دن جاسلین از رقابتهای سطح بالای ایونتینگ خداحافظی کرد
دن جوسلین پس از بیش از ۳۰ سال فعالیت، از ایونتینگ در بالاترین سطح کنارهگیری کرد.
این سوارکار نیوزیلندی پس از کارنامهای که شامل یک دوره بازیهای المپیک، دو دوره بازیهای جهانی سوارکاری و چندین پایان موفق در رقابتهای پنجستاره بود، چکمههایش را میآویزد.
او به هورس اند هاوند گفت: «من ۵۶ سالهام، دارم کنار بچههای دوستانم سوارکاری میکنم و سال گذشته در بدمینتون مسنترین سوارکار بودم. همه اینها لزوماً دلیل بازنشستگی نیست، اما میخواستم در حالی کارم را تمام کنم که از کیفیت سوارکاریام حس خوبی داشته باشم؛ نه اینکه دیگران نگاهم کنند و بگویند ‹این مرد باید بازنشسته شود›.»
او افزود: «احساس میکنم دارم روحیه رقابتی و تیزیام را از دست میدهم. بودن در بالاترین سطح هر رشتهای کار بسیار زیادی میطلبد؛ از نظر ذهنی، در تمرینات بدنی، در تعامل با مالکان و در حفظ اسب در اوج آمادگیاش؛ و من فقط میخواستم این کار را در بالاترین سطح انجام بدهم.
«من دو سال دیگر در المپیک بعدی نخواهم بود و چهار سال دیگر هم در قهرمانی جهان بعدی حضور نخواهم داشت، پس چرا باید این کار را ادامه بدهم؟ خوب بود که به جاک پاگت، مدیر عملکرد بالایمان، زنگ بزنم و بگویم دوست دارم از ترکیب تیم کنار بکشم، نه اینکه کنار گذاشته شوم.
«همیشه حس میکردم با یک آسیبدیدگی دستوپنجه نرم میکنم، یک درد خفیف جایی از بدنم هست و حالا ناگهان حس فوقالعادهای دارم؛ چون به خودم زمان دادم تا بهتر شوم.»
دن همچنین اسب پنجستارهاش، بلکثورن کروز (Blackthorn Cruise) ۱۷ ساله را هم بازنشسته کرده است؛ اسبی که دو بار در میان ۳۰ اسب برتر رقابتهای سوارکاری مارس بدمینتون قرار گرفته بود. او گفت: «در ذهن خودش هنوز میخواست به برگلی برود، اما چند نشانه وجود داشت که نشان میداد آن تیزی سابق را از دست داده و درباره چنین اسبهایی ما باید بهجای آنها تصمیم بگیریم.
«او هنوز کنار ماست و مالکش پاندا کریستی میآید و با او تمرین درساژ انجام میدهد. به پیادهسواری و کار سبک بیرون میرود و آرامآرام از کار پنجستاره فاصله میگیرد؛ کاری که مدتها تمام دنیای او بوده است.»
با وجود خداحافظی از رقابت در بالاترین سطح، دن جوسلین (Dan Jocelyn) همچنان به آمادهسازی اسبهای جوان ادامه خواهد داد و تا سطح نوایس مسابقه میدهد و همراه همسرش اما در پرش با اسب و مربیگری بیشتر فعال خواهد بود.
او گفت: «تازه نخستین تیمی را برای مربیگری پذیرفتهایم؛ تیم ۹۰ سانتیمتری شاخه ویدبلیواچِ پونی کلاب؛ و این برای ما اتفاق هیجانانگیزی است. از کارهایی مثل بازدید مسیر در برگلی لذت میبرم، اینکه در طول مسیر چند داستان هم تعریف کنم؛ این کاری متفاوت است که میتواند کمی هم درآمدزایی داشته باشد.»
دن جوسلین بازنشسته شد؛ خاطرههای محبوب
دن نخستین بار در سال ۱۹۹۵ به انگلستان آمد. او برای مسابقهای در پوهینوی نیوزیلند، اسبی را به اندرو نیکلسون قرض داد و اندرو از او دعوت کرد بیاید و ورزش سوارکاری را در اینجا از نزدیک ببیند.
دن گفت: «آمدم و یک فصل پیش او ماندم؛ او مرا نزد افرادی فرستاد که بعدها به بهترین دوستانم تبدیل شدند؛ دیوید گرین، مارک تاد، و همراه آنها به رقابتهای سهروزه میرفتم تا تماشا کنم.» او با یادآوری آن روزها گفت با ناباوری به مادرش، بورلی، زنگ زده بود و از تعداد مسابقات گفته بود؛ چون در نیوزیلند ماجرا این بود که هر بهار و پاییز فقط دو مسابقه و یک رقابت سهروزه برگزار میشد.
دن حضور در المپیک آتن ۲۰۰۴ همراه با سایلنس را تحقق رویای دوران کودکیاش توصیف کرد.
او گفت: «آن اتفاق واقعاً ویژه بود؛ جایگاه خیلی خوبی به دست نیاوردم، چون نقطه قوت من کراسکانتری بود و آن مسابقه کراسکانتری سادهترین کراسکانتریای بود که تا به حال در المپیک برگزار شده است، اما از آن کاملاً لذت بردم و تجربهای فوقالعاده بود.»
یکی دیگر از نقاط اوج دوران حرفهای او، کسب مقام سوم در رقابتهای سوارکاری برگلی در سال ۲۰۰۱ پشت سر اندرو نیکلسون و بلایث تیت بود.
او گفت: «تنها کسی بودم که مسابقه را با همان امتیاز درساژم تمام کردم و اینکه در کنار اندرو و بلایث باشم که همراه با مارک تاد، همتیمیها و مربیان من بودند، اتفاقی خاص بود.
من عاشق سوارکاری در کنار آنها بودم و از آنها الگو میگرفتم.»
دن همچنین از چند پیروزی بهیادماندنی در جام ملتها در بوکلو و در سالهای اخیر، از کسب مقام دومی در رقابت CCI4*-L تاترسالز در سال ۲۰۱۹ با بلکثورن کروز به عنوان خاطرات برجستهاش یاد کرد.
او گفت: «از رقابت در ایرلند لذت میبرم و خوب بود که او را به ریشههایش برگردانم، چون از ایرلند آمده بود.»
او گفت: «آخرین بدمینتونی که شرکت کردم، گروه متنوعی از آدمها دور و برم بودند؛ دوستانم، پاندا کریستی که در تمام دوران حرفهای بلکثورن کروز مالک او بود، و مربی بدنسازی شخصیام که در چند سال اخیر به من کمک کرده است؛ و من از هر مرحله لذت بردم.
هوا فوقالعاده بود، مسابقه را جدی گرفتیم، اما کمی هم با دیگران معاشرت کردیم و در نهایت به نتیجه خوبی رسیدیم.
همین دلیلی بود که همه ما ایونتینگ را شروع کردیم.
حسش کاملاً متفاوت از دور زدن با سایلنس در دهه ۱۹۹۰ بود؛ زمانی که پر از سرسختی و عزم بودم، تنها چیزی که میخواستم این بود که به آنجا برسم و بعد هم به محض رسیدن، دلم میخواست کار تمام شود و به خانه برگردم.
در جوانی پر از اضطراب بودم و عطش زیادی برایش داشتم.
باورکردنی نیست که نگاه من در طول ۳۰ سال چقدر تغییر کرده است.
هیچ پشیمانیای ندارم.
بله، بخشهایی از دوران حرفهایام هست که اگر دوباره بود طور دیگری انجام میدادم و بخشهایی هم بوده که از آنها لذت نبردهام، اما این هم جزئی از کل ماجراست.»
بزرگترین حامی دن جاسلین
دن گفت مادرش بورلی همیشه بزرگترین حامی او بوده و خودش برای گفتن خبر بازنشستگیاش به او مضطرب بوده، اما او کاملاً درک کرده است.
او گفت: «با هم مرور کردیم و چند خاطره تعریف کردیم؛ از پونی کلاب گرفته تا بعدتر»، و افزود که مادرش برای چند مسابقه از جمله قهرمانی جهان ۲۰۰۲ به آنجا آمده بود و هرچه زمان گذشته، فناوری بیشتر این امکان را فراهم کرده که او بخشی از مسیر حرفهای دن باشد و ویدئوها و موارد دیگر را دریافت کند.
او گفت: «او هرگز از آن مادرهایی نبود که مدام دور و بر آدم میچرخند؛ همیشه به من و برادرم و خواهرم اجازه میداد مستقل باشیم و با طی کردن تمام این فرایند، یاد بگیریم.»
صبحهای خیلی زود و شبهای دیروقت را در کنار مدرسه میگذراندیم و در کودکی با کامیون بزرگ و سه یا چهار اسب راهی مسابقات میشدیم.
او گفت: «اینکه همه کارها را خودمان انجام میدادیم، راه فوقالعادهای بود برای اینکه اسبها را بفهمیم و واقعاً اسبفهم بار بیاییم.»
او گفت: «روزهای پونی کلاب را دوست داشتم؛ از مسابقههای مارپیچ و ترکاندن بادکنک گرفته تا پریدن داخل گونی. شاید اگر بهجای مسابقههای پرچم و مارپیچ، کمی هم درساژ کار کرده بودم بهتر میشد، اما آن وقت شاید ادامه نمیدادم و به لیک نمیرفتم!»
اندرو نیکلسون از دوران حرفهای دن و موفقیت او در صعود به سطوح بالاتر، پس از آنکه نخستین بار برای استقرار در بریتانیا نزد او آمد، تمجید کرد.
او گفت: «اسبی از دن که فوراً به ذهنم میرسد، سایلنس است؛ همان تروبرد کوچکاندامی که در جوانی با خود آورد و تا سطح پنجستاره بالا برد.»
او گفت: «دن همیشه در مسابقات بزرگ بسیار قابل اتکا بود؛ دقیق میدانست خودش و اسبهایش در کراسکانتری چه تواناییای دارند و بیرون از فضای رقابت هم همتیمی خوبی بود که بودن در کنارش لذت داشت؛ هنوز هم همینطور است، خوشمشرب و بسیار راحتگیر.»