Frank Rothenberger: طراح مسیر باید امضای شخصی خودش را داشته باشد؛ ببینید برای World Championships چه در سر دارد
در حالی که تنها یک ماه تا آغاز قهرمانی جهان باقی مانده، Frank Rothenberger به H&H میگوید مسیر حرفهایاش در طراحی مسیر پرش چگونه آغاز شد و چرا Aachen برای او حکم المپیک شخصی را دارد.
به روایت Frank
در اصل میخواستم معمار شوم، اما از ۱۶سالگی ساخت مسیرها را شروع کردم. آن زمان در پرش با اسب مسابقه میدادم و در خانه مانعی برای تمرین نداشتم، بنابراین خودم برای خودم مانع میساختم. پدربزرگم نجار بود و کار با چوب را به من یاد داد و پدرم هم یک شرکت تولیدی داشت، بنابراین برای ساخت موانع، ماشینآلات خریدم.
همهچیز داشتم؛ آب، چاله، پرچین، دیوار، تپه، دروازه — همهچیز. بعدها مردم شروع کردند از من بخواهند از زمینم استفاده کنم، و من هم برایشان مسیرهای تازه میساختم.
من در سه قهرمانی جوانان آلمان شرکت کردم — اما در سال ۱۹۸۰ سه سال از سوارکاری فاصله گرفتم تا کسبوکار خودم را در زمینه تولید موانع راهاندازی کنم، چون حجم کارم خیلی زیاد شده بود. آن زمان ۲۲ ساله بودم. چند اسب خوب داشتم و در کنار Otto Becker مسابقه میدادم. قصد داشتم به سوارکاری برگردم، اما فهمیدم در طراحی موفقترم.
نام این شرکت isiTrade است؛ نامی که از دخترم Isabel ــ یعنی Isi ــ گرفته شده است. او همراه پسرم که طراحی سهبعدی انجام میدهد، این شرکت را اداره میکند. Isabel همچنین course-designer سطح سه FEI است و در Aachen به من کمک میکند. من از آنها حمایت میکنم، اما حالا خودشان دارند کسبوکار را میگردانند.
تاکنون در شش دوره Olympic Games بهعنوان ناظر فنی و دستیار course-designer نقش داشتهام. برای London 2012 در کنار Bob Ellis بهعنوان طراح انتخاب شده بودم و یک طرح مفهومی ۱۰۰صفحهای هم نوشتم. Bob فقط به تیم گفت چه برنامهای دارد و همان هم باعث شد شغل را بگیرد! برای Rio 2016 هم همین کار را کردم، اما آنها Guilherme Jorge، دستیار پیشین من و یک برزیلی را به کار گرفتند.
اما من هر سال المپیک خودم را در Aachen دارم — و بعضی سالها، مثل ۲۰۲۶، دو نمایش بزرگ با CSI5* و یک قهرمانی برگزار میشود.
مسابقه گرندپری ۲۰۰۶ در World Equestrian Games در Aachen احتمالاً بهترین مسیری بود که تا امروز ساختهام. در دور نهایی ۲۵ اسب داشتیم و در هر مانع خطا رخ میداد: تخته، دیوار، bush oxer، دروازه باریک — من چنین مسیرهایی را دوست دارم. یکی از تماشاییترین راندهایی که تاکنون روی یکی از مسیرهای من دیدهام، پیروزی Scott Brash با Hello Sanctos در Rolex grand prix سال ۲۰۱۵ بود.
یک course-designer باید «امضای» خودش را داشته باشد. درست مثل هنرمندان است؛ آنها سبک ویژه خودشان را دارند. Picasso و Rubens را در نظر بگیرید — Picasso با خطوط صاف نقاشی میکند و Rubens زنان پُرگوشت میکشد.
اگر به Picasso یک بوم سفید بدهید، او خطهای مستقیم میکشد؛ هیچوقت چیزی شبیه Rubens خلق نمیکند.
اما در عین حال، هر دو میتوانند کارهای بسیار متفاوتی انجام دهند و هر دو هم موفق هستند.
بیست سال پیش، فقط با نگاه کردن به مسیر میتوانستم بفهمم طراح مسیر چه کسی بوده است؛ اما حالا این کار چندان آسان نیست، چون همهچیز خیلی یکنواخت شده است.
تنوع خیلی مهم است. امروزه ممکن است موانع زیبا باشند، اما همهچیز خلاصه شده در pole و plank.
نباید اسبها را خسته و دلزده کنیم؛ به محرکهای تازه برای آنها نیاز داریم.
من دوست دارم bush oxers، یک دوبل از Liverpoolها، پرشهای آب و دروازههای باریک ببینم.
اسبها از دل طبیعت میآیند، از شکار، و باید شجاع باشند؛ اما pole و plank شجاعت نمیخواهد.
به همین ترتیب، سوارکاران هم باید بتوانند در لحظه واکنش نشان دهند.
شاید قدیمیفکر باشم، اما باور دارم اگر تنوع ایجاد کنید، ریتم، سرعت و تنفس را قطع کنید و از اسبها بخواهید جمع شوند، شراکت را بیشتر به چالش میکشید.
«برای من، موضوع مجبور کردن به خطا نیست، بلکه شکستن ریتم است»
من با پیشنهاد حذف آبِ روباز مخالفت کردم. من گفتم: «این کاملاً طبیعی است، فقط 5cm عمق دارد، خطرناک نیست و برای تماشاگر هم جذاب است.» این مانع، توانایی سوارکار را در جمع کردن اسب، آوردن او روی دستهای عقب و شتاب گرفتن میسنجد.
برای من، موضوع مجبور کردن به خطا نیست، بلکه شکستن ریتم است.
اما من سیستم خطاها را تغییر میدادم، چون چگونه میشود اسبی را تمرین داد وقتی فرود آمدن روی plasticine خطا محسوب میشود؟
او فکر میکند همهچیز را درست انجام داده است.
بنابراین من میگویم اگر سُم روی plasticine رد بگذارد، باید مثل فرود روی زمین خشک حساب شود.
در مسابقات بینالمللی اخیر، ما محلهای برگزاری کاملاً تازهای داشتیم و بنابراین همه موانع، طراحیهای جدیدی بودند. با این حال، Aachen قدیمیترین مسابقه در Germany است، بنابراین من همه پرشهای سنتی Aachen را که همه میشناسند، مانند Barbarossa Wall و Globe، حفظ خواهم کرد و در کنار آن چند مانع جدید هم طراحی میکنم.
وگرنه، مثل این میماند که در Hickstead مسیر طراحی کنید، اما همه پرشهای زیبا و مشهور جهانی را که مردم میخواهند ببینند، نداشته باشید.
من عاشق میدانهای بزرگ چمنی هستم – مثل Dublin، Calgary، Falsterbo و Aachen – چون هرچه فضای بیشتری داشته باشید، فرصت بیشتری برای خلاقیت دارید. Aachen از نظر طراحی چالشبرانگیز است، چون میدان بسیار بزرگ است ــ با یک میدان dressage در وسط برای World Championships امسال ــ و 40,000 تماشاگر هم در آن حضور دارند.
مسیر باید به هر گوشهای برود، وگرنه هواداران گلایه میکنند که سوارکاران را ندیدهاند.
چالش این است که در jump-off کل میدان پوشش داده شود، بیآنکه به یک مسابقه سرعتیِ تخت تبدیل شود.
او گفت: «در World Championships ممکن است بیش از ۱۰۰ اسب داشته باشیم و سطح مسابقه هم متفاوت خواهد بود. با این حال، هدف این نیست که فقط برای ۲۰ نفر برتر مسیر طراحی کنیم و سوارکاران ضعیفتر را تحت فشار بگذاریم. من مسیرهایم را سه ماه پیش از قهرمانی نهایی کرده بودم و احساس نگرانی نخواهم کرد.
«شما تحت فشار هستید، اما من در زندگیام مسیرهای زیادی طراحی کردهام — بیش از ۱۰۰ Nations Cups، هفت European Championships، شش World Cup Finals. دستیاران خوبی کنارم هستند و درباره همه چیز با هم گفتوگو میکنیم.
طراحی مسیر، سرگرمی من است و دیگری قایقرانی است. پس از Aachen، برای یک کاتاماران در Sicily رزرو دارم — و وقتی آن تمام شود، یک two-star در Sicily طراحی میکنم.
منبع: Horse & Hound