چگونه تغییر دست‌های پروازی را در درساژ بهتر سوار کنیم؛ با توصیه‌های Becky Moody

چهار نعل: چگونه تغییر دست‌های پروازی را در درساژ بهتر سوار کنیم؛ با توصیه‌های Becky Moody

وقتی تعویض‌پاها در تست‌های درساژ شما خوب پیش نمی‌رود، واکنش طبیعی اغلب این است که تعداد بیشتری از آن‌ها را تمرین کنید. این منطق در ظاهر درست به نظر می‌رسد ــ همان چیزی را تمرین کن که خوب نیست ــ اما به‌ندرت دقیقاً مشکل از همان‌جاست.

Becky Moody می‌گوید: «خیلی به‌ندرت پیش می‌آید که گرفتن یک flying change، یا اصلاح یک تعویض‌پای دشوار، به انجام تعویض‌های بیشتر مربوط باشد. تقریباً همیشه مسئله به بهبود canter برمی‌گردد. »

همین نکته است که اغلب سوارکاران را به اشتباه می‌اندازد. خودِ تعویض‌پا شبیه مشکل به نظر می‌رسد ــ یا دیر انجام می‌شود، یا اسب از درِ جلو بیرون می‌زند، یا تعویض می‌کند و بلافاصله به trot می‌افتد ــ و به همین دلیل هم همان‌جا سراغ کار کردن می‌روند. اما تعویض‌پا فقط یک نشانه است. آنچه زیرِ آن جریان دارد، یعنی canter، کار اصلی است.

«هر بار، کیفیت canter حرف اول را می‌زند»

canter موردنیاز برای یک تعویض‌پا با canterی که شاید در بخش‌های دیگر سوارکاری بنشینید، یکی نیست. این canter باید جمع‌شده، اما پرانرژی، مستقیم، متعادل و ــ مهم‌تر از همه ــ قابل تنظیم باشد.

Becky می‌گوید: «این الزاماً به این معنا نیست که مشکل از ریتم canter است. خیلی وقت‌ها مسئله مستقیم‌بودن canter است، یا تعادل canter. و برای من، قابل‌تنظیم بودن canter. فکر می‌کنم باید اسبی داشته باشید که جمع‌شده باشد، اما همچنان پر از انرژی بماند. »

یک تصویر مفید این است که به یک showjumper سطح بالا نگاه کنید که با یک big vertical نزدیک می‌شود. اسب جمع می‌شود، اما انرژی از بین نمی‌رود ــ بلکه جمع می‌شود. ربع‌خلف‌ها زیر بدن می‌آیند، فریم کوتاه‌تر می‌شود و canter جهش‌دارتر به نظر می‌رسد. Becky می‌گوید همین حس، پیش از یک flying change، همان چیزی است که باید داشته باشید. نه کند. نه صرفاً ثابت. بلکه آماده و پرقدرت.

گامِ فنر

اینجا به مفیدترین ایده Becky می‌رسیم؛ ایده‌ای که در هیچ کتاب درسی‌ای نمی‌بینید.

او می‌گوید: «من دوست دارم یک springboard step داشته باشم. »

«اسب در نخستین بخشِ کمکِ تعویض‌پا، بلافاصله تعویض نمی‌کند. شما یک springboard step دارید ــ مثل فنر و بعد تعویض، نه فقط تعویض. »

به زبان ساده: کمک شما دو بخش دارد. یک stride آماده‌سازی، که در آن از اسب می‌خواهید خودش را جمع کند و بپرد، و بعد خودِ تعویض. کل این توالی، ریتمی شبیه این دارد: «آماده‌ای؟ تعویض.»

تفاوت دقیقاً همین‌جاست میان تعویض‌پایی که صاف و دیر می‌رسد، و تعویض‌پایی که تمیز و از دلِ بدن بالا می‌آید. سوارکارانی که به دردسر می‌افتند، معمولاً کمک را در یک حرکت واحد اعمال می‌کنند ــ پا جلو، تعویض، امید. در این حالت، اسب فرصت نکرده ابتدا فنر را بارگذاری کند.

اینجا همان جایی است که anticipation وارد می‌شود. از نگاه Becky، اسبی که در حال یادگیری تعویض‌پا است باید به آنچه در ادامه می‌آید فکر کند ــ نه عصبی، بلکه منتظر.

او می‌گوید: «تقریباً باید درجه‌ای از anticipation ایجاد کنید. اسب کمی شبیه این باشد که: “اوه، حالا چه چیزی در راه است؟ این که خیلی هم لذت‌بخش است. ” نه اینکه شما در یک canter زیبا، مرتب، متعادل و ثابت از قطر میدان عبور کنید و بعد کمکِ تعویض‌پا را بدهید و اسب بگوید: “چه؟

counter-canter را از دست ندهید

یکی از دام‌های رایج، وقتی اسب تغییر پا را بلد می‌شود، این است که شروع می‌کند بی‌درخواست هم آن را پیشنهاد دادن. سوارکار counter-canter را درخواست می‌کند و اسب، از سر همکاری و هیجان بیش از حد، تغییر پا می‌دهد.

بکی می‌گوید: «من تا حد زیادی معتقدم وقتی آموزش تغییر پا به اسب را شروع می‌کنید، نباید توانایی سوارکاری در counter-canter را از دست بدهید. «باید بتوانید بگویید: «حالا داریم counter-canter می‌رویم. و حالا قرار است یک تغییر پا بدهیم. و حالا دوباره داریم counter-canter می‌رویم. » اسب‌ها باید به آنچه شما می‌گویید گوش بدهند. »

این انضباط اهمیت دارد، چون در یک تست، از شما هر دو مورد خواسته می‌شود ــ گاهی با فاصله فقط چند گام از هم. اسبی که فرض می‌کند هر خط مستقیم یعنی تغییر پا، درست در بدترین لحظه، یکی را وارد می‌کند.

پیش از درخواست، تغییر پا را بسازید

خیلی پیش از خودِ تغییر پا، باید پایه‌ها شکل گرفته باشند. تغییر از canter به walk و از walk به canter، ستون اصلی کار هستند ــ تمیز، روی پا، و بدون انحراف از شانه‌ها. اسب باید بتواند با درگیر شدن واقعی پای عقب بیرونی به walk برگردد، و از یک کمک مشخص، روی lead مشخص وارد canter شود، آن هم بدون تردید.

یک معیار خوب: آیا می‌توانید دورِ بیرونی میدان را سوار شوید و ۸ تا ۱۰ بار تغییر از walk به canter بگیرید، هر بار روی lead درست، در یک خط مستقیم و با حفظ تعادل؟ اگر نه، کار اصلی همان‌جاست. تغییر پا از همین کار پایه‌ای به‌دست می‌آید، نه از تکرارِ صرفِ تغییرها.

half-pirouette در walk هم در اینجا مفید است، چون از پای عقب بیرونی می‌خواهد بیشتر کشیده شود و زیر بدن بیاید، و پیش از بازگشت به canter، اسب را راست می‌کند ــ در واقع همان فرم بدنی‌ای که پیش از تغییر پا به آن نیاز دارید.

یک تمرین: figure-of-eight در انتهای کوتاه

وقتی پایه‌ها سر جایشان قرار گرفت، تمرین مورد علاقه بکی یک figure-of-eight کوچک در انتهای کوتاه میدان است.

«تصور کنید یک ردیف poles در امتداد خط ۱۰ متریِ انتهای کوتاه قرار دارد،» او می‌گوید. «بعد شما figure-of-eight کوچک‌تان را داخل همان باکس ۲۰x۱۰ متری انجام می‌دهید. »

Diagram showing exercise to work on flying changes for dressage

(Image credit: Future)

از گوشه خارج می‌شوید، انگار می‌خواهید یک دایره ۱۰ متری در M سوار شوید، سپس یک خط مورب کوتاه از روی خط میانی به سمت ضلع کوتاه می‌روید، جهت را عوض می‌کنید و دایره جدید را در سمت دیگر برمی‌دارید.

هدفِ کار در یک باکس کوچک این است که نمی‌گذارد همه‌چیز از کنترل شما خارج شود.

بکی می‌گوید: «یکی از رایج‌ترین اتفاق‌ها وقتی هم اسب و هم سوارکار در حال یاد گرفتن تغییر پا هستند این است که همه‌چیز کمی زیادی رو به جلو و دور از کنترل می‌رود.»

او گفت: «کار کردن در فضای کوچک‌تر کمک می‌کند همه‌چیز به شکل مثبتی منظم بماند، بدون آن‌که سوارکار مجبور باشد دست‌هایش را خیلی زیاد درگیر کند.

»

نشانه‌اش همان دست است. سوارکاری که تعویض‌هایش از هم می‌پاشد، معمولاً سوارکاری است که تعویض‌ها را با کشیدن هر دو افسار به پایان رسانده است. کار کردن در فضای محدودتر این انضباط را به شما می‌دهد که تعویض را با پا و نشیمنگاه سوار شوید، چون دیگر جایی برای سوار کردن آن با دست باقی نمی‌ماند.

نکته‌ای درباره poleها

در آموزش flying change در dressage، از poleها زیاد استفاده می‌شود و این تمرین‌ها بسیار پربازده‌اند، اما Becky به‌ندرت از آن‌ها استفاده می‌کند.

او گفت: «من طرفدار pole نیستم. » او تنها یک‌بار از آن استفاده کرده؛ برای اسبِ یکی از مشتریان که واقعاً نمی‌توانست متوجه شود از او چه می‌خواهند. او گفت: «هر کاری از دستمان برمی‌آمد انجام دادیم تا کمک کنیم کار برایش ساده‌تر شود. این کار قطعاً باعث شد بهتر بفهمد ما چه می‌خواستیم انجام دهیم.

«بعد، تعویض‌ها از پشت دیر انجام می‌شدند، اما دست‌کم تعویض انجام می‌شد و بعد توانستیم روی آن کار کنیم. در نهایت همه‌چیز دوباره به کیفیت canter برمی‌گشت. »

و البته این همان نقطه‌ای است که همه‌چیز در این مطلب دوباره به آن برمی‌گردد. poleها یا تمرین‌ها، اگر canter زیرِ کار درست نباشد، هیچ تعویضی را درست نمی‌کنند.

canter را بسازید. آن‌وقت تعویض هم خواهد آمد.

منبع: Horse & Hound

مشاهده در وب‌سایت اصلی