لیزا روکنر؛ سوارکار بی‌لگامی که آخن را افتتاح کرد

چهار نعل: لیزا روکنر؛ سوارکار بی‌لگامی که آخن را افتتاح کرد

با سوارکار و مربی‌ای آشنا شوید که رقابت را با کار آزاد با اسب و تدریس شیمی ترکیب کرده است؛ کسی که قهرمانی جهان در آخن، بزرگ‌ترین صحنه جهان، را بدون لگام افتتاح کرد.

لیزا روکنر (Lisa Röckener) هفته گذشته در مراسم افتتاحیه مسابقات توجه‌ها را به خود جلب کرد؛ او از زیر طاق «ولکام هوم» پرید، پرچمی طلایی را از سقف آن بیرون کشید و با اسبی که به تغییر زندگی‌اش کمک کرد، به‌صورت چهارنعل دور میدان تاخت.

لیزا به هورس اند هاوند گفت که از پیش از آن‌که بتواند راه برود، سوارکاری می‌کرد؛ او در مزرعه‌ای کوچک و در میان پونی‌ها، یک الاغ، سگ‌ها و مرغ‌ها بزرگ شد.

او گفت: «کودکی فوق‌العاده‌ای بود.

پدرم آهنگر است، بنابراین تمام زندگی‌ام با اسب‌ها گره خورده بود.»

اولین مسابقه لیزا زمانی بود که دو سال داشت و پدرش او را هدایت می‌کرد.

او وارد ایونتینگ شد، برای کشورش به میدان رفت و در برنامه‌ای ویژه برای سوارکاران آینده‌دار حضور داشت.

او گفت: «دوران فوق‌العاده‌ای بود.

اما بعد، یک یا دو هفته مانده به قهرمانی اروپا، با اسبم دچار سانحه‌ای شدید شدم.

زمین‌خوردگی چرخشی داشتیم، استخوان‌هایم شکست و وضعیت جسمی‌ام اصلاً خوب نبود.

به بیمارستان رفتم، جراحی‌های زیادی انجام دادم و بعد از آن، پدر و مادرم فکر می‌کردند دیگر سوارکاری را کنار می‌گذارم و هرگز دوباره سوار اسب نمی‌شوم.

خیلی خوش‌شانس بودم که زنده ماندم؛ آن روز تولد دوباره من بود. اما با وجود همه تلاشم برای بازگشت به کراس‌کانتری، می‌ترسیدم.»

لیزا که هنگام آن زمین‌خوردگی ۱۷ ساله بود، فکر می‌کرد سوارکاری را کنار بگذارد و روی درسش تمرکز کند.

اما بعد، والوو (Valoo) وارد زندگی‌اش شد.

او گفت: «او سه‌ونیم ساله بود و هیچ چیز نمی‌دانست.

برای من یک پروژه تازه شد؛ راهی برای بازگشت به سوارکاری.

هر روز سه تا سه‌ونیم ساعت رانندگی می‌کردم تا درس بخوانم و بعدازظهرها اسب را کار می‌کردم.

قبل از او، گاهی کار از روی زمین را امتحان کرده بودم، اما مربی‌ها وقتی این کار را می‌کردم لبخند نمی‌زدند!

در کریسمس، در باشگاه سوارکاری‌مان در خانه یک نمایش کوچک اجرا کردم، اما نه از آن فیلم گرفتم و نه به کسی چیزی گفتم، چون کمی خجالتی بودم و با خودم می‌گفتم: ‹من سوارکارم، نه کسی که از روی زمین کار می‌کند›.

اما از طریق کار از روی زمین، ترسم از سوارکاری را از دست دادم.»

لیزا روکنر؛ ساختن رابطه

پس از آن‌که رابطه‌اش را با والوو از روی زمین ساخت، سعی کرد او را با طناب گردنی سوار شود.

او گفت: «احساس می‌کردم ارتباطم با اسب خیلی عمیق‌تر از زمانی است که با لگام سوار می‌شوم.

فهمیدم بدون لگام هم می‌توانم به چپ و راست بروم و این کار و آن کار را انجام بدهم؛ برای من شگفت‌انگیز بود.»

لیزا هم با لگام و هم بدون لگام سوار می‌شود، هم در رقابت‌ها شرکت می‌کند و هم اجرای نمایشی دارد؛ و در کنار تدریس شیمی ـ و تربیت بدنی ـ در مدرسه، به‌عنوان مربی نیز برای خود اعتباری ساخته است.

او گفت: «وقتی این کار را شروع کردم، مردم می‌گفتند: ‹آه، این لیزا روکنر است؛ روی اسب نمایش‌های فانتزی اجرا می‌کند و در مسابقات بزرگ شرکت نمی‌کند›.

حالا اینگرید کلیمکه و همه سوارکاران بزرگ از من تمرین می‌خواهند و من سوارکاران المپیکی آلمان را تمرین می‌دهم.

این خیلی جذاب است، چون آن‌ها می‌توانند در سوارکاری «معمولی»، تعویض پای پروازی، پرش یا کراس‌کانتری به من کمک کنند و من هم در کارهای روزمره به آن‌ها کمک می‌کنم.

اینگرید حتی در جشن «بال دس اشپورتس» که یکی از رویدادهای بزرگ آلمان برای همه رشته‌های ورزشی است، والو را سوار شد.

او گفت: «بعد از یکی از نمایش‌هایی که اجرا کرده بودم، به من زنگ زد و گفت: ‹سلام لیزا› و من هم گفتم: ‹اوه، سلام اینگرید کلیمکه›!

چون فقط او را از تلویزیون می‌شناختم، این اتفاق برایم خیلی خاص بود.

ما پنج روز آنجا بودیم و اول من با او روی مانع تمرین کردم، بعد او آمد و اسبم را سوار شد.

از همان زمان با هم دوست شده‌ایم.»

این دو نفر در کنار کار و تمرین مشترک، ویدئوهای آموزشی هم منتشر کرده‌اند؛ لیزا گفت اسب‌های اینگرید یاد گرفته‌اند هر وقت از آن‌ها خواسته شود، دراز بکشند.

لیزا گفت: «این کاری است که من در پایان تمرین انجام می‌دهم.

بعضی‌ها گاهی می‌گویند فقط می‌خواهند همین را یاد بگیرند و من می‌گویم: ‹باشه، اما برای این کار باید ارتباط خیلی قوی با اسبتان داشته باشید و اعتماد هم لازم است›؛ این چیزی نیست که برای شروع مناسب باشد.

اما در هر جلسه، با هر سوارکار، لحظه‌هایی هست که می‌گویید: ‹بله، حسش می‌کنم، جواب می‌دهد›.

این مثل کل سوارکاری است و وقتی کار از روی زمین را انجام می‌دهید، حس و ارتباط متفاوتی با اسب پیدا می‌کنید.»

لیزا گفت دوستانش ویدئویی از سوارکاری او را برای برگزارکنندگان یک «استعدادشو» فرستادند؛ اتفاقی که به حضور او در مراسم افتتاحیه قهرمانی جهان منجر شد.

عکسی که در تاریخ منتشر شده است

او گفت: «شگفت‌انگیز بود.

قبل از نمایش خیلی استرس داشتم؛ معمولاً این‌طور نیست، چون ۱۰ سال است نمایش اجرا می‌کنم، اما در آخن مضطرب بودم.

چون یک ساعت قبل از این‌که سوار اسب شوم، گفتند: ‹تو می‌پری و شاید ۱۰ ثانیه بعد آتش‌بازی شروع شود›.

من گفتم: ‹باشه، می‌دانید که من بدون لگام روی اسب هستم؟›!

اما خب، ‹بله، اشکالی ندارد، از پسش برمی‌آیم›.»

او گفت: «یک دستم روی طناب گردن بود؛ معمولاً هر دو دستم روی پرچم طلایی است، اما اسبم سریع بود!»

لیزا حالا نمایش‌های بیشتری در برنامه دارد و امیدوار است در مقیاسی بزرگ‌تر پیش برود؛ در حالی که تلاش می‌کند پیام شیوه‌ای دیگر از سوارکاری را گسترش دهد.

او گفت: «در کلاس‌هایم افرادی هستند که فقط کار از روی زمین انجام می‌دهند، سوارکاران المپیکی، جوان‌ها، افراد مسن؛ همه جور آدمی می‌آید.

دیدن این‌که با یک جلسه چقدر می‌توان پیش رفت، فوق‌العاده است؛ برای آن حس اولیه و بعد هم برای ذهن بازی که نسبت به همه چیز دیگر پیدا می‌شود.

لازم نیست ۱۰۰ ساعت کار از روی زمین انجام دهید تا چیزی را حس کنید؛ در همان جلسه اول آن را حس می‌کنید.

من اغلب چشم‌های بازشده مردم را می‌بینم و می‌گویم: ‹بله، این همان حس است›.»

لیزا اضافه کرد که امسال خبرها و تصاویر نخستین رقابت بدون لگام بریتانیا در این کشور را دنبال کرده و فکر می‌کند نشانه‌های تغییر در فضا دیده می‌شود.

او گفت: «من این را حس می‌کنم، بعد از آخن.

اینترنت پر شده از حرف‌هایی درباره ‹تغییر قهرمانی جهان›.

من می‌گویم که قرار نیست آن را تغییر بدهم؛ اما شاید یک هل کوچک به سمت دیگر داده باشم.»

تمرین سوارکاری آخن قهرمانی جهان لیزا روکنر کار در آزادی

اخبار مرتبط

مشاهده در وب‌سایت اصلی