پل بلازیک درباره کار با حرکات جانبی
اهمیت حرکتهای جانبی در سوارکاری: چرا این موضوع مهم است؟
نوشته پل بلازیک
اخیراً یکی از سوارکارانی که برای شرکت در مسابقات آماده میشود، از من پرسید که چگونه باید حرکتهای جانبی را اجرا کند. او از قوانین گیج شده بود، زیرا برخی از حرکات باید روی سه خط و برخی دیگر روی چهار خط انجام شوند. و در طول سالها، این موضوع تغییر کرده است. این شخص نمیدانست که این سوال ساده چه بحثهای طولانیمدتی را برانگیخته است.
حرکت شانه به داخل روی سه خط
شخصاً میتوانم به حدود چهل سال قبل برگردم، زمانی که مربی قدیمیام H. L. M. van Schaik کتاب خود "تصورات غلط و حقایق ساده در درساژ" (J. A. Allen) را نوشت. او یک فصل کامل را به حرکت شانه به داخل اختصاص داد و درباره اینکه آیا حرکت شانه به داخل روی سه خط یا چهار خط صحیح یا کلاسیک است، بحث کرد. مطمئنم بسیاری از شاگردانش هنوز هم به یاد دارند که او در این باره سخنرانی میکرد. او تنها کسی نبود که به این موضوع میپرداخت. فکر میکنم برای این مقاله بهتر است به طور کلی از بحث درباره خطوط صرف نظر کنیم و فقط به برخی از مکانیکهای حرکتهای جانبی بپردازیم که ممکن است به سوارکار کمک کند تا تصمیمگیری کند که چگونه حرکتهای جانبی را اجرا و تمرین کند.
تکامل تاریخی حرکت شانه به داخل بسیار جالب است. La Guérinière، که به عنوان مخترع حرکت شانه به داخل شناخته میشود، این اعتبار را به پیشینیان خود، دوک نیوکاسل، میدهد. نیوکاسل، که در تلاش برای آزاد کردن شانهها برای آموزش و بهبود حرکات هوایی اسبها بود (تغییر کامل وزن به سمت عقب و سبک شدن کامل جلوی اسب)، اسب را اساساً به دور یک ستون به حرکت در میآورد و فکر میکرد که این عبور پاها (به ویژه پاهای جلو) به اسب آزادی بیشتری در جلوی بدن میدهد. La Guérinière متوجه شد که اگر از همان ایده حرکت جانبی استفاده کند، اما اسب را در طول یک دیوار به حرکت درآورد، میتواند از فرار یا جدا شدن قسمت عقب جلوگیری کند و در واقع آن را درگیر کند. نتیجه این کار سبکتر و انعطافپذیرتر شدن جلوی اسب با انتقال وزن جلوی بدن به سمت عقب بود.
در این مورد خاص ما درباره حرکت شانه به داخل صحبت میکنیم، اما به طور کلی تمرینهای جانبی میتوانند به اسب کمک کنند تا جمع شدن را یاد بگیرد.
درس اینجا این است که افزایش حرکت جانبی لزوماً به معنای بهبود جمعآوری یا کاهش فشار بر روی دستهای جلو نیست.
Four Track Shoulder In
این حرکت چهار خطی از حرکت جانبی پاها تکامل یافته است. با مسدود کردن حرکت فرارکننده لگنها، میتواند جمعآوری را افزایش دهد.(عکس – Karl Leck)
یکی از عواملی که به سردرگمی در تمرینات جانبی میافزاید این است که این تمرینات میتوانند کاربردهای مختلفی داشته باشند که نحوه اجرای آنها را تعیین میکند. یکی از کاربردهای اصلی آنها کمک به معرفی و بهبود جمعآوری است؛ یعنی توانایی اسب برای تغییر تعادل به سمت لگنهای قدرتمندتر که میتواند فشار طبیعی روی دستهای جلو را کاهش دهد. اسبهای وحشی یا آموزشندیده حدود ۵۸٪ وزن خود را روی دستهای جلو حمل میکنند. در تمام تمرینات جانبی، یک پای عقب از پای دیگر عبور کرده و زیر جرم اسب قرار میگیرد، بنابراین آن پا بار بیشتری را تحمل میکند. تکرار این تمرینات انعطافپذیری و قدرت را بهبود میبخشد.
این تمرینات بهویژه مفید هستند زیرا میتوانند ایده حمل وزن بیشتر در پشت (یا جمعآوری) یک پا در هر زمان را معرفی کنند، برخلاف تمرینی مانند پیافه که هر دو پای عقب باید زیر بیایند و نیاز به قدرت و تعادل بیشتری دارند. اگر یک پای عقب نسبت به پای دیگر کممهارت یا ضعیفتر باشد، میتوانید بیشتر روی یک طرف کار کنید تا حرکت را متقارنتر کنید.
Three Track Travers
در این حرکت نیز پای عقب از جلوی پای عقب مخالف عبور کرده و زیر مرکز جرم قرار میگیرد و بار بیشتری را بر روی آن پا میافزاید.
(عکس – Rose Caslar Belasik)
Four Track Travers
اگرچه ممکن است خمیدگی بیشتر ارزش داشته باشد، سوارکار باید همیشه از رابطه معکوس بین حرکت جانبی و بار آگاه باشد.
در ابتدای مقاله گفتم یکی از عواملی که به سردرگمی در تمرینات جانبی میافزاید این است که این تمرینات میتوانند کاربردهای مختلفی داشته باشند. احتمالاً تمام پستانداران تا حدی دارای دستبرتری هستند. برای یک فرد، معمولاً یکی از دستها راست یا چپ برتر است و در موارد نادر، فردی میتواند با هر دو دست و طرف بدن بهطور یکسان وظایف را انجام دهد. اسبها نیز به همین شکل وارد آموزش میشوند. برخی به راحتی در یک جهت خم میشوند و در جهت دیگر سفت یا مقاوم هستند.
در گذشته درباره دلایل احتمالی این موضوع صحبت کردهام، اما به خاطر این مقاله از آن میگذریم.
چند روز پیش شنیدم که یک مربی توصیه میکرد از تمرین "haunches in" (travers) استفاده نکند، زیرا بهراحتی میتواند باعث کج شدن اسبها شود و او نمیخواهد تمرینی را آموزش دهد که ممکن است این فرار را تشویق کند.
اکنون با یک معضل بیومکانیکی دیگر در کارهای جانبی مواجه هستیم و آن این است که نمیتوانید با سوارکاری مستقیم، اسب را راست کنید.
به دلیل دستبرتری، باید از روش چوب سبز استفاده کنید.
اگر چوب سبزی به سمت راست خم شده باشد، آن را به سمت چپ خم میکنید و وقتی رها میکنید، راست میشود.
اگر اسب جوان شما دائماً لگن خود را به نظر میرسد به سمت چپ حمل میکند، میتوانید از تمرینات جانبی در خم مخالف برای اصلاح کجی و توازن عدم تقارن استفاده کنید.
بنابراین در این موارد، از تمرینات جانبی به عنوان اصلاحی برای عدم تقارن طبیعی یا کجی در اسبها استفاده میکنیم.
میدانم که ممکن است مجموعهام کمی آسیب ببیند، اما ممکن است نیاز داشته باشم کمی بیشتر در سمت سختتر خم شوم.
این مهم است زیرا اگر نتوانم اسب را راست کنم، هرگز نمیتوانم مجموعهای صحیح به دست آورم.
این مانند راندن یک تیم اسب است که یکی همیشه در بندها شل است و دیگری همیشه بیش از حد کار میکند.
نکته این است که تمرینات جانبی میتوانند کاربردهای مختلفی داشته باشند، اما سوارکار/مربی باید بداند که چه زمانی و آیا بار یا خم را به خطر میاندازد و چرا.
سوارکاران باید بتوانند تفاوتهای سه مسیر، چهار مسیر یا جدا شدن کامل پاهای عقب را بشناسند و احساس کنند.
اگر مربی را متوقف کنید و بپرسید: «چه کار میکنید و چرا؟» او باید بتواند بهطور واضح و قابلفهم توضیح دهد که چه کاری انجام میدهد.
تمرینات جانبی درباره سوارکاری بر اساس یک دستورالعمل یا کتابچه قوانین نیستند.
آنها درباره استفاده از تمرینات برای مقابله با کجی و افزایش درگیری برای کاهش فشار بر جلوی بدن هستند.
پرورش مجموعه و تعادل طولی بهتر، عملکردی متوازنتر و متقارنتر ایجاد میکند و در نتیجه اسبی سالمتر خواهد بود.
Three Track Renvers
Renvers همتای travers است. پای عقب راست در جلوی چپ قرار میگیرد و زیر مرکز جرم حرکت میکند.
کار جانبی عمدتاً تحت تأثیر این معضل بیومکانیکی است: رابطه معکوس بین حرکات جانبی و بار. هرچه بیشتر از اسب خواسته شود به سمت جانبی حرکت کند، کمتر میتواند بار را حمل کند یا جمع شود.
به همین دلیل بسیاری از استادان درساژ درباره حرکت جانبی پا هشدار دادهاند که این حرکت به راحتی میتواند باعث جدا شدن پاهای عقب شود و اثر معکوسی بر جمعآوری داشته باشد.
بنابراین، میزان ایدهآلی از حرکت جانبی پاهای عقب وجود دارد که هنگام تلاش برای توسعه جمعآوری باید رعایت شود.
حرکت جانبی بیش از حد در واقع باعث جدا شدن بخش عقب بدن اسب میشود.
اگر جدا شدن بخش عقب بدن بیش از حد باشد، چگونه اسب میتواند ایستاده بماند؟
پاسخ در قسمت جلوی بدن نهفته است.
قسمت جلوی بدن بار بیشتری را تحمل میکند که این برخلاف هدف تمرین است.
برعکس، اگر حرکت جانبی کافی نباشد، تمرین ارزش چندانی نخواهد داشت.
Four Track Renvers
هنگامی که از اسب میخواهید بیشتر خم شود یا جابجا شود، ممکن است ناخواسته اسب را بیشتر بر روی قسمت جلویی بدن قرار دهید زیرا بخش عقب نمیتواند وزن بیشتری را تحمل کند اگر بیش از حد به طرفین حرکت کند.
من به شوخی گفتهام که سوارکاران باید یک دوره ابتدایی فیزیک بگذرانند، زیرا آنچه این روزها از سوارکاران مشهور و حتی داوران میبینم و میشنوم، یا توضیحات آموزشهای اینترنتی درساژ، بیمعنی و اغلب متناقض است.
چه مشکلی در آموزش سوارکاران درساژ وجود دارد که مفاهیم ساده علمی را به وضوح درک نمیکنند؟
ما به تمرینات جانبی نیاز داریم تا جمعآوری را معرفی کنیم که هنر کنترل تعادل طولی اسب است.
همچنین به تمرینات جانبی نیاز داریم تا عدم تقارن طبیعی یا کجی را غلبه کنیم که هنر کنترل تعادل جانبی است.
بدین ترتیب، ما به اسب کمک میکنیم که نرمتر و انعطافپذیرتر شود و شریک اسبی خود را برای مدت طولانیتری سالم نگه داریم.
منبع: The Horse Magazine