فاجعه در جعبه اسب؛ مالکان اسبِ آسیبدیده از همه میخواهند کف لوری را بررسی کنند
صاحبان یک اسب که هنگام عبور پایش از کف یک horsebox دچار جراحات فاجعهبار شد، در حال بازگو کردن داستان تلخ او هستند تا شاید از تکرار چنین سرنوشتی برای دیگران جلوگیری کنند.
Thoroughbred Sunset Over Loule (Kevin) به دلیل شدت بسیار بالای جراحاتش در ۱۸ July معدوم شد، چون دیگر امکان نجات او وجود نداشت.
Lilly Thompson، مالک این اسب، در شبکههای اجتماعی نوشت و توضیح داد که اگر این ماجرا حتی یک صاحب اسب را وادار کند کف لوری خود را بررسی کند، «زندگی او اسب دیگری را نجات داده است».
Kevin در یورتی متعلق به یکی از دوستان مادر Lilly، یعنی Emma، زندگی میکرد؛ کسی که به H&H گفت این حادثه درست در پایین مسیر ورودی رخ داد.
او گفت: «تقریباً به خانه رسیده بود.»
او افزود: «واقعاً کابوس بود؛ هنوز هم هست.»
Emma گفت Kevin را با horsebox دیگری به مسابقه برده بودند، چون horsebox خود او از کار افتاده بود و او با ماشین شخصیاش رفته بود.
او توضیح داد: «این نخستین مسابقه عمرش بود و حتی به کلاس خودش هم نرسید.» او توضیح داد که وقتی رسیدند، متوجه شدند former racehorses و Irish Draughts جابهجا شدهاند، بنابراین Kevin طبق برنامه نمیتوانست در مسابقه در دست شرکت کند.
سپس او هنگام بالا رفتن از پلههای لوری کمی پایش را کوبید، و به همین دلیل Emma تصمیم گرفت دیگر او را زیر زین هم به رقابت نفرستد.
او گفت: «بنابراین عملاً او را فقط دور میگرداندیم، کنار او میایستادیم تا همهچیز را ببیند و درک کند، بهصورت in hand به چرا میبردیم، یا روی horsebox میایستاد و میخورد؛ فکر میکنم آن روز حسابی به او خوش گذشت!»
او گفت: «بعد آنها را بار زدیم و گفتند پنج دقیقه کار دارند و بعد راه میافتند، بنابراین من رفتم تا اصطبل Kevin را برای برگشت او آماده کنم.
«داخل ماشین نشسته بودم و منتظر بودم برگردند که تلفن زنگ زد؛ آنطرف خط فریاد میزدند که او گیر کرده است.»
پای عقب Kevin از کف رد شده بود و او هنگام رهایی از این وضعیت، آسیبهای جدی بیشتری به پای جلو دید.
Emma گفت: «انگار یک عمر طول کشید.
«وقتی با آتشنشانی تلفنی صحبت میکردم، او خودش را بیرون کشیده بود و فقط همانجا ایستاده بود.
«سعی میکردیم آرامش کنیم و او هم مثل یک قهرمان ایستاده بود.
«اما میدانستم چه اتفاقی باید بیفتد، و وقتی دامپزشک رسید، نگاهی به او انداخت و گفت: ‘واقعاً متأسفم’».
Emma گفت او و Lilly فقط میخواهند دیگران بدانند چنین اتفاقهایی ممکن است رخ دهد و اینکه هرچند لوریها ممکن است سالم به نظر برسند، پوسیدگی و خوردگی میتواند پنهان باشد؛ چه در زیر کف و چه زیر rubber matting.
Lilly گفت: «آسیب همیشه تا وقتی خیلی دیر نشده، قابل دیدن نیست.»
او افزود: «بازرسیهای منظم و سرویسکاری توسط فردی qualified میتواند مشکلات را پیش از آنکه به فاجعه تبدیل شوند، شناسایی کند.»
او ادامه داد: «اگر horse box یا trailer دارید، کف آن را بهطور منظم بازرسی کنید، سرویس و نگهداری را بهروز نگه دارید، کف فرسوده یا آسیبدیده را فوراً تعویض کنید و هرگز نشانههای رطوبت، زنگزدگی، نقاط نرم یا فرسودگی را نادیده نگیرید.»
«ما اینهمه وقت میگذاریم تا مطمئن شویم اسبهایمان سرحال، سالم و بهخوبی نگهداری میشوند، اما وسیلهای که آنها را جابهجا میکند هم به همان اندازه توجه میخواهد. آنها هر بار که سوار میشوند، به ما اعتماد میکنند.
«Kevin امروز باید اینجا میبود. لطفاً به یاد او، horsebox خودتان را بررسی کنید. این کار را به فردا موکول نکنید. ممکن است جان اسب شما را نجات دهد.
«فراتر از وصف دوستداشتنی»
«Kevin زیبای من. تو فراتر از وصف دوستداشتنی بودی و همیشه هم همینطور خواهی ماند. »
Emma گفت نعلبندش به او خبر داده که یکی دیگر از مشتریهایش برای یک بررسی کامل، lorry خود را وقت گرفته است.
«Lilly از شنیدن این خبر که فقط یک نفر گوش داده، از خوشحالی روی پا بند نبود»، او گفت. «نمیخواهم هیچکس دیگری مجبور شود چنین چیزی را تجربه کند، چون وحشتناک بود. »
Emma از Caledonia Farm Vets، که برای همه کارهایی که برای Kevin انجام دادند، «فوقالعاده» توصیفشان کرد، قدردانی کرد؛ اسبی که آنها چهار سال پیش و در سهسالگی خریده بودند.
«نمیتوانستم از فردی مهربانتر بخواهم که برای انجام کاری که باید انجام میدادند، بیاید»، او گفت.
«Kevin آدمها را دوست داشت. اصلاً اینطور نبود که بخواهی یا نخواهی بهترین دوستش باشی. قرار بود بهترین دوستش باشی. اگر به درِ اصطبلش نزدیک میشدی، با سرش تو را به آغوش میکشید و اگر ناراحت بودی، میفهمید و مهربانتر میشد. او واقعاً فرشتهای بینظیر بود و فکر میکنم شاید فقط زیادی برای این دنیا خوب بود.
«اگر این ماجرا باعث شود کسی lorry خود را بررسی کند، اگر جان یک اسب را نجات دهد، این میراث اوست. »