که مرا نگران میکند این است که همه این کودکان احتمالاً به دنبال جایگزینی برای صحبت یا ارسال ویدیو خواهند بود که تنظیم نشده و این حفاظتها را ندارد.»
«من موافقم که چیزی لازم بود؛ شاید محدودیت زمانی، زیرا مردم ساعتهای زیادی را در شبکههای اجتماعی به جای دنیای واقعی میگذرانند، اما ما در بحران هزینه زندگی هستیم و انجام کارها گران است.»
«من احساس دوگانگی میکنم؛ میفهمم که شبکههای اجتماعی میتوانند برای برخی افراد جامعهای باشند. برای برخی افراد، ممکن است روز بدی داشته باشند یا زندگی خانگی بدی داشته باشند، و دنیای اسبهای من که میتوانند بعد از مدرسه به آنجا بروند، مکانی امن و آموزشی است.»
Esme اضافه کرد که ویدیوهایش در Spotify موجود است و او در حال بررسی یک وبسایت مستقل است.
Rhea Freeman، کارشناس روابط عمومی و شبکههای اجتماعی، موافقت کرد که برخی از اینفلوئنسرها ممکن است بخواهند گزینههای دیگری را در نظر بگیرند.
او به H&H گفت: «افرادی که مخاطب هدفشان زیر 16 سال است، باید به طور فعال به دنبال راههایی برای نگهداشتن مخاطبان خود باشند بدون اینکه کسی را به نقض قانون تشویق کنند.»
«راههای زیادی وجود دارد اما همه آنها بسیار متفاوت از شبکههای اجتماعی هستند زیرا احتمالاً شامل پلتفرمهایی مانند وبسایتهای متعلق به اینفلوئنسر خواهند بود که نیاز به بازاریابی برای تبلیغ، و همچنین توسعه ویژگیهایی که مردم میخواهند ببینند، دارند، به جای ارسال در یک پلتفرم شلوغ برای مخاطب تثبیت شده.»
«برای صنعت به طور کلی، همین امر صدق میکند؛ برندها باید شروع به توسعه سایر بخشهای استراتژی بازاریابی خود کنند که به آنها اجازه میدهد با این مخاطب جوانتر درگیر شوند. در اینجا فرصت بزرگی برای کسانی که خوب عمل میکنند وجود دارد، از طریق بازاریابی تجربی یا مراکز و فضاهای آنلاین امن که فقط برای مخاطبانشان توسعه یافتهاند. فکر میکنم احتمالاً شاهد استفاده بیشتر از گزینههای رسانهای سنتی توسط برندها خواهیم بود، زیرا یک مجله که برای افراد در این گروه سنی هدفگذاری شده است، احتمالاً توجه بیشتری را جلب میکند تا ارسال در پلتفرمی که به طور قانونی، آن افراد نباید در آنجا باشند.»
خانم Freeman افزود که برای برندها و اینفلوئنسرهایی که به طور کامل به شبکههای اجتماعی وابسته هستند، این یک زنگ بیدارباش است.
او گفت: «ما شبکههای اجتماعی را کنترل نمیکنیم و ساختن یک کسب و کار و جریان درآمدی کامل بر روی چیزی که میتواند یک شبه بدون هیچ توضیحی گرفته شود، ایده خوبی نیست.»
«حداقل با این ممنوعیت، یک هشدار وجود دارد، بنابراین اکنون زمان آن است که آن برنامهها را در جای خود قرار دهید و در حالی که هنوز میتوانید از شبکههای اجتماعی برای تبلیغ آنچه انجام میدهید و رشد در جای دیگری استفاده کنید، بسازید.»