بازگشت سوارکار نوجوان پرش با اسب پس از ماهها درد شدید
یک سوارکار جوان پرش با اسب که به دلیل درد ناتوانکننده ناشی از یک عارضه نادر عصبی، پنج ماه از سوارکاری بازمانده بود، دوباره به زین برگشته است و اکنون از مانع ۱٫۳۰ متر میپرد؛ آن هم به لطف درمانی که در بریتانیا در دسترس نیست.
ایزی تاونزند (Izzy Townsend) ناچار شد برای گذراندن یک دوره دو هفتهای اسکرمبلر تراپی برای سندرم درد منطقهای پیچیده (CRPS) که در فوریه برای او تشخیص داده شد، به ایتالیا سفر کند.
او روز شنبه ۲۵ ژوئیه در فرودگاه بریستول فرود آمد و روز بعد در مسابقات ولش هوم پونی از مانع ۱٫۱۰ متر پرید.
او روز دوشنبه از مانع ۱٫۲۰ متر پرید و روز سهشنبه نیز در مرحله انتخابی عنوان سوارکار سال پونی پرش با اسب در ارتفاع ۱٫۳۰ متر شرکت کرد.
مادر ایزی، سارا، به هورس اند هاوند گفت: «در عکسهایی که خریدم، کاملاً پیدا بود که از خوشحالی لبخند از صورتش نمیافتاد. او از شدت خوشحالی در پوست خودش نمیگنجید.»
سارا که کایروپراکتور است، گفت مشکل ایزی از یک اتفاق بسیار جزئی شروع شد.
او گفت: «فقط داشت یکی از پونیها را هدایت میکرد و آرنجش بیش از حد کشیده شد. هیچ چیزی هم با او برخورد نکرد اما گفت آرنجش درد میکند. فکر کردم شاید کمی رگبهرگ شده باشد، برای همین روز بعد به مدرسه رفت، اما بعد دوستش با نگرانی زیاد به من پیام داد که دست ایزی داشت کبود میشد.»
سندرم درد منطقهای پیچیده
ایزی به بیمارستان رفت و سپس به یک مرکز تروما منتقل شد و حدود یک هفته بعد، برای او CRPS تشخیص داده شد. این عارضه نادر است و هنوز شناخت دقیقی از آن وجود ندارد، اما درد شدید و ناتوانکننده ایجاد میکند.
سارا گفت: «موضوع به این برمیگردد که مغز آسیب را اشتباه تفسیر میکند، برای همین درد آن فوقالعاده شدید است.»
او گفت: «در مورد ایزی، حتی نمیشد پوستش را لمس کرد چون حساسیت آنقدر بالا بود؛ این عارضه را یکی از دردناکترین شرایطی میدانند که ممکن است فرد تجربه کند. واقعاً درمانی برای آن وجود ندارد، جز فیزیوتراپی و تسکین درد، و عملاً فقط همین کارها را میتوان انجام داد.
ایزی خیلی سخت تلاش کرد اما از عهده هیچ کاری برنمیآمد؛ نه میتوانست سوارکاری کند، نه لباس بپوشد و در همان زمان هم امتحانهای GCSE را در پیش داشت.»
سارا گفت مقداری بهبود حاصل شد؛ درد کمی کمتر شد و ایزی مصمم بود در امتحانهایش شرکت کند، چون میخواهد وارد رشته پزشکی شود. اما این عارضه از استرس هم تأثیر میپذیرد و احتمالاً به دلیل فشار امتحانها، درد دوباره شدت گرفت و گسترش پیدا کرد، به طوری که صورت ایزی را هم درگیر کرد.
سارا گفت: «دست و چشم او با درد هماهنگ شده بودند؛ حتی بیرون رفتن و فشار باد هم درد را تحریک میکرد. این دوره برای او فوقالعاده سخت بود، اما با این حال امتحانهای GCSE را کامل کرد. بیمارستان کودکان نوآز آرک، پزشک متخصصش و همه اطرافیان تا جایی که میتوانستند به او کمک کردند، اما واقعاً کار زیادی از دستشان برنمیآمد.
بعد از امتحانها، حالش کمی بهتر شد اما دستش هیچ کارایی نداشت و درد زیادی میکشید. من واقعاً نگرانش بودم؛ زندگی او از آن همه تحرک و مشغله، عملاً به هیچ رسیده بود.»
سارا کمی تحقیق کرد و با اسکرمبلر تراپی آشنا شد؛ روشی که با استفاده از الکترودهایی که از بیرون روی بدن قرار میگیرند، سیگنالهای درد را در اعصاب جایگزین میکند، اما در این کشور در دسترس نیست.
مشاور ایزی موافق بود که او این روش را امتحان کند و به همین دلیل خانواده برای دو هفته به ایتالیا پرواز کردند.
سارا گفت: «او واکنشی فوقالعاده داشت. او برگشت و مستقیم سوار پونی شد.»
سارا گفت به او گفته شده بود که ایزی گزینه مناسبی برای این درمان است و ۸۰ درصد احتمال دارد که این روش به بهبود وضعیتش کمک کند.
او گفت: «وقتی استفاده از دستگاه را شروع کرد، شدت دردش ۷ از ۱۰ بود و تا پایان آن جلسه یکساعته به ۱ از ۱۰ رسید. همهچیز به همین سرعت اتفاق افتاد؛ تا روز دوم میتوانست از دستش استفاده کند و تا روز پنجم قایقسواری کند. واقعاً باورنکردنی بود.»
سپس سارا مجبور شد به خانه برگردد و ایزی را پیش پدرش جی بگذارد تا خواهر ایزی، نل، را به رویال اینترنشنال و ولش هوم پونی برساند.
سارا گفت: «برای همین متوجه نشده بودم که حالش حتی از این هم بهتر شده است. او برای تماشای خواهرش به مسابقه رسید و میگفت: ‹میتوانم سوار شوم؟› سوار رزی شد، از چند مانع پرید و بعد گفت: ‹میتوانم در یک کلاس بپرم؟› فکر میکردم شاید آن هفته فقط بتواند کمی سواری عادی برود یا چیزی شبیه به آن، اما دیدن بازگشتش به میدان واقعاً دلنشین بود. و پزشک گفته بود تنها کاری که حتماً باید انجام دهد این است که مدام از دستش استفاده کند، چون در غیر این صورت ممکن است مغز دوباره فکر کند مشکلی وجود دارد. نمیدانم دقیقاً منظورشان همین بود یا نه، اما او دارد از آن استفاده میکند!»
سارا گفت به ایزی اجازه داده شده بود با این شرطهای سختگیرانه بپرد که اگر هر مشکلی پیش آمد، فوراً انصراف بدهد؛ اما او و کانمارا هالیوود پرینسس رزی، که با هم رابطهای محکم ساختهاند، دوباره به رقابت برگشته بودند.
او از اراده دخترش در چنین سال سختی برای خانواده تمجید کرد و برای نمونه به مواقعی اشاره کرد که ضربان قلب ایزی بهدلیل درد به ۱۸۰ میرسید. سارا همچنین از همه کسانی که از آنها حمایت کردند تشکر کرد؛ از جمله امی هورنر و خانوادهاش که سوارکاری و نگهداری از پونی نوایس ایزی را بر عهده داشتند، و نیز مرکز ایونتینگ دیوید بروم که ثبتنام ایزی را در برنامه جا داد.
سارا گفت: «آدم میفهمد که در دنیا آدمهای خوب زیادی هستند.»
اسکرمبلر تراپی برای سیپیآراس
سارا میخواهد آگاهی درباره مزایای اسکرمبلر تراپی را افزایش دهد. او توضیح داد که این روش میتواند بیماریهایی مانند سندرم درد منطقهای پیچیده را وارد مرحله خاموشی کند؛ مرحلهای که ممکن است دائمی باشد. این درمان همچنین میتواند برای مشکلات دیگری مانند درد عصبی ناشی از شیمیدرمانی هم مفید باشد.
او گفت: «این به معنی نادیده گرفتن توصیههایی که اینجا دریافت میکنید نیست، اما این بیماری چندان شناختهشده نیست و بیشتر افرادی که من در حوزه پزشکی با آنها صحبت کردم، درباره اسکرمبلر تراپی اطلاعی نداشتند.»
او گفت: «اما تغییری که برای ایزی ایجاد کرد واقعاً شگفتانگیز بود. میخواهم به نمایندهام در پارلمان نامه بنویسم و ببینم آیا موردی در بریتانیا وجود دارد یا نه، چون اگر امکان بررسی این روش اینجا فراهم شود، میتواند برای افراد بسیار زیادی تحول بزرگی باشد.»